جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۹۴ ه‍.ش.

نامه رمضان احمد به تمامی انسانهای شریف

فریاد از شکنجه و درد ،
صدای تظلم و دادخواهی مرا بشنوید !!!
نامه رمضان احمد به تمامی انسانهای شریف

نهاد های  مدافع حقوق انسانها ، انسانهای شریف و آزادیخواه ، من رمضان احمد کرد اهل  سوریه  از پ کا کا طی هشت سال شکنجه روحی و جسمی  و حبس در سلول های  انفرادی  در زندانهای اوین ، ارومیه ، قزوین و اکنون در رجایی شهر بی کس و تنها در ایران بدون ملاقات ، بدون وکیل تحت شرایط جهنمی در مرگ تدریجی قرار دارم با وجود اینکه پ کا کا هیچ فعالیتی در ایران ندارد بازداشت و زندانی شدم و حکم ده ساله علیه من کاملا" غیر قانونی بوده و هست ، حداقل باید با من به عنوان یک اسیر جنگی رفتا می شد ، اما بدتر از شکنجه دائمی طی مدت زندانی بودنم  و مضاعف بر آن با بازوی گلوله خورده ام به امان خدا ول شده ام و هشت سال است که در عذاب و رنج دائمی به سر می برم وهر لحظه ممکن است به خاطر زخم، بازو با جان خود را از دست بدهم علی رغم اینکه در خواست ها و اعتراضات بسیاری را ارایه داده ام و بارها وضعیت خود و زخم بازویم را گزارش کردم و هرچه می توانستم تلاش کردم اما تا کنون هیچ کاری صورت نگرفته است تا اینکه طی شش ما گذشته که به صورت غیر قانونی و بر خلاف قوانین خود جمهوری اسلامی در تفکیک جرایم در زندان قزوین در میان مجرمین عادی در تبعید بودم پس از ده روز اعتصاب غذا با حکم کتبی قاضی برای عمل جراحی و درمان قطعی به زندان گوهر دشت منتقل شدم اما علی رغم چندین بار اعزام به بیمارستان کوچکترین کاری حتی معاینه ساده نیز انجام نشده، دوباره به زنداتن بر گردانده شده ام ، با توجه به اینکه زخم بازویم به شدت چرکی شدن است ، احتمال اینکه زخم بازویم دچار قانقار شده و بازوی خود را از دست بدهم بسیار زیاد است،  دردی  که می کشم مافوق طاقت بشری است وآنقدر خارج از توان است که چندین بار به فکر انتحار افتاده ام ، شما بگوید کجای جهان دیده شده است که متهمی با این درجه رنج و عذاب علنان و تعمدان بخاطر کرد بودش ، به خاطر دگر اندیشه بودنش ؛ بخاطر غریب و بی کس بودش به حال خود رها کنند ، من درد کشیده ، من شکنجه دیده، ضمن اعلان جرم علیه جمهوری اسلامی در شکنجه عمدی و احتمال از دست دادن بازویم از تمامی اسانهای که هنوز احساس همدلی و غمخواری و همدردی در آنها نمرده است ، از تمامی  نهاد های که ادعای دفاع از انسانها را دارند ، می خواهم با فشار بر جمهوری اسلامی با درمان قطعی من به این همه درد و رنج پایان دهند، هرکسی در زندگی خود حداقل برای یک بار درد را  مانند درد دندان ، درد شکم و پا تجربه کرده است ، حال در نظر آورید طی هشت سال من که دهها بار آرزوی مرگ کردم  چه ها کشیده ام،

پیشا پیش از تمامی  زحمات شما تشکر می کنم ،
زندان رجایی شهر 13 شهریور 1394
رمضان احمد کرد سوریه از پ کاکا


تکثیر از : کمیته حمایت از شاهرخ زمانی


بیانیه کانون صنفی معلمان ایران در ارتباط با بازداشت دو تن از فعالان صنفی معلم

به نام خداوند جان و خرد

سریال بازداشت ها و زندانی نمودن معلمان فعال صنفی که از بهار سال جاری کلید خورد و ظاهراً زمان اجرای حکم پرونده پیشین برخی قدیمی تر ها فرا رسید، در تابستان متوجه کنشگران جوانتر شده که بالقوه توانایی جایگزینی با چهره های کاریزماتیک قبلی را دارند. 
ابتدا اسماعیل عبدی دبیرکل جوان کانون صنفی معلمان ایران بازداشت و زندانی می شود و اکنون دو تن از فعال ترین چهره های عرصه ی فعالیت های صنفی معلمان . دو چهره ای که در چند سال اخیر با حضور پویا و مداوم خود در عرصه ی مطبوعات در دفاع از حقوق معلمان، طرح ویژگی های آموزش و پرورش نوین و نقد دوری گزینی تنگ نظرانه مسئولان آموزشی از نوآوری در آموزش، توصیه به رعایت حقوق دانش آموزان، مخالفت با تجاری سازی آموزش و همچنین تأکید بر حق برخورداری از آموزش عمومی رایگان و با کیفیت برای همه ی فرزندان این آب و خاک، به صدایی رسا برای جامعه ی آموزشی کشور تبدیل شده اند. 
مشکل نیز از همین جا آغاز می شود. دولتی که همچون پیشینیان خود، به رغم شعارهای پرطمطراق، در عمل تحولی بنیادین را در هیچیک از بخش های این زیرمجموعه ی پراشکال خود دنبال نمی کند. نهادهای سیاسی و امنیتی متعددی که کماکان نهادهای مدنی و صنفی و به دنبال آن کنشگران مدنی و صنفی را با دیده ی سوء ظن می نگرند و تلاش در القاء ضد امنیتی بودن آنان در افکار عمومی می نمایند. همچون پیشینیان خویش. وزارت خانه ی مسئولی که برخلاف قانون، نهادهای صنفی را بلاتکلیف نگه داشته و با نادیده گرفتن مواد مختلف قانون اساسی و قانون احزاب، این تشکل ها را بدون هیچ دلیل موجهی غیرقانونی می خواند و … .نتیجه این سوء تدبیرها این که این مجموعه به صورت یک پارچه و هماهنگ با هم، به سراغ ساده ترین و البته غیراندیشمندانه ترین راهکار می روند: اعمال محدودیت برای تشکل ها، دستگیری فعالان آن، جوسازی رسانه ای علیه آنان با وارد نمودن اتهامات غیرواقعی و البته بزرگ نمایی اقدامات کوچک و ناچیز و گاه حتی انحرافی،برای رفع مشکلات جامعه ی معلمان به کمک صدا و سیما.
روشن است در این میان هر صدایی که اندک اختلالی در پیشبرد اهداف بسته ی طراحی شده ی بالا ایجاد نماید، محکوم به خاموشی است. و این همان جرم بزرگ محمد رضا نیک نژاد ومهدی بهلولی است. 
جرم من این است که غیر از من همه ایران را دوست دارند،
همه ی باجگیران؛
 همه ی سرمایه داران؛
 همه ی پیله وران حرف ...
همانند موارد پیش، در انتظار وارد شدن اتهاماتی دور از ذهن و شعور متعارف نسبت به این عزیزان هستیم.لیکن اتهامات هرچه می خواهد باشد، ما یقین داریم محمد و مهدی از خالص ترین، پویاترین و سالم ترین انسان های این جامعه و جامعه ی معلمان کشورند؛ که دغدغه ای جز بهبود شرایط آموزش، معلمان، رشد و اعتلای دانش آموزان و در یک کلام توسعه و ترقی جامعه ی ایرانی ندارند. همگان بدانند جنبش برابری خواهی معلمان ریشه در عمیق ترین لایه های ذهنِ حتی غیرفعال ترینِ آنان دارد. بازداشت و زندانی نمودن افرادی این چنین خوشنام در میان معلمان، تنها حقانیت این جنبش را آشکارتر می سازد و هواداران آن را بیشتر می نماید، برخلاف میل کوتاه اندیشان.

        کانون صنفی معلمان ایران(تهران)

12/6/94




پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۴ ه‍.ش.

رسول بداغی ممنوع از ملاقات و تلفن شده است.

به دنبال پی گیری ها، وضعیت رسول بداغی توسط خانواده و دوستانش دادگاه به همسر وی گفته است هفته دیگر رسول بداغی ممنوع الملاقات است و همچنین اجازه تماس با خانواده اش را نمی دهند ، و به همسر رسول گفته اند چون رسول از گفته هاش ( مطالباتش) کوتاه نمی آید ، ما هم هر چه بتوانیم بیشتر تنبه خواهیم کرد.
جمهوری اسلامی در کمشکش دائمی با نیروهای آزادیخواه تلاش می کند خود را قوی و با ثبات نشان بدهد اما تمامی بگیر و به بند هایش از روی ترس و حشت است و می داند نیروهای توده مردم به دنبال فرصتی هستند تا جمهوری اسلامی سرمایه داری را زیر پا بگذارند ، با توچه به چنین سیاستی است که  جمهوری اسلامی آخرین ترفند ها و نیروی خود را برای سرکوب فعالین و معلمان و کارگران به کار میبرد و سعی دارد به همه بفهماند که گویا همه گونه تواناست.
اذیت و آزار و محاکمه مجدد رسول بداغی نیز بر مبنای سیاست فوق استوار است ، در حالی که حکومت جمهوری اسلامی از هر جهتی پایه ها و اساسش متزلزل است فقط باید تشکیلات سیاسی - انقلابی طبقه کارگر وجود داشته باشد تا  مبارزات هر دم افزاینده کارگران و معلمان و دیگر زحمت کشان را در فدراسیون  سراسری متحد و یکپارچه کرده و با هدایت مبارزات به سمت انقلاب ضربه نهایی را به سرمایه داری و دولتش بزند ، در غیر این صورت حتی جمهوری اسلامی کاملان پوسیده باشد خود به خود نابود نخواهد شد بنابراین باید نیروی انقلابی وجوداشته باشد تا ضربه نهایی را وارد کند .
معلمان، کارگران و ازادی خواهان،
در دفاغ از رسول بداغی و بقیه معلمان زندانی و زندانیان کارگری و سیاسی اعتراضات خود را هر چه بیشتر گسترش بدهید و در همین حین برای دست یابی به اتحاد و همبستگی  طبقاتی و زدن ضربه نهایی به سرمایه داری ،با شرکت تشکل های مستقل موجود اقدام به ایجاد فدراسیون سراسری کنید،کارگران و فعالین سوسیالیست برای ساختن حزب انقلابی طبقه کارگر ضمن بر قراری پیوند دو گانه و شرکت در کارهای عملی جهت ایجاد فدراسیون سراسری باید موازی با ان اقدام به ساختن حزب مورد نظر کنند، چرا که بدون حزب فوق امکان سرنگونی سرمایه داری وجود نخواهد داشت.

معلم زندانی ، کارگر زندانی ، زندانی سباسی  آزاد باید گردد.

رسول بداغی را آزاد کنید.

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
12/6/1394

به محاق کشاندن جنبش عدالت خواهی ممکن نیست



(نیک نژاد، بهلولی، عبدی و باقی فعالان دربند را آزاد کنید)
نون والقلم و ما یسطرون 
قسم به قلم و هر آنچه با آن می نویسند، 
قسم به قلم های دربند 

جامعه فرهنگی، معلمان، فعالان صنفی و همه آنها که دغدغه برابری و عدالت دارند، دل نگران دادگاهی هستند که قرار است به زودی برای اسماعیل عبدی، دبیر کل به ناحق بازداشت شده کانون صنفی معلمان برگزار شود. در این میان، به ناگهان، خبری غیرمنتظره و بس حیرت آور، فضای ملتهب را آشفته تر می سازد، نهم شهریور ماه ، مهدی بهلولی و محمدرضا نیک نژاد، دو معلم فعال و دو نویسنده ارزشمند، بازداشت می شوند، ماموران به خانه آنها می روند، وسایل شخصی آنها ضبط می شود و آن ها را برای بازپرسی و بازجویی می برند. 
در ضمیر منادیان ظاهری قانون و داعیان عدالت خواهی، اسلامیت و مهرورزی چه می گذرد که دو معلم آزاده را اینگونه به بند می کشند؟ به راستی از چه در هراسند که خشاخش قلم های متعهد را لحظه ای برنمی تابند؟ 
محمد رضا نیک نژاد و مهدی بهلولی به جرم دغدغه های انسان دوستانه و مدنی بازداشت شده اند، به جرم دفاع از آموزش رایگان و کیفی، دفاع از معیشت و منزلت معلمان، دفاع از حقوق قانونی دانش آموزان. 
نیک نژاد و بهلولی، کنش گرانی صاحب قلم و معلمانی روزنامه نگار هستند. روی سخن ما با ضابطان و عاملان و آمران است، با آنها که یورش می برند و بازداشت می کنند، اگر معلمی شغل انبیاست، اگر خداوند به شرافت قلم سوگند خورده است، شما چگونه به راحتی، حرمت قلم معلم را زیر پا می گذارید؟ به راستی از چه زمان این چنین آیین مردمی از دست بنهاده اید؟؟
از راهی که رفته اید، برگردید! پیش از آن که ناقوس ها با صدایی دلخراش شما را مجبور به عقب گرد کنند، مجاب شوید و برگردید! 
با این بازداشت ها، با ایجاد رعب و وحشت در تلاشید مسیررسیدن به عدالت و برابری را مسدود کنید. اما هزار دریغ که اهدافتان ناکام خواهد ماند. خوب بدانید که جنبش عدالت خواهی و مدنی معلمان و فعالان، فرمان ایست نمی پذیرد، همچنان به پیش می تازد، چرا که این موج به این سادگی سر باز ایستادن ندارد. 
آری، روی سخن ما با شماست! از عاقبت امر بهراسید، از طریق نامردمی برگردید و تدبیر بهتری بیاندیشید……..

هیات تحریریه حقوق معلم و کارگر 

یازدهم شهریور ماه هزار و سیصد و نود و چهار شمسی
behnam-shahrokh
امروز پنج شنبه، ۱۲ شهریورماه ۱۳۹۴، تعدادی از فعالین «کانون کارگران متحد ایران» و «کمیتۀ اقدام کارگری»، به روال ماه های گذشته، از صبح زود اقدام به توزیع تراکت ها و پوسترهایی در مناطقی از استان کرج نمودند.
در تراکت های توزیع شده، ضمن معرفی دو تن از فعالین کارگری، یعنی «بهنام ابراهیم زاده» و «شاهرخ زمانی»، شعارهای «کارگر زندانی، زندانی سیاسی، آزاد باید گردد!» و همین طور شعار اصلی این کمپین یعنی «کارگران ایران تنها نیستند» آمده بود.
بهنام ابراهیم زاده و شاهرخ زمانی، دو تن از فعالین کارگری مبارزی هستند که اخیراً با فشارهای بیش­تری از سوی وزارت اطلاعات رو به رو شده اند.
«بهنام ابراهیم‌ زاده» زندانی سیاسی، فعال کارگری و حقوق کودکان کار و خیابان که نزدیک به پنج سال در زندان به سر مى برد، ابتدا در خردادماه ۹۰ بازداشت و به پنج سال حبس و پس از بازگشایى پروندۀ جدید و محاکمه در دى ماه ۱۳۹۳ به نُه سال و نیم زندان مجدد محکوم شد.
در اواخر مرداد ماه ۱۳۹۴ «مهدی خدابخشی» معاون داستان تهران، پس از حضور در بند و سلول بهنام ابراهیم زاده یک صفحه کپی از حکم تأیید شدۀ این فعال کارگری را مبنی بر کاهش حکم وی از نُه سال و شش ماه حبس، به ۷ سال و ۱۰ ماه و ۱۸ روز، ابلاغ کرده است.
شاهرخ زمانی نیز در روز ۱۴ خرداد ۱۳۹۰ در تبریز دستگیر، و بدون هیچ سند اتهامی، و حتی بازجویی شفاهی و تفهیم اتهام در اطلاعات تبریز، با ۳۵ روز اعتصاب غذا، به طور سفارشی و خودسرانه و غیر قانونی در شعبۀ ۱ دادگاه انقلاب تبریز، به ۱۱ سال حبس محکوم شد. همین حکم در شعبۀ ۶ تجدید نظر تبریز به ریاست قاضی ایمانی که مشهور به شعبۀ تجدید نظر است، و سپس در شعبۀ ۲۹ تحت اختیار اطلاعات، تأیید شد. اعادۀ دادرسی و شکایات مختلف وی به نهادهای گوناگون- از جمله کمیسیون اصل ۹۰، حقوق شهروندی، حقوق بشر اسلامی، دادگاه انتظامی قضات- از خودسری و قانون شکنی مسئولین نه تنها به جایی نرسید، بلکه برای آزار و اذیت بیش تر طی چندسال حبس در زندان های مختلف ایران چرخانده شده است. از تبریز به یزد، و دوباره به تبریز، و از تبریز به رجایی شهر و قزلحصار، که با اعتصاب غذای ۵۰ روزه و کاهش ۲۴ کیلو وزن به قزلحصار برگردانده شد. اکنون نیز زمینه چینی برای تبعید دوبارۀ وی شروع شده است.
با درنظر داشتن موج اعتصابات کارگریِ دست­کم یک سال گذشته و افزایش حملات به تشکلات مستقل، در یکی دیگر از تراکت های توزیع شده، شعارهای «پیش به سوی سازماندهی خود»، «پیش به سوی اعتصاب» و «تشکل مستقل، حقّ مسلم ماست» آمده بود.
۱۲ شهریورماه ۱۳۹۴
slogans








چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۴ ه‍.ش.

گزارشی از وضعیت کارگران خودرو سازیها :

سربازان گمنام وزارت اطلاعات حامی کارفرمایان و حافظ سرمایه داری هستند.

سالِ ٩٣ سالِ گسترشِ اعتراض‌های کارگری به شكل‌های راه‌پیمایی، تحصن، اعتصاب، تجمع و جمع آوریِ امضا و طومارهای اعتراضی بود. رشدِ اعتصاباتِ مداوم در بخش‌های زیادی از مراکزِ کارگری بیشتر بوده و نزدیک به نود درصد از اعتصابات و تجمع های اعتراضی در ارتباط با پرداخت نکردنِ حقوق و مزایا و مخالفت با بیکارسازی و برای حفظِ اشتغال، انجام شده است.
تعدادی از اعتصاب و اعتراض‌های کارگری اعتراض به حداقلِ دست‌مزدها و طرحِ مطالباتِ افزایشِ دست‌مزدها وجود داشته و  حمایتِ خانواده‌های کارگری و شرکتِ آن‌ها در اعتصاب و اعتراض‌ها بیشتر شده و با قابلیتِ بالایی در جهتِ تقویتِ اعتراض‌های کارگران به اعتراضِ متحدانه پیوسته اند. پوششِ خبری از طریق رسانه‌های اجتماعی و حضورِ تعدادِ زیادی از فعالینِ کارگری در رسانه‌ی اجتماعی در معرفی، حمایت و اطلاع از اعتصاب و اعتراضِ کارگران بسیار موثر بوده و  ده‌ها مورد تجمعِ اعتراضی در تهران در مقابلِ مجلس و نهادهای وزارتِ کار نیز وجود داشته که خود در همبستگیِ اعتراض‌ها تاثیراتِ معینی داشته است. حملِ پلاکارد، نوشتاری کردنِ مطالبه‌ها و خواست‌های اعتراض و تجمع‌ها در جلبِ افکارِ عمومی و حمایت‌های خیابانی بیشتر شده و هم‌چنین صدورِ قطعنامه به عنوانِ یک سنتِ دائمیِ اعتراضِ کارگری در تجمع‌های کارگران وجود داشته است. به منظورِ در دسترس قرار دادنِ اعتراض‌های کارگران و معلمین در سه بخش اقدام به جمع آوری اعتصاب و تحصن و تجمع‌های کارگران در سال ١٣٩٣ کرده ام.

در این بخش ، سه ماهه‌ی آخرِ سال ١٣٩٣ را می‌خوانید. ٧ تا١٠دی ماه ١٣٩٣کارگران کارخانه خودروسازی پارس خودرو (زیر مجموعه‌ی گروهِ خودروسازیِ سایپا) به دلیلِ «دریافتِ دست‌مزدِ ناکافی» یک هفته از خوردنِ غذای کارخانه خودداری مى‌کنند. اعتصاب، به دلیلِ عدمِ رسیدگیِ کارفرما به درخواستِ بازبینیِ دست‌مزدها بوده است که این امر باعث شده تا کارگرانِ سالن‌های ٣٥ دستگاه، P.K، ماکسیما، رنگ، L٩٠، پرس، G.T.X طیِ یک هفته  از خوردنِ وعده‌های غذایی ناهار و شام که از سوی کارفرما تدارک دیده شده است، خودداری کنند، در اين راستا ٤٠ تن از كارگران كه به اتمامِ قراردادهاي‌شان نزديك مى‌شدند از كارخانه‌ی پارس خودرو اخراج شدند و همه‌ی آنان موردِ بازپرسى در دفترِ وزارتِ اطلاعات كه در پارس خودرو تأسيس گرديده فراخوانده شده و موردِ بازجويى قرار مى‌گیرند و تهديد می‌شوند، اگر شكايتى يا حرفى در جايى درج گردد آنان را بازداشت خواهند كرد.

كارگرانِ اخراجى دور هم جمع شده و تصميم مى‌گیرند كه به اداره كار شكايت كنند. اداره كارِ شمالِ غربِ تهران اكباتان: در اداره كار جوابى به آنان داده نمى‌شود و تهديد مى‌شوند و از طرفى به اداره‌ی اطلاعات خبر داده و یک خودروی ون براى بردنِ كارگران فرستاده مى‌شود که شرح آن به قرارِ ذیل است:

كميته‌ای در پارس خودرو ( ايران خودرو) به نامِ كميته‌ی اخراج متشكل از افراد زير شكل مى‌گیرد. افراد اين كميته عبارتند از: ١_كبريتى قائم مقام شركت پارس خودرو ٢_ على دوست مدير كارگزينى ٣_حيدرى مدير حراست ٤_دكتر سليمانى معاونت منابعِ نيروى انسانى پارس خودرو. اين كميته تصميم به اخراجِ اين كارگران بدونِ هيچ حق و حقوقى مى‌گیرد، زمانى كه كارگران به اداره كار مراجع مى‌کنند و پرونده را به ثبت مى‌رسانند در هئيتِ تشخيص با نفوذِ شخصى به نامِ محمود صفرى كه قبلا از نفوذِ خود استفاده كرده و راى به اخراجِ كارگرانِ شركت واحد مى‌دهد در اين‌جا نيز اعمالِ نفوذ كرده و رأى به اخراجِ كارگرانِ پارس خودرو داده مى‌شود، رئيسِ حلِ اختلاف و رئيسِ اداره كار شمالِ غربِ اكباتان و هم‌چنین معاونِ اداره كارِ شمالِ غرب و هم رئيس حلِ اختلافِ اين اداره است. وى بلافاصله با اداره‌ی تأمينِ استان تماس مى‌گیرد و یک وَن مى‌آید و كارگران را مى‌برند و تهديد به انفرادى و زندان مى‌شوند.

هر بار مراجعه به اداره كار، تماس با اداره اطلاعات و حضورِ ون‌ها براى دستگيرىِ كارگران مشاهده مى‌گردد. و اما لطفی نژاد هم كه قبلا در اداره کارِ خوزستان كار مى‌کرده و پس از آن به اداره کار آذربایجانِ شرقی و هم اكنون در اداره کار استان تهران است، وى و محمود صفری در اخراج کارگران نقشِ به سزایی را ایفا می‌کنند و قبل از این‌که  هیئتِ حلِ اختلاف تشکیل شود به دستورِ این دو نفر رایِ اخراجِ کارگران صادر می‌شود و برای این‌که حکم‌ها وجهه‌ی قانونی داشته باشد با برگزاریِ هیئتِ حلِ اختلافِ فرمایشی و نمایشی نسبت به اخراجِ کارگران تصمیم می‌گیرند شواهدِ زیادی است که این‌ها از کارفرما پول می‌گیرند، پول‌هایی با رقمِ بالا از كارفرمایان گرفته مى‌شود.

قابلِ ذکر است ، که هم ریئسِ اداره کارِ استان تهران و هم رئيسِ اداره کار شمالِ غرب با کار چاق کنِ شرکتِ واحد که وکیلِ شرکت واحد است از طریقِ این کار چاق کن رشوه كه رقمِ آن زياد است، دریافت می‌کنند تا رای به اخراجِ کارگرانی که بدونِ هیچ دلیلِ موجهی اخراج شده‌اند بدهند. گفتنى است، این کار چاق کن گفته است، مدیرِ عاملِ شرکت واحد دست وى را باز گذاشته برای این‌که رانندگانِ اخراجی به سرکار باز نگردند، هر مبلغی که درخواست كردند به آنان بدهد. به گفته‌ی كارگرانِ ايران خودرو در ايران خودرو دفترى به نام وزارت اطلاعات مستقر است و همچ..
و همچنین بازداشتگاهى در آن‌جا ساخته شده است و سرهنگِ بازنشسته‌ای به نامِ پاك سيرت به عنوانِ مديرِ پرسنلىِ حراستِ پارس خودرو كارگرانِ معترض را مورد بازجويى قرار مى‌دهد و هر چهل كارگرِ اخراجى مورد بازجويى قرار گرفته‌اند و به تك تك كارگران گفته است اين اقدامِ شما اختلال در نظم و امنيتِ ملى است و خوراك رسانه‌های بيگانه شده است و به امنيتِ كشور لطمه زده است، بر همين اساس كارگرانِ معترضِ زيادى هستند كه جراتِ حداقل اعتراض را هم ندارند.

ناصر سليمانى رئيسِ تعاون مسكنِ كارگرانِ پارس خودرو جانباز می‌باشد و از موقعيتى كه دارد، از اعتمادِ كارگران سوِ استفاده كرده و مبلغ ٥٠٠ ميليون از اين تعاونى را اختلاس مى‌کند، و كانكسى را كه براى نگهبانىِ زمينى در نصرآبادِ كرج كه براى مسكن كارگران خريدارى شده است را ربوده و به ويلاى خود در طالقان منتقل كرده است و در حال حاضر متوارى است. ايران خودرو با هئيتِ حلِ اختلاف توسط لطفى نژاد هستند كه رشوه مى‌گیرند و وى از تبريز به خاطر رشوه خوارى به تهران فرستاده شد و در حال حاضر در تهران هم به كارهاى گذشته خود ادامه مى‌دهد و رأى را به هئيتِ حلِ اختلاف اداره بيمه ديكته مى‌کند دقيقا كارى كه در موردِ كارگرانِ شركتِ واحد نيز اتفاق افتاد.

نام نویسنده( کارگر خوذ رو ساز) محفوظ است .

تکثیر از :  کمیته حمایت از شاهرخ زمانی


12/ف/1394

پاسخ سندیکای کارگران شرکت واحدبه گزارش شماره ۳۵۷ منتشر شده در ماه ژوئن ۲۰۱۵ در سایت رسمی سازمان بین المللی کار .

 به: سازمان بین المللی کار

از: سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
با سلام و سپاس از اقدامات شما در ارتباط با حقوق کارگران در ایران،
عطف به به گزارش شماره ۳۵۷ منتشر شده در ماه ژوئن ۲۰۱۵ در سایت رسمی سازمان بین المللی کار آگاهی های چند تقدیم می گردد.
۱-آقای رضا شهابی راننده اتوبوسرانی شرکت واحد و عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد در هنگام کار و حمل و نقل مسافران درون شهری در جنوب شهر تهران در خرداد ماه سال ۱۳۸۹ توسط ماموران وزارت اطلاعات با کتک و فحاشی دستگیر شد. او که بر اثر ضربات مامورین از ناحیه مهره های گردن و کمر دچار آسیب شده و در هر دو مورد تحت عمل جراحی قرار گرفت، همچنین به شش سال زندان و پنج سال محرومیت از فعالیت های سندیکایی و هفت میلیون تومان جریمه محکوم شد. ایشان هم اکنون به علت دو عمل سخت در مهره های گردن و کمر در مرخصی پزشکی خارج از زندان به سر می برد و بر خلاف گزارش مقامات وزارت کار ایران به شما، نامبرده حکم آزادی نگرفته و به سر کار بازنگشته است و کماکان از دریافت هر گونه دستمزد و بیمه محروم بوده و در شرایط سخت اقتصادی به سر می برد.
۲- بازداشت کارگران و رانندگان و فعالان سندیکای کارگران شرکت واحد در اول ماه مه از سوی دستگاه های پلیس و امنیتی روالی شده که در چند سال گذشته تکرار شده است. به طور مثال بیست و دو نفر اعضا و هواداران سندیکای کارگران شرکت واحد در اول ماه مه سال ۲۰۱۴ دستگیر شدند. آقایان ابراهیم مددی و داود رضوی از فعالان سندیکای کارگران شرکت واحد چند روز پیش از اول ماه مه سال ۲۰۱۵ در نیمه شب توسط دو اکیپ ۵-۶ نفره جداگانه در خانه های شخصی خود توسط ماموران وزارت اطلاعات و به دستور نماینده دادستان دستگیر و به زندان اوین منتقل و در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان وزارت اطلاعات حبس شدند که پس از یک هفته باز جویی های چشم بسته و بدون حضور وکیل و سپری شدن بیست و دو روز هر کدام با کفالت های صد میلیون تومانی از زندان آزاد شده و هنوز پرونده های ایشان مفتوح و لوازمات شخصی نظیر کتاب و کامپیوتر و تلفن های همراه ایشان که توسط ماموران وزارت اطلاعات از منازلشان برده شده است پس داده نشده است.
بر خلاف اظهارات پی در پی آقای علی ربیعی وزیر کار مبنی بر رعایت استاداردهای بین المللی کار اصولا به علت عدم رعایت حقوق و آزادی های کارگری از جمله حق ایجاد تشکل های مستقل کارگری و سرکوب های چند ده ساله در این رابطه، نمایندگان واقعی بیش از ۲۰ میلیون کارگر ایرانی تا کنون تعیین نشده و افرادی که از طرف دولت ایران به عنوان نمایندگان کارگری به اجلاس سازمان بین المللی کار گسیل می شوند در شرایط غیردمکراتیک و غیر استاندارد توسط مقامات حکومتی تعیین و جایگزین می شوند و اصلا نمایندگان واقعی کارگران ایران نیستند.
۳-آقای ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد به علت فعالیت های سندیکایی در تابستان ۱۳۸۷ به هنگام ورود به اداره کار توسط ماموران امنیتی دستگیر و نزدیک به چهار سال زندانی شد. نامبرده به هنگام زندانی بودن از کار اخراج و پس از آزادی بدون دریافت خسارت های دوران زندان با بدترین شرایط و پایین ترین دستمزد اجبارا بازنشست گردید و پیگیری های او برای استیفای ضرر و زیان های وارده به جایی نرسیده است.
۴-اقایان حسن سعیدی، وحید فریدونی، ناصر محرم زاده، حسین کریمی سبزوار و خانم فرحناز شیری از رانندگان عضو و فعال سندیکایی هستند که طی چند سال گذشته بر خلاف قوانین داخلی و بین المللی با پرونده سازی و روند ناسالم رسیدگی در وزارت کار از شرکت واحد اخراج شده و علیرغم رای مثبت دیوان عدالت اداری به علت اعمال روش های غیر قانونی نامبردگان هنوز به کار باز نگشته و در طی سالیان دراز و روند فرساینده رسیدگی طولانی و کند، آنها و خانواده هایشان از هر گونه دریافت دستمزد و بیمه محروم بوده و این کارگران در شرایط سخت معیشتی با وجود تورم و گرانی سرسام آور روزگار می گذرانند و مراجعات چند ساله آنها به وزارت کار و ادارات تابعه تاکنون سودی برایشان نداشته است. اضافه می گردد آقایان اکبر پیرهادی و حسن کریمی علیرغم باز گشت به کار هنوز موفق به دریافت دستمزد دوران اخراج نشده اند.
۵-اعضای شوراهای اسلامی کار مورد حمایت وزارت کار در شرکت واحد هستند. این افراد که به عنوان نماینده بر کارگران شرکت واحد تحمیل شده اند ضمن بهره مندی از امتیازات خاص نه تنها در دفاع از این کارگران اخراجی کاری انجام نداده اند بلکه مرتبا پشت پرده با مدیریت شرکت واحد سازش کرده و علیه این کارگران اخراجی و فعالان سندیکایی فعالیت می کنند. روند تحمیل شورای اسلامی کار بر سرنوشت کارگران شرکت واحد توسط مدیریت و وزارت کارعلیرغم نارضایتی عمومی کارگران کماکان در دستور و پیگیری می شود.
۶-همیشه هاله ای از عملیات پلیسی-امنیتی از سوی حراست شرکت واحد و دیگر مراکز امنیتی علیه فعالان سندیکایی وجود داشته و آنها مرتبا در معرض دستگیری، اخراج، زندان و ترس و ارعاب قرار دارند. بطوریکه هر گاه این کارگران اخراجی برای پیگیری مطالبات شان به وزارت کار و شهرداری مراجعه می کنند از طرف مراکز مذکور مورد تعقیب و ارعاب قرار می گیرند.
سندیکای کارگران شرکت واحد به عنوان یک تشکل مستقل کارگری که با فداکاری و سختی دفاع از حقوق کارگران را به صورت حضوری پی میگیرد از مسئولان نظارتی سازمان بین المللی کار درخواست دارد، از آنجا که کشور ما عضو سازمان بین المللی کار می باشد ضمن تداوم پیگیری شکایتهای فوق و فشار به وزارت کار برای رعایت اصول و حقوق آزادی های سندیکایی، جهت حقیقت یابی و رسیدگی نزدیک و حضوری به شکایات و مشکلات اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد و عموم کارگران ایران به کشور ما مراجعه و بدون دخالت دولت، خانه کارگر و دیگر تشکلات حکومتی با کارگران و تشکلات مستقل کارگری دیدار و نشست داشته باشند.
خوشحال خواهیم شد پاسخ شما در خصوص موارد فوق را دریافت نماییم.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
یازدهم شهریور۹۴

رونوشت به تشکلات کارگری بین المللی

درخواست از نهادهای بین المللی کارگری برای ثبت و پیگیری شکایت رانندگان اخراجی سندیکا



به:  کنفدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری، فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل،کلکتیو سندیکاهای کارگری فرانسه،سندیکای حمل و نقل لندن، سازمان سراسری سندیکاهای کارگری سوئد، سندیکای کارگری حمل و نقل سوئد و دیگر تشکلات کارگری مربوط و زیرمجموعه
از: سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
موضوع: اخراج غیر قانونی  آقایان رضا شهابی، حسن سعیدی، وحید فریدونی، ناصر محرم زاده ، حسین کریمی سبزوار و خانم فرحناز شیری رانندگان عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران
با سلام و سپاس از همکاری و پشتیبانی های کارگری شما
از آنجا که دولت ایران عضو سازمان بین المللی کار بوده و موظف به رعایت حقوق و آزادی های کارگری می باشد، از شما درخواست می شود نسبت به پی گیری بازگشت به کار و ثبت شکایت این کارگران اخراجی اقدامات لازم را درسازمان جهانی کار انجام دهید.
لازم به یاد آوری است  کارگران اخراجی نامبرده از طریق پرونده سازی های غیر قانونی مراکز ضد سندیکایی نظیر شوراهای اسلامی کار و مراکز امنیتی از طریق ادارات تابعه وزارت کار اخراج شده و از دریافت هر گونه حقوق و مزایا و بیمه محروم می باشند. پی گیریهای این کارگران اخراجی در ادارات وزارت کار تاکنون به نتیجه ای مطلوب نرسیده است. سندیکای واحد کماکان پیگیر حقوق این اعضای خود و دیگر کارگران شرکت واحد می باشد؛ در عین حال، همبستگی شما و دفاع  از حقوق این کارگران اخراجی در سازمان جهانی کارمی تواند دارای تاثیرات مثبت و اثر بخش باشد. لذا در صورت امکان شما برای پیگیری موارد فوق، لطفا ما را مطلع سازید تا اطلاعات لازم را در اختیار شما قرار دهیم.
با سپاس مجدد از همکاری و تلاش شما در دفاع ار کارگران ایران
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

هشتم شهریور۹۴

سه‌شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۴ ه‍.ش.

پیام فعالین کارگری دربند، به خاطر دستگیری نمایندگان معلمین، نیک نژاد و بهلولی!!!

مبارزات  خود را برای آزادی فعالین، برای کسب حق تشکل و حق اعتصاب گسترده تر کنیم!!!
هموطن پا به پای افزایش استثمار 65 میلیون مزدبگیر و غارت و دزدی آشکار ثروتهای عمومی توسط طبقه انگلی سرمایه داری حاکم و فلاکت همگانی، و همچنین گام به گام با اوج گیری فزاینده اعتراضات عمومی علیه فساد ، مالیات ، گرانی ، بیکاری و ستمگرهای، جمهوری اسلامی بعنوان چماق و دولت سرمایه داری، خفقان و سرکوب را بر ضد مبارزات حق طلبانه، آزادی خواهانه و برابری طلبانه ستمدیدگان تشدید کرده است، جمهوری اسلامی ابزار سرکوب طبقه حاکم علیه دیگر طبقات برای حفظ حاکمیت جناح های مختلف سرمایه داری، بی وقفه از هر گونه سرکوب علیه طبقه کارگر و مردم استفاده می کند، این دشمن قسم خورده محرومین برای بقای ننگین خود در مقابل خیزش عمومی ستمکشان ، علیرغم شعارهای عوام فریبانه برای گول زدن به اصطلاح امت حزب الله از یک طرف بردگی و نوکری استکبار و شیطان بزرگ را با خوردن جام زهر اتمی به جان خریده است، و از طرفی دیگر تشدید سرکوب، مخصوصا" سرکوب فعالین  و تشکلهای مستقل کارگران ، معلمین و پرستاران را به مثابه مهمترین ابزار سازمان یابی آگاهانه و با برنامه و سراسری اعتصابات پراکنده آنان در دستور روز قرار داده و وهر روز بیشتر از قبل افزایش می دهد، و همچنین در هر فرصتی اقدام به  توهین و تحقیر زحمتکشان می کنند، از جمله اهانتی که علیه  پرستاران توسط وزیر بهداشت  سرمایه، که با حالت تحقیر آمیز در مجلس سرمایه داران ، با عنوان آمپول زن از پرستاران نام میبرد.  
اخراج 4 پرستار اعتصابی بیمارستان امیر اعلم ، دستگیری و زندانی کردن نمایندگان معلمان عبدی و باغانی و ... و جدیدا" نیک نژاد و بهلولی ، جلوگیری از آزادی رسول بداغی با پرونده سازی جدید، توسط سپاه مولتی میلیاردرها ، دادگاهی کردن محمود صالحی ، کورش بخشنده ، عثمان اسماعیلی و دیگر فعال کارگری، و جدیدا" دادن حکم هشت سال زندان به بهنام ابراهیم زاده ، اعدام فله ای از میان جوانان بیکار و بی آینده ، تشدید جمع آوری ماهواره ها و به اجرا گذاشتن طرح عفاف و حجاب همه و همه نشانگر ترس شدید مولتی میلیاردرهای روحانینظامی از خروش 65 میلیون مزدبگیر، زنان و جوانان علیه بنیادهای ستم و بهره کشی می باشد.
این وحشت از فروپاشی به علت ازهم گسیختگی مناسبات اقتصادیاجتماعی به قدری زیاد است که ولایت مطلقه مولتی میلیاردرهای حاکم کوچکترین اشکال فعالیت حتی برای اصلاح طلبان حکومتی، در چارچوب قوانین خود را  نیز تحمل نمی کنند، به عبارت دیگر ، دیگر نمی تواند مثل گذشته حکومت کند و کوچکترین آزادی حتی در چارچوب قوانین خود حکومت اسلامی موجب فواران آتشفشان انقلاب و خیزش عمومی می گردد، جنگ شدید قدرت بین روحانی و رفسنجانی با خامنه ای روی توافق هسته ای، در مورد انتخاب نمایندگان مجلس خبرگان، روی تعیین صلاحیت نمایندگان توسط شورای نگهبان ، افشا کردن دزدیهای همدیگر، مانند دستگیری مهدی هاشمی ، 5/14 میلیارد دلار نفتی پرسنت و افشای خامنه ای در میان 67 مولتی میلیاردر جهان و یا غارت بی حساب و کتاب ثروت عمومی توسط  مجتبی خامنه ای، مثل 6 میلیارد پوند در لندن و ...  همه وهمه نشانگر فروپاشی چارچوب سیاسی ولایت مطلقه بوده و خبر از اعتلای سراسری جنبش انقلابی می باشد.
کارگران ، معلمان ، پرستاران ، زنان و جوانان،
قدرت ما 65 میلیون نیروی تولید ، آموزش ،درمان و خدمات در مقابل تشدید غارت و  بهره کشی طبقه سرمایه دار حاکم، در تحمیل بیکاری سازمان یافته و گرسنگی ، گرانی و تبعیض طبقاتی ، قومی ، جنسی و مذهبی، فقط و فقط در گسترش مبارزات کنونی و سازمان یابی و سازماندهی آگاهانه ، دارای برنامه مشخص ، تحت رهبری و هدایت سازمانی تشکلهای مستقل طبقاتی توده ای و سیاسی( اتحادیه و حزب ) ماست .
در دنیای کنونی حتی در عقب مانده ترین کشورها، اتحادیه و حزب سیاسی تنها ابزار همبستگی ستمدیدگان در مقابله با هجوم  و استثمار سازمان یافته و ستم و نابرابری است .
مزدبگیران،
با ایجاد فدراسیون سراسری متشکل از تشکلهای موجود، مبارزات تکی و بی برنامه و پراکنده خود را علیه بهره کشی و ستمگری و به خاطر تضمبن کار( امنیت شغلی)، نان، مسکن و آزادی متحد و سراسری کنید .
علیه اخراج و دستگیری و زندانی کردن نمایندگان کارگران ، معلمان و پرستاران، برای تحقق آزادی تشکل و اعتصاب ، آزادی احزاب،مطبوعات ، قلم و بیان، نبردمان را صد چندان گسترده تر کنیم .
کارگران،
ما خانواده 50 میلیونی به مثابه نیروی اصلی تولید و انقلاب، برای مقابله با بهره کشی انسان از انسان، و برای رسیدن به جامعه ای عاری از ستم و نابرابری، یعنی حاکمیت شورایی دمکراتیک ،جهت نظارت و تصمیم گیری بر امور و سرنوشت خودمان، با سازمان یابی  در حزب انقلابی طبقه کارگر و اتحادیه های سراسری نگذاریم، نتیجه مبارزات کنونی و انقلاب آینده، مانند سال 57 به شکست کشانده شود.

فراموش نکنیم که ، آینده از آن کارگران متشکل و اگاه است.
علیه بهره کشی و فساد و دزدی حاکم ،
علیه خفقان و زندان و اعدام ،
برای کسب آزادی و برابری،
برای  ایجاد حاکمیت شورایی  کارگران ،مبارزات خود را گسترده تر کنیم.
11/6/1394

مهدی فراحی شاندیز، سعید شیرزاد، بهنام ابراهیم زاده ، شاهرخ زمانی، محمد جراحی ، امیر امیرقلی

ضمن حمایت و پشتیبانی صریح از مواضع عثمان اسماعیلی، احکام سنگین صادره علیه بهنام ابراهیم زاده و دیگر فعالین کارگری را محکوم می کنیم

اطلاعیه شماره 56 کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد
کارگران، تشکل های کارگری و انسانهای شریف و آزاده!
روز سه شنبه مورخ 10 شهریور ماه 94 عثمان اسماعیلی از اعضای هیات اجرایی کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد و سخنگوی این کمیته که در آستانه روز جهانی کارگر 94 بازداشت و پس از گذراندن 12 روز در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج با قرار وثیقه 72 میلیون تومانی آزاد شده بود؛ به اتهام شرکت در مراسم 8 مارس و روز جهانی کارگر، شرکت در راهپیمایی مردم سقز در حمایت از مردم کوبانی و نیز عضویت در کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد در شعبه اول دادگاه انقلاب سقز محاکمه گردید. در این محاکمه که حدود یک ساعت و نیم به طول انجامید عثمان اسماعیلی ضمن غیر قانونی دانستن اتهامات وارده، حضور در مراسمات فوق الذکر و عضویت در کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد را قابل دفاع دانسته و انتساب امنیتی بودن به مراسمات روز جهانی کارگر، 8 مارس، محکوم کردن جنایات داعش در سوریه و عضویت در کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد را بی پایه اساس دانسته است. محاکمه عثمان اسماعیلی پس از یک ساعت و نیم از سوی قاضی پرونده به روز چهارشنبه مورخ 11 شهریور موکول گردید.
فشار بر کارگران و فعالین کارگری در حالی شدت بیشتری به خود گرفته که دادگاه تجدید نظر طی روزهای اخیر حکم سنگین 7 سال و 10 ماه و 15 روز به اضافه 450 هزار تومان جزای نقدی بهنام ابراهیم زاده فعال کارگری را به استناد مواد 702 ، 706 ، 610 و 500 قانون مجازات اسلامی تایید نموده است، این حکم سنگین در حالی صادر گردیده که بهنام ابراهیم زاده در حال سپری کردن دوران محکومیت خود بوده و استناد به این مواد قانونی از قانون مجازات اسلامی برای محکوم نمودن وی کاملا غیرقانونی می باشد.
ما اعضای کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد باv دیگر ضمن حمایت و پشتیبانی صریح از مواضع عثمان اسماعیلی، احکام سنگین صادره علیه بهنام ابراهیم زاده و دیگر فعالین کارگری را محکوم می کنیم و خواستار آزادی بی قید و شرط آنها هستیم.
کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد
شماره تماس با سخنگوی کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد، عثمان اسماعیلی
09182842451
komitedefaa@gmail.com
komitedefaa.blogspot.com
شهریور ماه 1394

بیانیه 129

معلمان می رزمند ، حکومت اسلامی میلرزد.

باز هم نمایندگان مبارز معلمان را دستگیر کردند!!!



محمدرضا نیک نژاد و مهدی بهلولی دو نغر از نمایندگان معلمان را دیروز صبح  دوشنبه نهم شهریور ماه دستگیر کردند، ماموران حافظ امنیت مولتی میلیادر های دزد و اختلاس گر حاکم در جمهوری اسلامی در جهت انجام وظایف حفاظت از رهبر دزدو بقیه غارتگران نظامی - روحانی به خانه  محمد رضا نیک نژاد از اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران و مهدی بهلولی از فعالان مستقل ریخته و اقدام به دستگیری این دو نماینده مغلمان کردند. ماموران با حکم شعبه دو بازپرسی اوین (مقدس اردبیلی) اقدام به تفتیش منزل و ضبط برخی وسایل موجود در خانه همچون رایانه و گوشی همراه و دستگیری آنها کرده اند. از محل نگهداری این دو معلم خبری در دست نیست. در تیر ماه کذشته نیز اسماعیل عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان بازداشت و هم اکنون در زندان اوین به سر می برد. رسول بداقی،باغانی و علیرضا هاشمی ، عبدالرضا قنبری و ...  از دیگر معلمان و نمایندگان آنها  هستند که هم اکنون به اتهام فعالیت های صنفی وسازمان دهی اعتراضات معلمان در زندان به سر می برند.
طی سی وهفت سال حکومت ددمنشانه و دیکتاتوری جمهوری اسلامی سرمایه داری هر فردی یا نماینده تشکلی حق خود را خواسته است ماموران وزارت اطلاعات ، سپاه و دیگر ماموران اقدام به دستگیری او کرده اند و قضات وامدار و حافظ منافع حکومت دزد و رانت خوار و اختلاس گر آنها را محاکمه و زندانی کرده است ، و در طول عمر ننگین حکومت اسلامی هیچ گروه و طبقه ای و لایه و قشری در امان نبوده و نیست و امروز ها که معلمان اقدام به مبارزه برای گرفتن حقوق خود و دیگر زحمتکشان کرده اند مورد بیشترین هجوم قرار گرفته اند. حکومت جمهوری اسلامی بار ها ثابت کرده است که زبان خوش نمی فهمد و  باید با گسترش اعتراضات و سراسری کردن مبارزه آن را مجبور به قبول گفته و خواسته های به حق کارگران و معلمان کرد .
معلمان ، کارگران ، پرستاران و ... تنها راه کسب مطالبات خود و به پیروزی رساندن اعتراضات، همبستگی و مبارزات سراسری و متشکل شدن در فدارسیون و کنفدراسیون سراسری و حزب انقلابی طبقه کارگر است ، از شما می خواهیم ضمن سازماندهی اعتراضات گسترده برای آزادی نمایندگان معلمان ، کارگران و دیگر زحمتکشان با برنامه ریزی دقیق و ایجاد هیت های موسس اقدام به تشکیل فدارسیون و کنفدراسیون سراسری کنید .

معلم زندانی آزاد باید گردد
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
کارگر زندانی آزاد باید گردد


کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

10/6/1394 

دوشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۴ ه‍.ش.

سلسله گزارشاتی از زندان گوهر دشت


مردادماه 1394

این قتلگاه  محل نگهداری چندین هزار زندانی که سه برابر بیشتر از ظرفیتش می باشند  با 2000 زندانی قصاصی در حال اجرای حکم یکی از مراکز اصلی کشتار انسانها توسط ولایت مطلقه مولتی میلیادر های نظامی – روحانی است ، در این راستا 250 زندانی عقیدتی سیاسی با 35 اعدامی ، حبس های سنگین از 5 سال تا سی سال و ابد می باشد، تمام این جنایات با دخالت و تحمیل اداره اطلاعات سربازان گمنام غارت گران کشور و دقیقا" توسط سپاه دزدان رخ می دهند، رندانیان در گوهر دشت  محروم از تمامی حقوقهای قانونی و عرفی زندان ها هستند  مانند مرخصی ، تلقن ، آزادی های مشروط ، عف های عمومی و موردی و ... از این زندانیان دریغ می گردد، این زندانیان همچنین در بدترین  شرایط شکنجه جسمی و روحی در سلول های 5 متری بدون هوا ، هواخوری 2 ساعته به جای صبح تا شب  معمولی و قانونی ، تغذیه و درمان و بهداشت پولی ، مخصوص در دوره حسن کلید و پرونده سازیها و بازجویی های جدید در وضعیت مرگ تدریجی قرار دارند، بطوری که طی چند سال اخیر دهها نفر از جمله ساران ، دگمه چی ، مهدی ذالیه ، کرمی خیر آبادی و افشین اسانلو و ... کشته شدند :
1 – رسول بداعی به جای اینکه در پایان حکم زندانش آزاد شود به انفرادی برده شد، این معلم مبارز و نماینده انقلابی معلمان که سه ماه پیش توسط اطلاعات سپاه چماق دزدان و غارتگران حاکم علیه 65 میلیون مزدبگیر ربوده شده و به انفرادی های بند دو الف سپاه در اوین برده شد و علیه او پرونده دروغین جدیدی ساختند و به محمد مقیسه شکنجه گر سپرده شد. تا نتواند آزاد شود و بیرون رفته و مبادا مزاحم دزدی ها و غارتگری های مقامات جمهوری اسلامی و مزاحم ارتقاء رتبه مقام معظم ولایت در بین 67 مولتی میلیادر جهان شود ، وی باید در 13 مرداد آزاد می شد وظیفه کارگران و معلمین است که برای آزادی نمایندگانشان مبارزات خود را تشدید کنند.
2 – کارت بانک جدید زندانیان امروز صبح مجددا" سوزانده شد ، این یکی از روش های جدید  دزدی علنی در روز روش توسط مقامات زندان است روز شنبه 7 مرداد کارت جدید زندانیان که در پی سوزانده شدن و دزدی دو ماه قبل با گرفتن 2000 تا 5000 تومان از هر کارت و برداشت مبالغی از حساب زندانی ها بدون هیچ بهانه ای و بدون هیچ توضیحی  کارتهای جدید صادر شده بود که در 7 مرداد همان کارت های جدید دوباره سوزانده شد و مبلغ بین 700 میلیون تا 1 میلیارد تومان دزدیده شده و از هر کارتی بین 3 تا 7 هزار تومان  از زندانیان اخاذی کردند. در حالی که کل سران رده اول حکومت دزد هستند دیگر از نوچه ها و مقامات پاینی چه انتظاری می توان داشت در کشوری که آیت الله یزدیش با بالا کشیدن کارخانه بریجستون به  ریاست خفقان و ریاست مثلا" حوزه علمی ارتقاء یافته است و حکومت جمهوری اسلامی در پاکترین دولتش با 800 پرونده اختلاس که کمترین رقمش دزدی های فوق  مانند 1860 میلیارد صنایع مس که در ده کشور سرمایه گذاری کرده است یا ارقام دزدان جناح های مختلف حکومتی مانند 220 هزار میلیارد بانک ها ، 8/2 و 3/5 و جدیدا" 5/14 میلیارد دلار نفتی مهدی هاشمی و... که سر به آسمان می زند و یا مسئول حقوق بشر اسلامی که بزرگترین زمین خوار کشور است و یا فرزند دردانه رهبر مسلمین جان فقط در یکی از حسابهایش در انگلیس 6 میلیارد پوندی دارد و مقام اعظمای رهبری جمهوری اسلامی که یکی از 67 میلیادر دنیا است به حساب ففر و فلاکت یک میلیون وهفتصد کودک کار و خیابان ، 5 میلیون لیسان و فوق لیسانس بیکار ، 20000 کارتن خواب فقط در تهران ، 11 میلیون بی سواد ، 12 میلیون حلبی نشین ، با بالاترین آمار طلاق و اعتیاد و زندان و اعدام در دنیا است و کل سیستمش پوسیده است ، کارگران و معلمان و ستمدیدگان باید با درس گرفتن از تجربیات تمامی دنیا مخصوصا"  مردم مبارز عراق با تظاهرات میلیونی علیه فساد و اختلاس و دزدی و برای نان ، کار و مسکن و آزادی و حکومت شورایی مبارزات خود را گسترش بدهند.
3 -  ممانعت از آزادی، بنا به اظهارات علی زاده طباطبایی وکیل شهرام و فرهنگ پور منصور و رسول حردانی حکم 15 ساله آنان در 13 مراد تمام شده است ،ولی بر اثر قانون شکنی ها و ممانعت مستولان جمهوری اسلامی سرمایه داری همچنان در زندان هستند و از آزادی آنها خبری نیست،
4 -  دوره جدید تشدید پارازیت ها ، طی دو سه هفته اخیر قدرت انتشار امواج 16 دستگاه پارازیت انداز سرطانزا را بشدت افزایش داده اند بطوری که هموطن بهایی امان الله مستقیم بی هوش به بیمارستان انتقال داده شد و حال و اوضاع بیماران قلبی و عروقی به شدت وخیم است ،و همه با سر درد های مزمن و شدید مواجه هستند.تا کنون تحت این شرایط موجود  تحملی عمدی هر ماه  بطور متوسط بک نفر به دلیل بی توجهی و عدم اعزام به موقع به بهداری یا بیمارستان کشته می شود.
5 – حسن طفاح در قرعه مرگ قرار دارد،  حسن طفاح پیر مرد 90 ساله عرب و دچار به سرطان خون پیش رفته است با وجود ابنکه  نوبت دکتر  در اول ماه داشت  و تمام شدن داروهایش از اعزام او به بیمارستان جلو گیری می کنند و بدین صورت ددمنشی جمهوری اسلامی را به رخ زندانیان می کشند، لازم به ذکر است که وی عضو کانون وکلای کشور های عرب است و همچنین عضو ناظر دادگاه لاهه است و در پرونده او حکم تبعید است اما آدمکشان جمهوری اسلامی او را به جای تبعید به زندان آورده تند ، و علی رغم اینکه از طرف پزشک قانونی عدم تحمل کیفری صادر شده و سن بالای که دارد آزادش نمی کنند.
6 -  توبیخ ماموران شیفت شب ، بدنبال خرید یک دستگاه یخچال توسط زندانیان از بند بالا که امر عادی است مضارع مزدور حفاظت اطلاعات که از نزدیکان بحرینی جلاد و آدم کش است  مامورین شیفت آن شب را توبیخ کرد که چرا اجازه این کار را داده اند در حکومت ولایت مطلقه غارت گران ثروت های عمومی دزدان ارتقاء درجه و مقام  یافته، در مقابل افراد و مامورانی که کوچک ترین بر خورد و رفتار انسانی داشته باشند اخراج ، تبعید یا زندانی می شوند. بطوری که 11 نفر از کارگران زحمت کش فروشگاه های زندان گوهر دشت طی ماه گذشته به زندانهای مختلف تبعید شدند و اکنون ماموران شیفت شب توبیخ شدند، اما مسئول دارالقران نجم الدین حسینی که با 400 گرم شیشه ، 6 دستگاه موبایل و صد ها رم حاوی فیلم های سکسی دستگیر شده بود به  مقام بالاتر ارتقاء یافته است. چیزی که طبیعی و برای بقای نظام جمهوری اسلامی از نان شب واجبتر است ،
7 – زندانیان سیاسی همچنان تبعید در تبعید هستند، با وجود اینکه زندان و کشتار گاه رجایی شهر خود تبعید گاه زندانیان سیاسی در سراسر ایران می باشد اما در اینجا نیز همچنان با اراده و دستور سربازان مولتی میلیادر ها، حدود 70 نفر بر خلاف قانون تفکیک جرایم در بند های عادی در میان زندانیان اعدامی خطر ناک که تعادل روحی خود را از دست داده اند و یا در میان مبتلایان به ایدز و هیپاتیت نگهداری می شوند، از جمله فعالین کارگری مهدی شاندیز ، بهنام ابراهیم زاده ، هموطنان عقیدتی بابادی و شهرام چینیان و یا 26 زندانی نظامی مانند علیرضا فراهانی ، ایرج حاتمی ، فرید آزموده و ... هستند.
8 – رنج و عذاب رمضان احمد 6 ماهه شد، رمضان احمد از پ ک ک که به علت اینکه بازویش 6 ماه قبل گلوله خورده است و پس از ده روز اعتصاب غذا به دستور قاضی پرونده اش برای معالجه و عمل جراحی و درمان قطعی از زندان قزوین به رجایی شهر انتقال یافته است 6 ماه است همچنان از اعزام به بیمارستان و درمان او توسط اداره اطلاعات جلو گیری می شود و او با این اوصاف در شرایط بسیار خطرناک که هر لحظه ممکن است بر اثر تورم زخم گلوله و ایجاد قانقاریا بازویش را از دست بدهد.
9 – زندانیان حبس ابد از 16 تا 23 سال همچنان ماندگار شده اند ، در عرف زندانها، زندانیان حبس ابد با 10 تا 11 سال آزاد می شوند اما در این زندان جمهوری اسلامی با هر گونه آزادی مخالف و دشمن است ، به عنوان مثال : سعید ماسوری ، افشین بایمانی ، حمزه سواری، برادران شهرام و فرهنگ پور منصور ، خالد حردانی ، خالد فریدونی ، عمر پور ففیه هر کدام با 16 سال ، حاج کریم معروف عزیز با 19 سال و محمد نظری با 22 سال همچنان با ممانعت اداره اطلاعات در زندان به سر می برند، محمد نطری با 22 سال حبس از 44 سال عمرش علی رغم موافقت رئیس زندان و رئیس شعبه صادر کننده حکم تا کنون از آزاد شدن او جلو گیری شده است .
10 – ارژنگ داودی زجر کشیده و آسیب دیده اما استوار و مقاوم ، ارژنگ دادودی معلم و شاعر انقلابی بیشترین زندان خود را در سلول های انفرادی و در بدترین زندانها مانند بندر عباس در تبعید سپری کرده و زیر شدیدترین شکنجه های روحی و جسمی قرار داشته است و حالا نیز دشمنان انسانها و آزادی و ماموران اداره اطلاعات تصمیم گرفته اند ، او را به سیستان و بلوجستان تبعید کنند و همچنین تمام اموالش مصادره شده و خودش ممنوع الملاقات هست ، و با تمامی این آزار و اذیت ها و شکنجه های که جلادان و دشمنان مردم علیه او به کار برده و می برند ارژنگ مقاوم و استوار ایستاده و خاری بر چشم ستمگران و مرحمی بر زخم و رنجی های مردم آزادیخواه است،
هم وطن شالوده مبارزه ، پایداری و مقاومت زندانیان سیاسی برای آزادی و برابری و حاکمیت شورایی شماست .

علیه اعدام ، زندان و شکنجه و آزادی زندانیان سیاسی به پا خیزید.

کمبته حمایت از شاهرخ زمانی

9/6/1394