جمعه ۱۲ تیر ۱۳۹۴ ه‍.ش.

سلسله گزارشاتی از زندان رجایی شهر کرج :


رسول بداغی در انفرادی زیر شکنجه ،
ابراهیم زاده و باغانی تبعید در تبعید ،
سعید شیرزاد یک سال و اندی بلاتکلیف ،
حاجی کریم معروف عزیز پیر  مرد 70 ساله امروز وارد نوزدهمین سال حبس خود شد،
رمضان کمال احمد با زخم تیر در بازو سه ماه در انتظار معالجه دچار عفونت شدید،
قتل گاه رجایی شهر ، کشتار گاه حدود 2000 زندانی اعدامی عادی در حال اعدام هست،از میان 250 زندانی عقیدتی سیاسی با 35 اعدامی مانند زانیار و لقمان مرادی ، شهرام احمدی و ... می باشد تمامی زندانیان تبعیدی از دورترین نقاط ایران مانند شیراز ، اذربایجان ، کردستان و ... هستند و هم چنین از تمامی حقوق های قانونی مانند مرخصی ، ملاقات حضوری ، هواخوری قانونی ، عف های موردی و آزادی های مشروط محرومند ، تحت چنین شرایط مرگ بار طی چند سال اخیر دهها نفر از جمله ساران ، دگمه چی ، شریعت رضوی ،کرمی خیر آبادی ، افشین اسانلو و ... کشته شدند.
1-     باغانی نماینده معلمان با 5 سال حبس  دو سال تبعید به زابل به بند سه سالن هشت زندان رجایی شهر داده شده است ،این بند جایگاه اعدامیان قصاصی در انتظار اجرای حکم می باشد که علاوه بر عدم تعادل روحی که برخی از آنها بسیار خطر ناک می باشند از طرفی دیگر از لحاظ بیماری های مسری خطر ناک در تمامی بند های زندان های عادی از جمله ایدز و هپاتیت به شدت افزایش دارد . این کار جمهوری اسلامی کاملا" بر خلاف قانون تفکیک جراییم و عمل ضد قانونی است به این وسیله ولایت مطلقه غارت گران ثروت های عمومی انتقام خود را از نمایندگان تشکل های رزمنده کارگری و معلمی که با ایجاد اعتصاب های سراسری علیه چپاول گران فعال هستند می گیرند ، باید کارگران و معلمین در مبارزات خود با خواست آزادی نمایندگانشان و آزادی فعالیت در ایجاد تشکل ، اعتصاب ، گردهم جنایت کاران جمهوری اسلامی را وادار به عقب نشینی بکنند.
2-     شکایت علیه بانک پاسارگاد. بدنبال اعتراضات زندانیان به سو استفاده و سوزانده شدن کارت بانک ها آقای قصام نماینده سالن سیاسی 12 طی شکایتی علیه بانک پاسارگاد به بانک مرکزی موارد خلاف و سوء استفاده و دزدی های این بانک با همکاری و  مشارکت  مسئولین را افشا کرد، مهمترین موارد عبارتند از :
1        - بدون اطلاع قبلی صاحبان حساب و کارت ها و مسئولین این کار یعنی سوزاندن کارت ها صورت گرفته است بدون اینکه کارت ها یا حساب ها مشکلی داشته باشد که نشان می دهد نقشه ای در کار است.
2        -  بدون اجازه و بدون اطلاع صاحبان کارت ها از 2000 تا پنج هزار تومان از هر کارت برداشت شده است این موضوع یعنی برداشت بدون اطلاع از حسابها زمانی مشخص شده است که پس از سوزانده شدن کارت ها تعداد محدودی از کارت ها را مجددا" صادر کردند و صاحبان حساب ها یعنی زندانیان متوجه شدند که از حسابشان کسر کردند با توجه به اینکه طی ماه گذشته مشخص شد که بانک ملی از هر حساب 5000 تومان بدون اطلاع صاحبان حساب ها برداشته است ثابت می شود که این گونه دزدی نوع جدید دزدی به سبک و روش های متنوع دزدی  ها سابق در نظام اسلامی و حکومت صاحب الزمان اضافه شده است که مردم باید مراقب باشند که بانک های دیگر نیز دنبال فرصت هستند تا رسالت اسلامی خود را انجام داده اموال مردم را بدزدند. بالاخره پس از 36 سال مردم همه متوجه شدند اقتصاد اسلامی و بانکداری اسلامی چگونه است ، برای مقابله این روش جدید دزدی نتها یک راه وجود دارد مردم باید در مقابل بانک ها جمع شده پول هایشان را از بانک های دزدی کرده خارج نمایند و در صورت لازم و یا عدم پرداخت پول مردم بانک ها را تنبیه کنند.
3        – حدود 600 میلیون تا یک میلیارد تومان پول 6000 زندانی چرا تا کنون به خود زندانیان داده نشده است و به جیب چه کسی رفته است . لازم به یاد آوری است که تا حالا چندین نامه در مورد نقض آیین نامه سازمان زندان ها در مورد درمان ،تغذیه ، مخصوصا" تفکیک جرائم و برای برگرداندن زندانیان تبعید شده از جمله بهنام ابراهیم زاده ، شهرام چینیان و ... نوشته که تا کنون هیچ ترتیب اثری داده نشده ، رئیس زندان و سازمان زندانها تمام مسئولیت قانون شکنی را به گردن سپاه و اطلاعات می اندازند ، البته بر خلاف خوش نئیتی دوستمان آقای قطام جمهوری اسلامی سرمایه داری به عنوان حافظ بهره کشی و دزدی علنی میلیادر های روحانی – نظامی  است و در این سیستم با التماس ، با دعا و نامه کاری پیش برده نمی شود که ثابت شده است که به هیچ کدام نامه ها ، شکایات و اعتراضات جواب ندادند .
3        – محمد نظزی برای بازجویی به بند هشت اطلاعات و سپاه برده شد. هفته گذشته وی به مدت 2 ساعت تخت بازجوی قرار گرفت و بازجو به او گفته است باید تعهد بدهی اگر  تعهد بدهی که دیگر فعالیت نخواهی کرد آزاد می شوی ، محمد نظر هوادار حزب دمکرات است و محکوم به حبس ابد است که 22 سال است در زندان به سر می برد به بازجو گفته است شما تا کنون بیش ده بار قول دادید ولی عمل نکردید ، بنا براین هر وقت  آزاد شدم و به شهر خودم بوکان رفتم تعهد می دهم ، شما بدون سند و مدرک با اتهامات واهی اول به من اعدام دادید و سپس حکم ابد دادید و 22 سال در این سیستم جهنمی نگهداشتید و عمر مرا نابود کردید علی رغم موافقت رئیس زندان و شعبه صادر کننده حکم شما با آزادی من موافقت نکردید در حالی که قانونا" شما حق دخالت در امور زندان و زندانی پس از صدور حکم ندارید، چرا من به کار نکرده تعهد بدهم .
4        – با موانعت سربازان گمنام نظام دزدان و اختلاس گران حکومت صاحب الزمانی از آزاد شدن حاج کریم معروف عزیز که امروز وارد نوزدهمین سال زندانی بودش شد، و دیگر حبس ابدی ها در شرایط مرگ تدریجی به سر می برند ، امروز نهم تیر حاج کریم معروف عزیز پیر مرد 77 ساله کرد عراقی وارد نوزدهمین سال حبس خود شد ، این زندانی در زندان به بیماری های مختلف گرفتار شده است ،از جمله  وی علی رغم عمل قلبی  هنوز از نارسای قلبی رنج می برد و در زندان به دیبابت پیش رفته  مبتلا شده است ، و متاسفانه مداوا کننده و برنامه ای برای مداوای او وجود ندارد و کسی را برای رسیدگی ندارد و هیچ ملاقات کننده نیز ندارد علی رغم اینکه در عرف زندانها دارنده گان حکم های ابد با 10 تا 12 سال زندان آزاد می شوند اما علاوه بر حاج کریم  با 19 سال زندان ، عمر پور فتحی ، خالد فریدونی ، افشین بایمانی ، سعید ماسوری ، خالد حردانی ، فرهنگ و شهرام پور منصور دو برادری که زمان دستگیری 16 و 18 سال داشتند اکنون 15 سال است که در زندان در مرز نابودی قرار دارند ، که متاسفانه با سکوت خبری به اصطلاح رسانه های ازاد و مستقل مواجه هستند که به جای ایجاد حساسیت در مردم در رابطه با این جوانان نگران احوالات حیوانات و سرما خوردگی اصلاح طلبان حکومتی هستند.
5        – نماینده معلمان رسول بداغی هم چنان در سلول های انفرادی تحت فشار و زیر شکنجه سگان مولتی میلیادر ها قرار دارد ، بیش از دو ما از دزدیده شدن رسول بداغی توسط سربازان گمنام و نوکران غارتگران اموال عمومی می گذرد در این مدت یک بار اجازه ملاقات با خانواده داده شده و طی همین دو ماه، دو بار بر علیه او پرونده سازی شده و دو بار با اتهامات واهی و  دروغین تفهیم اتهام شده است،جمهوری اسلامی به عنوان حافظ نظام سرمایه داری و ادامه بهره کشی 99 در صد زحمتکشان ایران در ترس از نقش رهبران و تشکل های مستقل رزمنده در سراسری ، با برنامه ، سازمانیافتگی اعتصابات خود جوش سراسری کارگران ، معلمان و پرستاران در کنار منع فعالیت های قانونی در آزادی ، تجمع ، تشکل ، بیان و قلم و دستگیری فعالین و سر کوب تشکل های سندیکایی در زندان نیز دست از آزار و اذیت آنان بر نمی دارند، دادن حبس های دوباره به این فعالین مانند بهنام ابراهیم زاده ، رسول بداغی ، شاهرخ زمانی ، مهدی شاندیز  و ... محاکمه دوباره این زندانیان توسط مزدوران سرمایه داری و دستگیری و محاکمه  رضا امجدی ، فردین میرکی، آرام و فواد زندی ، فرامرز مرادی نیا، جعفر عظیم زاده  ، جمیل محمدی ، احسانی راد و ...  برای حفظ تداوم نظام ضد انسانی است که صد البته برای این حکومت دشمن آزادی عادی می باشد اما لازم است کارگران ، معلمان و پرستاران در کنار مبارزه برای کسب مطالبات اساسی خود آزادی نمایندگان خود که در زندانها هستند را از یاد نبرده و بدانند که خواستار آزادی کارگران ، معلمان زندانی و زندانیان سیاسی نیز یکی از مطالبات مهم همه زحمتکشان است. که آزادی زندانیان سیاسی اولین نشانه و اولین قدم  شروع آزادی کشور از شر حکومت اسلامی و بهره کشی است ،
6        – تبعید در تبعید : بیش از 50 زندانی سیاسی – عقیدتی همچنان ادامه دارد . هر چند کشتارگاه رجایی شهر خود تبعید گاه مخوف برای زندانیان از دور ترین نقاط ایران می باشد که اغلب زندانیان از حقوق قانونی خود مانند مرخصی ، آزادی مشروط ، عف های عمومی و ... محرومند اما بر خلاف بیان صریح قوانین خود حکومت اسلامی در رابطه با تفکیک جرائم تبعید 50 زندانی سیاسی به بندترین بند های عادی زندان که محل نگهداری اعدامیان که تعادل روحی ندارند و یا مبتلا به ایدز و هیپاتید هستند عملا" عمق ددمنشی و کینه و نفرت در ترکیب و حاکمیت جمهوری اسلامی سرمایه داری تشکیل شده از دزدان و غارتگران هزاران میلیاردی از این پیام آوران تشکل یابی و سازماندهی زحمتکشان در تشکل های مستفل و رزمنده و مبارزات طبقاتی را نشان می دهد، از فعالین کارگری مهدی شاندیز ، بهنام ابراهیم زاده ، سعید شیرزاد و ... نمایندگان معلمان ، محمد علی باغانی ، رسول بداغی ، فعالین عقیدتی سعید بابادی، شهرام چینیان ، پنج نظامی از  جمله فرید آزموده ، ایرج حاتمی و علی رضا فراهانی با تشدید شکنجه روحی و جسمی در وضعیت بسیار بدی قرار دارند، که باز لازم به بیان مجدد است که رسانه های مدعی آزادی و دمکراسی که حتی عطسه کردن اصلاح طلبان را به تیتر های صفحات اول تبدیل می کنند حداقل برای ظاهر سازی هم شده نظری هم به این جنایات نظام اسلامی باندازند.
7        – بر خورد ضد انسانی ددمنشانه مسئولین زندان و نهاد های مربوطه با حدود 28 بیمار اورژانسی با وضعیت بسیار وخیم  بوی مشمئز کنده ساختار روحی معنوی حکومت اسلامی ولایت مطلقه چپاول گران ثروت های عمومی  مخصوصا" در دوره حسن کلید را نشان می دهد که همه چیز پولی شده است و کلیه قوانین حمایتی و تامینات اجتماعی قانونی از بین رفته است ، مانند تغذیه ، بهداشت ، تامینات و درمان بر خلاف اعلام روشن قوانین کاملا" پولی شده اند در کنار  منع اعزام  به موقع بیماران اورژانسی به بیمارستان تحت مخالفت های ماموران سربازان گمنام، زندانیان بیمار از جمله اصغر دهقان ،  ماشاالله حایری ، خالد حردانی ،صالح کهندل ، شاهرخ زمانی ، از دوستان بهایی دکتر فواد مقدم ، خانجانی، توکلی و ... اجازه داده نمی شود ، به کسانی هم که اجازه اعزام داده می شود که در شرایط مرگ قرار داشته و باید برای اعزام شدن هزینه های اعزام و ماموران را به اضافه هزینه کمرشکن بیمارستان و معالجه را پرداخت نمایند با توجه به اینکه بسیاری از پزشکان متخصص جدا از مخارج بیمارستان و تعرفه علنی خود مبالغ هنگفتی به شکل زیر میزی از بیماران مخفیانه می گیرند تا دستور بستری شدن بیمار را امضا نمایند و هرچه بیماری سخت تر و معالجه آن فوریت داشته باشد مبلغ زیر میزی گزافتر می گردد و همچنین در کنار این هزینه ها باید مسئولین زندان نیز سیبیل شان چرب شود تا اجازه اعزام را بدهند همه این رشوه خواریها و زیر میزی ها از ان جهت است بیمار و صاحبان بیمار برای نجات بیمار خود تابع این سیستم ضد انسانی هستند ناچارند هر چه از آنها بخواهند اجابت کنند دوم این که تمامی سران حکومت جمهوری اسلامی سرمایه داری امام زمانی و ولایت فقیهی و نایب امامی دزد و اختلاسگر هستند بنا براین مدیران رده بالا و میانی بر مبنای ساختار دزد منشانه نظام اسلامی دزدی و رشوه خواری می کنند و ماموران رده های پایین هم بدلیل فلاکت و افتضاح اقتصادی  اقدام به دزدی و گرفتن رشوه می کنند که در نهایت تمامی ارکان نظام اسلامی امام زمانی از بالا تا پایین آلوده و اصلاح ناپذیر است که تنها راه نجات کشور سرنگون کردن این نظام  ضد انسانی است این حکومت اسلامی بوی مشمئز کننده اش تمام کشور را آلوده کرده است و به هر گوشه و کنارش دست بزنید صد ها تخلف و اعمال ضد انسانی رو می شود. اما بیماران نامبرده هیچ کدام امکان تهیه و پرداخت این همه هزینه ها را ندارند در نتیجه جمهوری اسلامی اگاهانه انها را در شرایط مرگ حتمی قرار داده است. تنها زندانیان اصلاح طلبان حکومتی توان پرداخت چنین هزینه ها را دارند و می توانند پرداخت نمایند چون خود انها در گذشته در درون این حکومت بودند و تا توانستند دزدی و اختلاس کردند که بعضا" از شش ماه تا یک سال در بیمارستان می مانند و در مدتی که در بیمارستان هستند هزینه های بیمارستان ، پزشک ، زیر میزی ها ، هزینه ماموران، هزینه چربی سیبیل مسئولین را  از  محل پول های که از ثروت عمومی غارت کردند ، پرداخت می کنند،
8        – بهره کشی و بیگاری از زندانیان بخش کارگری – زندانیان کارگر مشغول به بیگاری در بخش های کارگری در دو بخش داخلی و کارخانه مشغول به کارهستند ، که در بخش داخلی آهنگری ، نقاشی ، بنایی و ساختمان  و ... و در بخش کارخانه پوشاک و وسایل الکترونیک از جمله رادیو تولید می شود که صد ها نفر مشغول بکار هستند، وضعیت  بهره کشی بقدری زیاد است که اسم آن را فقط می توان بیگار نامید،در بخش داخلی به  هیچ کدام از کارگران ریالی  پرداخت نمی شود  مثلا" کسی که کارهای گچکاری ، نقاشی ، اهنگری را انجام می دهد که  اغلب تا 12ساعت کار می کنند. ریالی پرداخت نمل شود، مزدور سرمایه داری به نام گرامی که مسئول اندرز گاه 4 است به همه  زندانیان توصیه می کنند ریالی به این کارگران بد بخت ندهید، در بخش  تولید به بک  خیاط ماهر ماهانه 40000  تومان  داده می شود ، این است عدالت در جمهوری اسلامی.
9        – رمضان کمال احمد از نیروهای پ کا کا که هنگام دستگیری بر اثر شلیک تیر توسط سربازان امام زمان از ناحیه بازو دچار زخم عمیقی شده است هنوز معالجه نشده است او که سه ماه قبل در اعتراض به مداوا نکردن زخم بازویش ده روز دست به اعتصاب غذا زده بود ، در حین اعتصاب او را به زندان گوهر دشت منتثل کردند و به وی گفتند به خاطر معالجه به گوهر دشت منتقل می شوی  اما حالا 3 ماه از آن قول و قرار ماموران می گذرد که هنوز رمضان کمال را به بیمارستان اعزام نکردند، و طی این سه ما زخم بازوی وی دچار عفونت شدید شده و احتمال می رود دچار قانقاریا شده باشد رمضان احمد طی سه ما گذشته بر اثر زخم فوق و شدت درد رنج بسیاری را تحمل کرده است و هر روز نیز بر شدت درد افزوده می شود بطوری که دیگر نمی تواند بخوابد و استراحت کند و برای اندکی تسکین یافتن درد یا کمی فراموش کردن درد دچار مشکلات روحی شده است .
10   – بنا به اخبار دریافتی از میان حکومتی ها ، نجم الدین حسینی از مسئولین زندان رجایی شهر که به همراه ده نفر مامور به جرم پخش مواد مخدر ، فیلم های سکسی و موبایل دستگیر شده بود با وثیقه آزاد شد ، این است دمکراسی درونی ولایت مطلقه دزدان ثروت های ملی ، در حالی که نمایندگان معلمان و کارگران دستگیر و محاکمه می شوند و در حالی که بر علیه  کارگران و معلمان زندانی پرونده های دروغین ساخته و دوباره محاکمه شده و حکم های جدید به آنها داده می شود و مانند رسول بداغی و بهنام  ابراهیم زاده به انفرادی و بند های عادی برای شکنجه ها برده می شوند بزرگ ترین متهمان قاتل و دزد که علنا" پرونده قضای دارند و حکم شان نیز قطعی است مانند مرتضوی ها ، مهدی هاشمی ها با روند دادگاه حداقل 990 روزه ول می چرخند و همچنان به صورت مستقیم و غیر مستقیم مشغول دزدی و چپاول هستند البته به سربازان گمنام مولتی میلیادر ها در حکومت الله  چه سپاهی و چه وزارتی باید آفرین گفت که چه جانانه به عنوان سگ پاسبان حافظ مولتی میلیادر ها و دزدان بیت مال مانند 220 هزار میلیارد بانکی و 8/2 میلیارد دلار نفتی هستند تا آسیبی به حاکمیت غارتگران و سر گردنه گیران نرسد و در این جهت از دزدان دست چندمینی حکومت الله و صاحب الزمان مانند نجم الدین حسینی نیز دفاع می کنند تا شاید او نیز در این نظام و مکتب دزد پرور رشد کرده به شاه دزدانی مانند بقیه حاکمان تبدیل شود.
11   – مخالفت بحرینی : بحرینی جلاد، رئیس حفاظت زندان رجایی شهر علی رغم موافقت رئیس زندان با تقاضای زندانیان مانند کتاب ، دارو و وسائل ورزشی مخالفت کرده اجازه رسیدن این وسایل به زندانیان را نمی دهد . این مزدور مافیای ثروت و قدرت که در تمامی حمله ها به زندانیان از جمله 350 اوین، کشتار قزل حصار و رجایی شهر نقش حیاتی ، حساس و مستقیم داشته و با هم دستی و نقشه و مدیریت ایشان زندان به انبار و محل فروش انواع مواد مخدر تبدیل شده است به این دلیل است که با آوردن وسایل ورزشی و کتاب در خواستی زندانیان مخالفت می کند چون این وسایل باعث می گردد میزان فروش و سود مواد مخدر کمتر شود. بطوری که می دانیم سالن 12 سیاسی از تمامی امکانات قانونی مانند امکانات ورزشی و آموزشی داخل زندان محروم است. این کشتار گاه زندانیان با منع تلفن ، مرخصی و جلو گیری از آزادی های مشروط و قانون تجمیع می باشد ولی بحرینی باید بداند هر کاری که بکند وضع وی خراب است او بالاتر از امامی و قاضی مرتضوی نیست و بداند که اگر جلادان ساواک جان سالم بدر بردند او نیز از آتش خشم مردم جان سالم بدر خواهد برد .
12   – گل بود به سبزه هم آراسته شد . 18 دستگاه  پارازیت کم بود امروز 9/4/1394 سه دستگاه دیگر نیز به دستگاه های قبلی اضافه شد تا مرگ سفید و زود رس زندانیان را هر چه بیشتر جلو تر باندازد.
هموطن فریاد زندانی سیاسی ، فریاد آزادی و برابری ، فریاد عدالت اجتماعی برای همه انسانهاست ، زندانیان شما را فریاد می کنند که :
من درد مشترکم مرا فریاد کن،
برای مقابله و متوقف کردن استبداد و بهره کشی  ، شکنجه و اعدام و برای ازادی زندانیان سیاسی به پا خیزید.

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
11/4/1394




،

بیانیه ی کانون صنفی معلمان ایران(تهران) در اعتراض به بازداشت دبیرکل تشکل

به نام خداوند جان و خرد
بیانیه ی کانون صنفی معلمان ایران(تهران) در اعتراض به بازداشت دبیرکل تشکل
چون کوه نشستم من با تاب و تب پنهان
صد زلزله برخیزد آن گاه که برخیزم
هنوز بیش از یک ماه از اجرای حکم علی اکبر باغانی نگذشته که این بار دبیرکل کانون صنفی معلمان به بهانه ی ممنوع الخروج بودن احضار و در شرایطی پرابهام بازداشت می گردد. تا همگان بدانند قرار بر آن است که در بر همان پاشنه ی پیشین بچرخد و سیاست و حکومت داری چیزی نیست جز اعمال زور و عدالت همان ظلم بالسویه است برای بداقی پرونده ی جدید تشکیل می شود؛ باقری مظلومانه کیفر جرم مرتکب نشده را تا آخرین لحظه باید تحمل کند؛ حکم هاشمی و باغانی برای عبرت دیگران اجرایی می شود و عبدی با فرض خاموش نمودن آتش زیر خاکستر جنبش معلمان به محاق می رود… و دیگرانی شاید…؟ به رسم معلمی برای آنان که هنوز در پشت چشم بند تئوری توطئه به خواب رفته یا خود را به خواب زده اند، تکرار می کنیم حرکت پویای معلمان ریشه در تبعیض های ناروای تحمیل شده بر آنان دارد و ناشی از بی توجهی تمامی ارکان حکومت نسبت به جایگاه موثر آموزش و پرورش در پرورش نسل آینده ی کشور است. علیه اجرای نادرست قانون مدیریت خدمات کشوری است؛ اعتراض به ادامه ی برخورد امنیتی با تشکل‌های صنفی حامی حقوق معلمان است گویا فراموش شده که آموزش و پرورش فصل مشترک حاکمیت با جامعه است و معلمان جدای از حق انسانی و قانونی خود، به لحاظ فرهنگی سازندگان نسل آینده ی کشورند و به لحاظ اجتماعی بیشترین اتصال را با خانواده های ایرانی دارند و هرگونه نارضایتی و ناکارآمدی آنان بی واسطه به جامعه منتقل شده و بیش از هرچیز اهداف بلند مدت فرهنگی حکومت در آموزش و پرورش را تحقق ناپذیر می سازد. گویا کسانی چنان مجذوب روایت خودساخته از انقلاب 57 و تاثیر گذاری یک قشر خاص در پیروزی انقلاب شده اند که به یاد نمی آورند معلمان از تاثیر گذارترین قشرهای جامعه در پیروزی انقلاب بودند، به ویژه هنگامی که همراه دانش آموزان شان به اعتراضات عمومی پیوستند عبدی، باغانی، بداقی، باقری و هاشمی و هر فرد دیگری که در بستر تشکل های صنفی رسمی و قانون مدار رشد نموده و درخشیده اند و درخشش شان چشمان خو گرفته با تاریکی کسانی را آزرده است؛ تنها قطره هایی از رود روان معلمان کشورند که آرامش نسبی کنونی آن ناشی از عمیق بودن آن است. همچنان که رود راه خود را می یابد و می رود پویش معلمان نیز راه خود را باز خواهد نمود. حضور این عزیزان عقلانیت و بردباری جنبش را پایدارتر خواهد نمود. عبدی را آزاد کنید پیش از آن که بیش از این دیر شود
کانون صنفی معلمان ایران(تهران)

1394/4/11

آموزگاران تلاشگر را آزاد کنید

 در روزهای اخیر شاهد دستگیری غیرقانونی کوشندگان سازمان گر اتحادیه ها و سندیکاهای کشور هستیم. روندی که با شدت گرفتن قانون زدایی از قانون کار و قانون اساسی کشور ، آن روندی که خواست کارشناسان صندوق بین المللی پول و بانک جهانی است . روندی که با تعدیل ساختاری و خصوصی سازی آغاز شد و با نابودی صنایع تولیدی کوچک و بزرگ عامل بیکاری بی سابقه ای را در ایران موجب گردیده است. این روند خواهان حذف کوشندگان سازمان گر در مبارزات اجتماعی و صنفی است ،دستگیری و به زندان افکندن علی اکبرباغانی نایب رییس هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران ودبیر شورای هماهنگی کانون های صنفی معلمان ایران و اسماعیل عبدی دبیرکل کانون صنفی معلمان ایران در همین راستاست. ما ضمن اعتراض به زندانی شدن علی اکبر باغانی و اسماعیل عبدی خواستار توقف این روند مخرب علیه آزادی های انسانی بوده و آزادی همه کوشندگان صنفی معلمان ایران را خواستاریم.


اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
سندیکای کارگران نقاشان استان البرز



من شاهرخ زمانی کارگر زندانی
از درون زندان گوهر دشت با شما سخن می گویم :
معلمان مبارز ، معلمانی که مرا و فرزندانم را سواد آموختید؛ شما که اکنون در جهت بیداری فرزندان ایران مانند سلاله های خویش از جمله باغچه بان، خانعلی ، صمد بهرنگی ها و فرزاد ها و … شمع وجود خود را چراغ روشنایی کودکان و جوانان قراردادید، بدانید پایان شب سیه سپید است و ظلم و ستم شکست خواهد خورد و روز پیروزی خواهد رسید ، اما باید بدانیم ظلم و ستم و استثمار طبقاتی خود به خود نابود نحواهد شد و باید همه ی کارگران ، معلمان ، پرستاران ، بازنشستگان و … متشکل و متحدانه دست به مبارزه بزنند و این همه نیرو باید در اتحادیه ها ، فدراسیون ها و کنفدراسیون های خود و همچنین در تشکل سیاسی و سراسری طبقاتی خود متشکل شوند تا بتوانند با استثمار و ستم و غارتگری مقابله کرده، ضمن کسب حقوق اقتصادی خود به حقوق سیاسی و آزادی و دمکراسی نیز دست بیابند ، معلمان مبارز و ادامه دهندگان راه معلمان انقلابی، شما رسالت بسیار سنگینی بدوش دارید. شما باید هم جهت با کارگران مبارز و معترض اقدام به متشکل شدن خود و متشکل کردن طبقه زحمتکشان کنید ، بدون گسترش و همه گیر شدن اعتراضات سراسری و بدون سازماندهی آگاهانه همه ی فعالین و مبارزان نمی توانیم با دستگاه سرکوبِ آموزش دیده با متد جدید دستگاه ها و نهاد های سرکوبگر جهانی مبارزه کرده و کسب پیروزی کنیم ، ما کارگران و معلمان و پرستاران و همه زحمتکشان باید دست در دست بدهیم ضمن سازماندهی خود با متد جدید و سازماندهی هم طبقه ای هایمان در بعد کل طبقه و برقراری ارتباط جهانی با طبقه جهانی زحمتکشان، علم مبارزاتی خود را هر چه بیشتر رشد داده، به روز کنیم . می بینیم که جناح های مختلف سرمایه داری ضمن مبارزه علیه هم دیگر در بعد طبقاتی متحد یکدیگر هستند و در کل و مرکزیت سرمایه داری از نیروهای سرکوبگر در ایران گرفته تا داعشی ها و تا دولت های اروپای و امریکایی و نهاد ها و تشکل های سیاسی سرمایه داری، نهاد ها و احزاب سرمایه داری همگی در سرکوب ما (طبقه کارگر) دستشان در یک کاسه است و ما را متحدانه سرکوب می کنند ، در نتیجه ما برای مقابله با طبقه استثمارگر و خدم  و حشم اش در نهاد های دولتی و غیر دولتی و مقابله با انواع سرکوب، هیچ راه و چاره ای جز وحدت و تشکیلات نداریم ، پس دوباره اعلام می دارم دست در دست و متحدانه پیش به سوی متشکل شدن در اتحادیه ها ، فدراسیون ها ، کنفدراسیون ها و سازمان سیاسی طبقاتی زحمتکشان ، دوستان مبارز نیازی نیست منتظر شویم تا همه ی نیروهای مبارز در اتحادیه های خود متشکل شوند بعد از آن دست به ایجاد فدراسیون و کنفدراسیون بزنیم. بلکه همین امروز می توانیم با ایجاد هیات های موسس فدراسیون از طریق متشکل شدن تشکل های موحود مانند کانون های صنفی معلمان ، سندیکای کارگران شرکت واحد ، سندیکای هفت تپه ،سندیکای نقاشان ، سندیکای خبازان و بنایان ، کمیته های و اتحادیه های کارگری و تشکل های موجود در پتروشیمی ها و … و با تجمع نمایندگانی از این تشکل ها اقدام به ایجاد فدراسیون و کنفدارسیون نماییم. این می تواند شروع تشکل های رزمنده و بزرگ سراسری طبقاتی ما زحمتکشان باشد تا از طریق آن ها در آینده نزدیک بتوانیم از پراکندگی نجات یافته و مبارزه های پراکنده را به مبارزه ای سراسری و کوبنده تبدیل نماییم. در آن صورت کارفرمان و دولتشان نمی توانند قوانین ضد کارگری مانند گنجاندن مادّه ای ضد اعتصاب در قرار داد های کاری را بر ما تحمیل کنند. مانند ماده ای که در قرارداد کارگران عسلویه کارفرما به کارگران تحمیل کرده است که اگر دست به اعتصاب بزنند کارفرما حق دارد سریعاً آن ها را اخراج کند. از این گونه تحمیلات بسیار است و هر روز از پراکندگی ما سوء استفاده کرده موارد جدیدی نیز به ما تحمیل می کنند ، امروز مبارزه و مقابله با این شرایط سرکوب وظیفه و رسالت تاریخی ما کارگران و معلمان مبارز است که از هم اکنون اقدام به متشکل شدن و متشکل کردن دوستانمان در تشکل های صنفی و سیاسی طبقاتی کنیم.
من شاهرخ زمانی از زندان رجایی شهر ضمن اعلام حمایت از اسماعیل عبدی و دیگر معلمان مبارز و زندانی و ضمن این که خواهان آزادی بدون قید و شرط معلمان و کارگران زندانی و زندانیان سیاسی هستم و به خصوص خواهان آزادی فوری معلمان مانند اسماعیل عبدی ، باغانی ، قنبری ، رسول بداغی (که اکنون در انفرادی است) و دیگر معلمان زندانی می باشم ، و همچنین به شما معلمان مبارز اعلام می کنم لازم است یکی از مطالبات شما و کارگران مبارز آزادی زندانیان سیاسی باشد چرا که آزاد شدن زندانیان سیاسی نشانه قدرتمند شدن تشکل های مستفل طبقاتی و مردمی است .
مرا قدم به قدم و  دوشا دوش از صمیم قلب در این مبارزه ی هر دم فزاینده، متحد و در کنار خود بدانید ، برزمید دوستان آینده از آن ما زحمتکشان است
چاره ما زحمتکشان وحدت و تشکیلات است.
کارگز زندانی ، معلم زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.
شاهرخ زمانی زندان رجایی شهر
9/4/1394


طی هفتۀ دوم تیرماه سال جاری، فعالین کمیتۀ اقدام کارگری و کانون کارگران متحد ایران، در یکی از استان های غرب ایران اقدام به توزیع تراکت هایی در سطح محلاتی از شهر نمودند.
این اقدام اخیر، بخشی از کارزار سراسری تبلیغی و دفاعی مشترک این دو تشکل است که تاکنون در استان های تهران، کرج و تبریز صورت گرفته (۱).
پیش­تر به مناسبت اول ماه مه، روز جهانی کارگر امسال، در همین استان بیانیه هایی به مناسبت این روز و در نزدیکی شرکت نفت آن، بین کارکنانی که از سرویس های حمل و نقل ایستگاه استفاده می کردند، توزیع گردید (۲).
در تراکت های توزیع شده، مانند سایر موارد پیشین، مطالباتی در قالب شعارهای «پیش به سوی سازماندهی خود»، «کارگر زندانی، زندانی سیاسی، آزاد باید گردد!» و «اعتصاب ، تشکل» برجسته شده است. طی یک سال گذشته به موازات پیش­روی جنبش کارگری در قالب اعتراضات وسیع معدن بافق، معدن کوشک، چادرملو، پتروشیمی رازی، ایران خودرو، اعتصاب سراسری معلمین و اخیراً پرستاران، حملات به فعالین کارگری و اعمال فشار بر آن ها از طریق صدور احکام سنگین حبس تعلیقی و تعزیری شدت گرفته است. حتی در چند مورد اعتراض صنفی کارگران با حکم قرون وسطاییِ «شلاق» رو به رو شد که نهایتاً تحت فشارها، لغو و به پرداخت جریمۀ نقدی و زندان «تقلیل» پیدا کرد. اخیراً حتی قراردادهایی جدید در فازهای ۱۵ و ۱۶ عسلویه برای ممانعت از اعتصاب و مجازات کارگران در صورت اعتصاب تهیه شده است. به طوری که صراحتاً در چهارمین شرط متن قرارداد آمده است: «پرداختی حقوق با واریزی کارفرما به این شرکت ]پیمانکار[ می‌باشد و در صورت هرگونه اعتصاب ]به کارگر[ بدون دادن حق و حقوق تسویه داده می‌شود.»
هم­چنین مطالبۀ علنی کردن دفاتر حسابرسی کارفرمایان، از جمله مطالبات کلیدی این کارزار بود. این مطالبۀ از این رو اهمیت دارد که طی سالیان گذشته، بسیاری از واحدهای تولیدی به اسم تحریم اقتصادی، نبود نقدینگی کافی، زیان­دهی و بحران از پرداخت حقوق معوقۀ کارگران شانه خالی می کرده اند، در حالی که اسناد افشا شده خلاف این ادعا را نشان می داده اند. به عنوان مثال اواخر سال گذشته در جریان اعتصاب بیش از ۴۵ هزار کارگر کارخانۀ ایران خودرو از روز ۱۶ دی ماه در اعتراض به میزان دستمزد، وضعیت قراردادها و دیگر مسال صنفی شان، فیش حقوقی افشا شدۀ یکی از مدیران ایران خودرو از سوی یکی از حسابداران که کپی آن در بین کارگران دست به دست شد، نشان می داد که این فرد مبلغ ۴۲ میلیون تومان حقوق در یک ماه دریافت کرده است.
همان طور که پیش­تر تأکید کرده ایم، این گونه فعالیت ها، هرچند محدود، علاوه بر انتقال درجه ای اعتماد به نفس به خودِ فعالین انجام دهندۀ آن، الگویی پیشنهادی و عملی هستند که می توانند از سوی سایر جمع های دو-سه نفره با کم­ترین امکانات و با رعایت مسائل امنیتی صورت بگیرند، و به این ترتیب با تبدیل شدن به موجی سراسری، مابه ازایی ملموس در سطح جنبش پیدا کنند.
پیش به سوی اتحاد عمل برای هر چه وسیع­تر کردن اعتراضات خود
۱۱ تیرماه ۱۳۹۴











پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۴ ه‍.ش.

پیام شاهرخ زمانی به معلمان مبارز برای حمایت و دفاع و آزادی معلمان زندانی بخصوص اسماعیل عبدی

من شاهرخ زمانی کارگر زندانی

از درون زندان گوهر دشت با شما سخن می گویم :



معلمان مبارز ، معلمانی که مرا و فرزندانم را سواد آموختید شما که اکنون در جهت بیداری فرزندان ایران مانند سلاله های خویش از جمله باغچه بان، خاتعلی ، صمد بهرنگی ها و فرزاد ها و ... شمع وجود خود را چراغ روشنایی کودکان و جوانان قراردادید بدانید پایان شب سیه سپید است و ظلم و ستم شکست خواهد خورد و روز پیروزی خواهد رسید ، اما باید بدانیم ظلم و ستم و استثمار طبقاتی خود به خود نابود نحواهد شد و باید همه ی کارگران ، معلمان ، پرستاران ، بازنشستگان و ... متشکل و متحدانه دست به مبارزه بزنند و این همه نیرو باید در اتحادیه ها ، فدراسیون ها و کنفدراسیون های خود و همچنین در تشکل سیاسی و سراسری طبقاتی خود متشکل شوند تا بتوانند با استثمار و ظلم ستم و غارتگری مقابله کرده ضمن کسب حقوق اقتصادی خود به حقوق سیاسی و ازادی و دمکراسی نیز دست بیابند ، معلمان مبارز و ادامه دهندگان راه معلمان انقلابی، شما رسالت بسیار سنگینی بدوش دارید شما باید هم جهت با کارگران مبارز و معترض اقدام به متشکل شدن خود و متشکل کردن طبقه زحمتکشان کنید ، بدون گسترش و همه گیر شدن اعتراضات سراسری و بدون سازماندهی آگاهانه همه ی فعالین و مبارزان نمی توانیم با دستگاه سرکوب آموزش دیده با متد جدید دستگاه ها و نهاد های سرکوبگر جهانی مبارزه کرده و کسب پیروزی کنیم ، ما کارگران و معلمان و پرستاران و همه زحمتکشان باید دست در دست بدهیم ضمن سازماندهی خود با متد جدید و سازماندهی هم طبقه ای هایمان در بعد کل طبقه و بر قراری ارتباط جهانی با طبقه جهانی زحمتکشان علم مبارزاتی خود را هر چه بیشتر رشد داده، بروز کنیم . می بینیم که جناح های مختلف سرمایه داری ضمن مبارزه علیه هم دیگر در بعد طبقاتی متحد یکدیگر هستند و در کل و مرکزیت سرمایه داری از نیروهای سرکوبگر در ایران گرفته تا داعشی ها و تا دولت های اروپای و امریکایی و نهاد ها و تشکل های سیاسی سرمایه داری، نهاد ها و احزاب سرمایه داری همگی در سرکوب ما ( طبقه کارگر) دستشان در یک کاسه است و ما را متحدانه سرکوب می کنند ، در نتیجه ما برای مقابله با طبقه استثمارگر و خدم  و هشم اش در نهاد های دولتی و غیر دولتی و مقابله با انواع سرکوب هیچ راه و چاره ای جز وحدت و تشکیلات نداریم ، پس دوباره اعلام می دارم دست در دست و متحدانه پیش بسوی متشکل شدن در اتحادیه ها ، فدراسیون ها ، کنفدراسیون ها و سازمان سیاسی طبقاتی زحمتکشان ، دوستان مبارز نیازی نیست منتظر شویم تا همه ای نیروهای مبارز در اتحادیه های خود متشکل شوند بعد از آن دست به ایجاد فدراسیون و کنفدراسیون بزنیم بلکه همین امروز می توانیم با ایجاد هیات های موسس فدراسیون از طریق متشکل شدن تشکل های موحود مانند کانون های صنفی معلمان ، سندیکای کارگران شرکت واحد ، سندیکای هفت تپه ،سندیکای نقاشان ، سندیکای خبازان و بنایان ، کمیته های و اتحادیه های کارگری و تشکل های موجود در پتروشیمی ها و ... و با تجمع نمایندگانی از این تشکل ها اقدام به ایجاد فدراسیون و کنفدارسیون نماییم این می تواند شروع تشکل های رزمنده و بزرگ سراسری طبقاتی ما زحمتکشان باشد تا از طریق انها در آینده نزدیک بتوانیم از پراکندگی نجات یافته مبارز ه های پراکنده را به سراسری و کوبنده تبدیل نماییم در آن صورت کارفرمان و دولتشان نمی توانند قوانین ضد کارگری مانند گنجاندن مانده ای ضد اعتصاب در قرار داد  های کاری را بر ما تحمیل کنند مانند ماده ای که در قرار داد کارگران عسلویه کارفرما به کارگران تحمیل کرده است که اگر دست به اعتصاب بزنند کارفرما حق دارد سریعا" آنها را اخراج کند از این گونه تحمیلات بسیار است و هر روز از پراکندگی ما سو استفاده کرده موارد جدیدی نیز به ما تحمیل می کنند ، امروز مبارزه و مقابله با این شرایط سرکوب وظیفه و رسالت تاریخی ما کارگران و معلمان مبارز است که از هم اکنون اقدام به متشکل شدن و متشکل کردن دوستانمان در تشکل های صنفی و سیاسی طبقاتی کنیم
من شاهرخ زمانی از زندان رجایی شهر ضمن اعلام حمایت از اسماعیل عبدی و دیگر معلمان مبارز و زندانی و ضمن اینکه خواهان آزادی بدون قید و شرط معلمان و کارگران زندانی و زندانیان سیاسی هستم و به خصوص خواهان آزادی فوری معلمان مانند اسماعیل عبدی ، باغانی ، قنبری ، رسول بداغی (که اکنون در انفرادی است) و دیگر معلمان زندانی می باشم ، و همچنین به شما معلمان مبارز اعلام میکنم لازم است یکی از مطالبات شما و کارگران مبارز آزادی زندانیان سیاسی باشد چرا که آزاد شدن  زندانیان سیاسی نشانه قدرتمند شدن تشکل های مستفل طبقاتی و مردمی است .
مرا قدم به قدم و  دوشا و دوش از صمیم قلب در این مبارزه هر دم افزاینده متحد و در کنار خود بدانید ، برزمید دوستان آینده از آن ما زحمتکشان است
چاره ما زحمتکشان وحدت و تشکیلات است.




کارگز زندانی ، معلم زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.


شاهرخ زمانی زندان رجایی شهر

9/4/1394

توزیع تراکت در تبریز (عکس)

امروز پنج شنبه، ۱۱ تیرماه، فعالین کمیتۀ اقدام کارگری در «تبریز» اقدام به توزیع تراکت هایی در سطح مناطقی از شهر نمودند.
این اقدام اخیر، در تداوم فعالیت های مشابه و مشترک کمیتۀ اقدام کارگری و کانون کارگران متحد ایران طی اواخر خردادماه در «کرج» و همین طور اواخر هفتۀ نخست تیر ماه در «تهران» صورت گرفت.
در تراکت های توزیع شده، سه مطالبۀ محوری پیشین برجسته شده بود؛ از جمله شعارهای «پیش به سوی سازماندهی خود» (به خصوص در شرایطی که بسیاری از فعالیت ها به شکل انفرادی، در انزوا، پراکنده و بدون انسجام صورت می گیرند) و «کارگر زندانی، زندانی سیاسی، آزاد باید گردد!»، و هم­چنین مطالبۀ علنی کردن دفاتر حسابرسی کارفرمایان. این مطالبۀ آخر از این رو اهمیت دارد که طی سالیان گذشته، بسیاری از واحدهای تولیدی به اسم تحریم اقتصادی، نبود نقدینگی کافی، زیان­دهی و بحران از پرداخت حقوق معوقۀ کارگران شانه خالی می کرده اند، در حالی که اسناد افشا شده خلاف این ادعا را نشان می داده اند. به عنوان مثال اواخر سال گذشته در جریان اعتصاب بیش از ۴۵ هزار کارگر کارخانۀ ایران خودرو از روز ۱۶ دی ماه در اعتراض به میزان دستمزد، وضعیت قراردادها و دیگر مسال صنفی شان، فیش حقوقی افشا شدۀ یکی از مدیران ایران خودرو از سوی یکی از حسابداران که کپی آن در بین کارگران دست به دست شد، نشان می داد که این فرد مبلغ ۴۲ میلیون تومان حقوق در یک ماه دریافت کرده است.
یکی از مطالبات دیگر، «توافق اعدام ها» بوده است. هفتمین گزارش «سازمان حقوق بشر ایران» در اواخر سال گذشتۀ میلادی نشان می داد که در دوران روحانی به طور متوسط روزانه دو نفر اعدام شده اند که مجموع آن بالاترین آمار طی ۱۵ سال گذشته بوده است.
از جمله دیگر شعارهای مطرح شده، «پیش به سوی مقابله با هموفوبیا و پدوفیلی» بود که کم­تر به آن پرداخته می شود. پس از اعلام آزادی ازدواج همجنس­گرایان، بحث های زیادی به خصوص در سطح شبکه های مجازی صورت گرفت که نشان می داد هنوز بسیاری از افراد، حتی فعالین سیاسی و مدنی، درک و اطلاع درستی از موضوع هم­جنس­گرایی ندارند و همان پیش­داوری ها و کج­فهمی های گذشته را با خود حمل می کنند. حکومت اسلامی ایران نیز با دامن زدن به هموفوبیا یا هم­جنس­گراهراسی، و نهادینه کردن آن در جامعه و خانواده، حقوق دگرباشان جنسی را همانند حقوق دمکراتیک زنان، کودکان، اقلیت های ملی و غیره به شکل سیستماتیک سرکوب کرده است. هم­چنین موضوع «پدوفیلی» یا سوء استفادۀ جنسی از کودکان یکی از معضلاتی که صحبت چندانی از آن نمی شود، چه برسد مقابله با آن. مدتی قبل خبر وحشتناکی مبنی بر تجاوز ۶ مرد معتاد به یک دختر ۱۱ ساله و کودک کار به گوش رسید، که با واکنش چندانی از سوی حکومت رو به رو نشد.
همان طور که پیش­تر تأکید کرده ایم، این گونه فعالیت ها، هرچند محدود، علاوه بر انتقال درجه ای اعتماد به نفس به خودِ فعالین انجام دهندۀ آن، الگویی پیشنهادی و عملی هستند که می توانند از سوی سایر جمع های دو-سه نفره با کم­ترین امکانات و با رعایت مسائل امنیتی صورت بگیرند، و به این ترتیب با تبدیل شدن به موجی سراسری، مابه ازایی ملموس در سطح جنبش پیدا کنند.
پیش به سوی اتحاد عمل برای هر چه وسیع­تر کردن اعتراضات خود
۱۱ تیرماه ۱۳۹۴








حمایت معلمان مریوان از اسماعیل عبدی

 دهم تیرماه، فرهنگیان مریوان در حمایت از معلمان در بند و خصوصا بازداشت دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران(تهران) اسماعیل عبدی، یک مراسم افطاری ترتیب دادند.
فرهنگیان مریوان از زمستان گذشته هر هفته برای حفظ همبستگی در ورزش صبحگاهی حاضر می شدند لیکن با آمدن ماه رمضان این ورزش از صبح پنجشنبه ها به غروب چهارشنبه ها و یک ساعت قبل از افطار تغییر یافت و در پایان ورزش سفره ی افطار می گسترانند. امروز برای بار دوم این مراسم برگزار شد و این در حالی بود که روز شنبه هفته ی جاری اسماعیل عبدی به شعبه 204 اوین احضار شده بود و بازداشت ایشان کماکان ادامه داشته است.
معلمین مریوان در حمایت از این فعال صنفی و دیگر معلمان دربند پلاکاردهایی را با خود آورده بودند که حاوی شعارهایی   چون عبدی تنها نیست ؛ زندانی صنفی آزاد باید گردد و جای معلم کلاس درس است نه زندان، بود این معلم ها که تعداد انها چند برابر هفته های گذشته بود با برافراشتن این پلاکاردها حمایت خود را از عبدی و دیگر معلمان زندانی که فعالیت آنها صرفا صنفی بوده است نشان دادند آنچه در این مراسم نمود بیشتری داشت حضور خانم های فرهنگی مریوان بود که مثل همیشه سهم قابل توجهی از جمع  را به خود اختصاص داده بودند
همچنین فعالان صنفی این شهر در این مراسم با ایراد سخنانی متذکر شدند که دفاع از عبدی دفاع از شخص نیست بلکه دفاع از کلیت یک کنش حق خواهانه است.

ما در شرایط فعلی، ببرای به دست اوردن حداقل خواسته هایمان، باید حداکثر تلاش، مداومت و ایستادگی را داشته باشیم. این مراسم به همت انجمن صنفی معلمان مریوان ترتیب داده شده بود.

سه‌شنبه ۹ تیر ۱۳۹۴ ه‍.ش.

نافرمانی انقلابی و ضرورت تاریخی آن " به قلم زندانی سیاسی خالد حردانی"




فقر روز افزون مردم، نارضایتی و تشدید تضادهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و تئوریک حکومت تحت لوای "امپریال شیعی" به همراه پایه گذاری اصالت دیکتاتوری آخوندی در ایران،از مبانی واقعی و اساسی سقوط رژیم ولایت فقیه در آینده ای نه چندان دور خواهد بود و هر نوع مماشات چه از ناحیه دولت مردان غربی و چه از طرف نیروهای سیاسی و روشن فکران خیانت، به حقوق طبیعی و اساسی مردم و انسانیت خواهد بود. بر اساس رفتارهای غیر انسانی و سوء مدیریت در ارگانهای حکومتی،دولتی از قبیل رانت های دولتی؛ چپاول و دزدی میلیاردی از بیت المال مردمی، دخالت های منطقه ای و کشتار بی رحمانه کودکان و زنان و حمایت از حماقت گروه های ضد مردمی در عراق، سوریه، یمن، لبنان، فلسطین، آفریقا و پیاده سازی برنامه های غیر اصولی موشکی و هسته ای و تحمیل میلیاردها دلار خسارت به مردم و همچنین تعمیق روز افزون تبعیض نژادی در کردستان، خوزستان، بلوچستان،«جنسی، مذهبی، سیاسی، بی عدالتی اجتماعی و شکاف عمیق بین لایه ای فقر و ثروتمند جامعه، فروپاشی و بی هویت کردن اصالت های انسانی و اندیشه های بشری جمهوری اسلامی و رژیم ملایان را در معرض دگرگونی و سقوط عمیق قرار داده است و تا انقلاب مردمی فاصله چندانی باقی نمانده و گویی زایمان انقلاب به ضرورت تاریخی خود نزدیک می شود.
اعتصابات و اعتراضات کارگران، معلمین، پرستاران، مدافعان برابری حقوق نژادی و اقشار تحصیل کرده و بی کار جامعه در اواخر سال 93 و در ابتدای سال 94 رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته و این یعنی ورود به مرحله جدید تاریخی است، جنبش مردم و عتراضات و اعتصابات در برابر موج شدید خشونت عریان دیکتاتوری و بازداشت های گسترده در خوزستان، کردستان و بلوچستان و تهران ضرورت حمایت همگانی و سراسری را می طلبد.
همچنین می بینیم تاکتیک های فریبکارانه و شعارهای پوچ و توخالی دولت اعتدال حسن روحانی که با موج وسیع سرکوب، شکنجه و اعدام همراه بوده راه به جایی نبرده است و مردم بیش از گذشته برای رسیدن به خواسته های مشروع و قانونی خود پافشاری می کنند و روحانی با همراهی بخش قابل توجهی از اصلاح طبان داخلی و خارجی حکومت " آنهایی که در بدنه اپوزسیون رسوخ کرده اند" با اتحاد در برابر نیروی عظیم مردمی برای جلوگیری از مبارزات انقلابی و تبدیل آن در حد یک راه اصلاحی رفرمی در چارچوب نظام ارتجاعی ولایت فقیه صرف نظر از ماهیت دیکتاتوری آن، خود خدعه ای تاریخی به شمار می آید، بدینوسیله حسن روحانی، رفسنجانی، خاتمی به دنبال تسخیر اراده مردم و به صورت خزنده به دنبال شکست اراده انقلاب هستند و این ضرورت دیگری از آگاهی نیروهای روشن فکر و اپوزسیون واقعی و مردم را می طلبد که در این دام نیفتند و به قول معروف " مردم از چاهی به چاه دیگر سقوط نکنند".
مسئله اصلی آن است که بخش عظیمی از لایه های اجتماعی و مدنی مردم تشنه عدالت برابری و آزادی هستند و گارد سیاه پشت پرده " نیروهای امنیتی خامنه ای، و دشمنان مردم با تصویر کاریکاتوری و مضحک اپوزسیون "طبل توخالی روحانی، رفسنجانی، خاتمی" پس از چند سال فریبکاری، تزویر با بازی نقش چماق و هویج به بن بست تاریخی داخلی و منطقه ای رسیده است، تنها راه رسیدن به آزادی و دموکراسی پایه ریزی مبارزات انقلابی، حمایت از گروه های مردمی و گذار از جمهوری اسلامی است. اتحاد یک پارچه و عملی همه اپوزسیون مردمی حول خواسته های دموکراسی خواهانه مردم بر پایه عملی اعلامیه جهانی حقوق بشر و تشویق نیرهای مردم اعم از کارگران،پرستاران، معلمین، تحصیل کردگان، بیکاران، نیروهای عظیم اعتراضی، دانشجویان، زنان تحت ستم و اقلیت های نژادی و مذهبی برای یک نافرمانی انقلابی و عمومی ضروری است.
نان، کار، مسکن،بهداشت و آزادی از حقوق اساسی تمام ملل جهان بوده، صیانت از آن وظیفه ملی و تک تک افراد جامعه بشری است که ما به عنوان بخشی از جامعه جهانی به آن احترام گذاشته و از خواسته های مشروع و قانونی مردم مایت می کنیم .

زندانی سیاسی خالد حردانی - 8 تیر 94 زندان رجایی شهر کرج

یکشنبه ۷ تیر ۱۳۹۴ ه‍.ش.

همتی رئیس حراست اداره کل آموزش و پرورش استان سمنان معلمان استان را تهدید به اخراج و زندان کرد.


همتی رئیس حراست اداره کل آموزش و پرورش استان سمنان معلمان و کارکنان استان را تهدید به اخراج و زندان کرد. این فرد که از باند مافیای نزدیک به حسن روحانی است و آموزش و پرورش استان سمنان را با سیستم نظامی و اطلاعاتی اداره می کند و از طریق نیروهای ارتجاعی بسیجی و ساندیس خوران استان سمنان در آمورزش و پرورش و مدارس سیستم پادگانی بر قرار کرده است ، طی دو روز گذشته بار ها به صورت شفاهی مستقیم در ادارات به همه ی معلمان و کارمندان حاضر گفته است هر معلمی یا کارمندی اعتراض کند یا در تجمعات شرکت کند دستگیر ، اخراج و زندانی خواهد شد او در این گفتارها تاکید کرده و به معلمان و کارمندان گفته است شما که گفته های مرا می شنوید پیش خدا مسئولید تا به بقیه کارمندان و معلمان کل استان ( شهرهای سمنان، دامغان ، شاهرود ، گرمسار و بقیه شهر ها ) گفته های مرا منتقل کنید و کتبا" به صورت محرمانه به کلیه حراست ادارات شهرستانها دستور داده است کارمئدان و معلمان را با دقت تحت نظر داشته باشند و گزارش نمایند ، این پلیس فرهنگی نما از چند ماه پیش که اعتراضات معلمان شروع شده و همچنان با فرود و فراز ادامه دارد  اقدامات ضد انسانی و ضد فرهنگی بسیاری در ادارات مختلف مرتکب شده است و شدت خشم این مرتجع ، زمانی به اوج رسید و دیگر نتوانست خود را استتار کند که اسماعیل عبدی دبیر کانون صنفی معلمان توسط نمایندگان معلمان استانهای مختلف تا زندان اوین مورد حمایت قرار گرفت و بیش از 70 نماینده معلمان در مقابل زندان اوین ابزار سرکوب حکومت صاحب الزمان و ولایت مطلقه ساعت ها به حمایت از نماینده خود تحصن کرده و سپس با شجاعت از خانواده اسماعیل عبدی دیدن کرده و اعلام نمودند که در جلسه کانون تصمیم خواهند گرفت که در مقابل بازداشت شدن اسماعیل عبدی و سرنوشت بقیه معلمان زندانی چگونه اقدام به اعتراض خواهند کرد،
ما از تمامی کارگران ، پرستاران ، معلمان ، دانش جویان و دانش آموزان و مردم آزادیخواه می خواهیم ضمن حمایت از اعتراضات معلمان و خواستار آزادی زندانیان سیاسی و همچنین ضمن خبر رسانی گسترده، نیروهای ارتجاعی و ضد مردمی در حراست های ادارات بخصوص حراست آموزش و پرورش را شناسای کرده به عموم مردم معرفی نمایند، چرا که از این پس هر چه اعتراضات گسترش پیدا کند حرکت های پلیسی در ادارات بیشتر خواهد شد و اگر انها شناسای و به مردم معرفی نشوند صدمات زیادی می توانند به مبارزه معلمان و کارگران و کارمندان بزنند اما با معرفی انها به عموم  مردم می توان دست جمهوری اسلامی در استفاده از این مزدوران را کو تاه کرده و توان سرکوبی انها را هرچه بیشتر خنثی نمود همچنین ما از مامورانی که هنوز الوده به  خیانت علیه مردم نشدن می خواهیم به صفوف مردم و اعتراضات بپیوندند و یا حداقل نقشه ها و برنامه های حراست و پلیس را با دقت به نیروهای فعال و مبارز افشا کنند تا از این طریق دین خود به مردم را ادا کرده باشند، بدانید که بسیار زودتر از انکه فکرش را بکنید این نظام فاشیستی سرمایه داری سرنگون خواهد شد و بهتر است خودتان را بیش ار این الوده این حکومت ضد انسانی و ضد کارگری نکنید فراموش نکنیم مثل معروفی است که می گویند مورچه هنگام مرگ پر در می اورد. 

معلم زندانی ، کارگرزندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
8/3/1394

بیانیه‌ی زندانیان سیاسی خطاب به ملت ایران

رژیم جمهوری اسلامی دشمن قسم‌خورده‌ی کارگران، معلمان، پرستاران
تمام ثروت‌های ملی، معادن و منابع در دست دولت و انحصار حکومت ولایت مطلقه است، به گونه‌ای که بنا به گزارش رییس سازمان بازرسی رژیم فقط در یک مورد از ۱۶۵ میلیون هکتار زمین، ۸۵٪ آن متعلق به جمهوری اسلامی و فقط ۱۵٪ آن متعلق به بخش غیرحکومتی است. این اقتصاد عظیم حکومتی در انحصار خامنه‌ای از طریق بنیادهای عظیم مالی است که در یک قلم، ثروت بنیاد موسوم به اجرای فرمان امام بالغ بر ۹۸ میلیارد دلار تخمین زده شده است. سپاه به تمام ثروت‌های ملی چنگ انداخته و وابستگان به قدرت به رانت‌خواری، دزدی و اختلاس در رقم‌های میلیاردی مشغول هستند و در یک قلم ۵۷۵ تن از این وابستگان به قدرت حاکم، ۲۲۰ میلیارد تومان از سرمایه‌ی بانک‌ها را تاراج کرده و در یک رقم دیگر، در یک معامله، بالغ بر ۸۰ میلیون دلار توسط عوامل سپاه، به نام خرید دکل نفتی چپاول صورت گرفته است. در معامله‌ی موسوم به کرسنت، آن‌چنان فساد عظیم مالی صورت گرفته است که فقط جریمه‌ی آن تاکنون بالغ بر ۱۵ میلیارد دلار بوده است.
به گفته‌ی حسن روحانی، در دوره‌ی احمدی‌نژاد بالغ بر ۷۰۰ میلیارد دلار هزینه‌ی واردات شده است و معلوم است که از قبل این رقم بزرگ، کدام باندهای ولایی سود باد آورده نصیب خود کرده‌اند.
آری! اقتصاد ایران، معادن ایران و ثروت‌های عظیم استحصال شده در انحصار ولایت مطلقه است و عامل اصلی این فساد عظیم، همین انحصار است. به گفته‌ی تحلیل‌گران فقط ۳۰٪ مشکلات جاری ناشی از تحریم‌های اقتصادی است که علت تحریم نیز، حکومت ماجراجوی آخوندی حاکم است.
اما روی دیگر سکه، ملتی زیر ستم و به استثمار کشیده شده، فقیر و زیر سرکوب است. برای این‌که آه در بساط ندارد و در چنگال حکومتی اهریمنی، قلدر، فاسد و ثروتمند گرفتار آمده است. معلمان‌اش برای مقابله با تبعیض و ستم و فقر، هر روز در اعتصاب و خیابان است. و حکومت نمایندگان این طبقه‌ی ستم دیده مانند بداقی، عبدی و باغانی را به زندان و شکنجه محکوم می‌نماید.
بداقی را به انفرادی ۲۰۹ یا ۲-الف انتقال می‌دهد، باغانی را در بند ۳ رجایی‌شهر در بین مجرمان خطرناک نگه می‌دارد و عبدی را به جای نامعلوم می برد تا انتقام اعتراضات معلمان را از آن‌ها بگیرد زیرا که خواب حاکمان ثروت و قدرت را آشفته کرده‌اند.
کارگران زحمت‌کش، این نیروی مولد ثروت‌های جامعه با دست‌مزد ۷۰۰ هزار تومانی در حالی که خط فقر بالای ۳ میلیون تومان است با قراردادهای سفید امضا و موقت در شرایطی که چندین ماه است دستمزد خود را دریافت نکرده‌اند یا اخراج شده‌اند، هر روز در اعتصاب و اعتراض هستند. اما امپراطوری ثروت و قدرت، پاسخ آن‌ها را با کتک، زندان و سرکوب می‌دهد که نمونه‌های آن در زرند کرمان، اردبیل، تهران و سایر شهرها فراوان است.
وزیر بهداشت و درمان رژیم با صراحت و برخلاف نص صریح قانون تاکید می‌کند، نمایندگان پرستاران با برای اعتراضات مدنی در مقابل مجلس جهت طرح خواسته‌های خود ردصلاحیت کردیم. این در حالی است که میلیون‌ها پرستار زحمت‌کش که برای گذران زندگی مجبور هستند چند شیفت کار کنند به فغان آمده و حق خود را مطالبه می‌کنند. اعتصابات تبریز، یزد و تهران از این زمره‌اند.
لنج‌داران بوشهر تا کارکنان و کارگران عسلویه، کشاورزان خوزستانی تا دام‌داران اصفهانی، کسبه‌ی تهران تا کارکنان مخابرات گیلان، همه و همه به دلیل گران بودن سوخت، بالا بودن مالیات‌های ظالمانه و سایر ستم‌های قدرت ولایی حاکم به اعتصاب و معلمان شیراز برای دست‌یابی به خواسته‌های خود دست به تحصن زده‌اند.
آری! می رود تا با متشکل شدن تمام طبقات آگاه و به ستوه آمده و به پا خواسته و اتحاد عملی حول مطالبات اساسی با اعتصابات، تظاهرات و نافرمانی مدنی در برابر دیکتاتوری حاکم با نپرداختن مالیات‌های ظالمانه و هزینه‌های غیرعادلانه‌ی برق، گاز و تلفن، این امپراطوری ثروت و قدرت که هم‌چون زالو خون مردم را می‌مکد، نتواند بیش‌تر از این با پول طبقات فقیر و محروم نیرو بگیرد.
راه پیروزی بر این دیو ستم، متشکل شدن همه‌ی نیروی آگاه در قالب فدراسیون‌های سراسری، پیوستن تمامی این تشکل‌ها به یک‌دیگر و تشکیل جبهه‌ی فراگیر برای رسیدن به خواسته‌های تاریخی دموکراتیک و قانونی خود می‌باشد.
زندانیان سیاسی:

فرید آزموده، امیر امیرقلی، سهیل بابادی، ایرج حاتمی، خالد حردانی، محمد جراحی، شاهرخ زمانی، مهدی فراحی شاندیز، سعید شیرزاد، حشمت‌الله طبرزدی، محمدحسین کاظمینی بروجردی، علیرضا فراهانی