یکشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۴ ه‍.ش.

بيانيه زندانيان سياسي زندان رجایی‌شهر كرج : ”تجاوز جمهوری اسلامی در منطقه محکوم است”



بدون تردید دموکراسی سکولار و مخالفت جدی با هر نوع بنیان گری اعم از شیعه یا سنی راه حل ملت های خاورمیانه و خواسته ای به حق است که از طریق مبارزات دموکراتیک به دست می آید اما شوربختانه رژیم حاکم بر ایران راه حل خودش که همانا عبور از بحرانهای خودساخته داخلی است را در جنگ امروزی و تجاوز در منطقه یافته است .
دخالت های تجاوز کارانه و غیر قانونی جمهوری اسلامی در بحرین ، عراق ، سوریه ، لبنان و به ویژه یمن و هزینه میلیاردها دلار از سرمایه های ملت ایران صرفاٌ موجب می شود ،ملت ها و دولت های منطقه به جنگ و دشمنی علیه یکدیگر بپردازند و هزاران انسان بی گناه کشته شوند .
این جنگ افروزی های رژیم حاکم بر ایران بر خلاف منافع ملی ایران بر علیه دموکراسی و حقوق بشر و به ضرر قطعی مردم یمن و سایر کشور هایی است که جمهوری اسلامی حاکم بر ایران ، امکان دخالت در آن ها را پیدا کرده است .
جنگ و خشونت در یمن نتیجه قطعی مماشات دولت اوباما در برخورد با سیاست های تجاوزکارانه داعشی های حاکم بر ایران در کل منطقه به دلیل اعمال سیاست های مضحک مقابله با داعش عراق و سوریه با همکاری دولت جمهوری اسلامی است .
این سیاست مضحک و متناقض دولت حاکم بر آمریکا موجب گردید رژیم حاکم بر ایران از خلاً قدرت در خاورمیانه سوء استفاده نماید و اینک منطقه را به کام خشونت ، نا امنی و جنگ کامل فرو ببرد .
هزینه چنین سیاست های کاسب کارانه و غیر معقولانه را مردم ایران و سایر ملت های منطقه خواهند داد ، در تجاوز ، جنگ افروزی و خشونت این کودکان ، زنان ، غیر نظامی ها و در واقع حقوق بشر و دموکراسی است که قربانی می شود .
اما حکومت ها و گروه های بنیاد گرا و افراطی حیات خود را در آن می بینند ، به همین دلیل جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران قطعاٌ دخالت های رژیم حاکم بر ایران در منطقه را محکوم می کند و پیامد هر اتفاق ناگوار ناشی از جنگ در یمن یا هر امر خسارت آفرین دیگر برای مردم ایران را متوجه ملاهای حاکم بر ایران می داند .

زندانیان سیاسی رجایی شهر کرج

هفتم فروردین ماه ۱۳۹۴

اسامی به ترتیب حروف الفبا

1.امیر امیرقلی
2.مجید اسدی
3.رضا اکبری منفرد
4.سهیل بابادی
5.خالد حردانی
6.افشین حیرتیان
7.شاهرخ زمانی
8.شاهین ذوقی تبار
9.سعید شیرزاد
10.حشمت الله طبرزدی
11.ابوالقاسم فولادوند
12.صالح کهن دل
13.علی اکبری مشهدی کاظم
14.علی معزی
15.پیروز منصوری
16.اسدالله هادی

جمعه ۷ فروردین ۱۳۹۴ ه‍.ش.

پنجشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۴ ه‍.ش.

زندانیان برازجان در خطر مرگ قرار دارند.

از انجایکه مسئولین زندان برازجان در استان بوشهر از چند روز قبل از عید راهی مرخصی طولانی مدت شدند، زندان را به زندانبانان پایین دست که مسئولیت قانونی و اجازه استفاده از امکانات قانونی را ندارند تحویل دادند،  از این رو زندانیان این زندان با مشکلات حیاتی روبرو هستند، کمبود جیره غذایی که به شدت از روز های عادی کمتر شده است و بطور کامل نبود آب آشامیدنی که قبلا" با تانکر منبع آب را پر می کردند، نبود امکانات بهداشتی از جمله آب برای شتشو و نبود آبگرم  برای استحمام، و هر چیز دیگری حتی از حداقلهای قبلی بسیار کمتر شده اند ، برخی از مشکلات را به صورت نمونه اورده ایم، مجموعه این مشکلات زندانیان را در خطر مرگ قرار داده است، مشکلات فوق زمانی چندین برابر مضاعف می شوند که همین زندانبانان پایین دست نیز هر روز خودشان به همدیگر مرخصی می دهند،در نتیجه زندانیان در پشت درب های آهنی بسته با کمبود های گفته شده تنها می توانند انتظار بکشند، چون کسی به نیاز های انها توجه نمی کند اکنون وضعیت زندانیان برازجان مصداق عینی شعر زیر است :

" وای بر صیدی که در دام افتاده باشد      صید در دام و صیاد رفته باشد"

فریده جغفری

5/1/1394

سه‌شنبه ۴ فروردین ۱۳۹۴ ه‍.ش.

بیانیه زندانیان سیاسی :


پیام نوروزی خامنه ای تهدید معلمان و کارگران به سرکوب بیشتر
خامنه ای با سکوت از روی رضایت در برابر مرگ تدریجی 80 در صد مردم که زیر فقر زندگی می کنند و 36 سال حکومت کردن به همراه فساد ، دزدی ، اختلاس و بیلان کاری با بالاترین امار تورم ، گرانی ، بیکاری ، طلاق ، شکنجه و اعدام در جهان در سخنرانی که به مناسبت تحریف عید فرخنده  باستانی ایرانیان انجام داد ، تشکلهای مردمی، فعالین کارگری ، معلمین ، پرستاران ، حامیان محیط زیست ، و هویت طلبان قومی و مخالفان با تبعیض های جنسیتی،مذهبی ، نژادی و آپارتاید سیاسی و طرفداران جدایی دین از سیاست را تهدید به سرکوب بیشتر کرد، وی حرکت اعتراضی قانونی معلمین ، کارگران ، پرستاران و بازنشستگان که یک چهارم خط فقر حقوق دریافت می کنند و هیچ گونه تامین اجتماعی ندارند را اغتشاش نامید و برای اینکه بهانه سرکوب بیشتر داشته باشد این اعتراضات، اعتصابات و معظلات مدنی را به خارج از کشور نسبت داد، واعتراض معلم برای نفی تبعیض را بر اندازی نامید،و تمامی  آن جناح های حکومتی با هزاران میلیارد فساد ، ارتشاع و دزدی مثل رحیمی ها، هاشمی ها ، 170 نماینده مجلس ولایتی ، یا 600 نورچشمی که 220 هزار میلیارد را پس نداده و رانتخواران چند هزار میلیاردی در قالب دلواپسان اعتدالیون را به وحدت در برابر خانوار 70 میلیونی کارگران، معلمین ، پرستاران و لشگر بزرگ بیکاران فراخواند، در حالی که بسیاری از جوانان این کشور مانند یونس عساکره  (هم وطن  خرمشهری ) به دلیل فقر و تنگ دستی و سرکوب عریان دست به خود سوزی زده یا توسط حکومت کشته می شوند، و دیکتاتور هیچ پاسخی ندارد و همچنینف در حالی که به لحاظ قانونی حق تشکل، حق اعتراض، حق اعتصاب و حق داشتن زندگی شرافتمتدانه ،حق بیان آزاد ، حق احزاب از حقوق اولیه و پایه ای آحاد شهروندان ایرانیست، اما حکومت به جای تامین و تعضمین این حقوق اساسی با برچسب زدن واهی همچون بر اندازی ، اعتشاش ، شورش ویا نسبت دادن اعتراضات مدنی به خارج کشور تلاش می کند، با فرافکنی بحرانهای اقتصادی و اجتماعی که در ان دست پا می زند مانع از روند رو به رشد اعتراضات قانونی جنبش اجتماعی کنونی شود ، در صورتی که شخص خامنه ای و دستگاه دیکتاتوری به خوبی می دانند در برابر اعتراضات و اعتصابات عمومی کارگران ، معلمان و بازنشستگان هیچ سرکوبی موثر نیست، همه مزدبگیران و حقوق بگیران تصمیم جدی دارند در قالب انجمن ، کانون ، اتحادیه ، سندیکا و فدراسیون متشکل تر شوند، و به ویژه روز اول ماه می، روز جهانی کارگر و روز معلم مصادف با 11 و 12 اردیبهشت بر اعتصابات و اعتراضات سراسری خود بافزایند، جنبش اجتماعی برابری طلب و حق طلب و دمکراسی خواه راه خود را پیدا کرده وبا قدرت این راه را ادامه می دهد، بنا براین تهدیدهای خامنه ای نیز نمی تواند مسیر تاریخی حق خواهی و قانون مبارزه با فقر و تبعیض و ستم را عوض کند.
1- فرید آزموده 2- امیر امیر گلی 3- ایرج حاتمی 4- خالد حردانی 5- افشین حیرتیان 6- شاهرخ زمانی 7- سعید شیرزاد 8- علیرضا فراهانی 9 - حشمت اله طبر زدی
3/ فروردین /1394

زندان سیاسی گوهر دشت 

یکشنبه ۲ فروردین ۱۳۹۴ ه‍.ش.

اطلاعیه شماره ۳۸ کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد

پیام نوروزی واحد سیده و یوسف آبخرابات فعالین کارگری زندانی از زندان مهاباد
کارگران ، تشکل‌های کارگری ، انسان‌های شریف و آزاده 
آخرین روز‌های سال ۱۳۹۳ در حال سپری شدن است و این سال برای ما کارگران زندانی ، خانواده ما و خانواده دیگر زندانیان سالی‌ سرشار از مشکل و غم و رنج بود ، از تورم و گرانی در داخل و خارج زندان گرفته تا ایاب و ذهاب خانواده‌های ما و مشکلات دیگری از این دست ، اما در این بین دوستان و آشنایان و هم طبقه‌ای‌های عزیزمان در خارج از زندان همیشه کنار خانواده ما بودند و تمام سعی‌ و تلاش خود را کردند تا با توان و امکانی که دارند  کمک حال خانواده‌های ما باشند.
ما فعالین کارگری عضو کمیته هماهنگی‌ برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری مدت ۱۵ ماه است که در زندان مهاباد مشغول گذراندن حکم ضدّ کارگری زندانی هستیم که قوه قضائیه و مسئولان امنیتی برای ما صادر کرده و اجرایی کردند تنها به خاطر عضویت در کمیته هماهنگی‌ و دفاع از حقوق هم طبقه‌ای‌های خود ، اما در این مدت خانواده‌های ما همت دوستان و آشنایان همواره حمایت و پشتیبانی‌ شدند و همین امر باعث دلگرمی‌ ما شد که در ادامه مسیر محکم و استوار تر باشیم و از حقوق حقه خود دفاع کنیم که ما در همینجا مراتب تشکر و قدردانی خودمان را نسبت به تمامی‌ این عزیزان اعلام می‌کنیم و قدردان تمامی‌ زحماتی هستیم که برای ما و خانواده ما متحمل شدند.
بدون شک در این مدت ۱۵ ماه که ما در بند هستیم خانواده و فرزندان ما در بیرون از زندان متحمل سختی و فشار‌های زیادی شدند و در سرما و گرما ساعت‌ها برای یک ملاقات چند دقیقه‌ای پشت درب زندان در انتظار نشستند هم ممنون و سپاسگزاریم ، ما دوست داشتیم در آغاز سال جدید در کنار شما باشیم اما استثمارگران و حاکمان کور دل سرمایه فقط و فقط به فکر انباشت سرمایه هستند و به جز انباشت سرمای‌ به هیچ چیز دیگر فکر نمیکنند و برایشان مهم نیست که شما و کودکان ما همچون بسیاری دیگر از زندانیان دیگر از هم جدا شده و یا همچون خیلی‌‌های دیگر برای همیشه از میان برداشته شوند ، آری واقعیت نظام سرمایه داری اینچنین است اما ما تمام تلاش خود را همچنان برای رهایی طبقه خود خواهیم کرد و به هیچ عنوان مرعوب این زندان‌ها شکنجه‌ها نخواهیم شد و آرزو می‌کنیم که فرزندان عزیز ما دیان ، دانا و هانا در مسیری درست و انسانی‌ گام بردارند و در راه از بین بردن طبقه‌ای که این کودکان را از دیدار پدرشان محروم کرده متحدانه پا به عرصه مبارزه بگذارند.

در پایان جا دارد که از تمامی‌ اعضای کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد هم که در این مدت ۱۵ ماه همچون دیگر فعالین کارگری و تشکلات کارگری و انسان‌های شریف آزاده در داخل و خارج کشور از حمایت و پشتیبانی‌ ما دریغ نکردند هم تشکر و قدردانی کنیم .
ضمن تبریک فرا رسیدن سال جدید به تمام هم طبقه ای‌هایمان چه در ایران و  جهان امیدواریم و آرزو می‌کنیم سال ۱۳۹۴ سالی‌ سر شار از شادی و پیروزی باشد و سالی‌ پر دستاورد در امر مبارزه طبقاتی برای طبقه کارگر ایران و جهان.
واحد سیده و یوسف آبخرابات فعالین کارگری زندانی از اعضای کمیته هماهنگی‌ برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری 
زندان مهاباد 

۲۷ اسفند ماه ۱۳۹۳ 
کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد

شماره تماس با سخنگوی کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد، عثمان اسماعیلی :
09182842451

komitedefaa@gmail.com
http://komitedemahabad.blogfa.com/
 بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳

زندانیان سال نور را جشن گرفتند!!!



برگزاری  جشن گروهی زندانیان در سالن 12 زندان گوهر دشت.


بر خلاف پیام نوروزی خامنه ای در چسباندن عید به پادشاهان و الویت داشتن ماتم و عزا و گریاندن مردم و ادامه خیمه شب بازی های حکومت و تزریق خرافات و دور کردن مردم از آگاهی انقلابی کمیته برگزاری مراسم عید در زندان گوهر دشت  مرکب از طیف های گوناگون با تدارک و برنامه ریزی کامل در تهیه شعر ، مقاله ، نمایش و... امکانات و شیرنی و آجیل جشن این روز ملی را با شکوه بر گذار کرد.
 جالب اینکه اصلاح طلبان حکومتی از جمله معتمدی مهر ، باستانی ، دکتر مدنی ، فقیه رضوی در جهت دفاع از حکومت جمهوری اسلامی بخصوص به دلیل فوت خواهر خامنه ای عزادار بودند و در این جشن ملی شرکت نکردند، و بدین وسیله وفاداری خود به جمهوری اسلامی بخصوص به ولایت فقیه خامنه ای نشان داده  و در صف تبلیغ و تحمیل کنندگان خرافات و عزاداری و مات به مردم قرار گرفتند.
مراسم از ساعت ده و نیم شب شروع شده و تا ساعت سه و نیم صبح ادامه یافت ،مراسم با یادی از دوستان تبعیدی مانند بهنام ابراهیم زاده ، شهرام چنیان ، 12 و 13 نفر از دوستان نظامی از جمله علیرضا فراهانی ، ایرج حاتمی، فرید آزموده و همچنین با یادی از دوستانی که بر اثر فشار ها و شکنجه های سران و ماموران جمهوری اسلامی کشته شده اند مانند ساران، افشین اسانلو و کرمی خیر ابادی و ... که در بین ما نیستند یاد شد و سپس دوستانی از ملیت های ترک ، عرب ، لر و کرد به زبانهای خود عید را تبریک گفتند و خواهان ادامه مبارزه شدند. دکتر لطیف حسنی پیام خود را به زبان ترکی بیان کرد و بصورت حماسی این روز را تبریک گفت که چکیده ان عبارت است از : بهار نو، سرمای زمستان استبداد را خواهد شکست و شکوفه های انقلاب باز خواهند شد. حاج کریم معروف عزیز پیر مرد 76 ساله کرد عراق که وارد 19 مین سال حبس خود شده است در پیام تبریک خود به زبان کردی آرزو کرد که امسال دیکتاتوری سر نگون شده و همه ملت ایران از یوغ استبداد و بهره کشی آزاد شوند. رسول بداقی معلم مبارز که وارد 6مین سال حبس خود شده است و هنوز نتوانسته بچه های کوچک خود را در آغوش بگیرد با تقبیح اعمال سازش کارانه مخصوصا" اصلاح طلبان و به اصطلاح سبزها مانند جعفر قبطانی و ... به بیان برخی از اعمال ننگین آنها پرداخته، گفت با گزارشات آنها به حکومت و همکاری آنها با رژیم به طور نظامی بسیاری از فعالین گرفتار شدند و برخی در زندانها در حوادث 1388 به بند عادی تبعید شده اند، همچنین لازم به یاد آوری کرد که سال گذشته با طومار در خواستی 13 نفره اصلاح طلبان که از طریق امضای طومار از ادراه اطلاعات( یعنی وزارت اطلاعات که همان بازجوها و شکنجه گران هستند در خواست تبعید برخی از زندانیان را می کردند) خواستند برخی از زندانیان را از کوهر دشت تبعید کنند و به دنبال طومار 13 نفره اصلاح طلبان تعدادی از زندانیان به قزل حصار تبدید شدند وی تاکید کرد سعید ... که مورد تایید رژیم اسلامی با هدایت اصلاح طلبان و به نیابت آنها وقتی در سال گذشته من( رسول بداقی) مسئول جلسه بودم و به شاهرخ زمانی اجازه دادم مقاله ای در باره طبقه کارگر خواند و سرود جهانی کارگر را اجرا کند یک سال مرا تحریم کردند، این ادمها ادعای دمکراسی و دمکرات بودن را دارند اما ادعای انها کاملا" دروغین است و لی بعنوان بخشی از حکومت با کارگران و معلمان دشمنی ریشه ای دارند و پا دو دیکتاتوری هستند، وی آنها شیشه عمر استبداد نامید و گفت آنها دشمن آزادی و برابری و حامی ادامه دیکتاتوری هستند.
(لازم به یاد آوری است شورای دوره قبلی به دستور مردان رئیس زندان با همکاری این سازشکاران سیمکو خلقتی و شاهرخ زمانی دو عضو از سه عضو شورای به قزل حصار و اوین تبعید شدند و در پی این تبعید شورای دو دوره که انقلابی بود منحل شد.) پس از اتمام پیام رسول بداقی شعر حماسی ، احساسی خوانده شد و سپس یکی از دوستان بهایی آقای فهیم دل مقاله ای مربوط به تاریخ ریشه و چگونگی عید نوروز پرداخته و تاکید کرد که این روز را 300 میلیون انسان جشن می گیرند، و نمی توان به هر بهانه ای از وظیفه بر گزاری آن شانه خالی کرد.
از اول مراسم تا انتهای آن مسابقه ای در چند مرحله شاد و طنز گونه و انتقادی تدارک دیده شده بود، که بین چهار گروه سالن اجرا شد و هیت داوران به گروههای اول تا چهارم جوایز متفاوت اهدا کرد، یکی از جالبترین بخشهای آن نمایش و تمسخر  چگونگی حمله گارد و عوامل وحشی رژیم به سالن در هفته های گذشته بود، در طی مدت بر گزاری مراسم در دو نوبت از حاضرین در مراسم با کیک و شیر کاکائو پذیرای شد.
آقای محمود با دوام  مانند دوره های قبل شعری طنز گونه و فرحبخش با همکاری تمامی حاضرین در سالن می خواند که در پایان هر بیت همه ی سالن با وی همنوایی می کردند.
در نهایت با به پایان رسیدن سال گذشته و شروع سال جدید همه افراد غیر از اصلاح طلبان که در مراسم حضور نداشتند بقیه همه بطور گرم و صمیمانه مانند یک خانواده با هم روبوسی کرده و مراسم در ساعت سه و نیم به پایان رسید.   
پایان گزارش

هشدار
لازم به توضیح یک موضوع مهم است :
خامنه ای در پیام نوروزی امسال بطور غیر مستقیم زندانیان سیاسی را تهدید کرده است ، بنا براین جان و سلامتی زندانیان سیاسی بخصوص زندانیان سیاسی گوهر دشت در خطر است ، لازم است تشکل ها ،سازمانها ، احزاب  و نهاد های اجتماعی و انسانی داخلی و جهانی در این رابطه هر چه بیشتر هشیار باشند و از هم اکنون خود را و نهاد های داخلی و جهانی را با توجه به پیام معنا دار خامنه ای آماده کنند و حتی لازم است قبل از هر عملی از طرف نظام علیه زندانیان اعتراضات متحدانه ی برای حمایت از زندانیان سیاسی هر چه بیشتر گسترش یابد ، با توجه به اینکه به روزجهانی کارگر نزدیک می شویم می تواند حمایت و دفاع از آزادی زندانیان سیاسی یکی از مطالبات محوری طبقه کارگر قرار بگیرد، با توجه به تجربه ماجرای حمله به 209 اوین  نباید منتظر تجربه تلخ دیگری بمانیم و پس از عملکرد رژیم افسوس بخوریم،
خانواده زندانیان ، تشکل ها و فعالین کارگری ، همچنین تشکل های معلمان و همین طور کمیته های دفاع از زندانیان باید بسیار هشیار باشند و با بر قراری ارتباطات بیشتر بین  خود امادگی بیشتری در دفاع از زندانیان و  نشان دادن عکس العمل سریع و همبستگی با خانواده ها حاضر باشند.

فریده جعفری
2/1/1394


تکثیر از :
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی


ادامه سلسله گزارشاتی از زندان رجایی شهر :



علیه اعدام و شکنجه و برای آزادی زندانیان سیاسی بپا خیزید!!!
مقدمه :
قتلگاه گوهر دشت با حدودی شش هزار زندانی به اتهامات گوناگون با دو هزار و سیصد اعدامی که در انتظار اجرای حکم می باشند، تعدادحدود 250 زندانی سیاسی عقیدتی در سالنهای 12 و 10 بند 4 و بقیه در بند های عادی مانند 1، 2، 6و 8 بی گناه زندانی میباشند. از زندانیان سیاسی اعدامی که تعدادشان بیش از 40 نفر می باشند می توان زانیار و لقمان مرادی و ... را نام برد و البته به تازه گی 6 نفر از آنها را اعدام کردند، که باعث اعتراضات زیادی شد. بقیه زندانیان سیاسی - عقیدتی با دهها نفر با حبس ابد از جمله محمد نظری با 22 سال و خسروی با 19 سال و بقیه از 15 تا 16 سال در زندان مبحوس هستند و بقیه زندانیان از 5 سال تا 30 سال عمدتا" از بهائیان ، مجاهدین ،...، از نمایندگان کارگران مانند بهنام ابراهیم زاده ، مهدی شاندیز ، شاهرخ زمانی و ... ، از نماینده معلمان مانند رسول بداقی ، عبدالرضا قنبری و شاعر و نویسنده ارژنگ داودی...، ازنماینده دانشجویان مجید توکلی و  جریانات ملی آذربایجان ، عرب ، کرد و ... می باشند، با دخالت اداره جهنمی اطلاعات و بر خلاف ماده 22 آئین نامه سازمان زندانها این زندانیان از تمامی حقوق قانونی خود محرومند، صدر در صد آنها بدون حکم قضایی و بدون سند و مدرک با حضور و صحنه سازی سربازان گمنام حاکمان میلیادرهای دزد و جنایت کار دستگیر و تحت شکنجه های روحی و جسمی علیه شان پرونده های غیر واقعی با اتهامات دروغین ساخته و به دادگاههای غیر مستقل و فرمایشی فرستاده شده اند و در این دادگاههای نمایشی توسط قضات بی سواد و  جنایت کاری که بیشترشان قبل از قاضی شدت بازجو و شکنجه گر بودند و یا در حین بازجو و شگنجه گری به صورت رانتی درس خواندند و یا مانند بیشتر سران جمهوری اسلامی و نمایندگان و دولتیان این رژیم مدارک تحصیلی تقلبی دست و پا کردند و یا چون خودشان در وزارت اطلاعات بودند برای خود مدارک درست کردند، زندانیان در چنین دادگاههای و با ریاست چنین قضاتی بدون حضور وکیل و هیئت منصفه در مدت 2 تا سه دقیقه محاکمه و به اعدام و یا به احکام سنگین محکوم شده اند. (شاید برای بسیار از جوانان و مردم که با عنوان سیاسی در دادگاه های جمهوری اسلامی محاکمه نشده اند باور موضوع سخت باشد چون در جنایت کارترین حکومت های دنیا نیز وقتی دادگاهی تشکیل می شود چندین ساعت و چندین نوبت طول می کشد ولی حکومت جمهوری اسلامی از این بابت نیز از همه حکومت های جنایت کار تاریخ جنایت کارتر است، بسیاری از زندانیان را حتی به دادگاه نمی برند و قاضی فقط حکم از قبل نوشته شده را امضا می کند و وقتی هم به دادگاه می برند حکم را قرائت کرده و از زندانی می پرسند قبول داری، ولی جواب زندانی مهم نیست سپس از زندانی امضا جواب خود را می گیرند، دادگاه تمام می شود، و بعدا" حکم قاضی بدست متهم می رسد، تمامی مردم و جوانان می توانند این را از افرادی که در گذشته بعنوان زندانی سیاسی در دادگاه های جمهوری اسلامی محاکمه شده اند بپرسند). بعد محاکمه و صدور حکم برای زندانی ، آزار و اذیت و شکنجه وی تمام نمی شود، چون اداره اطلاعات که بخشی از وزارت اطلاعات و به نوعی حفاظت اطلاعات سپاه است از طریق  شعبات این اداره ضد بشر در زندانها همچنان شکنجه های روحی و جسمی زند انیان را  ادامه می دهند، مانند شعبات 209 اوین ، 37 تبریز ،هشت رجایی  شهر، اطلاعات ارومیه و سنندج و ... اداره اطلاعات در تمامی جنایات و اعمال علیه زندانیان سیاسی دستور دهنده و رهبری کننده است.
نتایج شکنجه های روحی و جسمی این ادراه عبارت است از :
در زندان رجایی شهر :
تحمیل تغذیه با سویای حیوانی به جای سه وعده گوشت در هفته ، حذف لبینات و میوه تازه مندرج در ماده های 93و 95 ، منع امکانات مرسوم ورزشی و فکری در زندانها بخصوص برای زندانیان سیاسی ، منع ارتباطات قانونی مانند ملاقات حضوری ، مکاتبه ، تلفن ، مرخصی، منع آزادی مشروط و عف های موردی و عمومی، کیفیت بسیار پایین در مورد بهداشت ، درمان ، آب ، پارازیت های شدید که مولد سرطان می شوند و دیگر موارد، زندانیان در شرایط زنده بگوری قرار دارند بطور یکه طی چند سال اخیر دهها نفر از جمله دگمه چی ،  ساران، یاد پور ، کرمی خیر آبادی ، افشین اسانلو و ... تحت فشار های یاد شده کشته شدند.
1- افزایش دستگاه های پارازیت انداز که باعث تشدید بیماریها می شوند:
طی دو هفته اخیر  برای تقویت امواج  پارازیت، دهها دستگاه پارازیت انداز سرطانزا که هر کدام برای یک شهرک 20 هزار نفری ساخته شده اند را در اطراف سالن 12 و 10 نصب کردند که تشدید امواج آنها باعث گردیده ضمن اینکه بیماری زندانیان افزایش یافته که علایئم آنها عبارتند از سر دردشدید ،دل درد، سر گیجه ، استفراق ، تهوع و ... که بشدت افزایش یافته  است، دیگر زندانیان نیز در حال دچار چنین علائیمی می شوند،و حال اغلب بیماران اورژانسی مانند قلب و عروق رو به وحامت گذاشته است. علیرغم اعتراضات و شکایات زندانیان مسئولین هیچ عکس العمل قانونی نشان ندادند .
2- انتقال به زندان رجایی :
در روز 26 اسفند جوان کرد اهل سوریه از پ ک ک که به ده سال زندان محکوم و هشت سال آن را کشیده است به علت وخامت حالش عمل جراحی فوری انجام داده و هنوز مداوا نشده وبه دلیل وضع اسفناک تغذیه و بهداشت در زندان و برای در خواست ادامه درمان مجبور به ده روز اعتصاب غذا شده بود از زندان تبریز به رجایی شهر منتقل شده است به علت نا مساعد بودن شرایط انتقال و نگداری در جا های نا مناسب و عدم رسیدگی پس از عمل وی آنقدر لاغر شذه است که رفقا نزدیکش او را نشناختند.
3- زندان انتفاعی با قیمت های نجومی :
علی رغم تاکید آیین نامه  سازمان زندان بر تغذیه سالم ، درمان و دارو  و معالجه و دیگر امکانات رایگان و علی رغم تاکید به قیمت تعاونی برای اجناس اضافی نسبت به مواد اولیه زندگی در این کشتارگاه انسانها، غیر از تغذیه با  سویای حیوانی و قرص های سرماخوردگی تقریبا" تمام امور با قیمت های چند برابر بیشتر از بیرون از جیب زندانیان بیرون کشیده می شود.
ما نمونه قیمت های اجناس درفروشگاه زندان که برای سفارش  زندانیان اعلام شده اند، را در اینجا اعلام می کنیم :
1- نخودچی کیلو 32 هزار تومامن
2- پسته درجه سه  70 هزار تومان
3- بادام هندی درچه سه  84 هزار تومان
4- تخمه کدوی ریز 39 هزار تومان
5- بادام درختی 84 هزار تومان
6- مرغ یخ زده تولید فروردین 1393  78 هزار تومان و ...

4- بر گزاری با شکوه مراسم چهار شنبه سوری در زندان :
بدنبال بستن در حیات برای جلوگیری از اجرایی مراسم چهارشنبه سوری، زندانیان سیاسی سالن 12 با خالی کردن قسمتی از فضای سالن و با آتش روشن کردن داخل استانبولی مراسم چهارشنبه سوری را بر گزار کرده و با سر دادن مرگ بر دیکتاتور مبارزه طلبی خود را نشان دادند، و با این عمل خود به آیت الله ها و عوامل جمهوری اسلامی و اسلام گرایان مخالف آزادی و شاد بودن مردم  و فتواهای صادر شده علیه مراسم چهار شنبه سوری که آن را حرام اعلام کرده بودند، جواب روشنی دادند.
5- تبعید در تبعید همچنان ادامه دارد :
با وجود تبعیدگاه بودن این قتلگاه و با وجود تاکید اکید آیین نامه سازمان زندانها  بر تفکیک جرایم با هدایت رهبری در اعمال ضد انسانی اداره اطلاعات نزدیک به 50 نفر از زندانیان سیاسی به جهت آزار و اذیت آنها و آرام بخشی بیماری سادیستی ماموران و مسئولین حکومت اسلامی و ماموران اداره اطلاعات به بدترین بند ها مانند 1، 2و 6 میان محکومین به اعدام که تعادل روحی ندارند و یا میان زندانیانی که دچار ایدز و هیپاتیت و به بیماریهای خطرناک دیگر دچار هستند نگهداری میشوند که همیشه در خطر به سر می برند،فعال کارگری بهنام ابراهیم زاده ، مهدی شاندیز ، هم وطن بهای شهرام چینیان ، از دوستان نظامی نزدیک به 20 نفر از جمله علیرضا فراهانی، ایرج حاتمی ، فرید آزموده و باضافه دهها نفر از اوین مانند سعید شیرزاد، امیر امیرقلی در اسفناک ترین وضعیت نگهداری میشوند. تا به امروز بار ها این زندانیان از جمله بهنام ابراهیم زاده و تعدادی از دوستان نظامی برای اعتراض به این وضعیت و اعمال غیر قانونی دست به اعتصاب غذا زده اند.
6- خبری از مرخصی نیست :
با وجود تاکید حداقل 3 ماده از آیین نامه سازمان زندانها در رابطه با مرخصی زندانیان مخصوصا" در شرایط مرگ عزیزان و یا عروسی نزدیکان غیر از اصلاح طلبان حکومتی و برادران دزد و قاچاقچی تمامی زندانیان سیاسی از این حق قانونی محروم شدند، مانند کارگر زندانی شاهرخ زمانی که نه تنها از این حق قانونی برای شرکت در عروسی تنها دخترش و سپس برای شرکت در مراسم ختم مادرش محروم شده است بلکه اخیرا" که خواهرانش با اسرار تقاضای ملاقات حضوری کرده بودند ملاقات حضوری نیز به او ندادند، در حالی که در این حکومت اسلامی دزدان و غارتگران که تحت فشار مردم و در ترس از انقلاب مجبور به دستگیری برخی از خودیهایشان و برادران حکومتی که از مهره های مهم حزب الله هستند که مچشان باز شده و به عنوان دزد کاملا" شناخته شده اند مانند برادر مسلمان و حزب اللهی رحیمی و  برادر بابک زنجانی را که به زندان می برند پس از هفت روز از اوین به آنها مرخصی می دهند و این الطاف اسلامی فقط شامل حال دزدان شریک داروغه(خامنه ای و دیگر سران رژیم) می شود که این لطف اسلامی حتی مورد تمسخر روزنامه های حکومتی شده و نوشتند ( بخاطر دلتنگی خانمش این الطفات در موردش را انجام دادند) چون همسر حزب اللهی  جان بر کف برادر رحیمی دلتنگ شده است به برادر رحیمی مرخصی دادند، صد البته چپاول گران و دزدان باید حامی یکدیگر باشند .
7- حکم اعدام  جدید :
هشت نفر از 27 نفر اعدامی هم وطنان کرد سنی که هیچ جرمی مرتکب نشده اند و به نا حق دستگیر شده اند بعد از شکسته شدن دو باره به اعدام  در شعبه 15 دادگاه انقلاب( توسط قاضی صلواتی) ارتقاع یافت، اعتراض علیه اعدام های فعله ای رژیم نه تنها از طرف نهاد های جهانی مانند سازمان ملل و شخص باکی مون به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم شد بلکه جدیدا" در شعارهای مردمی مخصوصا" مردم انقلابی در جهت منع شکنجه و اعدام به "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" تبدیل شده است.
8- محمد نظری وارد بیست دومین سال زندان خود شد :
با بی تفاوتی نهاد های حقوق بشری و رسانه های به اصطلاح آزاد و مستفل سرمایه داری و علی رغم قبول آزادی محمد نظری از طرف رئیس زندان و رئیس شعبه صادر کننده حکم ، اما با ممانعت و عناد اداره جهنمی اطلاعات از آزادی او جلوگیری شده که اکنون وارد 22 مین سال حبس خود شده است ، در حالی که در عرف زندانهای ایران محکومین حبس ابد با سپری کردن 10 تا 12 سال آزاد می شوند، در حالی که  محمد نظری با 22 سال ، حاج کریم معروف عزیز با 18 سال ، پور سعدی ،خالد فریدونی ، سعید ماسوری،  افشین بایمانی ، خالد حردانی ، شهرام و فرهنگ پورمنصور با پانزده تا شانزده سال حبس در وضعیت زنده به گور قرار دارند. این در حالی است که رسانه های سرمایه داری مانند رادیو فردا ، امریکا ، بی بی سی ، هرانا و ...  بدون کوچک ترین اطلاع رسانی از اعدام ها و شکنجه های انقلابیون در جهت حمایت آشکار از رژیم اسلامی جنایت کار هیچ اطلاع رسانی نمی کنند ولی حتی به دستشویی رفتن اصلاح طلبان حکومتی را نیز با آب و تاب گزارش می کنند البته جای تعجب نیست چرا که از این مهره ها می خواهند برای آلترناتیو سازی در مقابله با انقلاب و حاکمیت مردم  در اینده استفاده کنند.
9 - احتمال مرگ بیماران اورژانسی  توسط جمهوری اسلامی که بانی مرگ :
این بار قرعه مرگ به اسم چه کسی می افتد؟ به اعتراف سریع جانیان حاکم در مورد وضعیت این قتلگاه و شکنجه گاه ولایت مطلقه از جمله وزیر بهداری که اعتراف کرده است که در یک اطاق 15 متری 16 نفر زندگی می کنند و یا در 6 سوله مرغداری در ورامین 3000 زندانی مانند مرغ روی هم تل انبار شده اند ، و یا به اعتراف رئیس سازمان زندانها که می تواند نشان دهنده ساختار زندان  های جدید را نشان بدهد که جمعیت زندانیان هفت برابر شده است، قصابان جاکم با روحیه سادیستی ، شکنجه ، کشتن و تجاوز به دختران باکره ، در آوردن چشم و کور کردن ، بریدن گوشت دستها و انگشتها را بدست آوردن کلید بهشت و عین عدالت الهی و اجرای قانون خدا می دانند، و به قول قاضی القضات لاریجانی اجرای قانون خدا می دانند که دیگران از جمله حقوق بشر حق دخالت ندارند. در چنین شرایطی بطوری که به 28 بیمار اورژانسی که حتی پزشکی قانونی به برخی مانند دکتر قطام با 11 بیماری رژیمی از جمله سرطان معده، بیماری قلبی و ... که روزی 36 قرص می خورد و همچنین دیگر زندانیان بیمار ماشاالله حایری، امان الله مستقیم و عادل نعیمی و... را عدم  توان تحمل کیفری را داده است و در قانون معاف از زندان می باشند یا به اسدالله هادی ، علی صلانپور، جواد فولادوند ، صالح کهندل ، فرهاد صفتی ، خالد حردانی ، شاهرخ زمانی ، آقای خانجانی ، ارژنگ داودی و ... را حتی به خرج خودشان هم اجازه درمان در بیمارستان داده نمی شود و در انتظار به سر برده می شود تا معلوم شود مانند افشین اسانلو و کرمی خیر آبادی این بار قرعه مرگ به اسم کدام می افتد؟ تا عقده های آدم کشان و غارتگران هزار میلیاردی حکومت آرام گیرد و به قول محمد جواد لاریجانی مسئول حقوق بشر اسلامی این بزرگترین زمین خوار ایران ( زمین های ورامین ) اجرای عدالت در حکم قصاص و قتل عمد اسلامی عمل گردد، معلوم می شود که حقوق بشر اسلامی یعنی قتل عمد و دزدی و اختلاس است.
از طرف دیگر به زندانیان بیماری که اجازه درمان داده می شود باید دولا پهنا خرج کنند، رشوه های برای ماموران که موقع بردن برای درمان مشکل تراشی نکند و رشوه ای که باعث شود حداقل وظیفه خود را انجام بدهند باضافه هزینه ایاب و ذهاب و خرج بیمارستان و سور سات ماموران و ... رشوه های هنگفت برای مسئولان و ...  مثلا" در طی دو یا سه بار رفتن به بیمارستان هر بار 5 یا 6 ساعته سیف زاده  73 میلیون تومان ، کشیش عابدینی 250 میلیون تومان و یکی از اصلاح طلبان 127 میلیون تومان شده است ، اما وای بر حال کسانی که فقیر هستند و زندانی بوده  و در حال مرگ با حالت اورژانسی و بالاجبار با پا بند و دست بند و تحقیر و توهین به بیمارستان اعزام می شوند، که به علت عدم رسیدگی در بهداری زندان یا در بیمارستان مانند اسانلو و خیر آبادی جان می سپارند و در صورت زنده مانندن ماموران ، سربازان و خدمت گذاران اسلام بلای به سرشان می آورند که مرغان آسمان به حالشان گریه کنند، تا 48 ساعت اجازه دستشوی رفتن نمی دهند و یا نمی برند که اغلب بیماران خود را خراب می کنند و پس از عمل جراحی های خطرناک به جای نگهداری حداقل 15 روز در بیمارستان یا در خانه با وجود خطر عفونت خیلی سریع به زندان بر می گردانند، مانند حاج کریم معروف عزیز ، صلان پور ... بدین جهت مخصوصا" در مورد مسئله خراب کردن خود به علت حب و حیا زندانیان در حال مرگ که فقیر نیز هستند ودر دستگاه دولت اسلامی نبودند و دزدی های میلیاردی نداشته اند یا فامیل و بستگاشان در حکومت اسلامی دستی نداشته اند و بنا براین پول برای مداوا و دادن رشوه و سورسات ماموران را ندارند حاضرند بمیرند اما به بیمارستان نروند، بطور نمونه در 26 اسفند رضوی فقیه به علت آزار و اذیت زیاد علی رغم اصرار پزشکان برای طول درمان از طول درمان امتنا کرده به زندان برگشت،  حکومت اسلامی حکومت سرمایه داری و حکومت مولتی میلیادر هاست که تمامی معنویت آنها یعنی افزایش ثروتهای خود از راه دزدی و اختلاس در پناه خدا ، پیغمبر و قران و ... قرار دارند و حاکمیت خود را پیش می برند.
هم وطن :
هم وطن فریاد زندانی سیاسی صدای حق طلبی و آزادی و برابری و عدالت اجتماعی برای شما ندای رهایی از استبداد و بهره کشی می باشد، از آزادی فرزندان مبارز ، آزادیخواه و برابری طلب و عدالت جوی خود دفاع کنید.
شعار منع شکنجه و اعدام و آزادی زندانیان سیاسی را در هراعتصاب ، اعتراض و تظاهرات و در هر کوی و برزن  فریاد کنید، که آزادی زندانیان سیاسی مقدمه آزادی کل کشور از چنگال دیکتاتوری نکبت می باشد از طریق شعار نویسی ، اس ام اس ، اینترنت و ... فریاد زندانیان سیاسی را به گوش همه برسانید.

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

1/1/1394 

پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳ ه‍.ش.

پیام نوروزی زندانیان سیاسی گوهر دشت به مردم ایران

هم میهنان گرامی :

با شاد باش عید فرخنده باستانی نوروز 1394 خورشیدی.

آرزو می کنیم سال 1394 خورشیدی سال رهایی ملت ایران از دیو فقر ، تنگدستی ، بیکاری گرانی ، تورم ، تبعیض های گوناگون ، سرکوب ، تیره بختی تحمیلی از سوی رژیم ستمگر دیو صفت و منفعت طلب واپسگرای حاکم بر ایران باشد. در سال 1393 اعتراضات طبقات گوناگون اجتماعی از طریق مبارزات دمکراتیک ، متشکل و مدنی راه بیرون رفت از وضعیت فلاکت بار کنونی را نشان دادند، تجربه کارگران ، پرستاران ، معلمین ، طرفداران محیط زیست ، زنان ، دانشجویان ، هویت طلبان قومی ، باز نشستگان ، وکلای حقوق بشری و بویژه معلمان سودمند و راه گشا بود، ایجاد تشکلهای گوناگون مستقل صنفی و مدنی ، پیوستگی تشکلها در حین مبارزه و اتحاد عمل حول خواستهای مشترک و اساسی در حد بنیادی و صنفی پیام روشن مبارزه بود، حقوق سریعا" بیان شده در اعلامیه حقوق بشر و کنوانسیون های  الحاقی از جمله  حق اعتصاب ، حق داشتن تشکل ،حق بر گزاری تظاهرات ، آزادی بیان ،عقیده ، مذهب، احزاب ، حق شرکت آزادانه در انتخابات و  تعیین سر نوشت، حق داشتن شغل ، مسکن ، بهداشت و آموزش برای آحاد شهر وندان و نفی هر گونه تبعیض زبانی ، نژادی ، جنسیتی ، عقیدتی ، مذهبی و طبقاتی و مخالفت با هر نوع شکنجه ، تفتیش عقیده ، سانسور و اعدام  و آزادی بی قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی  و جدایی کامل دین از سیاست ، و داشتن زندگی شرافتمندانه برای آحاد شهروندان به ویژه مزدبگیران ، حقوق بگیران و کارگران زحمتکش با لحاظ شرایط کاملا" انسانی در محیط کار و بهره وری از بیمه های گوناگون از جمله این حقوق است که ما در اعلامیه 13 ماده ای که مطالبات را تبیین کرده بودیم به صورت مشخص تر به انها اشاره شده است.
باید حقوق اساسی خود را بشناسیم، در ایام جشن های با شکوه عید نوروز مانند رسم دیرینه و اجتماعی دید و بازدید و جشن های مانند 13 بدر در باره این حقوق با یکدیگر گفتگو کنیم و پیک مبارزه آگاهی بخش را از هر راه ممکن، ام از گفتگوی رو در رو ، دیوار نویسی ، بیانیه نویسی ، ارسال پیامک ، استفاده از شبکه های اجتماعی و رسانه های گوناگون آزاد روانه اجتماع نماییم و برای بدست آوردن حقوق اساسی خود به مبارزات مدنی دمکراتیک شدت ببخشیم ، آگاهی رسانی ، متشکل شدن ، اتحاد عملی مبارزه پیام روشن جنبش های اجتماعی به پا خواسته در ایران است.
هم میهنان گرامی :
سال 94 با تشدید تورم ، گرانی ، بیکاری و بی پولی حکومت برای پرداخت یارانه ها و حقوق کار کنان دولتی شروع می شود، سفره های بیش از 80 در صد شهروندان ایرانی که زیر خط فقر زندگی می کنند، خالی است ، و با مشکلاتی بزرگی چون هزینه های سنگین آموزش ، بهداشت ، ارزاق ، حمل و نقل و مسکن دست و پنجه نرم می کنند.
حتی اگر غرب تصمیم بگیرد، برای تداوم منافع خود در منطقه صورتی از جمهوری اسلامی را با معامله بر سر برنامه های ماجراجویانه هسته ای حفظ کرده و دلارهای نقدی را به کیسه ملایان حاکم سرازیر نماید، باز هم در وضعیت مردم ایران تغییر زیادی بوجود نخواهد آمد، برای اینکه پیش از تحریم میلیارد ها دلار حاصل از فروش  نفت و گاز عاید رژیم شد، اما به جای اینکه به سر سفره های مردم ستمدیده ایران بیاید، توسط باند های حاکم قدرت و ثروت چپاول شد، یا برای اهداف تجاوزکارانه در منطقه مورد سوء استفاده قرار گرفت، و یا برای توسعه برنامه های نظامی ، هسته ای... سوخت و نابود شد،
بنابراین باید با هم متحد شویم تا حق خود را بستانیم و فقر و ستم و سرکوب را ریشه کن کنیم.

ما نوروز 1394 را به شما تبریک گفته امیدواریم و آرزو داریم سال آینده سال پیروزی مردم باشد.

فرید آزموده ، ایرج حاتمی ، خالد حردانی ، افشین حیرتیان ، شاهرخ زمانی ، علیرضا فراهانی ، حشمت اله طبرزدی ، سعید شیرزاد ، امیر امیرگلی

زندان گوهر دشت
27/12/1393


تکثیر از :

 کمیته حمایت از شاهرخ زمانی 

چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳ ه‍.ش.

اطلاعیه شماره ۳۷ کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد

در محکومیت ادامه بازداشت کوروش بخشنده و تداوم احضار ، شکنجه و بازداشت دیگر فعالین کارگری 
کارگران ، تشکل‌های کارگری ، انسان‌های شریف و آزاده 
کوروش بخشنده یکی از اعضای هیات اجرایی کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد و عضوکمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل کارگری روز 16 اسفند ماه از سوی مامورین امنیتی شهر سنندج بازداشت و علی رغم پیگیری های خانواده و دوستان تا به امروز اطلاعی از دلیل بازداشت وی و وضعیت نامطلوب جسمانی اش در دست نیست و کماکان در بلاتکلیفی بسر می برد.
دستگیری‌ها،ارعاب وتهدید کارگران وفعالین کارگری طی سال جاری در حالی شدت بیشتری به خود گرفته که دادستانی مهاباد با مرخصی یوسف آبخرابات وواحدسیده موافقت ننموده ومحمدجراحی،شاهرخ زمانی ورسول بداغی کماکان در حال سپری کردن دوران محکومیت خود هستند. بهنام ابراهیم زاده با اتهامات واهی و بی پایه و اساس در زندان به نه سال و نیم دیگر حبس محکوم شده و مهرداد امین وزیری و ریبوار عبدالهی  و جمیل محمدی بترتیب به پنج سال و سه ماه، یک سال و سه سال و نیم زندان محکوم شده اند. بر بستر چنین فشار و سرکوبی است که درنیمه شب 25اسفند ماه شعبده بازی سه جانبه شورای عالی کاربه پایان می رسد و دستمزدکارگران با تحمیل هفده درصدی افزایش دستمزدها، ابلاغ می گردد. افزایش ناچیز دستمزد کارگران در حالی است که کارگران در این سال بارها و بارها علیه سطح پایین معیشت ودستمزدوسطح بالای تورم وبیکاری اقدام به برپایی اعتراضات و اعتصابات نمودند.
در چنین شرایط سخت و دشوار معیشتی ،کارگران راهی جز مبارزه برای احقاق خواست و مطالبات و دفاع از هستی و موجودیت خود ندارد. به همین خاطر اعمال ضد انسانی و سرکوبگرایانه سرمایه داران و حامیانشان نمی تواند خللی در فعالیت و مبارزه روزانه کارگران و فعالین کارگری برای متشکل شدن کارگران،ایجاد نماید.

در پایان ما اعضای کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد بار دیگر ضمن محکوم نمودن بازداشت کوروش بخشنده خواهان آزادی بدون قید و شرط نامبرده و دیگر کارگران و فعالین کارگری و سیاسی در زندان های کشور هستیم.
کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد

شماره تماس با سخنگوی کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد، عثمان اسماعیلی :
09182842451
komitedefaa@gmail.com
http://komitedemahabad.blogfa.com
/
 بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ 




برای رسیدن به آزادی و برابری و حاکمیت دمکراتیک کارگران پیش به سوی حزب و اتحادیه های سراسری کارگران

برای رسیدن به آزادی و برابری و حاکمیت دمکراتیک کارگران
پیش به سوی حزب و اتحادیه های سراسری کارگران

تشدید بحران ساختاری و فرو پاشی مناسبات اقتصادی و اجتماعی نظام سرمایه داری ایران و در نتیجه اعتلای جنبش انقلابی و همچنین خوف جمهوری اسلامی از حرکت های اعتراضی توفنده کارگران ، معلمان ، پرستاران و دیگر اقشار زحمتکش در متن ستم و نابرابری، جهت رسید به نان و آزادی و حاکیمت دمکراتیک شورایی کارگران،ضرورت طرح برنامه و عمل سازمان یافته را در حین کسب خواسته ها اولیه و روزمره در الویت وظیفه نیروهای انقلابی قرار داده است.
طبقه 14 میلیونی کارگران ایران با 50 میلیون خانوار بعنوان سمتدیده ترین بخش مردم  و همچنین نیروی اصلی تولید و ادامه حیات جامعه و تنها نیروی که توان بر قراری حاکمیت شورایی را دارد، که اکنون با بالا ترین آمار اعتصاب و مبارزه بار دیگر در تاریخ برای مقابله با دیکتاتوری و بهره کشی خود را بعنوان نیروی بالقوه نشان می دهد، که باید از طریق فعالیت سازمانیافته نیروهای انقلابی با برنامه ریزی و انتقال آگاهی و ایجاد انواع تشکل های  توده ای - صنفی در قالب سندیکا و فدراسیون و کنفدراسیون، سیاسی - انقلابی در فالب جبهه متحد کارگری، هسته ها و کمیته های انقلابی و حزب طبقه کارگر و شورا های کارگری سازماندهی شده و از نیروی بالقوه ، پراکنده و طبقه در خود به نیروی بالفعل، متحد و طبقه برای خود تبدیل شود، یعنی با ارتقاع آگاهی و متشکل در قالب یک طبقه به صورت همبستگی سراسری ( با دست یابی به وحدت و تشکیلات) آماده انجام وظیفه تاریخی - انقلابی خود شود.
اول - در حالی که :
اولا" : به عنوان نیروی اصلی تحت بهره کشی صاحب هیچ امتیاز و موقعیت مادی نیست، که او را به استبداد وصل کند، پس قاطع ترین و جدی ترین و پی گیر ترین نیرو برای سازمان دهی مبارز انقلابی می باشد،
ثانیا" : تنها نیروی است که آزادی وی مساوی با آزادی تمامی بشریت در مقابل استبداد و نابرابری است.
ثالثا" : بعنوان کلیت رهبری در جهت منافع مردم تنها نیروی پراتیکی و امکان کسب نیازهای جامعه در جهت تولید، خدمات و ارتزاق و بنا کننده جامع شورایی دمکراتیک است که در دخالت و اقدام مستقیم و مستقل اجتماعی و اقتصادی به عنوان عمل سیاسی توسط خود مردم  در جهت اصل اساسی  رشد اقتصادی و اجتماعی نیروی محرکه اصلی، ولی پنهان از دیده هاست.
بنا به دلایل فوق طبقه کارگر در نبرد بین جبهه ارتجاع و انقلاب هم به لحاظ اقتصادی - اجتماعی و هم به لحاظ تاکید و ترکیب بنیادی ترین مبارزات صف ارایی، ستون فقرات جنبش انقلابی می باشد. که بدون رهبری و پیشتازی آن هیچ انقلابی و هیچ اعتراضی پیروز نمی شود،(مانند انقلاب 57 و تمامی اعتراضات آزادی خواهی مانند بهار عربی از مسیر اصلی که شکستن و نابودی دیکتاتوری  و  بهره کشی و بر قراری حاکمیت مستقل مردم منحرف می شوند و گرفتار جنگ داخلی و برادر کشی و یا جنگ ارتجاعی در اشکال دیگر منجر شده و یا خواهند شد).
طبقه 50 میلیون کارگران ایران به عنوان گردانی از ارتش سمتدیدگان و کارگران جهان در مبارزه طبقاتی رهایی بخش خود باید با تکیه بر اصول بنیادی مبارزه از جمله نوشته شده در مانیفست کمونیست برای متشکل شدن، به عنوان یک طبقه در قالب حزب سیاسی ، اتحادیه و شورا، جهت در هم شکست ماشین سرکوب دولت سرمایه داری از طریق سازماندهی انقلاب و اعتصابات سراسری سیاسی برای ایجاد حاکمیت مستقیم شورایی خود عمل کند.
دوم - بقول مانیفست کمونیست پیوند کسانی که به درک نیاز و اداره و منافع کل جامعه و طبقه کارگر بر اساس آزادی آن بدست خودشان ممکن می باشد و یا به کلام زیبای گرامشی پیوند جنبش اگاهانه سوسیالیستی با جنبش خود به خودی کارگران لازمه پیروزی است،  بطور بنیادی و کاربردی با این روند طبقه کارگر ایران برای حرکت  در این مسیر رهایی بخش علی رغم بالاترین عامل مبارزه اقتصادی طی وجود ستم و نابرابری به دلایل زیر به مقصد مطلوب نمی رسد:
اولا" - گرفتار در درون نا اگاهی وپراکندگی است.
ثانیا" - شدت خفقان و سرکوب ابتدایی ترین و هر گونه اشکال سازماندهی و فعالیت طبقاتی، افزایش شکایت و بیکار سازی مخصوصا" کمک و خدمتی در شدت بخشیدن به فرقه گرایی ، دنباله روی و نظاره گری... است، تا زمانی که به موارد فوق غلبه نکند، نمی تواند با ایجاد تشکل های پایدار تا سقف حزب سیاسی، اتحادیه های سراسری،خود را از پراکندگی و بی برنامه گی نجات داده و در مقابل سیاست های برنامه ریزیی شده سرکوب های مادی و فکر دولت و احزاب سازمان یافته سرمایه داری مبارزه و مقاومت آگاهانه و سراسری کرده و خود را به عنوان یک طبقه مقتدر ظاهر سازد.
بنابراین در یک بحران هویت عمیق درجا می زند، برای طبقه کارگر در این بحران هویت کسب مطالبات اقتصادی و دیگر مطالبات طبقاتی و استقلال طبقاتی، صف مستقل و سازمان یابی در مبارزات کارگری جاری و کسب اقتدار، آگاهی، تشکل ،و استفاده از اسناد سازماندهی مبارزات طبقاتی در جهت تشکیل مستقل حزب و اتحادیه های سراسری ممکن نمی باشند، بنا براین قدم اول در جهت سازمان یابی باید غلبه بر بحران هوبت باشد.
تمامی پیشروان و فعالین و آگاه گران طبقه کارگر برای رسیدن به این سطح سازماندهی(غلبه بر بحران هویت مساوی است با بر قراری جبهه واحد کارگری ، ایجاد اتحادیه های سراسری  و حزب انقلابی طبقه کارگر ) باید از مسیری که با  مبارزه علیه انواع سوسیالیسم خورده بورژوای و غیر کارگری و اشکال فرقه های جدا و مانع از تحزب یابی واقعی و انقلابی و دنباله روان اکونومیستی، کارگر کارگری می گذرد ، حرکت کنند، که برای عبور از موانع فوق  باید در سه سطح عملی به یکدیگر دست اتحاد بدهند( در واقع این روند در درون یک دایره ارتقاع یابنده ممکن می شود یعنی برای عبور از موانع باید به سه سطح متشکل شدن و سازمان یابی دست بزنند و برای ممکن شدن سه سطح فوق باید از موانع گفته شده عبور نمایند بنا براین دست یابی به سه سطح فوق مستلزم عبور از موانع است و عبور از موانع مستلزم دست یابی به  سه سطح سازمان یابی فوق است یعنی هیچ کدام تقدم و تاخر نسبت به هم ندارند هر چه بیشتر متشکل شویم به همان میزان موانع کمتر می شود، یعنی رابطه معکوس با یکدیگر دارند ) سه سطح متشکل شدن مورد نظر عبارتند از :
الف - ایجاد حزب سیاسی برای سازماندهی انقلاب آتی کارگری،
ب - تشکیل جبهه متحد کارگری در جهت بهبود شرایط برای فروش بهتر نیروی کار در چهارچوب شرایط موجود در جهت :
1- ایجاد سندیکا و اتحادیه و فدراسیون سراسری برای رسیدن به دستمزد متناسب با تورم ، اشتغال دائم و ...
2- ایجاد کمیته های موقت سازمانده برای برگزاری مراسم ها و مناسبات مختلف مانند اول ماه مه و تظاهرات های سراسری و مسائل از این دستو
3- ایجاد کمیته دائم مانند کمیته امنیت شغلی در جهت پیوند مبارزات و مقابله با اخراج ها و سازماندهی و تدوین چهارچوب قانون کار مترقی و ...
ج - جبهه واحد سوسیالیستی در چهار چوب برنامه حداقلی نیروهای چپ مانند مطالبات بنیادین ،تجمع ، تشکل و غیره
تمامی رفقا و دوستان پیشرو باید بدانند اگر به موارد فوق عمل می شد تا کنون صد در صد به نتیجه رسیده بودیم،
 بدون درک تئوری سازماندهی و پیوند عملی با جنبش کارگری و اتحاد در کار و زندگی آنها و بدون همدلی و همسرنوشتی و یکپارچگی در هر سطحی از مبارزه و قبول اختلافات موجود در مبارزه فکری و بدون انتقال تجربیات و علل ادامه بحران هویتی و چگونگی ساختار کنونی نمی توان به نتیجه مطلوب رسید.
پباید بدور از شعارها، پای کار عملی رفت، بطور مشخص در مورد مطالبات مادی و فعالیت عملی، با ایجاد فدراسیون سراسری، باید تمام تشکل های مستقل و موجود مخصوصا" در شرایط همبستگی تشکل ها و اعتلای جنبش و اعتصابات کارگری با میزان اعتراضات همسان شده وبا انتصاب شورای موسس در این مورد بطور  سازمان یافته و عملیاتی وارد کارزار شد.
رفقا : ما باید بدانیم بهترین جنبه فعالیت انقلابی - توده ای در تماس مستقیم با جنبش در حال مبارزه و جاری است، که این تماس و ارتباط باعث رشد و گسترش اعتراضات سراسری جنبش کارگری که ضرورت امروزی برای ورورد به دوره اعتلای انقلابی است، خواهد شد، که از اعتقاد به ضرورت و لزوم  رشد آگاهی و تشکل یابی است، که این موضوع را به مسئله مبرم و جیاتی تبدیل کرده است .
ثانیا" - تحرک و جا به جایی رشد یابنده بحران ساختاری سرمایه داری در سطح گسترده جهانی و رو شدن ماهیت ضد بشری سیاست های پیچیده احزاب و دولتهای سرمایه داری نه تنها در میان کارگران بلکه حتی در میان اقشار عمده خورده بورژوا نیز افشا شده و باعث پرتاب شدن انها به صفوف کارگران گشته و موقعیت انقلابی گری را در لایه های مختلف بشدت افزایش داده است.
ثالثا" - در شرایط تشدید بحران ساختاری سرمایه داری جهانی که ورود به شرایط بربریت یا سوسیالیسم را اجتناب ناپذیر کرده است، باید تجارب قوی جنبش کارگری - سوسیالیستی را در اشکال  مبارزه و ایجاد تشکل در بدترین شرایط ، و تجارب بسیار زیاد تشکل های سیاسی مانند احزاب سیاسی همچون حزب کمونیست، عدالت ، حزب توده و کمیته های انقلابی شهری و... یا مانند تجربیات کنترل کارگری در انقلاب 57  ، تجارب فدراسیون سراسری از سال 1296 تا سال 1332 و اشکال مخفی رهبری مبارزه ، تشکل ، اعتصابات سیاسی و صنفی که نه تنها باعث مستحکم شدن مبارزات شده بوده و می شوند، بلکه وضعیت را به سود مبارزات علنی و کمک در ورود به دوره اعتلا کرده و خواهند کرد،  را با جدیت و دقیق منتقل کنیم.
دقت داشته باشیم که در رابطه با انتقال تجربه انجراف فکری وجود دارد،با تکیه به خاطره شکست های گذشته اعتقاد دارد که نباید گذشته را به یاد آورد، و از این طریق با بهانه های مختلف از انتقال تجربیات بزرگ تاریخی جلو گیری می کنند، یا به بهانه اینکه مردم از گذشته مبارزات احزاب چپ دل خوشی ندارند، مانع از انتقال تجربیات گرانبهای کارگری می شوند.
بخش دیگر وظایف کارگران انقلابی و نیرو های سوسیالیستی با انتقال تجربیات گرانبهای بیان شده است تا از این رهگذر باعث جلو گیری از به انحراف کشانده شدن مبارزات طبقاتی شوند و نگذارند شکست های گذشته دوبار و چند باره تکرار شوند.

پیش بسوی برنامه ریزی سازماندهی حزب و اتحادیه سراسری کارگری

زنده باد انقلاب
زنده باد حاکمیت شورایی کارگران

زندان گوهر دشت
شاهرخ زمانی

27/12/1393