یکشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

درخواست رضا شهابی و شاهرخ زمانی از نقی محمودی برای پیگیری پرونده‌شان


شاهرخ زمانی و رضا شهابی، فعالین کارگری محبوس در زندان رجایی‌شهر کرج، طی نامه‌ای از نقی محمودی، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر خواستند تا پرونده‌ی آن‌ها را در مجامع بین‌المللی پیگیری کند.
این ۲ فعال سندیکایی محبوس در سالن ۱۲ زندان رجایی‌شهر کرج، در این نامه ضمن شرح مختصری از بازداشت و فشارهای وارده بر آن‌ها و نیز برخوردهای غیرقانونی انجام شده از قبیل تبعید و محرومیت از خدمات درمانی مناسب از نقی محمودی خواسته‌اند تا پرونده‌‌شان را در مجامع مختلف از جمله سازمان جهانی کار و شورای حقوق بشر ملل متحد پیگیری کند.
شاهرخ زمانی، عضو شورای نمایندگان کمیته‌ی پیگیری ایجاد تشکل‌های کارگری و عضو هیئت بازگشایی سندیکای نقاشان و کارگران ساختمان در ۱۸ خرداد ماه ۱۳۹۰ در تبریز بازداشت و متعاقبا توسط شعبه‌ی ۱ دادگاه انقلاب تبریز به تحمل ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شد. وی سال گذشته از زندان مرکزی تبریز به زندان رجایی‌شهر کرج تبعید شد.
رضا شهابی، عضو هیئت مدیره‌ی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه نیز بنا بر رای دادگاه تجدید نظر تهران، به تحمل چهار سال حبس تعزیری، پنج سال محرومیت از فعالیت سندیکایی و هفتاد میلیون ریال جریمه نقدی محکوم است.

 تصویر نامه‌ی این دو فعال کارگری در پی می‌آید:

به بهانه اعتراضات دانشجویی 18 تیر :

جنبش آگاه گرایانه دانشجویی در کدام سو باید قرار داشته باشد ؟

(لیبرالی - اصلاح گری یا کارگری – انقلابی)

قبل از توضیح اصل موضوع یاد آوری چند نکاتی ضرورت دارد :
اول : طبق روایت علم تاریخ ، تاریخ بشریت در هر دوره تاریخی مبارزه بین طبقات اصلی جامعه که در مقابل هم قرار داشتند و دارند ، یکی در حاکمیت و دیگر تحت حاکمیت ، یکی ستم کننده و دیگری زیر ستم است .یعنی تاریخ دوره برده داری تاریخ مبارزه برده با برده دای است ،در دوره فئودالی به هر شکلش تاریخ مبارزه میان  ارباب و رعیت بوده و حالا که دوره حاکمیت اشکال مختلف سرمایه داری است تاریخ در واقع مبارزه میان کارگر و سرمایه داری است ، یکی بعنوان مولد تمامی نعمات جامعه، در قالب علت وجودی، تنها جواب ممکن در جهت بقا و هستی و ماهیت و ادامه حیات و جامعه که محصول هستی است و قطب مخالف آن بهره کش اصلی و تصاحب کننده ثروت و قدرت می باشد. در توضیح جامعه شناسی علمی در مناسبات اقتصادی – اجتماعی – سیاسی جامعه روند حرکت و جهت اصلی تکامل جوامع بشری بر کنش و واکنش ، و تضاد دیالکتیکی و اساسی طبقات اصلی جامعه استوار می باشد بطوری که در مرحله بندی تاریخی تمامی تاریخ نگاران علمی مانند ویل دورانت ، ایوانف، پطروشفسکی ، جوامع را با طبقات اصلی مانند برده داری ، فئودالی و سرمایه داری نامیده اند ، بدین جهت لایه های فرعی و میانی بعلت جایگاه جزیی در مناسبات اقتصادی – اجتماعی هویت بخش و تاثیر گذاری چندانی در حرکت و تکامل جامعه نداشته و عمدتا" از آبشخور و اتصال و پیوند با قطب های اصلی(طبقات اصلی) هویت و معنا گرفته اند ،
دوم : اینکه اگر در تعریف گروههای اجتماعی آنها را بخشهای از جامعه تعریف می کنیم که نسبت به تولید ، توزیع و مبادله و سهم دریافتی از تولید اجتماعی موقعیت یکسانی داشته باشد، اما گروه های سیاسی یعنی احزاب و سازمانها به گروههایی اطلاق می شود که بمثابه بخش اگاه ،پیشرو و متشکل وقدرت سیاسی موجود را نمایندگی می کنند  هر گونه خلط مبحث در این دو حوزه به درک سطحی و وارونه راه کارهای غلط منجر خواهد شد ، به عبارت روشن ، رابطه تئوری علمی- انقلابی در قالب احزاب و سازمانهای سیاسی با جنبش عینی مبارزات کارگران و ستمدیدگان یک رابطه وحدت ضدین ، دیالکتیکی و تاثیر متقابل عین و ذهن ، و بر قبول دو اصل استوار است :
1-    روند  تکامل تاریخی را حرکات و مبارزات توده ها می سازندو آزادی ستمکشان بدست خودشان میسر است .
2-    اینکه کارگران بدون درک آگاهی و تئوری انقلابی به عنوان علم شناخت قوانین حرکت و تکامل اجتماعی و علم چگونگی تغییر انقلابی و حاکمیت توده ها و زحمتکشان نمی توانند روند تکامل تاریخ و مناسبات اجتماعی – اقتصادی را در جهت منافع و حاکمیت خود سازماندهی کنند، عمدتا" کارگران بدون درک آگاهی و تئوری انقلابی مبارزاتشان در سطح و به نفع تغییرات سیاسی قطب های قدرت و ثروت طبقات حاکم باقی خواهد ماند، و در بازده و  در راستا ی انقلاب اجتماعی و تغییرات بنیادی و در راستای تعیین سرنوشت اقتصادی – اجتماعی و سیاسی کارگران و ستمدیدگان به خود مدیریتی، خودشان منجر نخواهد شد ،
و همچنین در شرایط خود بیگانگی ، رقابت درونی و فقر مادی و فرهنگی و دوندگی 24 ساعته زحمتکشان برای لقمه ای نان و همچنین تسلط فکری – ایدئو لوژیک بهره کشان این آگاهی از طریق روشنفکران انقلابی و بخش آگاه طبقه کارگر و ستمدیدگان به میان انها برده می شود، پس می توان گفت حزب سیاسی انقلابی کارگری از تلفیق آگاهی انقلابی رهای بخش با جنبش مبارزات کارگران متولد می شود از طرفی اگر تکامل تاریخی بر مبارزه و حرکت طبقه اصلی تاریخ یعنی طبقه کارگراستوار است بنابراین بدون پیوند ارگانیک ،پویا و زنده با این طبقه شناخت مناسبات اقتصادی – اجتماعی – سیاسی ، اشکال مبارزه ، اشکال تشکل و چگونگی سازماندهی آنها و ارایه راه برنامه رهایی و حاکمیت شورایی کارگران ، ره به جایی نخواهیم برد با این توضیحات مقدماتی برای درک اصولی مسئله بر می گردیم به اصل موضوع :
دانشگاه ها در هر جامعه مفروض و درجامعه  سرمایه داری وابسته و انگلی یا بعنوان مراکز تولید و باز تولید نیروهای کار، علمی، فنی ، مدیریتی و انسانی برای مسئولیت و اداره امور آن جامعه عمدتا" بهره کشانه به کار گرفته می شوند از طرفی دانشگاه ها در طول تاریخ مراکز انقلابی ، مبارزات ،مقابله با نابرابری و ناعدالتی و مسائل و تشکیلات ها و کشمکش و مبارزات عمومی و دمکراتیک مردم بوده و هست، دانشگاه در کنار و مرکزیت مبارزات عمومی دمکراتیک مرکز تولید تئوری انقلابی ، فکر و اندیشه رهایی نیز می باشد از 1285 از مدارس دارالفنون تا کنون نطفه های بزرگترین اندیشه ها و احزاب و سازمانهای رهایی بخش سیاسی – انقلابی در دانشگاهها بسته شده است ، دانشگاه و دانشجو دما سنج و میزان الحراره تضاد ها و جدال های درونی جامعه و انعکاس دهنده جریانات اصلی مبارزه طبقاتی و ارایه برنامه های اقتصادی – اجتماعی و سیاسی نسبت به این جریانات بوده و می باشد.بدین لحاظ جنبش آگاه گرایانه دانشجویی از بدو تشکیل خود بیانگر دو اندیشه متضاد، 1- کارگری – سوسیالیستی در اعتقاد به تغییر انقلابی – بنیادی با تکیه بر نیروی توده ها مخصوصا" کارگران 2 -  اندیشه لیبرال – اصلاح گرایانه در سطح رو بنایی و گرفتن سهم بیشتر از قدرت و ثروت حاکم بوده است. ( این دو نحله در خود طبقه کارگر هم که بخش انقلاب و بخش رفرمیست نامیده می شوند  همیشه وجود داشته است ) ، یکی بر انقلاب توده ای سیاسی در ریشه کنی تمامی ارکان و نماد قدرت ادامه بهره کشی و حاکمیت  بلاواسطه و مستقیم و شورایی کارگران و زحمتکشان تکیه دارد، دیگری بر اصلاح امور از طریق انتخابات ، اقدامات بدون خشونت و بدون نابودی ابزار مادی قدرت و بزک کردن چهره جامعه طبقاتی و استبداد تاکید می کند، یکی بیان گر منافع طبقاتی کارگران است ، دیگری سرمایه داران  متوسط  و خرده بورژوازی مرفه را نمایندگی می کند، یکی با جنگ طبقاتی از طریق تظاهرات و اعتصابات اقتصادی و سیاسی در برانداختن بهره کشی و استبداد مبارزه را پیش می برد و دیگری با از طریق سازش و چانه زنی ادامه بهره کشی و دیکتاتوری با وجود تنفر و نا رضایتی 99% جامعه کنار می آید، عدم توفیق بخش رادیکال با توجه به شرایط عینی کنونی  نشانگر بحران هویت طبقاتی کارگران بعنوان رهبر و قطب اصلی انقلاب است، در این راستا عدم شکل گیری آلترناتیو – انقلابی – کارگری برای هدایت و سازماندهی این نارضایتی و تنفر عمومی برای رسیدن به جامعه عاری از بهره کشی نشان دهنده این مسئله است که جنبش آگاه گرانه سوسیالیستی – دانشجویی از اتصال آگاهانه و سازمانگرانه با پایه اجتماعی خود یعنی خانواده های  50 میلیونی کارگری نا توان بوده است، و در سازماندهی کلیه اشکال مبارزه طبقاتی وی بعنوان نیروی اصلی تغییر و تحول جامعه دور بوده و علی رغم  وجود بهترین زمینه فعالیت به لحاظ بحران اقتصادی – سیاسی در حاکمیت سرمایه داری و همچنین بحران فکری و تشتت در میان اصلاح طلبان حکومتی به عنوان پایان سوپاپ اطمینان دیکتاتوری نتوانسته از شرایط مساعد موجود در ارایه برنامه انقلابی و ارتباط ارگانیک با طبقه کارگر در ایجاد حزب سیاسی استفاده کند. بنا براین جنبش آگاه گرایانه سوسیالیستی دانشجویان باید در کنار پیشبرد مبارزات عمومی – دمکراتیک خود در راستایی پیوند مبارزاتی – تشکیلاتی با کارگران بعنوان و طبقه اصلی خود و خروج از بحران هویت کنونی گام استوار و مداومی بر دارند که نجات کشور ایران در گرو سازماندهی طبقه اصلی(طبقه کارگر) جامعه یعنی طبقه رهایی بخش 50 میلیونی کارگران است.
 فردا دیر است از امروز آستین ها را بالا بزنیم که رهایی کارگران رهایی کل ملت ایران است

زنده باد پیوند اگاهانه جنبش دانشجویی و جنبش مبارزاتی کارگران

پیش به سوی ارتباط ارگانیک با طبقه کارگر ایران


حیدر عمواغلو
اسدالله غفار زاده

22/4/1393

١١ مرداد ، ٢ اوت، روز جهانی حمایت از رضا شهابی، بهنام ابراهیم زاده و شاهرخ زمانی سه تن از چهره های شناخته شده کارگری

رضا شهابی موقتا به اعتصاب غذایش خاتمه داد، او باید فورا از زندان آزاد شود


بنا بر خبر منتشر شده از سوی هیات موسس سندیکای نقاشان استان البرز امروز یکشنبه ٢٩ تیر ماه  رضا شهابی از رهبران شناخته شده کارگری و عضو هیات مدیره سندیکای واحد پس از مذاکراتی با خدابخشی معاون زندان در بیمارستان خمینی موقتا به اعتصاب غذای خود خاتمه داد. در این گفتگو توافق بر این شده است که رضا بمدت سه روز موقتا  به اعتصاب غذای خود خاتمه دهد و خدابخشی در مدت سه روز مراحل قانونی برای دادن مرخصی استعلاجی کامل را انجام بدهد.

پایان دادن به اعتصاب غذا و ادامه کارزار در حمایت از خواستهای رضا شهابی و همه زندانیان سیاسی در بند، خواست ما و خواست همبندانش و بسیاری از انسانهای آزادیخواهی بود که خطاب به او نامه دادند و از مبارزاتش حمایت کردند و بر کمپینی وسیع در حمایت از او تاکید گذاشتند. خوشحالیم که امروز بخشی از خواستهای رضا شهابی پاسخ گرفته است.

رضا شهابی در ٢١ تیر ماه بدنبال اعتراضی جانانه علیه فشارهای رژیم اسلامی در زندان و محرومیتش از درمان و نیز بدنبال کارزاری جهانی، به بیمارستان امام خمینی انتقال یافت. اما مقامات قضایی اسلامی در بیمارستان نیز رضا را با دستبند به تخت زنجیر کردند و حتی به او اجازه ملاقات به خانواده اش را  نمیدادند. از همین رو رضا به اعتصابش ادامه داد و اعلام داشت که تا وقتی به خواستهایش پاسخ داده نشود به اعتصاب غذای خود خاتمه نخواهد داد.  تا اینکه مقامات زندان دستبند را از دستان او باز کردند و به او اجازه ملاقات با خانواده و دوستانش را دادند. اما رضا همچنان به اعتراضش ادامه داد و خواستار پاسخگویی صریح مقامات زندان به خواستهای فوری اش بود. در نتیجه مقامات زندان ناگزیر به نشست با او شدند و بنا بر توافق ٢٩ تیر ماه رضا شهابی با آنان تصمیم بر این شد که او  در قبال وثیقه به مرخصی استعلاجی کامل در خانه بدون هیچ گونه محدودیتی از طرف زندان تا مداوای کامل، اعزام  شود و پس از اتمام مداوا با تشخیص پزشک به زندان بازگردد. بدین ترتیب رضا شهابی پس از مبارزه ای جانانه بر سر حق و حقوقش، در این روز موقتا به اعتصاب غذای خود خاتمه داد.

 پزشکان معالج رضا گفته اند که او باید زیر عمل جراحی دیسک کمر قرار گیرد. اما وضعیت جسمانی اش برای این عمل آماده نیست و در صورت انجام عمل جراحی در وضعیت کنونی، خطر مرگ او را تهدید میکند. رضا شهابی در زندانهای رژیم اسلامی چنین وضعیتی پیدا کرده و به مرز فلج شدن رسیده است. جمهوری اسلامی در قبال جان او و وضعیت جسمانی وخیم او مسئول است. رضا شهابی باید فورا آزاد شود.

اینکه امروز مقامات جمهوری اسلامی زیر فشار اعتراضات رضا شهابی و کارزاری جهانی به قبول بخشی از خواستهای رضا تن داده اند،  یک موفقیت برای او و بطور واقعی برای همه زندانیان سیاسی در بند است که محرومیت از درمان بخشی از شکنجه های رژیم اسلامی در قبال جان آنان است. این موفقیتی است که نتیجه پنجاه و یک روز مبارزه رضا شهابی و کارزاری جهانی در حمایت از او و کارگران زندانی در ایران است. کارزاری که یکسر آن سنندج و سر دیگرش در اقصاء نقاط جهان بود. کارزاری که در زندان و در بیرون از زندان جریان داشت و طومار ها جمع شد و تشکلهای مختلف کارگری با بیانیه هایشان آنرا حمایت و پشتیبانی کردند. این کارزار تا آزادی بدون قید و شرط رضا شهابی باید ادامه یابد.

بعلاوه بهنام ابراهیم زاده یکی دیگر از رهبران کارگری دربند در موقعیت اضطراری قرار دارد. او همچنان در بند ٢٠٩ اوین زیر فشار بازجویی قرار داشته و همراه با وی همسرش و فرزند ١٥ ساله او نیما که به بیمارستان خطرناک سرطان مبتلاست، زیر فشار و اذیب و آزار قرار دارند.

کمپین برای آزادی کارگران زندانی در رابطه با وضعیت کارگران زندانی رضا شهابی، بهنام ابراهیم زاده و شاهرخ زمانی سه چهره دفاع از آزادیخواهی و انسانیت در زندانهای رژیم اسلامی، کمپینی را به پیش میبرد و در این راستا روز ١١ مرداد  برابر با  ٢ ماه اوت را روز جهانی حمایت از این کارگران و تمامی کارگران زندانی اعلام میکند.

خواستهای فوری ما  عبارتند از: اجرای کامل خواستهای فوری رضا شهابی و توافقات انجام شده با او، مرخصی بهنام ابراهیم زاده از زندان و اختصاص امکانات درمانی فوری به وی که زیر شکنجه های رژیم اسلامی به بیماریهای بسیاری مبتلا شده است.

رضا شهابی، بهنام ابراهیم زاده، شاهرخ زمانی و همه کارگران زندانی و زندانیان سیاسی باید فورا از زندان آزاد شوند. بهنام باید کنار فرزند بیمارش باشد.

کمپین برای آزادی کارگران زندانی
٢٩ تیر ۱۳۹۳ ٬ ٢٠ ژوئیه  ۲۰۱۴

تنها راه مقابله با اعمال ضد کارگری

 متشکل شدن در تشکل کارگری است

نمونه های از اعمال ضد کارگری :

رد بیمه بیکاری برای کارگران و جوانان جویای کار توسط شورای نگهبان .


یعنی صدور حکم گسترش گرسنگی ، بی سوادی ، فساد ، فحشا ، اعتیاد و طلاق برای خانواده میلیون ها کارگر توسط شورای نگهبان :

در یکی از ثروتمند ترین کشور جهان ، با رتبه دهم معدن دنیا ،بعنوان بهشت طبقه سرمایه داری و دولت مولتی میلیادر ها با تصویب دستمزد های یک چهارم زیر خط فقر ، رواج قرار دادهای سفید امضا و موقت و با نا بودی امنیت شغلی و نا امنی اجتماعی ، حذف یارانه ها ،صعود نجومی و هر روزه قیمت مایحتاج روزمره  مردم ، خصوصی سازی و یا صحیح تر بخوانید خودمانی سازی کردن امکانات ملی – مردمی در حوزه های تولید ، بهداشت و درمان ، آموزش و تحصیلات ، ورزش و تفریحات و تبدیل این حوزه ها به کیسه پول مافیای ثروت و قدرت، بر داشتن گمرکات مرزی ، واردات کالاهای بنجل توسط رانتخواران دولتی و خودی ، نابودی تولیدات داخلی و بیکار سازی و بینوا سازی میلیون ها کارگر ، حذف تمامی قوانین حمایتی از قانون کار و دیگر قوانین و کلا" نابودی تامینات اجتماعی و دیگر سیاستهای ضد کارگری، طبقه 50 میلیونی خانوار کارگری را در فلاکت عمومی و فقر و تنگ دستی غوطه ور ساخته است ، مردم توان بلند شدن از زیر بار سنگین تورم افسار گسیخته که رتبه دوم جهان را نسیب ایران کرده را ندارند ، در چنین شرایطی و برای حفظ ادامه بهره کشی و غارت مولتی میلیادر ها ، دولت سرمایه داری با نقض آشکار قوانین مورد تصویب و تائید خود در سطح جهانی و ملی مانند اصل 26 و 27 قانون اساسی ، مقاوله نامه های 98 و 87 سازمان جهانی کار در آزادی تشکل مستقل کارگری و آزادی حق اعتراض و مذاکره و تجمع بصورت اعتصاب و راهپیمایی ، طبقه کارگر را که مولد تمامی ثروت های جامعه است ، از تنها وسیله  دفاع قانونی خود در مقابل یکه تازیهای و  هجوم نا جوانمردانه به هستی خانواده اش در عرصه نان، مسکن ، کار ، حق تحصیل و امنیت شغلی ، دستمزد شایسته محروم ساخته است .
در ادامه سیاست فوق، با سرکوب تمامی تشکل های سندیکایی و ... ، اخراج ، دستگیر و زندانی کردن فعالین کارگری،عملا" کشور را به گلستان و بهشت سرمایه داران و جهنم و مرگ تدریجی برای کودکان و کارگران تبدیل کرده است .
با این اوصاف، عدم پذیرش شکایت کارگران به خاطر 6% پایین بودن حداقل دستمزدها نسبت به نرخ تورم سال نود و سه، از طرف دیوان عدالت اداری و رد دو باره لایحه بیمه بیکاری توسط شورای نگهبان با بهانه اینکه "ایجاد بار مالی می کند"، با توجه به اینکه قانون بیمه بیکاری در عقب مانده ترین کشور ها نیز وجود دارد،به چه معنای است؟ (با چنین رویکرد شورای نگهبان به قانون و حمایت از سرمایه داری همین روز ها باید در انتظار تحمیل قانونی باشیم که مردم نباید نان و آب بخورند چون " ایجاد بار مالی می کند")
شورای نگهبان با رد غیر قانونی طرح بیمه بیکاری، باعث می گردد جوانان جویای کار از بیمه بیکاری محروم شوند،این شورا با رد لایحه فوق ضمن اینکه به اثبات میرساند که دشمن جوانان و کارگران است در همین حین مرتکب جرم زیر پا گذاشتن قانون می شود، ما با استناد به قانون اساسی جمهوری اسلامی می گوییم حکومت جمهوری اسلامی حتی قوانین مورد تصویب خودش را نیز رعایت نمی کند، در قانون اساسی بخشی از وظایف شورای نگهبان را به صورت زیر بیان می کند:

وظایف و اختیارات شورای نگهبان: ...

ب- وظایف و اختیارات مجمع فقها و حقوقدانان:
۱- پاسداری از قانون اساسی ...
 در اصل 29 قانون اساسی که شورای نگهبان وظیفه پاسداری از آن را دارد آمده است : "بر خورداری از تامین اجتماعی از نظر باز نشستگی ، بیکاری ، پیری ، از کار افتادگی ، بی سرپرستی ، در راه ماندگی ، حوادث و سوانح و نیاز به خدمات بهداشتی و درمان و مراقبت های پزشکی به صورت بیمه و غیره حقی است همگانی ..." و دولت را مکلف کرده طبق قوانین از محل در آمدهای عمومی و در آمدهای حاصل از مشارکت مردم ، خدمات و حمایت های مالی فوق را برای یک به یک افراد کشور تامین کند" ، همچنین در اصل سوم بند 12 که می گوید : "پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت اتخاذ رفاه و رفع فقر و بر طرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه ، مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه..." و همچنین در فصل سوم قانون اساسی ( حقوق ملت ) در مورد" ... جان و مال و حیثیت ، مسکن ، بهداشت ، درمان و تحصیل رایگان ، کار شایسته ..." و غیره برای عموم می باشد می بینیم که شورای نگهبان نه تنها در جهت اجرایی شدن این اصول قدم بر نمی دارد بلکه خودش این اصول را زیر پا گذاشته مرتکب عمل ضد قانون می شود.
آیا شورای نگهبان به این مسئله توجه دارد که تنها کسانی که مالیات به موقع پرداخت می کنند، فقط کارگران و مزد بگیران هستند، نه سرمایه داران، نه کارخانه داران  و نه بازاریان و غیره ... بنا براین اگر مالیات و بیمه های دریافتی از کارگران و مزدبگیران را برای خود کارگران و خانواده های آنها هزینه کنند ، کارگران هیچ نیازی به بذل و بخشش و ترحم و مصوبه های حمایتی عوامل سرمایه داری نخواهند داشت، در حالی که منابع مالی انباشت شده از محل مالیات های دریافت شده از کارگران را بین حاکمان ، آقازاده ها و سرمایه داران به شکل های دستمزد ها و پاداشهای بالا ، رانتها و اختلاس ها و دزدی های کلان تقسیم می کنند نزدیکترین مثال ها عبارتند از اختلاس از سازمان تامین اجتماعی و اختلاس ها در بانک ها و ... است.
چطور بودجه برای دزدی علنی میلیاردی  دولتی ها دارید؟
چطور بودجه برای دادن وام  های میلیاردی و پشت سر هم بدون اینکه وام قبلی تسویه شده باشد آنهم بدون تضمین و پشتوانه برای حکومتی ها ، خودی ها و آقازاده ها دارید؟
ولی برای کارگران بعد از ماه ها دوندگی و فراهم کردن شرایط بانکی(ضامن و وثیقه های لازم) برای اخذ وام و با معرفی نامه اشتغال بکار سه نفر بعنوان ضامن برای دریافت یک میلیون ودیعه مسکن ، موفق به دریافت وام نمی شوند و هر بار مراجعه برای دریافت وام رئیس بانک اعلام می کند که هنوز اعتبار و بودجه مورد نیاز برای پرداخت وام وصول نشده است؟
آقایان عضو شورای نگهبان چرا در این موارد سکوت اختیار می کنید؟
آقایان عضو شورای نگهبان چطور در مقابل حیف و میل بیت المال و حراج کارخانجات سازمان تامین اجتماعی که از طریق مالیات های کسر شده بطور مستقیم از کارگران که عرق جبین کارگران است خریداری شده اند ، توسط اقا زاده ها و خودیتان که این عمل دزدی مستقیم اموال کارگران است مهر سکوت بر لب و دهانتان می زنید؟
ولی وقتی نوبت به بیمه کارگران بیکار می رسد که بعنوان حق قانونی کارگران و جوانان جویای کار است و بر اساس اصول 3 و 29 حق قانونی است، قانون اساسی را دست آویز قرار می دهید؟ آنهم با علم براینکه بدون این حق قانونی مقوله های که با وجود جمهوری اسلامی هر روز گسترده تر می شوند چقدر مردم ، بخصوص کارگران را گرفتار کرده اید؟
مانند فقر ، گرسنگی ، اعتیاد ، فساد و فحشا ، طلاق ، جرم و جنایت و ... در جامعه گسترش می یابند ، که این گسترش یافتن محصولی از موجودیت جمهوری اسلامی است.
چطور نزدیک به 600 نفر آقازاده 150 هزار میلیارد تومان پول بانکها را با گردن کلفتی پس نمی دهند و باعث اختلاف در روند اقتصادی ، بیکاری و فقر و گرسنگی میلیون ها خانواده ی کارگری می شوند؟! ولی با آنها با احترام بر خورد می کنید ؟
اما دو کودک کارگری که بخاطر گرسنگی و خرید دارو برای مادر بیمارشان مجبور به سرقت 70 هزار تومان می شوند به دستور دادگاه های شما به دار اویخته می شوند ؟ این دو کودک درست به بدستور همان حکومت و همان دادگاه های که اختلاس و دزدی کنندگان حکومتی را کاملا" ازاد گذاشته اند ، به دار آویخته می شوند.
آیا این است نگهبانی از اجرا شدن قانون اساسی و یا دیگر قانون ها ؟
اما سوال اساسی اینکه در مقابل این همه تبعیض و نا عدالتی و فقر و نابرابری چاره خانواده ی 50 میلیونی کارگران چیست؟
چاره ما کارگران در مقابل سیاست های غارتگرانه و تشدید بهره کشی و تزریق جهل و فقر و گرسنگی دولت سرمایه داری ، وحدت و همبستگی و تشکیل تشکل های مستقل کارگری است ، اخیرا" هم به نقل از خبر گزاری های مورخ 16 تیر 93 روزنامه شرق متوجه شدیم که برای تغییر شرایط استفاده از بیمه بیکاری تصمیماتی گرفته شده است که شرایط استفاده از بیمه بیکاری را برای کارگران اخراجی سخت تر می کنند.

شیوه نامه جدید استفاده از بیمه بیکاری!!!

کسانی که شیوه نامه جدیدی به منظور نحوه استفاده از بیمه بیکاری تدوین می کنند انهم به دور از چشم کارگران و نمایندگان واقعی انها ، معتقد هستند که افراد باید همیشه اماده به کار باشند و در صورت پیشنهاد یک شغل جدید بدون توجه به نوع و کیفیت و شرایط آن ، سریعا" آن را پذیرفته و مشغول بکار شوند، آشنایی کامل به قوانین جاری و  مادر در کشور ندارند . اصل 28 قانون اساس می گوید: " هرکس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست ، بر گزیند"  و هم چنین اصل 43 قانون اساسی می گوید: " برای تامین استقلال اقتصادی جامعه و ریشه کن کردن فقر و محرومیت و بر اوردن نیاز های انسانی در جریان رشد ، با حفظ آزادگی او ..." و همچنین بند 4 این اصل به صراحت بیان می کند: " که رعایت آزادگی انتخاب شغل و عدم اجبار افراد به کاری معین و جلو گیری از بهره کشی از کاردیگری ..." . با استناد به این مواد مشخص می شود که افراد فوق هیچ گونه آشنایی به قانون ندارند و بدون در نظر گرفتن منافع و ازادی کارگران و عدم آگاهی به قوانین و  حقوق صد در صدی ملت دست به تدوین چنین شیوه نامه های ضد کارگری و ضد انسانی می زنند. (باید دست این افراد از حوزه و عرصه قانون گذاری کوتاه شود. )
آقایان عضو شورای نگهبان شما اگر قانون گذارید؟ شما اگر مفسر قانون هستید؟ شما اگر شورای نگهبان قانون اساسی هستید؟ شما اگر حقوق دان هستید؟ شما اگر واقعا این ها که ادعا می کنید هستید؟ فکر می کنید همه ی اینها هستید ؟ پس چگونه است که نمی توانید ببینید یا متوجه شوید که شیوه نامه فوق تمامی اصول و مواد قانون اساسی  که شما قرار است نگهبانش باشید نقض کرده و زیر پا می گذارد؟ و شما ککتان هم نمی گزد ؟ این چگونه نگهبانی، انجام وظیفه در قبال دستمزد های هنگفتی که از دارای و ثروت مردم می گیرد هست؟ آیا وظیفه شما این نیست که در قبال دریافت دستمزد های هنگفت از قانون اساسی نگهبانی کنید ؟ یا حداقل پس از 36 سال اعلام کنید که جمهوری اسلامی از اجرایی کردن قانون اساسی خودش ناتوان است؟ تا مردم تکلیفشان روشن شود ، این وظیفه شما است که از اجرایی شدن قانون اساسی نگهبانی کنید و در صورت به وجود آمدن قوانین مخالف قانون اساسی مقابله کنید و در صورت نا توان از نگهبانی صادقانه به کارفرمای خودتان که به شما حقوق می دهد یعنی مردم اعلام کنید که از انجام وظیفه ناتوان هستید ، اما شما نه تنها از قوانین ضد قانون اساسی جلوگیری نمی کنید بلکه هر چه قانون ضد مردمی است تایید می کنید و هر چه قانون به سود مردم است رد می کنید آیا این خدمت به مردم است یا...؟ و در مقابل این ضدیت و دشمنی با کارگران و مردم حقوق های هنگفت می گیرید. راستی آن صداقتی که همیشه ازش حرف می زنید پس از 36 سال هنوز زمانش نرسیده است؟
اگر خودتان حقوق نمی دانید و بر اثر وجود قدرت و ثروت به این مقام دست یافتید باید بدانید شیوه نامه فوق کاملا" با اصول قانون اساسی مغایر است و ما کارگران به راحتی از کنار این رفتار های ضد کارگری و ضد مردمی نخواهیم گذشت و بدون اتلاف وقت نسبت به این تصمیمات ضد کارگری و برده داری نوین و سکوت شما به عنوان نگهبان قانون اعتراض خواهیم کرد و از تمامی کارگران می خواهیم در مقابل چنین حرکت های ضد کارگری دست به اعتراض بزنند و اجازه ندهند سرمایه داران با مباشری شما و دیگر دوستانتان حکومت نان کودکانشان را بدزدند.

دوستان کارگر :

موارد گفته شده در بالا نمونه های کوچکی از عملکرد نیروها و مقامات قانگذار و اجرایی و قضایی حکومت جمهوری اسلامی علیه ما کارگران است و ثابت می شود که تنها راه دفاع از حقوق خودمان متشکل شدن ما در تشکل های کارگری و همبستگی طبقاتی است بنا براین ما روی مطالباتی مانند :
بیمه بیکاری و همگانی ، اشتغال دائم ، امنیت شغلی ، دستمزد متناسب با تورم ، حق ایجاد تشکل و حق اعتصاب  و راهپیمایی ، حق انتخاب نمایندگان واقعی کارگری ، حق بستن قرار داد های دسته جمعی و تدوین قانون کار مترقی و برای تضمین این حقوق و دیگر خواسته هایمان که باید توسط نمایندگان واقعی خودمان باشد. با تمام توان و جانمان ایستادگی خواهیم کرد.
نمایندگان واقعی کارگران کسانی هستند که با حضور مستقیم خود کارگران و بدون دخالت کارفرما ، بدون دخالت دولت و بدون دخالت تشکل های دولتی انتخاب شده باشند. ما کارگران  باید با نیروی سراسری خودمان دست به ساختن تشکل های خود بزنیم و در تشکل های سراسری کارگری گرد آیم در غیر این صورت هر گز به خواسته هایمان دست نخواهیم یافت .

رضا شهابی : عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد تهران
شاهرخ زمانی : عضو هیات موسس بازگشایی سندیکای نقاشان ساختمانی و تزئینات تهران

17 /4/1393

بیانیه شماره 75– موافقت نماینده دادستان با مرخصی پزشکی رضا شهابی – پایان اعتصاب غذای رضا

در 50 امین روز اعتصاب غذای رضا شهابی در روز یکشنبه 29 تیر ماه آقای خدابخشی نماینده ی دادستان تهران با مراجعه به بیمارستان بر بالین رضا حاضر شد و با توجه به وخامت وضع جسمی رضا از جمله خونریزی شدید معده، لاغری، بی حسی و مشکلات عدیده ی جسمی در حضور رضا و همسرش اعلام نمود که با مرخصی پزشکی رضا موافقت می کند و از رضا نیز درخواست نمود که اعتصاب غذای خودش را متوقف نماید.
رضا شهابی با توجه به اظهارات نماینده ی دادستان مبنی بر آغاز روند صدور مرخصی پزشکی از ابتدای ساعات اداری پیش رو، که در واقع اجرایی شدن خواسته های وی می باشد اعلام نمود نظر به درخواست اکید دوستان، فعالین کارگری، تشکل ها و نهادهای داخلی و خارجی و نیز درخواست همسر و اعضای خانواده اش در 50 امین روز اعتصاب (از ساعت 7 عصر یکشنبه 29 تیرماه 93) دست از اعتصاب غذا بر می دارد؛ اما چنانچه کوچکترین ممانعت یا تغییری در روند اجرایی شدن خواسته هایش ایجاد گردد مجدداً اعتصاب غذای خود را از سر خواهد گرفت و تن به عمل جراحی نیز نخواهد داد.
در صورت صدور مرخصی پزشکی، رضا شهابی با عمل جراحی که باید هر چه سریعتر انجام گیرد موافقت خواهد نمود. پزشکان معالج با توجه به اوضاع جسمی رضا انجام عمل جراحی و نیز مرخصی پزشکی بعد از عمل را برای سلامتی رضا و خروج وی از این بجران و وخامت جسمی ضروری اعلام کرده اند.

کمیته دفاع از رضا شهابی
29 تیرماه 1393
شماره تلفن سخنگوی کمیته دفاع از رضا شهابی، آقای محمود صالحی: ٠٩٣۵٧٣۵٣۴١٢
 k.d.shahabi@gmail.com
www.k-d-shahabi.blogspot.com



برخی از نامه های حمایتی از رضا شهابی

در صفحه زیر می توانید تعددی از نامه های را که تشکل های کارگری کشور های مختلف بخصوص فرانسه به حمایت از رضا شهابی و دیگر کارگران زندانی نوشته اند مشاهده کنید 


فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل خواهان آزادی رضا شهابی شد

رضا شهابی  هم اکنون  نزدیک به 50 روز است  که در اعتراض به وضعیت خود  در اعتصاب غذا بسر می برد.  او در نامه ای به مسئولان قضایی و امنیتی  رژیم جمهوری سلامی خواسته های  خود را به شرح زیر طرح و  خواهان بر اورده شدن انها شده  است :
1- بازگشت به بند 350 زندان اوین  چنانچه قرار شود به زندان بازگردد.
2- مرخصی استعلاجی کافی قبل و بعد از عمل جراحی دیسک کمر
3- اجرای ماده 134 قانون مجازات اسلامی جدید (قانون تجمیع)
4- آزادی مشروط
در طی این مدت، حمایتهای گسترده ای در کشورها مختلف جهان از رضا شهابی بعمل امده است. فدراسیون  جهانی کارگران حمل و نقل، ای تی اف،  با انتشار بیانیه مطبوعاتی  در 11 ژوئیه 2014 خواهان آزادی رضا شهابی، فعال  کارگری و عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه شد.  در بیانیه مطبوعاتی فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل،  بعد از اشاره  به وضعیت  رضا شهابی و در خواست آزادی او، قسمت هایی از نامه آقای استیو کاتون،  کفیل دبیر کل این فدارسیون  به حسن روحانی نقل شده است. در بخشی از این نامه  که برای حسن روحانی ارسال شده است استیو کاتون می گوید: 
 " آی تی اف چندین بار به دولت شما نامه نوشته و تقاضای آزادی رضا شهابی و تضمین فراهم ساختن معالجات ضروری برای  او را کرده است. آی تی اف همچنین در چندین مورد تعهدات  کشور شما مبنی بر رعایت حقوق بین المللی مبنی  بر حقوق بشر و استانداردهای بین المللی کار، و به ویژه  حق آزادی تشکل و قراردادهای دسته جمعی  را به شما یاد اور شده است.
در واقع،  در گزارش ILO سال 2014  ( سازمان جهانی کار)  به کمیته مدیریت این سازمان،  مجددا  به این تعهدات  تاکید شده است.  در گزارش چنین امده:  
"  در ارتباط با وضعیت آقای شهابی، دولت ایران می گوید  به تلاش های سازنده خود برای آزادی مشروط و عفو  ایشان از طریق کانال های قانونی ادامه می دهد. دولت ایران یاد اور می شود که  در ملاقات با مدیر گروه استانداردهای بین المللی کار سازمان جهانی کار، در 17 آوریل 2012 ،  وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به تمایل دولت ایران برای  آزادی فوری آقای شهابی مجددا تاکید کرد است و به معاون خود در امور بین المللی  دستور داده  تا این مورد را از نزدیک دنبال کند.
 در رابطه با اتهام بدرفتاری با آقای شهابی، دولت ایران  می گوید که هرگونه ادعایی مبنی بر  بد رفتاری  با مظنونان و افراد بازداشت شده، صرف نظر از اتهامات عنوان شده علیه آنها، موضوع مجازات  قانونی قرار گرفته و عاملان آن به جرم بدرفتاری و سهل انگاری در انجام  وظایف، تحت پیگرد قرار می گیرند و درصورتی که  مجرم شتاخته شوند مجازات خواهند شد. و  از این لحاظ ، آقای شهابی چنانچه بخواهد می تواند با استناد به  قانون اساسی و حق قانونی خویش  خواهان استراد حقوق خود شود.  
 در رابطه با اتهام سهل انگاری و  کوتاهی در تامین  نیازهای پزشکی فوری آقای رضا شهابی در طول مدت زندان،  دولت ایران می گوید که اداره کل زندانها و اقدامات تامین و تربیتی، مسئول ایمنی، امنیت و سلامت زندانیان است.  و ماده ها و بند های  مختلف مقررات اجرایی  بخش نامبرده  طبق قانون ، این  اداره را ملزم می سازد که  به طور مداوم به وضعیت عمومی و فردی زندانیان نظارت داشته باشد وبه نیار های آنان فورا رسیدگی کند.
بند (1) ماده 44 از مقررات اجرایی زندان ها، بازرس زندان را ملزم به نظارت دقیق بر هر گونه تخلف از حقوق مشروع زندانیان می کند. دولت می گوید که، متوجه اهمیت ارائه گزارش دقیق از چگونگی  معالجه پرشکی آقای شهابی هست و تعهد می دهد که گزارش  دقیقی از درمان های پزشکی رضا شهابی را به این  کمیته  ارائه دهد. دولت ایران می گوید که رضا شهابی قبلا در بیمارستان برای مهمیز استخوان تحت درمان بوده است."
بیانیه مطبوعاتی فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل سپس می افزاید:
"با وجود این اظهارات توسط  دولت ایران و تکرار بر انجام  تعهدات خود در ارائه  خدمات درمانی مناسب، این وعده ها به طورمرتب شکسته شده است.  علاوه بر این، شهابی به تازگی از بند 350 زندان اوین تهران به زندان رجایی شهر در کرج منتقل شده است.  گزارش شده است که او در اعتراض به  انتقال به  این زندان که در آنجا زندانیان سیاسی و تبهکاران با هم در یک جا نگهداشته می شوند، اعتصاب غذا کرده است.
با توجه به بدتر شدن سلامتی شهابی و وخامت حال  او، دولت ایران باید  بی درنگ اقدام کند.  آی تی اف  یک بار دیگر موضع خود را قویا تکرار می کند که هیچ کارگری به دلیل فعالیت های اتحادیه ای نباید زندانی شود، چه رسد به این که با او به گونه ای رفتار شود که  مصداق شکنجه عمدی است . اتحادیه های عضو آی تی اف، خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط رضا شهابی هستند. تا زمان آزادی او، فدراسیون همچنین خواستار آن است که از  سلامت روحی وجسمی شهابی مراقبت شود.
آی تی اف، وضعیت ( رضا شهابی ) را همچنان  به دقت پیگیری خواهد  کرد.  .آی تی اف   و نیز آی تی یو سی   ( کنفدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری ) در این باره به  سازمان بین المللی کار، نامه نوشته اند. این سازمان گفته است  که از تقاضای آزادی بی قید و شرط شهابی و ارائه درمان پزشکی مناسب و ضروری به او  پشتیبانی می کند.
فدراسیون همچنان به حمایت های خود از اعضایش در سراسر جهان ادمه خواهد داد و  اعضای این فدراسیون  در صورت لزوم  از تلاش برای نشان دادن همبستگی خود  دریغ نخواهد کرد".

ترجمه و بازتکثیر از اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران


همصدا با یکدیگر به دفاع از رضا شهابی برخیزیم

اکنون نزدیک به  50 روز است که رضا شهابی دراعتصاب غذا به سر می برد! زندگی و سلامت این کارگر مبارز زندانی در خطراست! رضا شهابی جان خود را وثیقۀ افشای بی عدالتی و ستمگری قوۀ قضائیه و مسئولان زندان ها و هیئت حاکمۀ ایران قرارداده است!
رضا شهابی چه می گوید و چرا به زندان محکوم شده و اینگونه مورد ستم و تعدی قرار می گیرد؟ او
کارگرمبارزی است که مقتضیات کار و زندگی اش او را به واکنش علیه قوانین ضد کارگری واداشته است. او به عنوان یک کارگر، نابرابری اقتصادی و اجتماعی را در محیط کار و زندگی اجتماعی خود تجربه کرده است. حساسیت و هوشیاری اش نسبت به نابرابری و تضاد طبقاتی موجود در جامعه او را در جایگاه یک کارگر آگاه و مبارز قرارداده است که برای تأمین خواست هایش که همانا خواست طبقۀ کارگر نیز می باشد از فدا نمودن جان خویش نیز دریغ نمی ورزد.
رضا شهابی می گوید: کارگران حق دارند که برای دفاع از منافع طبقاتی خود مبارزه کنند و از تشکل مستقل طبقاتی خویش برخوردارباشند. به همین دلیل او به همراه رفقای کارگر شرکت واحد اتوبوسرانی تهران برای ایجاد سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه وارد عرصۀ مبارزه گردید. با پافشاری و مبارزه اش در امر احقاق حقوق کارگران بود که با رأی عمومی همکارانش به عضویت هیئت مدیرۀ سندیکای شرکت واحد برگزیده شد. او در پاسخ به اعتماد دوستانش عزم و ارادۀ خود را برای دفاع از آزادی تشکل مستقل کارگری و آزادی اعتصاب به عنوان یکی از ابزارهای مبارزۀ طبقۀ کارگر در جهت تأمین مطالبات اقتصادی و سیاسی جزم نموده است. او تصویب مزد زیر خط فقر از جانب شورای عالی کار و وزیر و نمایندگان ضدکارگری را متناسب با هزینۀ خانوار کارگری نمی داند و برای افزایش مزد و همچنین پرداخت حقوق معوقه کارگران مبارزه می کند. خواست دیگر او آزادی زندانیان سیاسی و آزادی کارگران زندانی و بازگشت به کار و پرداخت مزد زمان محکومیت آنان می باشد.
رضا شهابی به دلیل بیان این گونه مطالبات و برافراشتن پرچم مبارزه علیه قوانین سرمایه داری مورد خشم مسئولان ضدکارگری قرارگرفته است. او را در زندان نیز آسوده نمی گذارند و دائم مورد ستم و اذیت و آزار و بی حرمتی قرارمی دهند. مسئولان قضائی و امنیتی رژیم برای پایین آوردن شأن و منزلت او مدام او را زیر فشار قرار می دهند و حتی از درمان وی نیز ممانعت به عمل می آورند. سلامت و جان رضا شهابی برای آنها بی ارزش است و مرگ این کارگر مبارز را آرزو می کنند.
بدون شک دشمنان رضا شهابی نباید به این آرزوی پلیدشان دست یابند. طبقۀ کارگر ایران و همۀ مدافعان آزادی طبقۀ کارگر و همچنین کارگران و سازمان های بین المللی کارگری رشادت و آشتی ناپذیری رضا شهابی را می ستایند و حفظ جان این رفیق کارگر را برای استمرار مبارزه در راه آزادی طبقۀ کارگر امری جدی و مهم تلقی می کنند. از این رو بی آنکه ذره ای در شایستگی و خستگی ناپذیری رضای عزیز در مبارزه به ضد ستم طبقاتی تردیدی داشته باشیم، در اقدامی مشترک دستان توانمند ایشان را می فشاریم و به عنوان بخشی از جنبش کارگری ایران پایان پیروزمندانۀ اعتصاب غذای رفیق شهابی را در پیشگاه طبقۀ کارگر طلب می نماییم. سلامت و پیشگامی او در مبارزه لازمۀ نبرد متحد همۀ کارگران از جمله برای تحقق خواست های او است. اتحاد و همبستگی طبقۀ کارگر توصیۀ خود اوست. ما نیز در این پیام به خواست او که وحدت و یکپارچگی در صف طبقۀ کارگر است پاسخ گفته ایم .
برای آزادی همۀ زندانیان سیاسی و همۀ کارگران زندانی مبارزه ای سراسری را سازماندهی کنیم
ننگ و نفرت بر استبداد و دیکتاتوری
زنده باد آزادی
کارگران پروژه های پارس جنوبی
فعالان کارگری ضد سرمایه داری گیلان
فعالان کارگری جنوب
جمعی از کارگران پتروشیمی های ماهشهر و بندرامام
جمعی از کارگران محور کرج – تهران                      
تیرماه 1393        

kargaran.parsjonobi@gmail.com       

رضا شهابی بصورت مشروط به اعتصاب غذای خود پایان داد


امروز یکشنبه  29/4/1393  طی مذاکراتی که میان رضا شهابی با خدابخشی معاون زندان در بیمارستان خمینی صورت گرفت توافق به عمل آمد که رضا بمدت سه روز موقتا" اعتصاب غذای خود را بشکند و خدابخشی در مدت سه روز مراحل قانونی برای دادن مرخصی استعلاجی کامل را انجام بدهد که در مقابل وثیقه ای رضا به مرخصی استعلاجی کامل در خانه که هیچ گونه محدودیتی از طرف زندان تا مداوای کامل صورت نگیرد اعزام شود و پس از اتمام مداوا که با تشخیص پزشک خواهد بود به زندان برگردد. پس از توافق طرفین نسبت به مضمون توافق رضا شهابی موقتا" به اعتصاب غذای خود پایان داد

هیات موسس سندیکای نقاشان استان البرز

29/4/1393

جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

سلسله گزارش‌هایی از کشتارگاه گوهردشت!




در دوران دولت اعتدال حسن‌کلید تشدید اعدام‌ها و سرکوب در زندان‌ها!
زندان جهنمی رجایی‌شهر سمبل این جنایات!
تلاش برای نابودی و انحلال بندهای مستقل سیاسی، یورش گارد ویژه به سالن ۱۰ هم‌وطنان سُنی، ممانعت از اعزام بیماران در شرف مرگ، محبوسین از ۱۵ تا ۲۱ سال در معرض مرگ تدریجی!
سلسله گزارش‌هایی از کشتارگاه گوهردشت!
قتل‌گاه رجایی‌شهر با بین ۵ تا ۶ هزار زندانی، ۲۴۰۰ نفر محکوم به قصاص در حال اعدام و ۲۵۰ نفر زندانی سیاسی و عقیدتی با ۴۰ نفر محکوم به اعدام، از جمله زانیار و لقمان مرادی، هوشنگ رضایی، شهرام احمدی و ۴ هم‌وطن سنی زیر اعدام در زندان قزل‌حصار و بقیه از ۵ تا ۳۵ سال حبس می‌باشند.
زندانیان سیاسی بدون کوچک‌ترین حقوق قانونی از جمله، هواخوری ۲ ساعته، فضای زندگی ۲ متری، نبود تغذیه و بهداشت و درمان، منع ارتباطات عاطیف و قانونی مانند مکاتبه، تلفن و مرخصی، ملاقات حضوری و عفو و آزادی‌های مشروط و موردی می‌باشد. در چنین جهنمی که طی سال‌های گذشته ده‌ها نفر از جمله، حشمت‌ساران، منصور رادپور، علی‌رضا کرمی خیرآبادی و افشین اسانلو جان باخته‌اند یا به قول جعفری دولت‌آبادی، در شرایط مرگ تدریجی به قتل رسانده شده‌اند تا مافیای ثروت و قدرت راحت‌تر به اعمال ضدبشری و بهره‌کشی خود ادامه دهد.
علی‌رغم وعده و وعیدهای انتخاباتی حسن‌کلید برای جمع‌آوری رای جهت رسیدن به حاکمیت و گرفتن سهم چپاول از قدرت و ثروت، اعدام‌ها، دستگیری‌ها و خفقان و سرکوب به بالاترین حد خود رسیده است. حمله به بند ۳۵۰ زندان اوین، ضرب و شتم و به انفرادی بردن زندانیان سیاسی و تبعید زندانیان به بندهای عادی زندان‌های بندرعباس و رجایی‌شهر که برخلاف اصل تفکیک جرائم صورت می‌گیرد، مشتی از خروار است که برخلاف ماده‌ی ۲۲ آیین‌نامه‌ی سازمان زندان‌ها که اداره‌ی زندان‌ها را اکیدا به این سازمان محول کرده و دخالت نیروهای انتظامی، قضایی و اطلاعاتی را منع کرده است، این همه جنایت با هدایت باندهای خودسر و قانون‌شکن اداره‌ی اطلاعات صورت می‌گیرد.
زندانیان از بدو دستگیری بدون حکم قضایی تا دادن حکم‌های سنگین و سفارشی یک دقیقه‌ای تحت شکنجه‌های روحی و جسمی تا زندان و منع حقوق قانونی در زندان‌ها، تحت نظارت این اداره هستند که به هیچ نهاد داخلی و خارجی نیز جواب‌گو نمی‌باشد.
۱. نقشه‌ی شوم انحلال بندهای سیاسی و تبعید زندانیان سیاسی به بندهای عادی: با توجه به نقش موثر زندانیان سیاسی در آگاهی اجتماعی، مسولین از چند سال قبل شروع به نابودی بندهای مستقل سیاسی کردند. زندان ارومیه در سال ۹۱، تبریز در سال ۹۲ و در سال ۹۳ تلاش برای انحلال بند ۳۵۰ زندان اوین و هم‌چنین بند ۱۲ سیاسی رجایی‌شهر و دیگر شهرها از آن جمله است. در این سیاست‌های ضدبشری، زندانیان سیاسی را در میان زندانیان عادی جانی و خطرناک که تعادل روانی ندارند و زندانیان مبتلا به امراض مسری خطرناک مانند ایدز، هپاتیت، قانقاریا و سل در معرض مرگ و قتل عمد قرار می‌دهند. علاوه بر شکنجه‌ی روحی شدید، با تحریک زندانیان عادی و ناآگاه، به ضرب و شتم و شکنجه‌ی جسمی آنان نیز می‌پردازند.
به دنبال پراکنده کردن بند سیاسی زندان ارومیه، یک اتاق بزرگ ۲۰ نفری زندان تبریز را نیز نابود کرده و در بندهایی مانند ۱۲ محکومین خطرناک، ۱۴ و ۱۵ متادون پراکنده کردند. در زندان اوین علاوه بر منتقل کردن زندانیان به بندهای عادی، ۷ – ۸ نفر از زندانیان مقاوم و مبارز را به رجایی‌شهر، بندرعباس و دیگر جاها تبعید کردند.
در رجایی‌شهر، شهرام چینیان به بند عادی، ۴ نفر هم‌وطن سنی به قزلحصار و هم‌چنین تعداد ۹ نفر که به اتهام توهین به مقدسات بازداشت شده‌اند و نیز مهدی فراحی شاندیز را نیز که از اوین آورده‌اند به بندهای معمولی و خطرناک منتقل کرده‌اند.
۲- روز ۲۳ تیر ماه ساعت ۱۰ صبح، نزدیک به ۱۰۰ نفر گارد ویژه به سالن هم‌وطنان سنی ریخته و به مدت چند ساعت کل سالن و وسایل آن‌ها را درب و داغون و زیر و رو کردند. این حمله به رهبری بحرینی (مرتضی سعیدی) قاتل زندانیان صورت گرفت که به هر اتاق ۴ نفر و به حسینیه ده‌ها نفر برای تفتیش هجوم بردند و تمامی هم‌وطنان سنی را ۳ تا ۴ ساعت جلوی آفتاب نگه داشتند.
با توجه به حملات مکرر به بندهای مختلف زندان، زندانیان سالن ۱۲ سیاسی، خود را برای مقابله‌ی همه‌جانبه به گارد آماده می‌کنند.
۳- ۴ هم‌وطنی سنی محکوم به اعدام که با اعتراضات گسترده از جمله اعتراض ۲۰۰ نفر از خانواده‌هایشان، اعدام شان معلق و اعاده‌ی دادرسی‌شان مورد قبول قرار گرفت، هم‌چنان با ۳۵ روز اعتصاب غذا در سلول انفرادی با لباس اعدام و وضع روحی و جسمی بدی قرار دارند.
۴- در روز ۲۲ تیر ماه که زندانیان نظامی طبق معمول به مرخصی می‌رفتند، از اعزام فرید آزموده به اتهام واهی اخلال در آمار به دستور دادستان تا ۶ ماه جلوگیری شد. طبق این ادعا زمانی که شاهرخ زمانی پس از برگرداندن از قزلحصار به بند عادی منتقل شده بود و اکثریت زندانیان منهای اصلاح‌طلبان حکومتی از دادن آمار خودداری کرده بودند، فرید آزموده نیز جزو امتناع‌کنندگان از دادن آمار بوده است. در حالی که به اعتراف همه‌ی زندانیان وی آدم غیرسیاسی، بی‌طرف و انسان خوب و بافهمی می‌باشد که در مسایل سیاسی و حتی در مسایل صنفی هم دخالتی نمی‌کند. در روز ۲۳ تیر ماه وی در دیدار با رییس زندان به این حکم بدون اطلاع وی  و بدون دادگاه اجرا می‌شود معترض بوده است.
۵- با ممانعت مسولین از اعزام بیماران به بیمارستان این افراد در خطر مرگ قرار دارند. از ۳۰ نفر بیماران اورژانسی، که حتی بهداری زندان نیز حکم اعزام آن‌ها را تایید کرده است، چندین نفر در خطر مرگ حتمی قرار داشته و هم‌چنان با ممانعت سربازان گم‌نام مواجه هستند. حسن طفاح، پیرمرد ۸۰ ساله‌ی چپ عرب، مبتلا به سرطان خون پیشرفته، عضو سندیکای وکلای کشورهای عربی، عضو ناظر دادگاه لاهه، که در سال ۱۹۷۰ از وی برای وکالت در امور بین‌الملل دعوت به عمل آمده است و طبق قوانین کشور، هم به لحاظ جسمی و هم به لحاظ بیماری لاعلاج معاف از زندان می‌باشد، هم‌چنان در شرایط مرگ در زندان به سر می‌برد.
در کنار بی‌توجهی مسولین جانی در حالی که هر هفته حداقل ۲ جسد تحویل پزشکی قانونی کرج می‌گردد، رادپورها و خیرآبادی‌ها هم در این‌جا جان سپرده‌اند، ۲ هفته‌ی قبل، حجت حاتمی، زندانی شریف نظامی با ممانعت مسولین از اعزام به بیمارستان دچار سکته‌ی مغزی شده و چند قطره خون در مغزش دلمه بسته است. که به طور اضطراری به بیمارستان منتقل شده و امیدی به بهبوی ایشان نمی‌باشد. خالد حردانی، محکوم به حبس ابد که ۱۵ سال است در زندان به سر می‌برد، مبتلا به زخم‌معده‌ی پیشرفته است که از ۱۴ ماه پیش بایستی به بیمارستان اعزام شود، نه تنها از اعزام‌اش جلوگیری می‌شود بلکه حتی با دادن داروهایش نیز مخالفت می‌شود.
از اعزام صالح کهندل، مبتلا به سرطان خون به بیمارستان، حتی به خرج خودش نیز جلوگیری می‌شود.
۶- شهرام چینیان، هم‌وطن بهایی در بند عادی و مصطفی اسکندری هم‌چنان در انفرادی به سر می‌برند. شهرام چینیان که در نامه‌ای به خامنه‌ای چگونگی دزدیده شدن اموال‌اش و طناب انداختن بر گردن‌اش و گرداندن در میان مردم را نوشته و تقاضای کمک کرده بود، ۲ ماه است که در بند عادی به سر می‌برد. مصطفی اسکندری نیز که به دستگاه پارازیت اعتراض کرده بود هم‌چنان در سلول انفرادی است. هم‌بندیان آن‌ها علی‌رغم تلاش فراوان هنوز موفق به بازگرداندن آن‌ها نشده‌اند.
۷ – زندانیان حبس سنگین ناامید از آزادی:‌ در عرف زندان‌های ایران، زندانیان حبس ابد عموما پس از ۱۰ سال آزاد می‌شوند اما با اعمال خودسرانه و قانون‌شکنانه‌ی افراد خودفرمان اداره‌ی اطلاعات، علی‌رغم موافقت مسولین زندان و قوه‌ی قضائیه از آزادی زندانیان سیاسی جلوگیری می‌شود تا مانند کرمی خیرآبادی، پس از ۱۷ سال در زندان بمیرند. محمد نظری با ۲۱ سال حبس، کریم معروف عزیز با ۱۸ سال، خالد حردانی با ۱۵ سال، افشین بایمانی ۱۵ سال، سیف‌الله شیبانی ۱۵ سال، خالد فریدون و عمر پورفقیه ۱۶ سال، سعید ماسوری ۱۵ سال، با ممانعت سازمان ضدبشری و مافیای قدرت و ثروت هم‌چنان در شرایط مرگ تدریجی قرار دارند.
۸ – دکتر لطیف حسنی پس از ۵۲ روز اعتصاب غذا با تلاش دوستان و خانواده‌اش و رایزنی‌های هم‌بندی‌هایش در ۲۰ تیر ماه به بند سیاسی بازگردانده شد و موجب خوشحال دوستانش شد. لازم به ذکر است در مذاکره‌ی شاهرخ زمانی، رسول بداقی و محمد بنازاده‌ی امیرخیزی با رییس زندان و اعتراض به اعمال محدودیت‌ها در حق زندانیان سیاسی وی اعتراف کرد که از خود اختیاری ندارد و با دستان بسته در آب انداخته شده است!