دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

ضرورت اعتراض سراسری به تحمیل شرایط بردگی علیه کارگران ایران

  حاکمیت با تمامی جناح هایش تصمیم به زدن داغ و درفش و شلاق بر تن کارگران ، که برای احقاق حقوق اولیه خود اعتراض می کنند گرفته و تلاش می کند شرایط دوران برده داری را بازسازی و احیاء کند  .
طبق سیاست جدید حاکمیت ،  کارگران معترض به کمبود  حقوق و سختی شرایط کار را به دادگاه های جزائی فراخوانده و محکوم می کنند. شعبه 103 دادگاه عمومی ( جزائی) بندر امام خمینی طی حکم شماره 930997032900689 چهار کارگر از جمله مازیار  رحیم زاده که نماینده اول کارگران می باشد را ،  را به  شش ماه زندان و 50 ضربه شلاق محکوم کرده است . هم اکنون که روحانی و دستگاه دولت  در سازمان ملل حضور دارد و می بایست  در مقابل شبکه های رسانه های جهان،  پاسخگوی اعمال ضد بشری خود باشند . همانطور که  خبرنگار حکم شلاق خوانندگان happy را مطرح کرد ضروری است با تمام توان و نیرو تشکل ها، سندیکاها ، محافل و فعالان کارگری و حقوق بشری در داخل و خارج از کشور و با همکاری سندیکاهای جهانی به سیاست ها و احکام ضد بشری بر علیه کارگران با صدور اطلاعیه ها و شکایت به مجامع بین المللی, اعتراض کرده و  حاکمیت را به عقب برانند. فرصت موجود را نباید از دست داد.
گسترش تنگناهای اقتصادی ، کاهش تولید ،  افزایش رکود و تورم ماهیانه،  افزایش فقر و فلاکت و گسترش فاصله طبقاتی , نابسامانی های اجتماعی و ایجاد جزیره آرامش برای دعوت از سرمایه گذاران خارجی باعث شده که حاکمیت سیاست های سرکوب, داغ و درفش و شلاق را در حوزه مطالبات صنفی و معیشتی هم وارد کند .
 علي عسكري معاون اقتصادي معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبري رئيس‌جمهور، اظهار داشته که « تعداد افراد زیر خط فقر خشن تا 15 میلیون نفر را تشکیل می دهند و تعداد فقرا حدود 50 درصد جامعه است» . میزان حقوق کارگران در سال 93 بمیزان  یک چهارم خط فقر است .  قراردادهای موقت, شرکت های پیمانکاری و اخراج ها و بی حقوقی ها و افزایش شدت کار  را به آن باید اضافه کرد. بنا به اظهارات رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانکاری در سال 92 یک میلیون کارگر قراردادی از کار اخراج شدند . وی با اشاره به وضعیت اسفناک کارگران در واحدهای تولیدی سراسر کشور تصریح کرد: فارغ از کارگران اخراج شده کارگرانی هم که در واحدهای تولیدی فعالیت می‌کنند که حقوق معوقه خود را هر 4 ماه یکبار از کارفرمایان دریافت می‌کنند .  محجوب عنصر سرکوبگر و ضد کارگر در مجلس با بیان اینکه مشکل بیکاری درطی پنج سال گذشته اظهار داشت  "مجموع بیکاران بیش از مقدار پیش‌بینی اعلام شده از کارشناسان افزایش یافته است."
یک کارگر کارخانه کاشی گیلانا در مصاحبه با ایلنا می گوید « علاوه بر دریافت مطالبات، خواستار تغییر کارفرمای کارخانه کاشی گیلانا هستند، مهم‌ترین مشکل کارگران با کارفرمای جدید توهین‌های کلامی مکرر وی به کارگران است که کارگران را با اسامی حیوانات صدا می‌زند» . کارگران کارخانه کاشی گیلانا 16 ماه است که حقوق دریافت نکرده  و حق بیمه آنان 4 سال است که پرداخت نشده است . بخشی از کارگران پتروشیمی عسلویه 5 ماه است که حقوق نگرفته اند . کارگران صدرا 4 ماه است که حقوق معوقه دارند.. کارگران شهرداری گتوند و مرودشت , شرکت همگن در شهر ری,فولاد زاگرس ، قهستان در خراسان جنوبی و صدها و هزاران مؤسسه و شرکت دیگر از این جمله اند .
 با توجه به گسترش بی حقوقی ها و افزایش شدت و سختی کار، میزان حوادث ناشی از کار در سال 93 بشدت افزایش یافته است . بنا به گزارش ایلنا، به گفته بشیر نازپرور، آمار مرگ و میر ناشی از حوادث کار نسبت به سال قبل ۶ / ۴۹ افزایش یافته است همچنین ، در تیرماه امسال نیز فوت ناشی از سوانح حین کار در تهران نسبت به تیرماه سال قبل ۴۱ مورد بوده که حاکی از افزایشی ۶ / ۷۳ درصدی است ..
پایگاه خبری آفتاب مربوط به دولتیان می نویسد : وزارت اقتصاد با انتشار گزارشی ضمن بررسی نتایج اجرای فاز اول هدفمندسازی یارانه‌ها اعلام کرد که «پس از اجرای این قانون قدرت اقتصادی خانوارهای کشور به میزان ۲۵ درصد کاهش یافته است » . خبرگزاری جمهوری اسلامی در 20/01/93 نوشت « عدالت در سلامت، در وضعیت اورژانسی قرار دارد طی سال‌های 1382 تا سال 1391 تعداد کسانی که به زیر «خط‌فقر» سقوط کردند 5 /2 برابر شده است».
 مشکلات و تنگناهای اقتصادی , حقوق های معوقه و گسترش بیکار سازی ها باعث اعتراضات گسترده کارگران در مناطق مختلف شده است . دولت تدبیر و امید در تقابل با این وضعیت و  در هماهنگ با مجموعه حاکمیت سیاست های پیچیده ای را در پیش گرفته است. دادستان کل کشور غلامحسین محسنی اژه‌ای در نشست خبری - دوشنبه ۱۴ بهمن 92- در پاسخ به سئوال خبرنگار ایلنا بازداشت ۲۸ کارگر معدن چادرملو و ۳ کارگر کارخانه پلی‌اکریل طی دو هفته گذشته پرسیده بود، گفت: اگر افرادی به اسم اعتراضات صنفی اقدامی برخلاف نظم عمومی و امنیت ملی انجام بدهند با آن‌ها برخورد می‌شود.
ترفند جدیدشان عبارت است از شکایت کار فرما از کارگران و بدنبال آن تشکیل پرونده با این سیاست که پرونده شاکی خصوصی دارد، کارگران فعال و مبارز را تحت تعقیب قرار می دهند و قوه قضائیه و دولت فریب کارانه خود را بی طرف نشان داده و وانمود می کنند که بی طرفانه به شکایت خصوصی کار فرما رسیدگی می کنند،. این رویه در مورد کارگران پلی اکریل اصفهان ، پترو شیمی رازی و کارگران معدن چادر , بافق و کاشی گیلانا نیز استفاده شده است، در جریان اعتراضات کارگران بافق 9 نفر از کارگران دستگیر شدند که با تداوم مبارزات کارگران مجبور به آزاد کردن آنها شدند . در پی اعتراضات کارگران کاشی گیلانا در عقب افتادن دو ساله حقوق خود، کارفرما دو نفر از کارگران را  اخراج و  از ده کارگر  به اتهام  اغتشاش به مراجع قضایی شکایت کرده است .
 محمدباقر نوبخت در پاسخ به سوال خبرنگار ایلنا با اشاره به صدور حکم زندان و شلاق برای چهار فعال صنفی پتروشیمی رازی،گفت: «به هر حال مشکلات کارگری بحث عادی است که ممکن است در واحدهای دیگر علاوه بر پتروشیمی نیز وجود داشته باشد » 
شعبه ۱۰۳ دادگاه عمومی بندر خمینی چهار کارگر را به پنجاه ضربه شلاق و شش ماه  زندان محکوم کرد . کارگران پتروشیمی رازی به استناد ماده ۶۱۸ قانون مجازات اسلامی که مرتبط با «برخورد با افراد شرور, زورگیران و اوباش» محکوم شده‌اند. این بدین مفهوم است که هر کس که پیگیر مطالبات بحق خود در چارچوب روابط کار را داشته باشد از نظر حاکمیت جزو اوباش محسوب می شود . در حالیکه به موجب ماده ۱۴۲ قانون کار هیات‌های تشخیص و حل اختلاف ادارات کار تنها مراجع صلاحیت‌دار برای بررسی اختلافات روابط کار هستند.
شرایط امروز کارگران شاغل در مناطق آزاد اقتصادی با کارکردی که در ابتدا برای این مناطق پیشبینی شده بود تفاوت دارد کارگران صنایع پتروشیمی که عموما از طریق شرکت های پیمانکاری – انسان فروش – کار می کنند بجهت شرایط سخت کار و بی حقوقی ها و به دلیل نوع نگاه حاکم بر کارگران صنایع پتروشیمی، در این مناطق در معرض انواع آسیب‌های اجتماعی و اقتصادی قرار دارند .
این احکام در زمانی اعلام می شود که رئیس دولت تدبیر و امید  در سازمان ملل به خبرنگار رویتر می گوید « ما باید جهانی عاری از خشونت و افراطی‌گری داشته باشیم. ....  من بسیار خوشحالم که در این یک‌سال گذشته، دولت جدید در ایران توانسته با کمک مردم آرامش را در کشور ایجاد کند. امروز در کشور من، مردم بیش از سال‌های پیش احساس آرامش می‌کنند .
همه سازمان‌های مردم‌نهاد در ایران فعالیت بسیار خوبی دارند و لایحه‌ای برای حقوق آنها در حال آماده‌شدن است که می‌خواهیم تقدیم مجلس کنیم. در مورد حقوق شهروندی، منشوری را تهیه کردیم و در منظر افکار عمومی و حقوقدانان قرار دادیم، نظرات بسیاری برای تکمیل آن منشور آمده و آنها را اصلاح کردیم و در آینده نزدیک آن منشور، منتشر خواهد شد و من اجرا و عمل به همه مواردی را که در منشور حقوق شهروندی آمده است دنبال خواهم کرد . کاملا افتخار می‌کنیم که در کشور ما همه نظرات خودشان را آزادانه بیان می‌کنند بخش خصوصی در ایران بسیار فعال‌تر از گذشته است، »
منظور روحانی از آرامش, تلاش حکومت در ایجاد آرامش گورستانی و دوران بردگی است و سازمان های مردم نهاد, همان سازمان های حکومتی  و سرمایه داران بوده و منظور ایشان از حقوق شهروندی اجرای احکام قصاص و شلاق است .
همه کارگران, فعالان و تشکل ها و محافل کارگری و سازمان های عدالت طلب و بخصوص تشکل ها و سندیکاهای کارگری در سراسر جهان ضروری است که صدای اعتراض خود را بر علیه بی حقوقی ها و  مجازات دوران برده داری با صدای رسا اعلام کنند . بخصوص در زمانی که رئیس دولت تدبیر و امید با دروغ های مهوع خود اعلام می کند که ایران جزیره ثبات و آرامش - علیه حقوق زحمتکشان و حقوق انسانیاست . ضروری است که یک کمپین جهانی علیه تحمیل شرایط نوین به کارگران و مردم تحت ستم بر پا کنیم و صدای کارگران ایران را بخصوص در این شرایط حساس بگوش جهانیان برسانیم. در داخل کشور می بایست با حضور و تجمع در مقابل مراکز دولتی از جمله مجلس صدای اعتراض خود را بخصوص در این موقعیت مناسب  علیه  این شرایط ننگین بلند تر کنیم

    غلامحسین حسینی 29/06/93

یکشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

دو شعر ... سياه مشق ١ ... سياه مشق ٢

 اسماعيل فتاحى کارگر فعال


سياه مشق1
اشك و آه و سكوت و فرياد 
و گاه گاهي 
گلويي فروبسته از بغض 
هق هق گريه هاي معصومانه شبانگاه 
صداي سنگين  گوش خراش زنجير برده گي

دنگادنگ ثانيه هاي مطول احتضار 
آهنگي جانكاه است 
سمفوني شكمي گرسنه 
بي خواب از فرط گرسنگي و بي تابي 
بي خوابي 
چرا ؟
تو آيا جوابش را نميداني ؟
تهي از نان سفره اي 
بريده نفسي 
و آن سوتر ديگري در انتظار مرگ است .
و زندگاني را در زنده ماني به احتضاري بس مطول نشستن 
چه دردي است ؟
مرگ را هر آن تجربتي.
به حصارت ميكشند 
ميزنند 
زنجير بر دستهايت 
به جرم انديشيدن 
گره ميزنند
آزاديت را به گرسنگيت
ميفروشند زنده مانيت را به بهاي كور بودنت 
تجارتيست عجيب
به دارت مي آويزند با طناب دين 
و انساني كه در ميان اين همه درد 
گمشده نامي ميجويد 
كه در عصر مدرنيته 
عصر جنگ فشنگ و فولاد 
در مرموز دنياي ابزار و مترسكان 
ناپيداست 
انسان :
واژه نمكسود تاريخي كه ارثيه اش درد است 
برهه اي كه انسان بودن به تكه ناني فروخته ميشود 
آي فدريكو گارسا لوركا 
برخيز 
اين بي همتان كمر به همت بسته اند 
روسفيد گردانند 
در ميان اوراق تاريخ 
گارد سياه سويل را 
==================================================================
سياه مشق 2
در تنگناي ديوارهاي قد علم كرده نابرابري 
در هجوم انتقام و التيام هاي در دل مانده 
فراسوي مهرهاي ناكرده و ناديده 
قلبم به سختي در سينه مي تپد انگار جا برايش تنگ است 
دلم تنگ ميشود 
لك ميزند  براي اندكي آواز 
سرد خاموش است به مثابه گوري هزار ساله 
آي خواهران من 
نابراداران من 
مهر چه شد 
در اين قحط سالي واژه 
برابري چه شد 
در اين نابرابر آباد 
در كدامين باديه 
به خاك سپرئيد عشق را 
با دستان كين آلود 
در ميان سفتي كدامين فولاد 
مهر را نهان كرده ايد ؟

                    اسماعيل فتاحي – شهريور نود سه –تبريز

احضار ۸ کارگر کاشی گیلانا به پلیس امنیت

خبرگزاری هرانا – هفت نفر از کارگران معترض کارخانه کاشی گیلانا عصر امروز (۳۰ شهریور) به پلیس امنیت رودبار احضار شدند. بعد از ظهر امروز نیز علیرضا یحیایی یکی دیگر از کارگران این کارخانه که برای مذاکره با دادستان رودبار به این نهاد قضایی مراجعه کرده بود توسط ماموران انتظامی به پلیس امنیت رودبار منتقل شده بود.

به گزارش هرانا به نقل از ایلنا، در پنجمین روز از آغاز اعتصاب کارگران کاشی گیلانا در اعتراض به عدم پرداخت ۱۶ ماه حقوق بین سالها‌ی ۸۸ تا ۹۳، هشت کارگر توسط پلیس امنیت احضار شده‌اند و اکنون در حال طی مراحل اولیه بازجویی قرار دارند.
بنا بر این گزارش، آقایان علیرضا یحیایی، مهدی کشاورز، موسی محسنی، اسماعیل جمشیدی، غلامعلی چگینی، جهان سلیمی و جواد عزیزخانی و خانم طاهره فتحی کارگران احضار شده به پلیس امنیت هستند.

 تاریخ: 

جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

کارگران ، زحمتکشان ، هم زنجیران :

چاره ما کارگران در برابر اخراجها ، بیکاری ، فقر و مقابله با یورش سرمایه داری "وحدت و تشکلات است "!!!
کارگران ، زحمتکشان ، هم زنجیران :

ضمن خسته نباشید ما فعالین کارگری از زندان رجایی شهر به شما همرزمان سلام کرده و صمیمانه دست پرمهرتان را می فشاریم .
لازم است بدانیم مشکلات ما و شما درد مشترک تمام کارگران است چون همه ی ما عضوی از طبقه کارگر هستیم . طبقه کارگر که تمامی اعضای آن (که همه ی ما هستیم) تحت ظلم و ستم و اجحافاتی گوناگون به سر می بریم از جمله در ترس دائمی از اخراج و بیکاری قرار داریم . هر روز قراردادهای سفید امضا و بیگاری کشیدنها مانند کارهای آزمایشی ، استاد و شاگردی و کار کودکان و دستمزدهای چهار بار زیر خط فقر به صورت چماق دائمی بالای سر ما قرار دارد. برای مقابله با چنین ظلم و ستم ها و استثمار سرمایه داری علیه ما کارگران هیچ نهادی و اداره و قانونی وجود ندارد و تمامی نهادها و قوانین و ادارات و دولت و غیره در نظامهای سرمایه داری بر علیه ما و برای سرکوب ما کارگران ساخته و پرداخته شده اند، از جمله :
1- کارگران در سال گذشته به دلیل تعیین حداقل دستمزد 6% کمتر از نرخ تورم اعلام شده توسط نهادهای سرمایه داری که همیشه کمتر از نرخ تورم واقعی است شکایت کردند و دیوان عدالت اداری شکایت فوق را رد کرد .
2- یک طرح نیم بندی که در اصل برای جلوگیری از شورش احتمالی فقرا طراحی شده است ولی می تواند اندک سودی برای طبقه کارگر داشته باشد طرح بیمه بیکاری است که تا به امروز چندین بار توسط شورای نگهبان رد شده است .
3- از صدها شکایت کارگران و خانواده آنها فقط یکی منجر به دادگاهی شدن عامل جنایت شده و آن هم به صورت بسیار ناقص (قاتل ستار بهشتی فقط به سه سال زندان محکوم شده است که آن هم معلوم نیست زندانی شود !!! و یا مرتضوی را به پرداخت 200 هزار تومان جریمه محکوم می کنند و ...در حالی که صدها نفر با جرمهای کوچکتر از این به اعدام محکوم شده اند به عنوان مثال دو نوجوانی که به خاطر خرید دارو برای مادر پیرشان 75 هزار تومان پول دزدیده بودند به اعدام محکوم شدند . همه اینها نشان می دهد که تمامی قوانین و نهادها و ادارات سرمایه داری دشمن طبقه کارگرند و برای سرکوب کارگران درست شده اند .
در مقابل چنین حرکتهای ضد کارگری که نهادهای سرمایه داری علیه کارگران انجام می دهند وقتی کارفرمایان از کارگران شکایت می کنند ولو اینکه شکایتشان کاملا" غیرانسانی و غیرقانونی باشد ، ادارات و نهادهای فوق با تمام وجود خود را در اختیار کارفرمایان می گذارند و کارگران را همه جوره زیر فشار و سرکوب می گذارند . در این رابطه نیز می توان به مواردی  که اخیرا" اتفاق افتاده مانند شکایت کارفرمای پلی اکریل اصفهان –  معدن چادرملو – معدن سنگ آهن بافق و پتروشیمی رازی اشاره کرد، در کشور ما به دنبال شکایت کارفرما نهادهای سرمایه داری در مقابل اعتصاب (در حالی که اعتصاب در تمامی دنیا حتی  در عقب مانده ترین کشورها به عنوان حق قانونی کارگران به رسمیت شناخته شده است) کارگران را محاکمه می کنند در صورتی که خود شکایت در مقابل اعتصاب که حق قانونی کارگران است عمل غیر قانونی است و باید کارفرمای فوق به اتهام ارتکاب عمل غیرقانونی و فریب قانون محاکمه شود اما نهادهای فوق به حمایت از کارفرمایان، کارگران را بازداشت و محاکمه می کنند که اخیرا" برای کارگران پتروشیمی رازی حکم 6 ماه زندان و 50 ضربه شلاق صادر کردند . حکم شلاق همان حرکت ضدانسانی دوران فئودالی است که خانها با مباشرت کدخدا و رهبر فکری روستا، دهقانان را به فلک می بستند، این نشان می دهد که نهادهای قضایی هنوز در دوران افکار و اندیشه های عقب مانده فئودالی گیر کرده اند و اعمال غیرقانونی و ارتجاعی  سرمایه دارانه  را با روشهای مخلوط مدرن و ارتجاعی علیه کارگران به کار می گیرند .

کارگران و جوانان :

این حکم تاریخ است که با هیچ ابزار و وسیله و روش سرکوب نمی توان روند تاریخ و مبارزه طبقاتی را مهار کرد با این همه ظلم و ستم و محاکمه غیرقانونی کارگران و صدور احکام غیر قانونی علیه کارگران توسط  سرمایه داری که می خواهند کارگران را بترسانند تا دست به اعتصاب نزنند اما مبارزه برای زنده ماندن و مبارزه طبقاتی از هر طریق ممکن راهش را ادامه می دهد، برای همین است که با توجه به این همه سرکوب و احکام و اعمال ضد کارگری هر روز به تعداد و شدت اعتصابات کارگری  افزوده می شود از جمله می توان به تازه ترین اعتصابها در زیر اشاره کرد :
اعتصاب کارگران معدن سنگ آهن بافق ، لوله و پروفیل ساوه و چوکای شمال و ...و دهها اعتصاب بزرگ و کوچک دیگر،
اعتصاب کارگران و سرکوب آنها توسط ادارات ، قوه قضاییه ، یگانهای ویژه ، زندانی و دادگاهی کردن و شلاق زدن نتیجه عملکرد دو طرف مبارزه است که دائما" ادامه داشته و خواهد داشت تا اینکه یک طرف بتواند طرف دیگر را مغلوب کند که البته ممکن است طبقه کارگر بارها مغلوب شود ولی چون سرمایه داری مقابل حرکت تاریخی جامعه ایستاده است بالاخره سرنگون خواهد شد، وهمچنین موجودیت و روند رشد و پابرجایی سرمایه داری به کار و وجود کارگران وابسته است در نهایت سرمایه داری مغلوب خواهد شد، مغلوب شدن پایان مبارزه نیست بلکه پایان مبارزه زمانی است که سرمایه داری از هر جهت مغلوب شود که بدون شک خواهد شد . اما چگونه ؟
سوال اساسی این است که با توجه به این همه اعتصابات و اعتراضات روزمره و تاثیرگذار و همچنین در مقابل این همه تبعیض و سرکوب و شکنجه و حق کشی ها علیه طبقه کارگر چرا ما نمی توانیم نتایج ثمربخش و و نتیجه مشخص به دست آوریم ؟

کارگران ، معلمان و جوانان :

بهتر است خود را فریب ندهیم و نباید با دلیل تراشیدن و توجیه های غلط خود را به همین وضعیت قانع کنیم، چرا ؟
چرا ما قانون کار به درد بخوری نداریم ؟
چرا سرمایه داری می تواند برخی موارد خوبی که در قانون کار با فداکاری و جان فشانی کارگران مبارز در دهه های گذشته به دست آمده بودند را به راحتی از قانون حذف کند ؟
چرا برخلاف حتی بسیاری از کشورهای عقب مانده جهان ما تشکل های همبسته و سراسری نداریم ؟
ما فعالین کارگری اطمینان داریم عامل اصلی شکست و عدم کسب مطالبات در مبارزات خود و حتی وجود سرکوب و فقر و ...در ردیف های بعدی قرار دارند، اگر بتوانیم تشکل های سراسری و همگانی خود را بسازیم به راحتی می توانیم در مقابل سرکوبها و فقر و فلاکت مقابله کنیم و نهادهای سرمایه داری و کارفرمایان را مجبور کنیم دست از سرکوب و تحمیل فقر به ما بردارند .

کارگران ، معلمان ، زنان و جوانان :

تنها راه نجات بشریت ، تنها راه نجات طبقه کارگر ، تنها راه نجات و کسب هر مطالبه ای برای کارگران هر کارخانه و شرکت " وحدت و تشکیلات است ".

هم طبقه ای ها :

برای مقابله با هجوم سرمایه داران و کارفرمایان به هستی ما کارگران ،
برای تامین امنیت شغلی و مقابله با اخراج ، بیکاری و قراردادهای موقت ،
برای قانونی و تحمیل کردن اعتصاب به کارفرمایان و ایجاد امنیت برای اعتصابات ،
برای ثمربخش کردن اعتراضات و حفظ دستاوردهای مبارزاتی ،
برای ممکن کردن حمله به سرمایه داری و تغییر قوانین سرمایه اری به سود کارگران ،
برای تعیین دستمزدهای متناسب با نرخ تورم ،
برای تدوین قانون کار مترقی ،
برای وادار کردن سرمایه داری و نهادهای آن به قبول خواسته ها و مطالبات کارگران ،
برای تبدیل شدن به یک طبقه برای خود ،
برای ساختن جهانی انسانی برای همه ی بشریت ... باید اقدام به ایجاد تشکل های همگانی و سراسری کنیم .

کارگران ، معلمان و جوانان و دانشجویان ...

پیش به سوی" وحدت و تشکیلات"

در این مسیر رسالت تاریخی بیش از همه به عهده کارگران پیشرو ، معلمان ، دانشجویان وجوانان انقلابی است.

زندان گوهذ دشت کرج
بهنام ابراهیم زاده
شاهرخ زمانی
27/6/1393


پنجشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

اطلاعیه شماره ۱۹ کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد

سازمان زندانها یا وزارت اطلاعات
در گذشته هر زمان یک متهم را به سازمان زندانها تحویل می دادند به آن معنا بود که دیگر متهم از سلول انفرادی وزارت اطلاعات خلاص و دیگر بازجویی او تمام شده و برای سپری کردن احکام صادره از سوی قوه قضائیه به سازمان زندانها تحویل داده می شود. یعنی به استناد به قانون قضایی دیگر مسئولان اداره اطلاعات شهرستان‌ها نمی توانند در مورد زندانیان و یا نوع نگهداری و... دخالت کنند. اما برای کارگران زندانی وزارت اطلاعات در مورد آنان در زندان هم امر و نهی می کنند و حتی به یکی از زندانیان بنام یوسف آب خرابات اعلام کردند" در صورتکیه با ما همکاری نکیند از دکتر و درمان خبری نیست" .
یوسف آب خرابات کارگر زندانی که در تاریخ ۱۵/۱۰/۹۱ همراه دو نفر دیگر از کارگران بنام‌های محمد مولانایی و واحد سیده در شهر مهاباد توسط اداره اطلاعات آن شهر دستگیر شدند. یوسف آب خرابات مدت ۵۱ روز زیر شدیدترین بازجویی در اداره اطلاعات مهاباد بود. بعد از ۵۱ روز با قرار وثیقه ۲۵ میلیون تومانی از زندان آزاد شدد. تاریخ ۶/۱۲/۹۱ در شعبه اول دادگاه انقلاب به جرم عضویت در کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری همراه محمد مولانایی و واحد سیده محاکمه و به ۲ سال حبس عزیری محکوم شد. وکیل این کارگران به احکام صادره اعتراض نمود و پرونده جهت تجدید نظر به دادگستری استان آذربایجان  غربی ارسال شد. دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان  غربی حکم صادره شعبه اول دادگاه انقلاب مهاباد را عیناً تائید نمود و آن را جهت اجرا به شعبه اجرای احکام دادگستری مهاباد ارسال کرد.
یوسف آبخرابات در تاریخ ۱۳/۱۱/۹۲ برای سپری کردن احکام ناعادلانه خود را به زندان مهاباد معرفی نمود.
یوسف آبخرابات کارگر جایگاه سوخت چند منظوره واقع در جاده مهاباد ارومیه است که به علت کارهای سخت و زیان آور دچار آسیب دیدگی در شبکه چشم شده بود به همین دلیل تحت عمل جراحی قرار گرفت. این کارگر زندانی به دلیل اینکه داروهایی که جهت ساکت کردن درد شدید در داخل زندان به او می دهند مشکلات ایشان از ناحیه چشم چند برابر شده و به همین دلیل درخواست کرده بود تا جهت معالجه چشم به بیمارستان اعزام شود.
اما بعد از چند ماه در این روزها چند نفر لباس شخصی به زندان مراجعه و از یوسف می خواهند تا با انان همکاری کند و بعد او را به بیمارستان اعزام خواهند کرد.
کارگران ، تشکل‌های کارگری و مردم آزاده :
سازمان زندانها مسئول جان کلیه زندانیان است و موظف می باشد تا زندانیان بیمار را جهت مداوا به بیمارستان اعزام کند. ما ضمن محکوم کردن هر گونه فشار به زندانیان سیاسی و کارگری از کلیه وجدان‌ها ی بیدار می خواهیم به هر طریق ممکن اعتراض خودشان را به گوش جامعه جهانی برسانند. ما اعضای کمیته دفاع از کارگران دستگیرشده مهاباد خواستار ‌مرخصی درمانی فوری برای یوسف هستیم و هر گونه تعلل از سوی مسئولان امنیتی و تحت فشار قرار دادن این کارگر زندانی و دیگر کارگران زندانی  را تعرض آشکار به حقوق انسانی‌ این عزیزان می‌دانیم.

کمیته دفاع از کارگران دستگیر شده مهاباد

شماره تماس با سخنگوی کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد، کوروش بخشنده:
09379960747
komitedefaa@gmail.com
http://komitedemahabad.blogfa.com/
۲۶ شهریور١٣٩٣

سلسله اخباری از زندان جهنمی رجایی شهر

قتلگاه رجایی شهر بعنوان کشتارگاه قانون فوق ارتجاعی قصاص با 2300 اعدامی از میان 6000 زندانی، با اعدامهای هفتگی می باشد . از میان این زندانیان 250 زندانی عقیدتی –سیاسی با 40 اعدامی از جمله زانیار و لقمان مرادی ، هوشنگ رضایی ، حامد و شهرام احمدی و دهها حبس ابد از جمله محمد نظری با 21 سال حبس حاج کریم معروف به عزیز با 18 سال (پیرمرد 74 ساله) و بقیه با حبس های سنگین 5 تا 35 سال می باشند ، که در سلولهای انفرادی 4-5 متری  با تعداد 2 تا 3 نگهداری می شوند و هواخوری 2-3 ساعته، محل مرگ تدریجی آنها قرار داده اند .
تمامی این 250 نفر از امکانات مرسوم و قانونی مانند تلفن ، مکاتبه ، مرخصی ، ملاقات حضوری و آزادی مشروط محروم هستند و با بدترین شرایط تغذیه ، درمان ، بهداشت و کلا" زندان انتفاعی در وضع مرگ تدریجی قرار دارند .
لازم به ذکر است با روی کار آمدن دولت حسن کلید با حدود 900 اعدامی در یک سال ، انحلال بندهای مستقل سیاسی از جمله 350 اوین ، تبریز ، ارومیه و تبعید زندانیان به بندهای جانیان خطرناک که تعادل روانی ندارند و همچنین بندهای بیماران ایدزی و هپاتیت و سل وضع وخیم تر شده است .  و این وضعیت برای زندانیان سیاسی و کارگران زندانی هر روز سخت تر از قبل می شود علاوه بر موارد بیان شده در مورد این زندانیان به وفور بکار بسته می شوند بلکه زندانیان سیاسی و کارگری هر روز در خطر بیمار سازی و پرونده سازی های جدید  توسط ماموران مخصوصا" اداره اطلاعات وافرادی مانند خدابخشی قراردارند و در مورد این زندانیان قوه قضائیه و دولت نیز با اداره اطلاعات به صورت های مختلف همکاری صد در صدی  دارند تا این زندانیان ضمن اینکه نتوانند از قانون استفاده کنند بلکه سعی می کنند نگذارند انها ازاد شوند و اگر روزی هم مجبور به آزاد کردن آنها شدند چنان بیمار شان کرده باشند که دیگر نتوانند فعالیت روزمره خود را انجام بدهند زندانیان کارگری و سیاسی که پس از اتمام حکم خود آزاد شده اند از این جمله هستند .
1-   تبعید زندانیان سیاسی به بندهای خطرناک همچنان ادامه دارد : در کنار دادن 5 نفر زندانی سیاسی تبعید شده از اوین به بندهای خطرناک مانند مهدی شاندیز فراحی و همچنین تبعید شهرام چینیان و 9 نفر از دوستان نظامی از جمله ایرج حاتمی و علیرضا فراهانی از سالن 12 سیاسی به بندهای عادی ، 8 نفر از 26 نفر دستگیر شده وبلاگ نویس و خبرنگار به بندهای عادی رجایی شهر داده شده است و با اعتصاب غذای خالد حردانی که قرار بود به همراه دو نفر به جای دیگر تبعید شود از انتقال وی خودداری شده است.
2-   بیماران بدحال هم چنان با بی تفاوتی مسئولین با مرگ دست و پنجه نرم می کنند . به دنبال دستور خدابخشی برای برگرداندن چند بیمار خطرناک از جمله عفیف نعیمی ، فواد مقدم ، امان الله مستقیمی و ماشاالله حائری که به خرج خودشان در حال درمان بودند حال آنها وخیم شده است همچنین از میان 38 بیمار اورژانسی که به تایید بهداری زندان باید به بیرون اعزام شوند وضع وخیمی دارند همچنان در حالت زجرکشیدن قرار دارند تا عقده سربازان گمنام و خدابخشی خالی شود . علی سلان پور که زیر شکنجه اطلاعات گردن و کمر و دنده هایش شکسته و بیضه هایش پاره شده بود و با درد شدیدی مواجه بود و به عمل فوری احتیاج دارد همچنان به امان خدا رها شده است .
3-   آزار و اذیت و فشارهای فزاینده بر شاهرخ زمانی از طرف خدابخشی رو به افزایش است:همگام با همه زندانیان فعال کارگری شاهرخ زمانی که در عرض سه سال و اندی از ملاقات حضوری محروم بوده به طوریکه در هفته گذشته روز جمعه اجازه مرخصی سه ساعته با مامور برای عروسی دخترش با ممانعت سربازان گمنام و مزدور مافیای ثروت و قدرت و خدابخشی مواجه شد . چهارشنبه همان هفته نیز داروهایی که توسط تایید بهداری زندان و با اجازه رییس زندان توسط خانواده خریداری شده بود و تحویل زندان داده شده بود با ممانعت مزدوران سرمایه داری به وی داده نشد تا نوکری و پادویی خودشان را به غارتگران ثروتهای عمومی و دشمنی شان را به کارگران به اثبات برسانند
4-   جان پیرمردها و حبس سنگینی ها در خطر است : در ادامه شکنجه های روحی و جسمی و زجزکش کردن زندانیان عقیدتی سیاسی مانند رادپورها و ساران و کرمی خیرآبادی و افشین اصانلوها و برخلاف قوانین و عرف مرسوم در زندانها که زندانیان حبس ابد با 10-11 سال و پیرمردها با 65 سال آزاد می شوند و علی رغم موافقت رییس زندان با آزادی محمد نظری و حاج کریم معروف به عزیز 74 ساله که به ترتیب با زندانهای 21 و 18 سال همچنان دهها نفر از 15 تا 21 در زندان جمهوری اسلامی می پوسند همچنین هموطن بهایی ریاض الله سبحانی پیرمرد مریض 67 ساله که در معرض مرگ حتمی قرار دارد. همچنان آنها را آزاد  نمی کنند.
5-   افرایش وعده های سویای حیوانی : در شرایطی که دارو و درمان و تغذیه پولی شده است و زندان به طرف انتفاعی حرکت می کند بطوریکه حتی پول نظافت را هم از زندانیان می گیرند و در شرایطی که غذاهای داده شده فاقد کوچکترین استاندارد آئین نامه سازمان زندانها می باشد به تازگی وعده های  سویای حیوانی را از دو وعده به سه تا چهار  وعده تبدیل کرده اند .
6-   تدارک برای تکرار حمله 350 اوین در رجایی شهر : دیروز یکشنبه صدها نفر از گارد ویژه سرکوبگر که عمدتا از بیرون آورده شده بودند با عربده و آژیر گوش خراش جلو تمامی بندهای زندان مانور داده و رژه رفتند و جلو بندهای عقیدتی –سیاسی با فحش و شعارهای فاشیستی تهدید به حمله کردند . در جلو سالن 10 هموطنان سنی آنها را تهدید به کشتار و سلاخی کردند در مقابل آنها یک صدا گفتند شما مال این حرفها نیستید .
7-   اداره اطلاعات با استفاده از کثیف ترین شیوه ها سعی دارد از طریق افراد معتاد و کسانی که پرونده جاسوسی مخصوصا به اسرائیل دارند خبرچینی از میان زندانیان سیاسی را گسترش دهد که به زودی لیستی این جاسوسان منتشر خواهد شد .


فریده جعفری

24/6/1393

متن تایپ شده ، شکایت شاهرخ زمانی به دلیل دزدیده شدن دارو هایش :


موضوع در خواست : شکایت از سرقت و دزدی علنی داروهای تحویل داده شده
به : ریاست زندان و رییس سازمان زندانها
نظر به اینکه مواد 69 ، 102 ، 103 ، 104 ،111 و 118 آیین نامه سازمان زندانها مسئولیت ، هزینه ، معاینه و معالجه و دارو ودرمان و مراقبت پزشکی و هزینه ی حتی دندان مصنوعی ، عینک ، اعضای مصنوعی و ویلچر زندانیان را برعهده زندان گذاشته و ماده 117 و آیین نامه اجرایی بیمه درمانی مصوب 14/12/61 در اجرای تصویب نامه 44014 هیئت وزیران کلیه زندانیان را تحت پوشش قرار داده ولی زندانیان غیر ازقرص های سرما خوردگی ساده و داروهای ارزان قیمت همه هزینه های فوق را به طور اجبار و غیر قانونی بر عهده زندانی و خانواده هایی گذاشته اند که عمدتا" نان آور خود را از دست داده اند ، در کنار این کار غیر انسانی و خودسرانه و قانون شکنانه داروهایی که با هزار مصیبت و گرفتاری تهیه شده توسط مسئولین مربوط سرقت و یا دزدیده شده اند در حالیکه همین داروها باید توسط  خود زندان داده می شد.
 من تا روز شنبه 20 شهریور صبر کرده پس از قطعی شدن اینکه این داروها توسط خانواده تحویل داده شده ولی مورد کتمان مسئولین قرار می گیرد ضمن اعتراض شدید به همه مسئولین مربوطه شکایت کرده و تقاضای رسیدگی دارم و چون تاحالا 24 شهریور رسیدگی نشده است این نامه را همگانی خواهم کرد .
البته در کشوریکه با مسئولیت شماها کمترین رقم دزدی و اختلاس و غارت ثروتهای عمومی توسط آقازاده ها هزار میلیارد بوده و ششصد نفر بنا به تیتر اول روزنامه کیهان 150 هزار میلیارد یعنی یک چهارم نقدینگی کشور را پس نمی دهند شاید در نظر شما دشمنان طبقه کارگر چیزی طبیعی و عادی باشد . در عوض افرادی مثل من و دیگر نمایندگان قانونی معلمین ، دانشجویان به صرف دفاع از حقوق مشروع و قانونی – صنفی خودشان با حبس سنگین در زندان ، نیز از قانون شکنی دست برنمی دارید.


دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

نامه شاهرخ زمانی به دخترش

سلام دخترم :
من و تو مانند بسیاری از انسانها در این جهان تحت سلطه سرمایه زندگی میکنیم و هیچ گونه ازادی برای زیستن و تصمیم گرفتن برای خود نداریم ، یا باید بدون فکر و اندیشه تن به  نظام و سیستم استثمارگرانه سرمایه داری  بدهیم و چون بردگان مانیکورت فکر کنیم که این تقدیر و سرنوشت ماست و بگوییم خداوندا رضایم به رضای تو وهرچه تو بخواهی ان درست است و ستم دیدن و ستمکش بودن و استثمار شدن توسط مافیای قدرت و ثروت را سرنوشت محتوم خود بدانیم و یا در پی جستجوی علل برآییم و به اندیشه و تفکر بپردازیم که در آن صورت حاکمان یا عوامل سرمایه داری از اندیشیدن و جستجوگر بودن ما به وحشت افتاده آن اندک آزادی برده وار را نیز از ما سلب میکنند و برای زهر چشم گرفتن از بقیه انسانها زندگی را بر آنهایی که به دنبال آگاه شدن و کسب حق و حقوق هستند به جهنمی مضاعف تبدیل می کنند و چنان سرکوب و فشار را افزایش می دهند که دنیا را برای افراد فعال ، آگاه به حق و حقوق واندیشه گر تاریک و ظلمانی می کنند طوری که در چنین وضعیتی فقط با اگاهی طبقاتی و تحلیل درست از خود و دشمن می توان نوری برآن تاباندو درک کرد که چرا و در ترس از چه چیزی دشمن چنین سرا سیمه حتی تمامی اصول و قانون و پرنسیب های تبلیغی خودرا نیز زیر پا می گذارد؟
دخترم برای این سوال، فقط یک جواب  علمی است این مبارزه طبقاتی است، دشمن طبقاتی ما یعنی سرمایه داری بر اریکه قدرت تکیه زده است و از اندیشیدن در رابطه با شناخت خود و طبقه خود ، شناختن راه و روش کسب حق و حقوق انسانی و طبقاتی هر کسی به وحشت می افتد و در آنجائیکه آگاهی طبقاتی و مبارزه برای کسب حق و حقوق انسانی وجود داشته باشد سرمایه داری هر چیزی را زیر پا می گذارد و تابع هیچ اصول و قانون و پرنسیبی نمی باشد به این دلیل است که مرا از تو، از همه ی عزیزانم و از همه کودکان و جوانان و انسانها جدا کرده اند که مبادا بقیه را هم تحت تاثیر گذاشته به سمت کسب آگاهی طبقاتی و مبارزه برای کسب حقوق طبقاتی بکشانم، این مبارزه طبقاتی است که برخی آگاهانه و برخی خود بخود و برخی با توجه به هر دو در آن غوطه ور می شوند و گریز نا پذیر است وقتی آگاهی به سراغت می اید دیگر نمی توانی برده وار ظلم و ستم را بپذیری و نمی توانی مغز و ذهنت را ببندی و بگوی خدایا رضایم به رضای تو آگاهی و اندیشیدن تنها چیز خطرناکی برای حاکمان و سرمایه داری است چرا که هر انسان را بسوی مبارزه با ظلم ستم می کشاند.
البته دخترم  مبارزه تاوانی دارد که خود انسان و اطرافیانش باید بپردازند و از این بابت من برای تو و اطرافیان متاسفم و برای خود خرسندم که راه انسانی زیستن و انسانی فکر کردن و به فکر هم نوعانم بودن و اینکه تنها راه نجات مبارزه طبقاتی و سرنگونی سرمایه داری است را پیدا کردم و هرچند که خودم و عزیزانم به شدت تحت فشار و ستم هستیم، اما این تنها راه است و نمی توان در جامعه سرمایه داری هم آگاهی داشت و هم برده وار ظلم و ستم را پذیرفت.
 اما دختر عزیزم دل آزرده و غمگین نباش، زمستان می رود و روسیاهی به ذغال می ماند و ستمگران رفتنی هستند و آینده از آن ستمدیدگان است.
مثل هر پدری خبر عروسی تو تنها دخترم قلبم را مالامال از شادی و عشق پدرانه کرد . اما اینکه سگان مافیای قدرت و ثروت این دشمنان قسم خورده کارگران حتی برخلاف قوانین خودشان اجازه ندادند حتی با همراهی مامورچند ساعت در عروسیت شرکت کنم ، و تورا مانند روزهای که با شادی کودکانه ات و با لبخند مصومانه ات هر صبح به مدرسه می رفتی و من تو را می بوسیدم ، امروز در عروسیت ببوسم و برایت زندگی انسانی و خوشبختی آرزو کنم ، چیزیکه احتمالش می رفت. به عنوان پدری که عاجز باشد در عروسی دختر یکی یکدانه اش شرکت کند دنیا در جلوی چشمم تیره و تارگشته بسیار اندوهگین شدم ، از اینجا پشت میله های زندان خود را در جشن عروسیت می بینم و دستانت را در دست می گیرم ، رویت را می بوسم و می گویم عروسیت مبارک دخترم ،امید وارم و آرزو میکنم همراه همسرت خوشبخت باشی و به یک زندگی انسانی و شرافت مند دست پیدا کنید.
چنین اندیشه های زیبا را دشمنان آزادی ،دشمنان  انسانها و دشمن طبقاتی از ما گرفته است همان گونه که از تمامی مردم و بخصوص از طبقه کارگر گرفته است.
دخترم  پس از لحظاتی  ناگهان علیرغم ناراحتی زیاد دردی دیگر به سراغم آمد رنجها و آلام و مصیبتهای بی شمار مردم ستمکش وطنم به سرعت در ذهنم دوباره جان گرفت و اینکه برای چه در زندانم ، روشنایی و منطق مبارزه برای عموم و همدردی عمومی را در وجودم زنده کرد. مرا زندانی کردند چون دخترم را، فرزندانم را دوست دارم ، چون همه کودکان و جوانان را و همه انسانها را دوست دارم، مرا زندانی کردند چون می خواهم که همه انسانها دارای برابری و حقوق عادلانه ی انسانی – اجتماعی و اقتصادی باشند.مرا زندانی کردند چون اعتقاد دارم :
تو کز محنت دیگران بی غمی               نشاید که نامت نهند آدمی
آری دختر عزیزم :
 در کشوری که مشتی انگل زالو صفت با بهره کشی میلیونی انسانها و دزدی و غارت علنی هزاران میلیاردی ثروتهای عمومی ،یکی از غنی ترین کشور جهان، با رتبه دهم معدن جهان را به کشوری با  هشتاد درصد مردم زیر خط فقر یکی از بالاترین آمار گرانی ، بیکاری میلیونی ، میلیونها کودک کار و خیابان، تورم ، فحشا و تن فروشی ، بیکاری ، بی مسکنی ، طلاق ، اعتیاد و افسردگی تبدیل کرده اند ، در چنین شرایطی چگونه می توانم بی تفاوت به سرنوشت هم زنجیرانم فقط به فکر تو و خودم باشم؟
چگونه می توانم به سرنوشت صدها هزار کودکان کار و خیابان و دهها هزار دختران گرسنه و آواره خیابانها در کنار ثروتهای هزار میلیاردی طفیلی های انگل با ماشینهای چند میلیاردی شان بی تفاوت باشم؟
چگونه می توانم به بی سوادی هر دو نسل آینده 11 میلیونی فقرا در کنار بورسیه های چند صد میلیاردی دلواپسان حکومتی بی تفاوت باشم ؟
آیا می توان نشست و نگاه کرد که ششصد نفر مافیای زر و زور حکومتی یک چهارم کل نقدینگی کشور یعنی یکصد و پنجاه هزار میلیارد وام بانکی را پس نمی دهند و یک میلیون و دویست هزار نفر جوان در صف انتظار وام  5 میلیونی صف کشیده اند؟
چگونه می توان از کنار دستگیری و شکنجه و اعدام هزاران نفر آزادیخواه و برابری طلب به خاطر دفاع از حقوق قانونی و مشروعشان گذشت ؟
بله دخترعزیزم ، انسان واقعی نمی تواند از کنار این همه تبعیض و نابرابری و بی عدالتی بی تفاوت بگذرد .
تو ناراحت نباش ، عزیزانی را در اینجا در نظر بگیر که عروسی که سهل است اجازه رفتن به ختم همسر و پدر و مادر و فرزند خود را نیافتند تا اربابان ثروت و قدرت خوش خدمتی خود به سرمایه داری را به اثبات برسانند .
صد در صد بدان و آگاه باش که این حکم تاریخ است، عاقبت ستمگران و ظالمین زباله دان تاریخ است ، بشنو از پدرت که در چنین جامعه ی طبقاتی کشتارگاه عاطفی انسانها خداوند زر وزور و تزویر  با تزریق سم فردگرایی بر محور منافع شخصی و مصرف گرایی ادمی را تا سطح حیوان تنزل می دهد . فقط کسانی می توانند در این لجن زار هویت انسانی خود را حفظ کنند که برخلاف جریان آب شنا کرده و به قول انقلابیون فرانسه با شعار "یکی برای همه ، همه برای یکی" و مطالعه آثار مترقی انقلابی بر ضد ستم و بهره کشی و افکار فردگرایانه حیوانی مبارزه مستمر کرده و کمک و همیاری و عشق به همنوع را در جریان مبارزه سرلوحه خود قرار داده فقط و فقط در این چارچوب عشق اصیل و واقعی به همسر و فرزندان می تواند معنا پیدا کند و استمرار یابد ، چرا که در غیراین صورت آدمی بت واره و شیفته پول و قدرت و موقعیت اجتماعی بالا و در نتیجه شیفته موقعیت فردی خود و بیگانه از مدار و هویت انسانی و طبقاتی خود چگونه می توان- فداکاری و عشق همنوع خود از جمله همسر و فرزندانش را داشته باشد ؟
دخترم :
 ضمن آرزوی خوشبختی امیدوارم با در پیش گرفتن یک زندگی انسانی، ظلم ستیز همسر خوب و فداکار برای یکدیگر و انسانهایی ایثارگر و مفید به حال جامعه باشید.
کسی که شما و همه ی انسانها را دوست دارد.

شاهرخ زمانی
زندان رجایی شهر

شنبه  22/6/1393

پنجشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

به دستور خدابخشی نماینده دادستانی


بعد از ساعت 30/1 ملاقاتها در زندان گوهر دشت قطع شد.

روز چهار شنبه 20/6/1393 ماموران انتظامی زندان گوهر دشت کرج بدستور اداره اطلاعات و بخصوص خدابخشی نماینده  دادستانی اقدام به تفتیش بدنی غیر معمول به شکل کاملا" توهین امیز زندانیان و بعضا" ملاقات کننده گان کردند .
کاملا" پیدا بود چنین بازرسی و تفتیش بدنی برنامه ریزی شده بود واز یک جهت باعث می شد زمان ملاقات هدر برود از طرف دیگر بازرسی و تفتیش بدنی توهین و تحریک آمیز بود تا اینکه در حدود ساعت 1 ماموران به عمد تفتیش بدنی و بازرسی اسد الله هادی یکی از زندانیان سیاسی را بسیار گسترده و توهین امیز تر از بقیه با تلف کردن کامل وقت ادامه دادند در مقابل برادر او که معترضانه علت این همه تاخیر و توهین را جویا شد ولی هیچ کس جواب نداد، و باز به وقت کشی و بر خورد های اهانت آمیز ادامه دادند تا اینکه خانواده های که به ملاقات امده بودن شروع به اعتراض کردند  سپس ماموران برای تنبیه خانواده ها  اعلام کردند به دلیل اینکه سر و صدا می کنید از همین ساعت ملاقات قطع می شود از روش و طریقه عمل ماموران کاملا" مشخص بود که قصد قطع ملاقات ها را داشتند و به دنبال بهانه می کشتند و برای همین بود که تفتیش بدنی و بازرسی را هر دقیقه که می گذشت بیشتر و توهین امیز تر می کردند  بعد از اینکه ماموران اعلام کردند به خاطر اینکه سر و صدا کردید ملاقات ها قطع می شود  خانواده ها شروع کردند به شعار دادن و لعن نفرین کردن به خامنه ای و با حرفهایشان خامنه ای مقام معظم رهبری و ولایت مطلقه فقیه را به چنان فیض و اجره  اخروی رساندند که به قول یکی از ملاقات کنندگان نه تنها رهبر معظم را سیر می کند بلکه به اطرافیانش هم  می رسد..
بدنبال قطع ملاقات حدود ده نفر از زندانیان سیاسی نتوانستند خانواده های خود را ملاقات کنند از این افراد می توان به صالح کهندل ، سعید ماسور و ... اشاره کرد.

فریده جعفری
20/6/1393


سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

اعلام حمایت وپیام جمعی از زندانیان سیاسی رجایی شهر از اعتصاب کارگران واگن پارس :

کارگران شریف و آزاده ی واگن پارس خبر اعتصاب شما عزیزان را دریافت کردیم!!!

خواست های شما کارگران مبارز خواست های ما و همه آزاد اندیشان و مبارزین راه آزادی و جبهه طبقاتی است، بی شک آینده از آن شما و همه زحمتکشان است.
ما به دستان پینه بسته شما صمیمانه بوسه زده و حمایت خود را از مطابات حق طلبانه شما رفقای گرامی را اعلام می داریم، این مطالبات در واقع مرحله اول حرکت به سوی رفع فقر و تبعیض طبقاتی است.اینکه مجموعه حاکمیت ضد کارگری ولایت فقیه کوچک ترین حرکات آزادیخواهانه کارگران شجاع این مرز و بوم را با سرکوب و زندانهای طویل المدت پاسخ می دهد، خود نشانه از وحشت این رژیم از حرکت شما کارگران به سو اتحاد با دیگر کارگران و زحمتکشان است، راه مقابله با حرکت های سرکوبگرانه رژیم ولایت فقیه این است که کارگران و ستم کشان این سر زمین با ایجاد تشکل های مستقل و سراسری و قدم بر داشت بسوی آزادی طبقه کارگر از ظلم و ستم طبقاتی است.
بار دیگر این حرکت شجاعانه ( اعتصاب) شما را ستوده و از تمامی مردم شریف و آزادیخواه می خواهیم با شما و دیگر کارگران در مبارزه برای آزادی از یوغ استبداد و بهره کشی همراه شوند.

بی شک پیروزی از آن طبقه کارگر است

پیروز و استوار باشید


جمعی از زندانیان  سیاسی رجایی شهر :

1- افشین حیرتیان 2- شاهرخ زمانی 3- خالد حردانی 4- صالح کهندل 5- محمد امیر خیزی 6- اسدالله هادی 7- رضا اکبری منفرد 8- ابوالقاسم فولادوند

جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

اطلاعیه شماره ۳۱ کمیته دفاع از بهنام ابراهیم زاده

پایان اعتصاب غذای بهنام ابراهیم زاده

کارگران ، تشکل‌های کارگری ، انسان‌های شریف و آزاده
همانگونه که در اطلاعیه‌های قبلی‌ کمیته دفاع از بهنام ابراهیم زاده اعلام کرده بودیم بهنام ابراهیم زاده از روز ۱۷ مرداد ماه دست به اعتصاب غذا زده بود و بعد از اعتصاب غذا هم به زندان رجایی شهر تبعید شد ، بهنام به خاطر عدم پاسخگویی به خواسته‌هایش از سوی مسئول زندان و تبعید به زندان رجایی شهر از روز دوشنبه ۱۰ شهریور ماه اعتصاب غذای خشک را شروع کرده بود که روز چهار شنبه ۱۲ شهریور مسئولان زندان بهنام را به بند ۱۲ که بند سیاسی می‌باشد انتقال دادند و بهنام هم به اعتصاب غذای خود پایان داد.

کمیته دفاع از بهنام ابراهیم زاده ضمن تشکر از تمام تشکل‌ها و سازمان‌های کارگری و انسان‌های شریف و آزاده در داخل و خارج ایران که در این مدت برای بهبود شرایط بهنام تلاش کردند اعلام می‌دارد که باید همچنان متحد و یک صدا برای آزادی تمامی‌ فعالین کارگری زندانی و کارگران زندانی تلاش کنیم.
چهاردهم شهریور ماه ۱۳۹۳


شماره تلفن سخنگوی کمیته دفاع از بهنام ابراهیم زاده آقای محمود صالحی ٠٩٣۵٧٣۵٣۴١٢

k.d.behnam.ebrahimzadeh@gmail.com
komitehbehnam1.blogfa.com

چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

پیام شاهرخ زمانی از زندان گوهر دشت :


زنده باد کارگران پیروز بافق

من شاهرخ زمانی عضو هیات بازگشایی سندیکای نقاشان تهران و عضو شورای نمایندگان کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری که به جرم تلاش برای ایجاد سندیکا و تشکل کارگری زندانی شدم  از زندان گوهر دشت کرج دستان پر توان کارگران معدن سنگ آهن بافق را بگرمی می فشارم و پیروزی در این دوره را به این همرزمان تبریک گفته و ارزو دارم در مراحل بعدی مبارزات خود به سطح بالاتری از همبستگی طبقاتی دست بیابند بامید چنان روزی ...
دوستان، کارگران مبارز بافق این را در تمامی مراحل مبارزاتی خود بخاطر بسپارید که  :

تنها راه پیروزی زحمتکشان وحدت و تشکیلات است !!!


سخن من رو به  تشکل ها و فعالین کارگری از جمله سندیکاهای شرکت واحد، هفت تپه، نقاشان تهران و البرز و خبازان و فلزکار مکانیک همچنین اتحادیه ازاد کارگران ، کمیته های هماهنگی و پیگیری و کمیته های دفاع و ... است ، دوستان شما را خطاب قرار داده و توجه شما را به وضعیت کنونی طبقه کارگر و نیاز های آن در جهت ایجاد تشکل و سازمان یابی جلب می کنم .
کارگران ایران بی وقفه در اشکال و برای مطالبات مختلف به میدان می ایند و مدتی هزینه های بسیار بالایی نسبت به مطالبات طرح شده می دهند و سپس با دست اورد کوچک و بیشتر مواقع بدون هیچ دست اوردی تن به مبارزه فرسایشی می دهند. اما همچنان مبارزه در ایران به شدت ادامه دارد و سیکل و دوره های فراز و نشیب مبارزات کارگران هر روز با بس امد های فشرده تر از قبل رخ می دهد و باز فروکش کرده چند صباحی ارام می گیرد ، و دوباره با شتاب و شدتی بیشتر از قبل تبلور یافته  به اوج می رسد و باز فرو می نشیند، سوال اینجاست :
که چرا ما از این همه فراز و نشیب و اوج گیری دم به افزون هیچ طرفه ای بر نمی بندیم؟
این ترس کاملا" بجاست که دشمنان طبقه کارگر از خلاءی که به خاطر عدم انجام وظایف از طرف ما ایجاد شده است استفاده کرده کارگران را به راهی که منافع سرمایه داری لازم دارد بیشتر از قبل بکشانند، و ما در مقابل عمل انجام شده قرار بگیریم، که در آن زمان سخن گفتن از رسالت طبقاتی ، تشکیلاتی و بزرگ نمایی مطالبات کوچک و نشان دادن بر و بازو به یک دیگر و ... هیچ دردی را دوا نخواهند کرد.
ایا شما فکر نمی کنید ما در انجام وظایف و رسالت های خود محدودیت های تاریخی و زمانی داریم ؟
آیا فکر می کنید زمان توقف می کند تا ما برای انجام رسالت و وظایف و دست یابی به همبستگی طبقاتی خود را اماده کنیم ؟
بدون اینکه خود را فریب بدهیم ویا موارد کسب شده را بزرگنمایی کرده و معایب خود را پنهان کنیم و یا همچنان دنباله روی از حرکت های  خود به خودی را تقدس نماییم ، بیاید معایب را پیش رو بگذاریم و برای مبارزه با مشکلات قبول کنیم که مبارزه در این میدان  از عهده همه ی ما به صورت تک به تک خارج است و برای کسب موفقیت هیچ چاره ای جز به رسمیت شناختن همدیگر و اختلافات موجود نداریم که باید در نقاط مشترک آگاهانه توانائیهایمان را روی هم گذاشته با قدرت متمرکز به مقابله با سرمایه داری و دشمنان کارگران بپردازیم و از بابت موضوع مبارزه و همکاری نباید هیچ نگران بود چرا که همیشه در سطح کشور در چند نقطه مبارزه بشدت در جریان است که هم اکنون کارگران بافق پرچم مبارزه را به دوش می کشند و موفقیتی هم بدست اوردند  که شما می توانید در کمک به این مبارزه و انتقال تجربیات آن به بخش های دیگر آن را به سمت سراسری شدن و جلب حمایت دیگر بخش های کارگری از مبارزات کارگران بافق پیش ببرید البته نباید عجله کرد بلکه باید از جایی با دقت و به صورت سازمان یافته و برنامه ریزی شده شروع کرد و این توانائی را مجموعه ی شما دوستان دارید.
با این حال بهتر است به موارد زیر نیز توجه شود :
با توجه به اینکه طی ده سال گذشته ثابت شده است که هیچ کدام به تنهایی توانایی فوق را نداریم باید این واقعیت را همه بپذیریم، تا زمانی که این واقعیت را نپذیریم نه تنها تن به همبستگی نخواهیم داد بلکه مانع همبستگی خواهیم بود و برای توجیه خود مجبور به انکار بقیه خواهیم شد و این انکارها در اشکال فرقه ای و بعضا" در قالب سندیکالیستی تا به این روز صد ها بار خود را نشان داده و ضربات مهلکی به طبقه کارگر زده است این هدر دادن تواناییهای طبقه کارگر در مبارزه با دشمن است برای اثبات این ادعا که هیچ کدام از تشکل های فوق به تنهایی توان هیچ کار عملی را ندارند یک دلیل کافی است و آن این است که اکثریت مطالبات کارگرانی که طی ده سال گذشته دست به اعتراض زدند مطالبه مشترک با دیگر بخش های کارگری بوده است بنا براین می توانست باعث اعتصاب همزمان چند کارخانه برای مطالبه مشترک باشد و چنین سازماندهی و وظیفه به عهده تشکل های فوق است که طی ده سال هرگز چنین اتفاقی رخ نداده است و اکنون مطالبه کارگران بافق یک مطالبه مشترک نه تنها رشته ای و نه تنها منطقه ای و نه تنها ملی و بلکه یک مطالبه جهانی است و اگر حتی یکی ازتشکل های فوق توان انجام وظیفه و رسالت داشته باشد باید می توانست تمامی یا حداقل یک کار خانه یا یک معدن دیگر را به حمایت از کارگران بافق برای چنین مطالبه مشترک به اعتصاب بکشاند آیا چنین توانی داریم ؟ اگر داریم پس چرا این کار را نمی کنیم؟ همین یک دلیل  کافی است که بپذیریم هیچ کدام از ما به تنهایی توان انجام وظایف و رسالت تاریخی خود را نداریم و بهتر است دست در دست همدیگر بگذاریم. البته بیشتر دوستان با بهانه قرار دادن  سه دلیل کاملا" غیر منطقی یقه خود را از همکاریها رها می کنند تعدادی خود را تشکل واقعی کارگری دانسته و همچنین خود را محدود به فعالیت اقتصادی کرده بقیه را سیاسی می دانند و از آنها دوری می کنند و این را بهانه ای برای عدم انجام وظیفه پیش می برند و بیشتر از نظر گاه سندیکالیستی موضوع را توجیه می کنند در پی ثابت خواهم کرد که هیچ فاصله بین مطالبات سیاسی و اقتصادی کارگران وجود ندارد و بهانه این دوستان کاملا" غیر منطقی است ، عده ای نیز برای اثابت حقانیت تئوریکی خود از طریق برخورد فرقه ای مطالبات کارگری را فدای مطالبات گرایشی می کنند و از این بابت توان باز کردن مشت خود در یک جمع بزرگتر را ندارند برای همین با تبلیغات اینکه آنها راست هستند و ما رادیکال هستیم و غیره یقه خود را راحت می کنند یک جواب ثابت برای این دوستان نیز وجود دارد اینکه وقتی با وجود اعتراضات گسترده و در حد اشتراک حتی جهانی مانند اعتراض کارگران بافق نمی توانیم یک کار خانه دیگری را به اعتصاب بکشانیم این رادیکال بودن به چه دردی می خورد؟ در چنین شرایطی رادیکال کسی است که بتواند تعداد بیشتری از کارگران را به اعتراض اصولی و مشترک طبقاتی بکشاند بقیه خود فریبی است. سومین دلیلی که دوستان برای عدم انجام وظیفه و رسالت خود، پیش می کشند شدید بودن سرکوب است این نیز فقط یک توجیه است و قابل قبول نیست، بهانه قرار دادن میزان و شدت سرکوب نمی تواند دلیل و توجهی منطقی برای عدم انجام وظیفه باشد اولا" سرکوب از طرف دشمن صورت می گیرد و دشمن وظیفه خود را انجام می دهد، در مبارزه طبقاتی انتظار داشتن از دشمن که سرکوب نکند یک توقع غلط است، دوما" شدت سرکوب بستگی به میزان همبستگی طبقاتی کارگران دارد هر چه همبستگی طبقاتی کمتر باشد شدت سرکوب بیشتر خواهد بود و بر عکس ، رسالت مبارزه طبقاتی دشمن سرکوب و جلو گیری از ممکن شدن همبستگی طبقاتی کارگران است، و باز برعکس رسالت فعالین و انقلابیون رادیکال طبقه کارگر درست در همین حین هر چه شدیدتر بودن سرکوب معنا و مفهوم پیدا می کند که باید بتوانند حتی برای مقابله با شدت سرکوب و کم کردن ان همبستگی طبقاتی کارگران را ممکن نمایند  این رادیکالیزم بسیار خنده دار است رادیکالی که از دولت سرمایه داری انتظار دارد کمتر سرکوب کند یا اینکه منتظر است شدت سرکوب کمتر شود، اگر ما فعالیت نکنیم و همبستگی کارگری را ممکن نکنیم به چه دلیل باید شدت سرکوب کمتر شود؟ این دوستان از سرمایه داری انتظار دارند شدت سرکوب را کمتر کند، تا این رادیکال ها بتوانند تشکل کارگری بسازند و همبستگی طبقاتی کارگران را ممکن کنند تا از طریق تشکل کارگری و همبستگی طبقاتی کارگران سرمایه داری را سرنگون کنند این رادیکالیزم دچار تناقض است. 
می توان در قالب اتحاد عمل های مختلف ، جبهه های متحد و غیر ضمن اینکه نیروها و توانایی های طبقه کارگر را روی هم گذاشت در همین حال از این طریق می توان طبقه کارگر را از شر کاریزما ها و  فرقه گرایانی که مانع همبستگی طبقاتی می شوند خلاص کرد.
طی سالهای گذشته اعتراضات و اعتصابات بزرگ و تداوم داری مانند شرکت واحد، هفت تپه ، نورد های ساوه و اهواز و ... پترو شیمی ها، فرش و چینی گیلان ، معدن سرچشمه ، خاتون آباد و چادرملو ، نساجی های قزوین و کاشان، صنایع ارتباطی شیراز ، لاستیک البرز و دنا و ایران ، تراکتور سازی های تبریز و ایران و خودرو سازیها ، کارگران شهرداریها و ... و اکنون کارگران معدن سنگ آهن بافق در جریان بوده و هستند در مقابل چنین اعتراضات گسترده باید از خود بپرسیم :
اگر همه ای تشکل های که در بالا از انها نام برده شد نبودند و همه ای اعتراضات بیان شده اتفاق می افتاد چه تفاوتی با وضعیت امروزشان می توانستند داشته باشند ؟ آیا غیر از این می شد که اکنون شده است؟
اگر به دو سوال فوق جواب اصولی بدهیم جواب به ما نشان خواهد داد که ما چقدر توانستیم وظایف و رسالت تاریخی خود را انجام بدهیم و چقدر در انجام وظایف کوتاهی کردیم ، قصد از طرح چنین بحثی این است که نشان بدهم وظایف بسیاری به عهده ما است که روی زمین ماده است و ما باید برای انجام دادند انها برنامه ریزی داشته باشیم ،
می خواهم بگویم اگر هزاران اعتصاب رخ بدهد و دهها سال ادامه داشته باشند خود به خود هیچ سودی برای طبقه کارگر نخواهند داشت بلکه زمانی می توان از این اعتصابات و اعتراضات به سود کارگران چیزی کسب کرد که اعتراضات و اعتصابات فوق منشاء و نقطه شروع  همبستگی طبقاتی بین کارگران کارگاه های مختلف ، کارخانجات مختلف ، مناطق و صنایع مختلف شوند. مثلا" وقتی کارگران معدن بافق دست به اعتصاب زدند کارگران معادن سر چشمه و چادرملو نیز به حمایت از کارگران بافق دست از کار بکشند ، یا وقتی کارگران هفت تپه دست به اعتصاب می زنند ، کارگران نورد اهواز، لوله سازی صفا ، ذوب اهن اردبیل و ... نیز به حمایت از کارگران هفت تپه دست از کار بکشند . یا وقتی کارگران لاستیک البرز اقدام به اعتصاب می کنند باید کارگران لاستیک سازی ایران ، دنا و ... در حمایت از کارگران البرز دست به اعتصاب بزنند و ...
این یعنی همبستگی طبقاتی چنین همبستگی هر گز خود به خود ممکن نمی شود بلکه باید فعالین و تشکل های موجود دست به دست بدهند و برای رسیدن به همبستگی طبقاتی و اعتصابات سراسری اقدام به تشکیل هیات های موسس سندیکا ها ، فدراسیون ها و حزب طبقه کارگر بکنند.
هر کدام از شما فعالین بعنوان یک فرد یا مجموعه ای از محافل و تشکل ها ی موجود کارگری دارای رسالت و وظایفی هستید و کم و بیش به بخش های از رسالت خود آگاهی دارید که این موجودیت ها ، بر مبنای سطحی از آگاهی طبقاتی نسبت به رسالت و وظایف فوق معنا و مفهوم پیدا کرده اند.
هدف از این نوشته آگاهی دادن نسبت به رسالت ها و وظایف نیست بلکه طرح سوالاتی است که می توانند روشن کنند چرا با وجود رسالت ها و اگاهی نسبت به وظایف و زمینه های ممکن برای فعالیت در جهت وظایف فوق حرکت های ماندگار و کار سازی صورت نمی گیرد؟
با توجه به اوضاع کنونی طبقه کارگر و مبارزات اجتناب ناپذیر و روز افزون در نقاط مختلف و گسترش هر روزه و اینکه بی وقفه بخش های از کارگران در اشکال و با  مطالبات گوناگون وارد میدان مبارزه می شوند از جمله ( کارگران پترو شیمی ها ، لاستیک سازی و خودرو سازیها ، نساجی ها و کارگران خدماتی و ساختمانی و ... آخرین آنها که با مطالبه کاملا" ریشه ای در معادن سنگ آهن بافق است)مطالبه کارگران بافق از این جهت یایه ای و بسیار ریشه ای محسوب می گردد که انها دارند با شاه بیت و ستون مرکزی خیمه و پرچم اکنون بر افراشته هجوم سرمایه داری به  زندگی انسانی مقابله می کنند چون خصوصی سازی در حال حاضر شاه بیت حمله سرمایه داری به طبقه کارگر است و همه ی حملات دیگر فعلا" تحت پوشش و لوای طرح های خصوصی سازی پیش برده می شوند. از اخراجهای دسته جمعی کارگران گرفته ، تا تحمیل قراردادهای موقت و سفید امضا ، طرح های رایگان کار آموزی ، طرح استاد و شاگردی ، طرح های آزاد سازی قیمت ها و حذف یارانه ها ، طرح های تعطیلی کارخانجات و کارگاه ها ، تغییر هر روزه قوانین کار به زیان کارگران و... و جلو گیری از ایجاد شدن تشکل های کارگری (یکی از شروط اصلی خریداران شرکت های مشمول خصوصی سازی این است که کارگران حق ایجاد تشکل نداشته باشند یا همه ی آنها اخراج شده مجددا" با طرح موقت که از ترسشان حرفی از تشکل نمی توانند بزنند، است) همگی تحت پوشش طرح خصوصی سازی و آزاد سازی کلید خورده اند، از این جهت مبارزه کارگران بافق با سرمایه داری و دولت ان مبارزه ریشه ای دو طبقه در مقابل یکدیگر در حد گستره ملی و جهانی بود، ضمن اینکه در تمامی سطوح مبارزه کارگران با سرمایه داری دارای بعد طبقاتی است اما در مورد رو در روی کنونی کارگران بافق با دولت و کارفرمای معدن با وضوح صد در صدی بعد طبقاتی در حد ملی و جهانی بارز شده است.
چنین مبارزه ای امکان شروع را در بافق و یا دیگر شهر ها و کارگاهها را دارد و خواهد داشت ، ولی امکان محدود ماندن به یک شهر و کارگاه  و همچنان ادامه داشتن در شهر و کارگاه محدود را ندارد بلکه باید سریعا" به سطح منطقه ای و کشوری گسترش پیدا کند در ان صورت است که دولت و سرمایه داری مجبور به عقب نشینی واقعی خواهد شد دولت و کارفرما ها در عقب نشینی های تا کنونی موقتی عمل کرده و برای حمله مجدد زمان خریده اند اما اگر مبارزه کنونی کارگران بافق از سطح کارگاهی و یک شهر به سطح رشته ای ، منطقه ای و کشوری ارتقاء می یافت  در ان صورت دولت و کارفرما ها مجبور به حذف طرح کلی می شدند تا خرید فرصت و حمله مجدد.
 لازم بذکر است فاصله بین مبارزه صنفی و سیاسی کارگران بخصوص در ایران وجود ندارد و کارگران برای هر مطالبه ای به هر نوع اعتراضی دست می زنند بسیار زود مبارزه بعد سیاسی به خود می گیرد این از خواست طرح شده مستقیم توسط خود کارگران نیست بلکه از خصلت سرمایه داری و حکومت ایران است که هر چیزی و هر مطالبه ای را به ذات موجودیت خودش پیوند زده است مثلا" وقتی کارگران دستمزد های معوقه خود را می خواهند پای اقتصاد متزلزل حکومتی به وسط می اید و دولت شروع به دستگیری و سرکوب کارگران می کند و در نتیجه مبارزه سیاسی می شود ، وقتی کارگران می خواهند با اخراج ها مقابله کنند چون اخراج ها مربوط به شروط خصوصی سازی و ناتوانی حکومت در پیش برد اقتصادی است پای حکومت به میان می اید و بگیر و ببند شروع می گردد باز موضوع اعتراض سیاسی می شود وقتی کارگران برای ایجاد تشکل کارگری اقدام می کنند چون حکومت از هر جهت متزلزل است و حقوق کارگران را طی تمامی سالهای عمر خود زیر پا گذاشته است و طی 36 سال با زور سر نیزه حکومت کرده است  و خود یک کارفرمای بزرگ است و تمامی مجتمع های بزرگ اقتصادی را به صورت نظامی و پلیسی در خفقان نگداشته است می داند تشکیل شدن تشکل های کارگری مساوی با سرنگونی حکومت است از این جهت شروع به دستگیری و سرکوب شدید می کند بنا براین این مطالبه نیز سیاسی می شود نهایتا" در ایران هیچ مطالبه ای را نمی توان یافت که سیاسی نباشد یا سیاسی نشود، ما در این جا به یکی از جواب های خود دست می یابیم.
چرا کارگران برای کسب یک مطالبه بسیار کوچک در حد دریافت دستمزدهای معوقه در حد مطالبات سر نگونی طلبی هزینه می دهند و حتی کسب نمی کنند و اگر هم کسب کرده باشند بعد از مدتی باز ان را از دست می دهند ؟
جواب را در بالا یافتیم ، جواب این است که ساختار سرمایه داری ایران و دولتش با هر مطالبه ای از سوی کارگران متزلزل می شود بنا براین هر مطالبه ای در ایران از جانب کارگران صد در صد سیاسی است هر چند خود کارگران با دید سیاسی به مطالبه خود نگاه نمی کنند ولی طرف مقابل یعنی کارفرما و دولتش از همان لحظه اول بر خورد سیاسی می کند، در نتیجه مطالبات اقتصادی و صنفی نیز خود به خود به مطالبات سیاسی تبدیل می گردند و از طرفی مطالبات سیاسی را نمی توان با مبارزات محدود به یک کارگاه یا یک شهر و با ابزار های صنفی و مبارزات در حد صنفی و اقتصادی بدست آورد برای کسب مطالبات سیاسی باید به ابزار های مبارزات سیاسی و مکمل آنها مجهز بود آنچه از این بحث نتیجه می شود این است که چون پایه های حکومت جمهوری اسلامی با هر مطالبه ای زیر سوال قرار می گیرد در نتیجه جمهوری اسلامی برای حفظ خود و سرمایه داری هر مطالبه ای را با سرکوب و بر خورد سیاسی جواب می دهد و هیچ راهی برای کارگران باقی نمی ماند که اگر بخواهند مبارزه را در هر سطحی چه اقتصادی و چه سیاسی ادامه بدهند نا چارند به راه مبارزات سیاسی کشیده شوند و برای مبارزه در سطوح سیاسی نیاز به ابزار های سیاسی و سراسری دارند از این جهت است که بدلیل نبود تشکل سیاسی کارگری( حزب طبقه کارگر) و تشکل های سراسری اقتصادی – صنفی کارگری مانند (اتحادیه ها و فدارسیون ها) کارگران به مطالبات خود نمی رسند یا اگر مطالبه ای را کسب کرده باشند پس از مدت کوتاهی دوبار از دست می دهند. برای عبور از این مانع کارگران بخصوص کارگران پیشرو باید اقدام به ایجاد هیات های موسس حزب خود و فدراسیون ها و اتحادیه های سراسری نمایند که بدون این دو در ایران امکان کسب و تداوم خواسته های کسب شده وجود نخواهد داشت، هم اکنون باید کارگران بافق بدانند مبارزه بطور واقعی تمام نشده است بلکه یک دوره مبارزه پایان یافته و کارفرما یک فرصت کسب کرده که تلاش می کند مجددا" حمله ای را ترتیب داده اقدام به خصوصی سازی را ادامه بدهد بنا براین کارگران بافق برای تثبیت خواسته ها و مطالبات کسب شده خود باید با کارگران معادن دیگر مانند خاتون آباد ، مس سرچشمه ، چادر ملو و ... و همچنین با کارگران و فعالین کارگری مجتمع های مانند پتروشیمی بندر امام ، اراک ، اصفهان ، تبریز ، تهران و همین طور با کارگران شرکت های نورد و خودرو سازیها و کارگران خدماتی تماس بر قرار کنند و خود را برای اعتراضات مشترک آماده نمایند، چرا که همه ای این کارگران مخالف خصوصی سازی هستند و همه ای این کارگران از طرح های خصوصی سازی ضربات مهلکی خورده اند و همچنان هنوز زیر ضربات خصوصی سازی قرار دارند با بر قراری چنین ارتباطاتی کارگران می توانند اقدام به تشکیل تشکل های سراسری و فدارسیون های خود بکنند و بدون شک فعالین پیش رو کارگری نیز در چنین ارتباطاتی موفق به ایجاد تشکل سیاسی طبقه کارگر خواهند شد.
بر قراری ارتباط بسیار ساده است چرا که کارگران عضو یک طبقه بسیار گسترده اجتماعی هستند مثلا" از پنج هزار کارگر بافق بدون شک تعدادی هستند که دوستانشان یا برادر و خواهرشان یا عمو یا دیگر فامیلشان در یکی از کار گاه های پتروشیمی ، یا نورد اهواز یا در هفت تپه یا در معدن مس یا در چادر ملو و ... کار می کنند که می توان با بر قراری چنین ارتباطاتی به مرور آنها را به روابط سیستماتیک ارتقاء داده و از این ره گذر به فدارسیون ها و اتحادیه ها و تشکل  سیاسی دست یافت در مرحله اول لازم است این ارتباطات تنگا تنگ گسترش یابد. که البته وظیفه فعالین کارگری و کارگران پیش رو در این ارتباط بسیار مهمتر و بارز تر از بقیه است.
در نهایت لازم به ذکر است فعالین کارگری برای ایجاد تشکل سیاسی کارگران نیاز به مبارزه با دو گرایش مهم انحرافی دارند یک باید با بر خورد های فرقه ای در جهت ساختن حزب مبارزه کنند و در همین حال باید با اندیشه سندیکالیستی که می خواهد مبارزه را در حد صنفی متوقف کند نیز مقابله نمایند همان طوریکه در بالا توضیح داده شد نمی توان مبارزه صنفی  - اقتصادی را از مبارزه سیاسی جدا کرد بنا براین تابع افکار سندیکالیستی شدن مساوی با درجا زدن طبقه کارگر است البته داشتن و ایجاد سندیکا ها بسیار واجب است اما باید سندیکا ها را از سلطه اندیشه سندیکالیستی نجات داد، برای ساختن حزب طبقه کارگر باید با دو گرایش انحرافی فوق مبارزه شود و در همین حال برای مبارزه با دو گرایش فوق باید از حزب ساخته شده استفاده نمود.


درود بر کارگران مبارز بافق

بر قرار باد همبستگی و اعتصاب سراسری کارگران


شاهرخ زمانی کارگر نقاش از
زندان گوهر دشت کرج
12/6/1393