چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

دادگاه سعید شیرزاد در پی اعتراض وی برگزار نشد

خبرگزاری هرانا – سعید شیرزاد، زندانی سیاسی محبوس در بند ۸ زندان اوین، به علت اجباری بودن پوشیدن لباس فرم و عدم پذیرش وکالت وکیل‌اش از حضور در دادگاه سر باز زد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دادگاه سعید شیرزاد، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، قرار بود ظهر روز سه شنبه در شعبهٔ ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به ریاست قاضی صلواتی برگزار شود.

آقای شیرزاد از پوشیدن لباس فرم که برای انتقال به دادگاه اجباری بود، خودداری کرده و حاضر نشد با این شرایط در دادگاه حاضر شود.
از سوی دیگر علی‌رغم این‌که وکیل این زندانی سیاسی چندین بار به دادسرا و دادگاه جهت اعلام وکالت مراجعه کرده است، اما مسئولان تاکنون از پذیرفتن ایشان به عنوان وکیل وی سر باز زده‌اند؛ سعید شیرزاد نیز در اعتراض به این دو مسئله، از حضور در دادگاه خودداری کرد.
سعید شیرزاد زندانی سیاسی بند ۸ زندان اوین ۱۲ خرداد ماه سال جاری در محل کار خود در پالایشگاه تبریز بازداشت شده است.
گفتنی است، سعید شیرزاد اولین بار در تاریخ ۳۱ مرداد ماه سال ۹۱، زمانی که برای امداد و کمک رسانی به مردم زلزله زدهٔ آذربایجان شرقی به اهر رفته بود بازداشت و پس از گذراندن ۱۹ روز با قید کفالت از زندان آزاد شد.

ادامه اعتصاب غذا در زندان ارومیه و حمایت زندانیان سیاسی زندان رجایی‌شهر از آن

سایت نفس در قفس: اعتصاب غذای ۲۹ زندانی سیاسی در زندان ارومیه، ششمین روز خود را پشت سر گذاشت.
بنا به اطلاع «نفس در قفس»، ۲۹ زندانی سیاسی بند ۱۲ زندان مرکزی ارومیه از روز پنج‌شنبه، ۲۹ آبان ماه در اعتصاب غذا به سر می‌برند و امروز ۴ آذر ماه ششمین روز اعتصاب غذای خود را پشت سر گذاشتند.
این زندانیان، در اعتراض به انتقال زندانیان سیاسی به بندهای زندانیان عادی و انتقال متهمین قتل و مواد مخدر به بند زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذا زده‌اند.
این اعتصاب در حالی ادامه دارد که در روزهای اخیر تعدادی از این زندانیان به دفتر وزارت اطلاعات در زندان ارومیه احضار شده و از سوی ماموران این وزارت‌خانه تهدید شده‌اند.
هم‌چنین، امروز ۴ آذر ماه، ۹ زندانی سیاسی زندان رجایی‌شهر کرج، طی بیانیه‌ای حمایت خود را از این اعتصاب غذا اعلام کردند.
متن کامل این بیانیه که برای انتشار در اختیار «نفس در قفس» قرار گرفته، عینا در پی می‌آید:
از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زندان ارومیه برای مطالبات برحقشان حمایت می‌کنیم
هموطن آزاده و شریف!
رژیم ولایت فقیه که با فروپاشی مناسبات اجتماعی و اقتصادی و رشد فزاینده‌ی نارضایتی عمومی، در معرض انقلاب و خیزش عمومی قرار دارد، در مقابله با چنین شرایطی با سیاست بُکُش تا زنده بمانی، رکوردار بالاترین آمار سرکوب، خفقان، شکنجه و اعدام در جهان است.
در این مسیر ضدبشری، زندانیان بی‌دفاع را آماج سیاست‌های سازمان‌یافته‌ی شکنجه‌ی روحی و جسمی قرار داده است. از جمله‌ی این موارد غیرانسانی، نابودی بندهای مستقل سیاسی در زندان‌ها و تبعید و پراکندن زندانیان سیاسی در بندهای عادی مخصوص محکومین زیر اعدام و خطرناک که تعادل روحی ندارند و در میان زندانیان مبتلا به امراض مسری مرگ‌آور مانند ایدز و هپاتیت می‌باشد تا به طور عمد آن‌ها را قتل برسانند.
حمله‌ی وحشیانه به اغلب زندانیان سیاسی از جمله، بند ۳۵۰ زندان اوین، ضرب و شتم، نگه‌داری در سلول انفرادی و تبعید آنان، نابودی بندهای مستقل سیاسی در زندان‌های اوین، تبریز و ارومیه در این راستا است.
ما جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی‌شهر کرج، از اعتصاب غذای قهرمانانه‌ی زندانیان سیاسی ارومیه در جهت مقابله، مقاومت و مبارزه با این یورش ددمنشانه و نیل به خواسته‌های آنان به خصوص وجود بند مستقل سیاسی حمایت می‌کنیم.
صالح کهندل، شاهرخ زمانی، اسدالله هادی، رضا اکبری منفرد، ابوالقاسم فولادوند، علیرضا فراهانی، ایرج حاتمی، افشین حیرتیان، فرید آزموده

ماشاء الله حائری به مرخصی درمانی اعزام شد

خبرگزاری هرانا – ماشاء الله حائری زندانی سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج به مرخصی استعلاجی اعزام شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طی روز جاری (سه‌شنبه ۴ آذر ماه) ماشاء الله حائری زندانی سیاسی کهنسال سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج به مرخصی درمانی اعزام شد.
ماشاءالله حائری از زندانیان سیاسی دههٔ ۶۰ در وقایع بعد از انتخابات به اتهام «هواداری از منافقین (سازمان مجاهدین)» بازداشت و به ۱۵ سال حبس محکوم شده است.
گفتنی است، وی از بیماریهای حاد قلبی و تنفسی رنج می‌برد و سابقه عمل قلب باز را در پرونده پزشکی خود دارد.

انتقال اورژانسی علی سلان‌پور به بیمارستان

سایت نفس در قفس: علی سلان‌پور، زندانی سیاسی زندان رجایی‌شهر کرج به طور اورژانس به بیمارستانی در خارج از زندان منتقل شد.

بنا به اطلاع «نفس در قفس»، این زندانی سیاسی، ساعت ۱۲:۴۰ دقیقه ظهر امروز ۳ آذر ماه جاری، بر روی برانکارد و به طور اورژانسی به بیمارستانی در خارج از زندان منتقل شد.
وی روز پنجم مهر ماه نیز به یک مرکز درمانی در خارج از زندان منتقل شده بود که به دلیل مطالبه‌ی وجه درمان از وی بدون درمان کافی و پس از ۱ شب به سالن ۱۲ زندان رجایی‌شهر کرج بازگردانده شده بود.
علی سلان‌پور، از جمله زندانیانی است که در حمله‌ی ۲۸ فروردین ماه ۱۳۹۳ گارد زندان به بند ۳۵۰ زندان اوین به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
وی پس از انتقال به سلول انفرادی با شوکر الکتریکی مورد شکنجه قرار گرفت که در نتیجه‌ی آن مهره‌های گردن وی به شدت آسیب دیده است.

خطر از کار افتادن کلیه و عدم رسیدگی پزشکی به سیدقاسم آبسته

سیدقاسم آبسته زندانی سنی مذهب زندان رجایی شهر کرج در صورت ادامه بی‌توجهی به روند درمانی‌اش کلیه‌های خود را از دست می‌دهد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سیدقاسم آبسته زندانی سنی مذهب سالن ۱۰ زندان رجایی شهر کرج از مدت‌ها پیش با مشکلات کلیه دست بگریبان است و با عدم رسیدگی پزشکی مناسب از سوی مسئولان زندان روبروست.
یکی از همبندیان وی به گزارشگر هرانا گفت: «از دو هفته پیش مشکل کلیه‌های قاسم آبسته حاد‌تر شده و بنا به تشخیص متخصصین بهداری زندان، ایشان نیاز مبرم به درمان و عمل جراحی دارد. به گفته آن‌ها در صورت بی‌توجهی به مشکل کلیه‌های این زندانی عقیدتی، خطر از کار افتادن کلیه بخاطر گیر کردن سنگ در مجاری وجود دارد.»
این منبع همچنین گفت: «روز یکشنبه ۲ آبان ماه بصورت اوژانسی برای عمل جراحی دستور اعزام وی صادر شده ولی جلوی در زندان در حالی که حال زندانی وخیم بوده بخاطر عوض نکردن لباسهای زندان که مخصوص مجرمین عادی می‌باشد به دستور سروان زولفعلی از اعزامش جلوگیری شده و با‌‌ همان وخامت به سالن خود عودت میابد.»
قاسم آبسته در بهمن ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به سلول‌های انفرادی در اداره اطلاعات ارومیه منتقل و هشت ماه را در این بازداشت‌گاه و بصورت یک نفره نگهداری شد. وی با وجود گذشت حدود ۵ سال، همچنان بصورت بلاتکلیف در زندان نگهداری می‌شود.
گفتنی است، هم اکنون ۸۳ زندانی کرد سنی مذهب در سالن ۱۰ زندان رجایی شهر کرج نگهداری می‌شوند که از این میان برای ۴۰ نفر حکم اعدام صادر شده است.

تعطیلی بزرگترین کارخانه قند خراسان جنوبی و بیکاری ۲۸۰ کارگر

کارخانه قند قهستان واقع در استان خراسان جنوبی به دلیل خشکسالی‌های متوالی و تامین نشدن نقدینگی تعطیل شد و ۲۸۰ کارگری که به صورت مستقیم با این کارخانه قرارداد کار داشتند بدون دریافت حقوق ۸ ماه اخیر بیکار شدند.

کارگران این کارخانه به ایلنا گفته‌اند مشکلات قند قهستان تقریبا از ده سال قبل شروع شده است. آنان خشکسالی‌های متوالی و عدم تامین نقدینگی را دلیل اصلی توقف فعالیت این واحد تولیدی که تنها کارخانه تولید قند خراسان جنوبی و اولین کارخانهٔ قند منطقهٔ خراسان است می‌دانند.
«مصطفی یکه خانی» رئیس شورای کارگری این کارخانه با اعلام معرفی تمامی کارگران قند قهستان به بیمه بیکاری، درباره معوقات حقوقی کارگران بیکار گفت: از ابتدای سال جاری تاکنون، کارگران کارخانه قند قهستان حقوق دریافت نکرده‌اند. کارگران فصلی هم که از سال گذشته در کارخانه کار می‌کردند هنوز حقوق نگرفته‌اند.
نماینده کارگران قند قهستان یکی از دلایل تعطیلی این کارخانه را واردات بی‌رویهٔ شکر طی ۸ سال گذشته دانست و درباره تنوع قراردادهای کاری کارگران این واحد تولیدی گفت: در کارخانهٔ قند قهستان به صورت مستقیم ۲۸۰ نفر کارگر کار می‌کنند که از این میان ۱۱۰ کارگر بصورت دائمی و مابقی کارگران فصلی هستند که از سال گذشته تا زمان تعطیلی مشغول به کار بودند. علاوه بر کارگران مستقیم، این کارخانه به صورت غیر مستقیم برای نزدیک به ۴ هزار نفر ایجاد شغل می‌کرد.
نماینده کارگران در خصوص آخرین وضعیت کارخانهٔ قند قهستان گفت: مسولین شرکت گفته‌اند در صورتی که نتوانند با تامین نقدینگی کارخانه را احیا کنند، انحلال کارخانه را رسما اعلام می‌کنند.
یکه خانی در تشریح وضعیت امروز کارگران اخراجی، به وجود بحران بیکاری در خراسان جنوبی اشاره کرد و گفت: با این وضعیت تا وقتی که تحت پوشش بیمهٔ بیکاری باشند حقوق مختصری دریافت می‌کنند، پس از آن هم یا جذب مشاغل کاذب می‌شوند (چون در اینجا صنایع کمتر فعال‌اند) و یا اینکه به کارهای فصلی روی می‌آورند. نگرانی اصلی این است که به خاط وضعیت بد بیکاری ممکن است عده‌ای برای تامین مخارج زندگی به کارهای خلاف روی بیاورند.
رییس شورای کارگری کارخانه قند قهستان در خصوص پی‌گیری‌های حقوقی کارگران برای دریافت معوقات هم گفت: از هفتهٔ گذشته برخی از کارگران برای پیگیری معوقاتشان به اداره کار شکایت کرده‌اند و از طریق قانونی پیگیر دریافت مطالباتشان شده‌اند که یا از طریق فروش اموال و اثاثیه کارخانه معوقات پرداخت شود و یا به هر شکلی که می‌توانند با فروش سهام کارخانه حقوق و مزایای کارگران را بپردازند.
این فعال کارگری دربارهٔ وضعیت کارخانه‌ها و صنایع فعال در خراسان جنوبی گفت: بحران خشکسالی و موقعیت خاص جغرافیایی این منطقه باعث شده میل به سرمایه گذاری کمتر باشد به همین جهت اگر دولت به کمک کارخانه بیاید و با تزریق نیشکر برای تولیدات ما، مانع از فروش سهام آن شود شاید بتوان به فعالیت دوبارهٔ کارخانه امیدوار بود.
گفتنی است، کارخانه قند قهستان تنها کارخانه قند منطقهٔ خراسان است که نزدیک ۵۳ سال از عمر آن می‌گذرد اما شاید در ده سالهٔ اخیر بد‌ترین سالهای فعالیت خود را سپری کرده باشد. گفته می‌شود برخی معضلات از جمله سوء مدیریت‌، فرسوده بودن تجهیزات، کمبود نقدینگی و سرمایه در گردش، بدهی به چغندرکاران ودر نتیجه عدم پرداخت حقوق و مطالبات کارگرن، از جملهٔ مشکلات این مجموعه است. حداقل در سه سالهٔ گذشته به دلیل مشکلات گوناگونی که این کارخانه با آن دست پنجه نرم می‌کرده در چندین نوبت ۶ و ۷ ماهه مطالبات حقوقی کارگران را به تعویق انداخته است. در طول این مدت بار‌ها فعالین کارگری استان از مسولین خواسته‌اند با تامین چغندر موردنیاز کارخانه از تعطیلی و تزریق سرمایه به آن از توقف فعالیت آن جلوگیری کنند، خواسته‌ای که هنوز به نتیجه نرسیده است.

کارگران پیمانی پتروشمی فجر دست از کار کشیدند

 جمعی از کارگران پیمانکاری این واحد پتروشیمی در اعتراض به تاخیر در پرداخت مطالبات صنفی خود از انجام کار خودداری کردند/ در حال حاضر این کارگران علاوه بر دستمزد آبان ماه بابت پاداش افزایش تولیدی که دستور پرداخت آن از سوی وزیر نفت صادر شده است نیز طلبکار هستند.

به گزارش ایلنا؛ ظهر روز یکم آذرماه جمعی از کارگران پیمانکاری پتروشیمی فجر در منطقه ویژه بندر ماهشهر در اعتراض به تاخیر در پرداخت مطالبات صنفی خود از انجام کار خودداری کردند.
این کارگران که شمارشان به ۳۰۰ نفر می‌رسد از طریق شرکت پیمانکاری «رامپ‌کو» در فازهای یک و دو پتروشیمی فجر در مشاغلی چون جوشکاری، نقاشی، لوله گذاری و رانندگی مشغول کارند، در ماه‌های گذشته نیز در اعتراض به پرداخت نشدن به موقع مطالبات مزدی خود اعتراضات مشابهی را انجام داده بودند.
کارگران به ایلنا گفته‌اند تکرار تاخیر در پرداخت دستمزد ماهانه توسط پیمانکار طی هشت ماه گذشته دلیل اعتراض امروزشان بوده است و آنان علاوه بر دستمزد، بابت پاداش افزایش تولیدی که دستور پرداخت آن از سوی وزیر نفت صادر شده است نیز از پیمانکار طلبکارند.
گزارش‌ها در رابطه با تجمع امروز حاکی از آن است که معترضان تا حوالی ظهر نسبت به پرداخت شدن مطالبات خود امیدوار بودند اما زمانی که متوجه پرداخت نشدن دستمزد شدند فعالیت‌های کاری روزمره را به نشانه اعتراض متوقف کردند.
منابع کارگری ایلنا گفته‌اند، مسئله یکی دو روز تاخیر پرداخت دستمزد نیست، صحبت رویه متفاوتی است که توسط مدیران پیمانکار دنبال می‌شود؛ برج کار در تاریخ ۲۰ هر ماه بسته می‌شود و در شرایطی که سایر پیمانکاران پتروشمی فجر مطالبات کارگران خود را تا حوالی ۲۵‌‌‌ همان برج کاری پرداخت می‌کنند طی ماه‌های اخیر پرداخت همین مطالبات در شرکت رامپ‌کو تا ۱۰ روز کاری برج جدید هم به تاخیر افتاده است.
براساس اطلاعاتی که توسط کارگران به ایلنا گزارش شده است مدیران شرکت پیمانکاری رامپ‌کو در پاسخ به معترضان وعده داده‌اند که مطالبات آن‌ها ظرف چند روزه آینده پرداخت خواهد شد اما کارگران معترض نظر به سابقه تاخیرهای اخیر نسبت به این وعده خوشبین نیستند.
این منابع در عین حال اضافه می‌کنند: هر زمان که کارگران پیمانکاری پتروشیمی فجر در اعتراض به تاخیر افتادن مطالبات صنفی خود وقفه‌ای در تولید به وجود می‌آورند، مدیران این شرکت پیمانکاری در واکنش سعی می‌کنند با استخدام کارگران روزمزد مانع از توقف فعالیت پروژه شوند.
بر اساس این رویه هر زمان که فعالیت کارگران معترض پیمانکاری شرکت رامپ‌کو بصورت دسته‌جمعی متوقف می‌شود؛ پیمانکار افراد جویای کار را در قالب قراردادهای ۲۵ روزه استخدام و پس از اتمام اعتبار قرارداد با آن‌ها تسویه حساب می‌کنند و هرچه مدت و دامنه اعتراض شدید‌تر باشد تعداد کارگرانی که بصورت موقت استخدام می‌شوند نیز بیشتر می‌شود.
به گفته منابع ایلنا از ظهر امروز که اعتراض کارگران پیمانکاری شرکت رامپ‌کو باردیگر آغاز شده است، مسئولان شرکت پیمانکاری حدود ۸۰ کارگر بصورت موقت جایگزین آن‌ها کرده‌اند، همچنین گفته می‌شود که در مشاغل تخصصی مانند جوشکاری استخدام این کارگران جایگزین به شرط سنجش مهارتشان صورت می‌گیرد.

اخراج ۲ کارگر دیگر از قطار شهری اهواز

«شرکت پیمانکاری کیسون علاوه بر ۴ کارگری که طی ۲۶ ماه گذشته از بخش حفاری این پروژه عمرانی اخراج کرده بود روز چهارشنبه (۲۸ آبان‌ماه) دو کارگر دیگر به نام‌های «فیصل حمید» و «رضا منصوری» را با سوابق کاری ۶ و ۳ سال اخراج کرد.»

به گزارش ایلنا؛ شرکت پیمانکاری کیسون، مجری ساخت قطار شهری اهواز ۲ کارگر دیگر شاغل در بخش حفاری را به دلیل آنچه کارگران «پیگیری مطالبات معوقه ۵ ماه گذشته همکارانشان» می‌خوانند اخراج کرد.
منابع کارگری ایلنا در پروژه ساخت قطار شهری اهواز اعلام کردند شرکت پیمانکاری کیسون علاوه بر ۴ کارگری که طی ۲۶ ماه گذشته از بخش حفاری این پروژه عمرانی اخراج کرده بود روز چهارشنبه (۲۸ آبان‌ماه) دو کارگر دیگر به نام‌های «فیصل حمید» و «رضا منصوری» را با سوابق کاری ۶ و ۳ سال اخراج کرد.
این کارگران به ایلنا گفته‌اند، شرکت پیمانکاری کیسون اسامی ۲۸ نفر از کارگران پروژه قطار شهری اهواز را که در تجمعات اخیر پی گیر مطالبات خود و سایر همکارانشان بوده‌اند را در لیست اخراج قرار داده است که در مرحله نخست ۶ کارگر با وجود مستمر بودن ماهیت شغلیشان اخراج شده‌اند.
به گفته این منابع خبری «علی بارانی»، «غلامرضا نوروزی»، «توماج بهرامی» و «مهدی بدوی» چهار کارگری بودند که طی ماه گذشته اخراج شده بودند اما با وجود پی گیری‌های قانونی هنوز موفق به بازگشت به کار نشده‌اند.
بنا بر این گزارش، معمولا اخراج کارگران در این شرکت پیمانکاری پس از هر تجمع و اعتراض صنفی صورت می‌گیرد و بنا بر ادعای کارگران، هدف کارفرما از این اقدام ایجاد رعب در بین کارگران برای پی‌گیری نکردن مطالبات صنفیشان است.
گفتنی است، آخرین اعتصاب کارگران پیمانی قطار شهری اهواز (مترو) صبح روزسه شنبه یکم مهر بمدت ۵ روز انجام شده بود.
طبق اظهارات کارگران شاغل در شرکت پیمانکاری کیسون، به دستور کارفرما اطلاعیه‌ای در تابلو اعلانات مبنی بر اینکه کارگران این واحد حق مصاحبه و گفتگو با رسانه‌ها را ندارند نصب شده است و در آن تاکید شده در صورت انجام این کار؛ شخص گفتگو کننده خاطی محسوب شده و با او برخورد می‌شود.
به گفته کارگران، قرارداد تمامی کارگران پیمانکاری کیسون یک یا دو ماهه منعقد شده است و پیمانکار قادر است بدون ارائه دلیل به اداره کار، بی‌توجه به مستمر بودن ماهیت کار در پایان هر ماه آنان را اخراج کند.
بر اساس این گزارش، هنوز مطالبات حقوقی ۵ ماه گذشته حدود ۹۰۰ کارگر پیمانی قطار شهری اهواز پرداخت نشده است و تعویق حقوق کارگران در حالی است که به گفته کارگران، شرکت کیسون به عنوان مجری این پروژ عمرانی صورت وضعیت‌های مالی خود را در موعد مقرر از شرکت قطار شهری اهواز دریافت کرده است.

۱۵۰ کارگر «فولاد درود» ۳ ماه حقوق نگرفته‌اند

 ۱۵۰ کارگر کارخانه فولاد و چدن درود ۳ ماه است که حقوق و مزایا دریافت نکرده‌اند.
به گزارش ایلنا؛ ۱۵۰ کارگر قراردادی و رسمی این شرکت به دلیل آنچه رکود ناشی از فروش قطعات فولاد و چدن عنوان مس‌شود نزدیک به ۳ماه است حقوق و مزایا دریافت نکرده‌اند و در طول این مدت برخی از کارگران به دلیل اعتراضاتی که نسبت به دریافت معوقات داشتند بی‌کار شده‌اند.

همچنین در رابطه با ملزومات حفاظت ایمنی در کارخانه فولاد و چدن دورود گزارش شده است که علی رغم تمام شرایط ویژه‌ای که در این شرکت به لحاظ سختی کار وجود دارد، کارگران از حداقل حفاظت ایمنی برخوردار نیستند.
یکی از کارگران در این باره به ایلنا گفت: برخی از موادی که درکارخانه جات فولاد برای قالب سازی استفاده می‌کنند، سرطان زاست و کارگران باید برای دفع مضرات ناشی از استنشاق این مواد، به صورت روزانه شیر مصرف کنند ولی متاسفانه چند وقتی است که شیر مصرفی روزانه کارگران قطع شده است، وقتی دلیل قطع شیر را از کارفرما جویا شدیم گفتند به علت بدهی‌هایی که داریم قادر به تامین شیر نیستیم.
به گفته این کارگر استنشاق این مواد منجر به بروز سرطان‌های ریه وحنجره منجر می‌شود.
گفتنی است، کارخانه فولاد و چدن درود زیرمجموعهٔ هلدینگ فارس خوزستان است که پیش از این یکی دیگر از شرکت‌های زیر مجموعه‌اش (فارسیت) با مشکلاتی از این دست مواجه بوده است. عمده‌ترین خریدار محصولات شرکت فولاد وچدن دورود، شرکت‌های سیمانی هستند، که قطعات سنگ شکن و سیمانی مورد استفادهٔ خود را از این شرکت تامین می‌کنند، اما به دلیل تحریم‌ها و رکود ناشی از خرید و فروش مصالح سیمانی و ساختمانی در جند ماههٔ اخیر با مشکل مواجه شده‌اند. شرکت فارس خوزستان با ۲۰ زیرمجموعه هلدینگ درصنعت سیمان کشور فعال است اما به گفتهٔ منابع کارگری در شرکت فولاد و چدن دورود، شرکت‌های سیمانی که خریدار اصلی محصولات این شرکت هستند بیشتر خریدهای خود را از کارخانه‌های دیگر شهر‌ها تامین می‌کنند با این توجیه که کیفیت محصولات آن‌ها بهتر است. این منابع کارگری می‌گویند مدیران بازرگانی شرکت‌های سیمانی برای اینکه پورسانت دریافت کنند سراغ شرکت‌های خارج از هلدینگ می‌روند تا منافع بیشتری برایشان داشته باشد. منابع خبری همچنین از بدهی برخی از شرکت‌های هلدینگ فارس خوزستان به تامین اجتماعی، دارایی و ادارات آب و برق و گاز خبر داده‌اند و معتقدند بخشی از مشکلات این شرکت‌ها ناشی از بدهی بالایی است که به برخی سازمان‌ها دارند.
یک منبع کارگری در این باره به ایلنا گفت: بدهی شرکت فولاد و چدن درود به تامین اجتماعی بالاست، اما اگر آیین نامه جدید مشاغل سخت و زیان آور در خصوص بازنشستگی اجرایی شود یک تعداد از کارگران هم بازنشسته می‌شوند ولی متاسفانه هنوز این آیین نامه اجرایی نشده است.
در همین رابطه یک عضو هیئت مدیره هلدینگ فارس از پیگیری‌های انجام شده در زمینهٔ اجرایی شدن این آیین نامه خبر داد و گفت: با توجه به اینکه بخش اعظمی از شرکت‌های هلدینگ تحت پوشش بیمه‌های سخت و زیان آور است ما به شدت پیگیر این آیین نامه هستیم. اما گویا هنوز منابع مالی اجرای این آیین نامه تامین نشده است و در شرف تامین است.
«مرتضی لطفی» به محسنات اجرای این طرح برای دولت اشاره کرد و گفت: اجرای این آیین نامه به نفع دولت است به خصوص در ارتباط با کاهش نرخ بیکاری، زیرا نیرویی که ۲۰ سال آن هم در شرایط سخت کار کرده، طبیعتا اگر جای خود را به یک نیروی جوان‌تر بدهد هم نرخ بیکاری کاهش پیدا می‌کند و هم بهره وری بالا‌تر می‌رود.
همچنین منابع کارگری در دورود از اعتراضات کارگران شرکت فولاد و چدن برای دریافت حقوق معوقه‌شان خبر می‌دهند. یک منبع کارگری در این باره به ایلنا گفت: کارگران چندین بار به اداره کار مراجعه کرده‌اند اما ترتیب اثری داده نشده است. در طول این مدت اعتراضاتی از سوی برخی از کارگران صورت گرفته که با واکنش شدید مدیران شرکت مواجه شدند و از کار اخراج شده‌اند. وی گفت: بیشتر کارگران جرات اعتراض کردن ندارند، آن تعدادی هم که اعتراض کرده‌اند با واکنش بد کارفرما مواجه شدند و کارشان را از دست داده‌اند. در صورتیکه فرد بخواهد مجددا به کار برگردد باید تعهد محضری دهد تا کارفرما با بازگشت به کار او موافقت کند. وی گفت: در ۴- ۵ ماه اخیر در پی اعتراضاتی که برخی از کارگران داشته‌اند چندین نفر اخراج شده‌اند.
افت صادرات سیمان همزمان با بحران منطقه
کم نیستند تعداد کارخانه‌های سیمانی که این روز‌ها با مشکل فروش محصولات خود مواجه‌اند. برخی دلیل اصلی این امر را در رکود داخلی صنعت سیمان کشور به دلیل پایین آمدن فروش مصالح ساختمانی می‌دانند و برخی دیگر با اشاره به صادرات بخشی از سیمان کشور به کشورهایی مانند عراق معتقدند همزمان با حضور گروه تروریستی داعش در منطقه و تبعات بحران اقتصادی ناشی از آن عملا بخشی از صادرات سیمانی متوقف شده است. البته باید گفت، گرچه میزان صادرات سیمان به کشورهایی مانند عراق ۱۰ تن از ۱۰۰ تن تولید داخلی سیمان شرکت‌های سیمانی را دربر می‌گرفت اما منابع کارگری توقف همین درصد کم را در شرایطی که با رکود بازار داخلی مواجه هستیم حائز اهمیت می‌دانند.
«مرتضی لطفی» مدیر عامل و عضو هیئت مدیره شرکت سرمایه گذار سیمان تامین وابسته به هلدینگ فارس خوزستان، ضمن تایید خبر رکود صادرات سیمان به کشورهایی چون عراق و اثرات ناشی از آن عمده‌ترین دلیل رکود بازار سیمان را کم بودن تقاضا در بازار داخلی عنوان کرد و گفت: اگرچه این امر بی‌تاثیر نبوده با تلاش‌هایی که در حوزهٔ توسعهٔ تجارت صورت گرفته بازارهای جدیدی مثل مصر، کویت و قطر و کشورهای cis مشمول صادرات سیمان شده‌اند.
وی از رشد فروش سیمان در شش ماههٔ اول سال و در بخش صادرات خبر داد و گفت: خوشبختانه در شش ماههٔ اول سال رشد چشمگیری داشتیم و پیش بینی ما این است که تا پایان سال به ۲۰ میلیون تن صادرات دست پیدا کنیم، البته اگر قضیهٔ داعش در عراق پیش نمی‌آمد ما قطعا شرایط بهتری در حوزهٔ صادرات داشتیم».
علی رغم باز شدن کانال‌های جدید صادراتی در حوزهٔ CIS به نظر می‌رسد مشکل اصلی در رکود بازار داخلی فروش سیمان است. مرتضی لطفی در این باره به ایلنا گفت: «باید توجه داشته باشید سیمان جزء کالاهایی است که بیشتر مصرف داخلی دارد، شعاع جا به جایی این کالا بیش از سیصد کیلومتر نیست بنابراین بیشترین مصرفش، در تولیدات داخلی است. در همه جای دنیا هم علی رغم اینکه سال گذشته ۴ میلیارد و هشتاد میلیون تن تولید شده فقط ۱۵۰ میلیون آن صادر شده است و این نشان دهنده این است که سیمان کالایی با مصرف داخلی است. متاسفانه به دلیل سیاست گذاری‌هایی که در حوزهٔ ساخت و ساز وجود داشته ما نتوانسته‌ایم اهمیت خرید و فروش سیمان را برای مدیران صنایع جا بیاندازیم. به همین دلیل متاسفانه در سال جاری ۷ درصد نسبت به سال گذشته افت فروش داشتیم و دلیل آن رکود حاکم برفروش سیمان و عدم ساخت و ساز بوده، که با توجه به نزدیک شدن به فصل سرما پیش بینی این است که با رکود بیشتری هم مواجه خواهیم شد. اما اخیرا تفاهم نامه‌ای را با وزارت راه برای تامین سیمان جاده‌ای امضا کرده‌ایم که این ضرر را به نوعی جبران کنیم.»
وی در خصوص معوقات حقوقی کارگران برخی شرکت‌های وابسته به هلدینگ فارس خوزستان به ایلنا گفت: «خوشبختانه مجموعهٔ صنایع سیمان کشور در بخش منابع انسانی با مشکل مواجه نبوده است اما در بخش تامین نقدینگی و بازپرداخت تسهیلات دریافتی خصوصا در حوزهٔ ارزی با افت شدت مواجه شده‌اند و عموما نتوانسته‌اند به تعهدات بانکی خود عمل کنند و این یکی از چالش‌های جدی واحد‌های تازه تاسیس است.»
قرار بود اوضاع بهتر شود
یک کارگر کارخانه فولاد و چدن درود در خصوص قول‌هایی که از سوی مدیران شرکت مبنی بر بهبود شرایط و پرداخت معوقات به کارگران داده می‌شود گفت: به تازگی دوباره گفته‌اند که تا ۲و۳ ماه دیگر اوضاع بهتر می‌شود اما چند ماه است که قرار است اوضاع بهتر شود و نشده، بنابراین دیگر واقعا امیدی به این قول‌ها نداریم.
این منبع کارگری از جذب نیروی مازاد علی رغم وضعیت مالی نامناسب شرکت خبر داد و گفت: در چند ماههٔ اخیر تعدادی پرسنل جدید جذب کرده‌اند که همگی هم در پست‌های مدیریتی استخدام شده‌اند و به صورت رسمی مشغول به کارند.
وی گفت: در حالیکه هنوز شرکت نتوانسته به تعهداتش در قبال کارگران پاسخ دهد و مشکل فروش هم کماکان بد‌تر می‌شود، مشخص نیست چرا کارگر جدید جذب می‌کند. اما مرتضی لطفی در این رابطه به ایلنا گفت: این شرکتی که شما از آن نام بردید (فولاد و جدن درود) وضعیت بسیار مطلوب تری در خصوص تجهیز منابع نسبت به شرکت‌هایی مانند فارسیت دورود که دیگر شرکت هلدینگ ما هستند، دارند اما به دلیل زیان سال‌های گذشته و بدهی به دستگاه‌های دولتی برای اینکه بتوانند دوباره از این منابع استفاده کنند باید بدهی‌هایشان را پرداخت کنند.
وی در خصوص بهبود شرایط شرکت گفت: به دلیل عدم تناسب تجهیزات تولیدی با نیروی انسانی، و با توجه به تخصیص تجهیزات و منابع جدید از ابتدای سال برای شرکت فولاد و چدن دورود، این شرکت تعدادی نیروی جدید وارد کرده‌ تا بتوانند در بخش تولید موفق ترعمل کنند و مطمئنا فولاد و چدن دورود در چند ماههٔ آینده به شرایط مطلوبی خواهد رسید.

سه هزار کارتن‌خواب زن در تهران

رئیس کمیسیون سلامت و محیط زیست شورای شهر تهران روز جمعه، ‌۳۰ آبان، اعلام کرد که در پایتخت ایران بیش از سه هزار کارتن‌خواب زن سرگردان است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، ‌ رحمت‌الله حافظی در عین حال از فراهم شدن مقدمات تاسیس نخستین گرمخانه زنان در تهران خبر داد و خواستار همکاری نمایندگان مجلس برای مرتفع شدن مشکلات قانونی آن شد.
او با اشاره به وجود حدود ۱۵ هزار کارتن‌خواب در تهران افزود: ‌ در حال حاضر، تمام گرمخانه‌های شهر تهران برای مردان راه‌اندازی شده است، در حالی که زنان کارتن‌خواب به‌خصوص در فصل سرما به مراتب از آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به مردان برخوردارند.
تعداد کارتن‌خواب زن در تهران در شرایطی اعلام شد که به گزارش سایت الف، متعلق به احمد توکلی، نماینده مجلس، رضا جهانگیری، معاون خدمات اجتماعی سازمان رفاه و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران، در آبان سال گذشته گفت: «میانگین سن زنان کارتن‌خواب شهر به ۱۷ و ۱۸ سال کاهش یافته ‌است.»
به نوشته این سایت، اعتیاد و افزایش آن در بین زنان از عوامل مهم شیوع پدیده کارتن‌خوابی زنان است.
در همین حال، ‌ رئیس کمیسیون سلامت و محیط زیست شورای شهر تهران یکی از مشکلات موجود بر سر راه گرمخانه‌های پایتخت ایران برای نگهداری کارتن‌خواب‌ها را برخوردار نبودن آن‌ها از جایگاه حقوقی دانست و اضافه کرد: ‌ «اگر در این گرمخانه‌ها برای یکی از این افراد بی‌سرپناه، اتفاق ناخوشایندی رخ دهد، هیچ کس پاسخگو نیست و دادستان حق بازخواست شهردار منطقه را به دلیل نداشتن جایگاه قانونی این اماکن و نگهداری این افراد بدون داشتن مجوز را دارد و مسئولان شهری در این موارد بازخواست می‌شوند.»
آقای حافظی در این مورد بر لزوم همکاری قوای مقننه و قضائیه برای فراهم کردن زیرساخت‌های قانونی لازم در این موضوع تاکید کرد.
پیش از این، ‌ به گزارش خبرگزاری‌ها، شهردار تهران روز ۲۷ مهر با اعلام اینکه پایتخت ایران حدود ۱۵ هزار کارتن‌خواب دارد‌، گفت: ‌ «شهرداری به مردم قول داده که پناهگاهی برای جمع‌آوری این افراد تهیه خواهد کرد و بر سر قول خود نیز تا امروز بوده‌ است تا دیگر شاهد افزایش تعداد این افراد نباشیم.»
محمدباقر قالیباف از کارتن‌خوابی به عنوان یکی از «جرائم خرد» یاد کرد و افزود که «دولت به دلیل مشغله کاری نمی‌تواند به چنین جرائم خردی رسیدگی کند؛ بنابراین، شهرداری باید در این زمینه وارد عمل شود و مشکل را برطرف کند.»
موضوع تلاش شهرداری تهران برای حل وضعیت حقوقی گرمخانه‌ها در شرایطی است که عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور و دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر، روز هشتم مهرماه از احداث اردوگاهی ۱۰ هزار نفری در استان تهران برای معتادان کارتن‌خواب خبر داده بود.
به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، وی گفته بود که «این اردوگاه ۱۰ هزار نفری در منطقه فشافویه استان تهران و در مدت شش ماه ساخته خواهد شد».
سرازیر شدن آسیب‌دیدگان اجتماعی به تهران
تهران در شرایط با تعداد زیاد کارتن‌خواب‌ها و همچنین معتادان کارتن‌خواب مواجه است که محمدعلی عرفان‌منش، مدیر کل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران، در مردادماه سال جاری به سایت «شبستان» گفت که تهران بار مسئولیت آسیب‌دیدگان اجتماعی سایر استان‌های ایران را به دوش می‌کشد.
او افزود: «قرار بوده‌ است استان‌هایی که آسیب‌دیدگان اجتماعیشان در قالب متکدی، کودکان کار، کودکان طلاق و سایر عوامل به تهران سرازیر می‌شوند، زیرساخت‌های لازم را برای نگهداری آن‌ها فراهم کنند.»
او اشاره کرد: «ما در تهران امکانات لازم را برای بازگشت آسیب‌دیدگان اجتماعی به استان‌هایشان فراهم می‌کنیم و همچنین هزینه‌های لازم (وسایل نقلیه) توسط دستگاه‌های مربوطه پرداخت می‌شود اما چون زیرساخت‌های لازم در آنجا فراهم نمی‌شود و یا توجهی نسبت به این موضوع صورت نمی‌گیرد بلافاصله به سمت تهران برمی‌گردند.»
با این همه، به گفته این مقام استانداری تهران، طرح ساماندهی آسیب دیدگان اجتماعی هنوز در وزارت کشور تصویب نشده ‌است.

شهرداری تهران به کارگیری کودکان در جمع‌آوری زباله را تایید کرد

مصطفی فیضی، رئیس سازمان بازرسی شهرداری تهران، در گفتگو با خبرگزاری ایلنا تایید کرده است که در تهران شماری کودک با یونیفرم برای جمع‌آوری زباله به کار گرفته شده‌اند.

به گزارش بی‌بی سی؛ آقای فیضی در این باره گفته است: «من این نکته را قبول می‌کنم و نمی‌خواهم از آن فرار کنم.»
با این حال او توضیح داده است که «درست است که برخی از آن‌ها لباس فرم دارند، اما این افراد کارمند ما نیستند و از سوی پیمانکاران به کار گرفته می‌شوند.»
رئیس سازمان بازرسی شهرداری تهران گفته است که شاید شهرداری در تذکر دادن به پیمانکاران «سهل‌انگاری» کرده باشد.
مطابق قانون کار ایران استخدام افراد زیر ۱۵ سال ممنوع است و نوجوانان بین ۱۵ تا ١٨ سال نیز باید تحت شرایط ویژه‌ای به کار گرفته شوند.
مصطفی فیضی گفته است که شهرداری تهران قصد دارد با اجرای سیاست تفکیک زباله از مبدا «بسیاری از این گونه حاشیه‌ها را که به دلیل بی‌سامان بودن مساله جمع آوری زباله ایجاد شده است، برطرف کند.»
شبکه خبر به نقل از مرکز آمار ایران گزارش داده است که حدود یک میلیون و ٧٠٠ هزار کودک در ایران کار می‌کنند.

دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

پیام شاهرخ زمانی خطاب به تمامی نهادهای مدافع حقوق انسان‌ها و مردم ایران

چرا رژیم از آمدن احمد شهید به ایران وحشت دارد؟
صدای دادخواهی مردم و زندانیان سیاسی در ایران را بشنوید!
من کارگر نقاش، شاهرخ زمانی، عضو هیات بازگشایی سندیکای کارگران تزئینات و ساختمان که بدون حکم قضایی در ۱۸ خرداد ماه ۱۳۹۰ با زور اسلحه دستگیر و بدون کوچک‌ترین سند اتهامی و بازجویی شفاهی و کتبی و صرفا به جرم فعالیت مشروع و قانونی برای ایجاد سندیکا و حق اعتصاب به ۱۱ سال زندان محکوم شده‌ام و الان در زندان جهنمی رجایی‌شهر به هم‌راه بهنام ابراهیم‌زاده، دیگر فعال کارگری و عضو کمیته‌ی پیگیری ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری، دوران محکومیت خود را می‌گذرانم.
موارد خودسری، قانون‌شکنی و نقض آشکار قوانین مصوب خود رژیم را به اطلاع شما می‌رسانم:
رد دیدار احمد شهید، گزارش‌گر ویژه‌ی ملل متحد در امور حقوق بشر در ایران و پذیرش احتمالی دو گزارش‌گر که هنوز حوزه‌ی کاری آنان مشخص نشده است، در شرایطی اتفاق می‌افتد که این رژیم نه تنها به آحاد شهروندان ایرانی بل‌که به دوستان نزدیک خود نیز رحم نمی‌کند.
ولایت مطلقه‌ی مشتی غارت‌گر علنی ثروت‌های عمومی کشور که با وجود ایستادن در رتبه‌ی دهم جهانی به لحاظ معادن و ذخایر زیرزمینی،  ۸۰٪ مردم زیر خط فقر زندگی کرده، با تورم ۲ رقمی فزاینده، بدون داشتن سرپناه و با رقم بالای ۴۰٪ بی‌کاری روبه‌رو هستند. هم‌چنین با وجود بالاترین آمار اعتیاد، طلاق، افسردگی و با بی‌سوادی ۱۱ میلیونی روبه‌رو هستند و کشور را به ویرانه‌ای تبدیل کرده‌اند. اما برای حفظ این بهشت خودساخته، ایران را به زندان بزرگ برای زنان، کارگران، جوانان و آحاد ملت مبدل ساخته‌اند. مخصوصا ما طبقه‌ی ۵۰ میلیونی کارگران، با دستمزدی برابر با یک چهارم خط فقر، عدم امنیت شغلی، نابودی تمام قوانین حمایتی و نابودی تولید و بی‌کاری‌سازی میلیونی روبه‌رو هستیم.
هم‌چنین می‌بایست به بالاترین میزان اعدام، سرکوب تشکل‌ها و اعتراضات مردمی، دستگیری‌های خودسرانه، صدور احکام فرمایشی به دستور بازجوهای شکنجه‌گر و با انشای قضات وابسته، بدون حضور وکیل مدافع و هیات منصفه و به صورت غیرعلنی در خیمه‌شب‌بازی چند دقیقه‌ای موسوم به دادگاه‌های انقلاب اشاره کرد.
هم‌چنین باید اشاره نماییم به خشونت‌های سازمان‌یافته علیه زنان، مذاهب و ملل تحت ستم توسط مسولان حکومتی علنا توصیه و ترویج می‌شود. زندان‌های ایران پُر  است از نمایندگان تشکل‌های دانش‌جویی، معلمین، زنان، وکلا، کارگران، اقوام، روزنامه‌نگاران، احزاب، سازمان‌های مبارز و مترقی، مذاهب و به اصطلاح جرائم اخلاقی و اینترنتی که رژیم تلاش می‌کند آمار دقیق این زندانیان به دست نهادهای بین‌المللی نیفتد.
رژیم به قوانین خود در اصل ۲۲ قانون اساسی، اصل آزادی بیان، اصل ۲۶، آزادی احزاب و تشکل‌ها، اصل ۲۷، آزادی تجمعات و تظاهرات و مقاوله‌نامه‌های جهانی مورد امضای خود نیز پایبند نمی‌باشد.
از دیگر سو، حملات سازمان‌یافته به زنان مثل اسیدپاشی و در پوشش دفاع از حجاب، سرکوب و بازداشت جوانان، زیر عنوان جعلی برخورد با اراذل و اوباش، ایجاد حکومت نظامی در دانش‌گاه‌ها و به خصوص کارخانه‌ها توسط حراست و بسیج مسلح، راه‌اندازی گشت‌های گوناگون مانند انصار حزب‌الله، گشت ارشاد، آمران به معروف و ناهیان از منکر و حضور بسیجیان در همه‌ی ادارات و محلات، همه و همه نشان‌گر حاکمیت سرکوب ضدبشری است که بقای خود را با سرنیزه، ایجاد خفقان و سرکوب عریان ادامه می‌دهد. تمام مسولین به صورت علنی، همه‌ی این اقدامات و سرکوب‌های برنامه‌ریزی شده را دفاع از احکام اسلام، مانند قصاص می‌نامند که با اعدام‌های روزانه در ملاعام و اعدام مظلومانه‌ی ریحانه جباری که صرفا به دفاع از خود برخواسته بود، این بی‌دادگری را آشکار ساختند.
چنین حکومتی، کشتار دهه‌ی ۶۰، قتل‌های زنجیره‌ای، حمله به کوی دانش‌گاه در سال ۷۸، کشتن مردم در جریانات ۸۸ همانند ندا آقاسلطان، تجاوز در کهریزک، کشتن ستار بهشتی در زیر شکنجه و اعدام‌های فله‌ای را به راحتی توجیه کرده و هر روز بر ابعاد اقدامات خشونت‌آمیز خود می‌افزاید و عاملین و آمرین این جنایات نیز مشمول مرور زمان شده و از دور محاکمات علنی خارج می‌شوند. آن‌ها حتی به وکلای محترم زندانیان عقیدتی و سیاسی رحم نکرده و چندین سال است که به طور مداوم آن‌ها را روانه‌ی زندان کرده و یا مجبور به ترک وطن می‌نمایند. آیا در چنین حکومتی، امکان موافقت با حضور فردی مانند احمد شهید، به عنوان باتجربه، باوجدان و آگاه وجود دارد؟
شاهد ادعای فوق زندانیان زندان رجایی‌شهر هستند. زندانیان عقیدتی و سیاسی و حتی عادی این زندان، به ویژه ما زندانیان سیاسی و عقیدتی سالن ۱۲ زندان رجایی‌شهر از بدو دستگیری، بدون حکم قضایی و با زور اسلحه و شکنجه، توسط بازجویان وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران در سلول‌های به مانند قبر، با چشم‌بند مورد بازجویی‌ قرار گرفته، بدون رعایت آیین دادرسی و بدون محاکمه‌ی عادلانه که حتی در اصل ۱۶۸ قانون اساسی خودشان به آن اشاره شده است، یا احکام سنگین از سوی قضات وابسته و به سفارش دستگاه‌های امنیتی به زندان افتاده‌ایم. این زندان نیز حتی مطابق استانداردهای خود رژیم نبوده و زندانیان در بدترین شرایط نگه‌داری شده و یک زندانی حیوانی را بر آن‌ها تحمیل کرده‌اند. هم‌چنین بنا به درخواست دادستانی تهران و دستگاه‌های امنیتی – اطلاعاتی، از پیش‌پا افتاده‌ترین حقوق زندانیان که در آیین‌نامه‌ی سازمان زندان‌ها مورد تاکید خودشان قرار گرفته است، جلوگیری می‌کنند که من به پاره‌ای از آن‌ها اشاره می‌کنم:
۱. نظر به این‌که ماده‌ی ۳، هدف از زندان را بازپروری و حرفه‌آموزی از طریق ماده‌ی ۲۴ یعنی بهداشت، تربیت‌بدنی و تفریح سالم، ماده‌ی ۶۸ یعنی اشتغال، ماده‌ی ۱۴۰ یعنی اعزام به آموزش رایگان، ماده‌ی ۱۴۴ یعنی تعهد به تاسیس کتاب‌خانه‌ی مجهز به مکان مطالعه، ماده‌ی ۱۴۷ یعنی وجود وسایل سمعی و بصری و ماده‌ی ۱۵۱ مربوط به امکانات و وسایل ورزشی، از جمله سالن سرپوشیده‌ی ورزشی می‌کند، ما فاقد چنین امکاناتی هستیم.
۲. نظر به این‌که ماده‌ی ۶۹، تاکید بر مراقبت‌های پزشکی و بیمارستانی و مواد ۱۰۲، ۱۰۳، ۱۰۴، ۱۱۱ و ۱۱۸ مسولیت و هزینه‌ی معاینه، معالجه، دارو و درمان را بر عهده‌ی زندان گذاشته است و تاکید بر پرداخت هزینه‌های حتی دندان مصنوعی، عینک، عصا و اعضای مصنوعی بدن را به زندان سپرده و ماده‌ی ۱۱۷ آیین‌نامه‌ی اجرایی بیمه‌های درمانی زندان مصوب ۴ اسفند ۱۳۶۱، جهت اجرای مصوبه‌ی شماره‌ی ۴۴۴ در هیات وزیران، کلیه‌ی زندانیان را تحت این آیین‌نامه قرار داده است، اما زندانیان به غیر از سرماخوردگی و آزمایش‌های ساده، بقیه‌ی هزینه‌ی درمان را برای تمام امور از جیب خود می‌پردازند.
۳. نظر به این‌که مواد ۷۰ و ۷۱ بر لزوم دادن یک اتاق به محکوم و هم‌چنین آیین‌نامه‌ی نحوه‌ی تفکیک و طبقه‌بندی زندان‌ها، مصوب ۹ آذر ۱۳۸۵، ماده‌ی ۳ با تاکید بر اتاق‌های حداقل ۱۰ مترمربعی با نور کافی نموده است، برخلاف این موارد و به طور غیرقانونی، سلول‌های انفرادی ۱ نفره را که حدود ۵ تا ۶ مترمربع مساحت دارند برای ۲ تا ۳ زندان اختصاص داده‌اند که این زندانیان بایستی حداقل از ۷ تا ۲۰ سال و یا تا ابد را در این زندان بگذرانند.
۴. نظر به این‌که ماده‌ی ۲۲، تاسیس و اداره‌ی کلیه‌ی زندان‌ها را فقط مختص سازمان زندان‌ها دانسته است و مراجع قضایی، نظامی و اطلاعاتی را از این کار اکیدا منع کرده است، وجود شعب وزارت اطلاعات در زندان‌ها مانند بند ۲۰۹ در اوین، اتاق ۳۷ در زندان مرکزی تبریز، بند اطلاعات در زندان ارومیه (دریا) و بند سپاه در زندان رجایی‌شهر کرج و خالت آن‌ها در امور زندانیان سیاسی مانند مرخصی، عفو، آزادی‌های مشروط و عمومی و اعزام به بازجویی‌های دوباره و پرونده‌سازی‌های مجدد پس از قطعیت حکم، غیرقانونی و خودسرانه می‌باشد.
۵. نظر به این‌که مواد ۹۳ و ۹۵ بر غذاهای دارای کالری کافی و سالم، میوه‌ی فصل و هر هفته ۳ بار نهار یا شام با گوشت تاکید می‌کنند، در این‌جا برخلاف موارد فوق، به جای گوشت سویای دامی و غذاهای بی‌کیفیت و فاقد مشخصات مذکر به خورد ما می‌دهند.
۶. نظر به این‌که مواد ۴۵، ۱۲۵، ۲۱۳ و ۷ بر مرخصی و مواد ۱۸۰، ۱۸۳، ۱۸۵ و ۱۹۸ بر ملاقات حضوری و مکاتبه تاکید ویژه دارند، این ارتباطات عاطفی از ما زندانیان سلب شده است.
۷. نظر به اخطارها و هشدارهای مسولین کشوری از جمله، خانم ابتکار در مورد خطر امواج پارازیت، نصب ده‌ها دستگاه پارازیت توسط مسولین که آگاهانه و عامدانه، بندهای ۱۲، ۱۰ و ۱۱ سیاسی و عادی را هدف قرار داده‌اند، نقض آشکار سلامت ما، عملی غیرانسانی و غیرقانونی می‌باشد.
اگر قرار باشد، به همه‌ی موارد مربوط اشاره کنیم، مثنوی ۷۰ من کاغذ خواهد شد، اما اگر به راستی قرار است گزارش‌گری به ایران بیاید، می‌بایست برای کشف حقیقت به زندان رجایی‌شهر بیاید تا از نزدیک همه‌ی موارد را به آن‌ها نشان بدهیم. زندان رجایی‌شهر هم‌چنین محل نگه‌داری محکومین به قصاص نفس است، به گونه‌ای که از حدود ۶ هزار زندانی، حدود ۲۳۰۰ نفر به حکم غیرانسانی قصاص محکوم شده‌اند. کم‌تر روز و هفته‌ای است که به دلیل شرایط وحشتناک غیربهداشتی و غیرانسانی، تعدادی از زندانیان کشته و یا شدیدا در معرض مرگ قرار نداشته باشند. ضمن این‌که عده‌ای نیز به دلیل استفاده از مواد مخدر که خود رژیم به داخل می‌آورد، به مرور از بین می‌روند. حدود ۲۰۰ نفر زندانیان سالن‌های ۱۰ و ۱۲ که زندانیان عقیدتی و سیاسی از جمله روزنامه‌نگاران، وکلای دادگستری، فعالین کارگری، فعالین فرهنگی، معلمین، دانش‌جویان و اعضا و هواداران احزاب و سازمان‌ها، گروه‌های زیادی از هم‌وطنان بهایی، نوکیشان مسیحی، پیروان اهل سنت و برخی زندانیان دیگر عقیدتی نگه‌داری می‌شوند. ۴۲ نفر از آن‌ها به احکام غیرانسانی اعدام محکوم شده‌اند و ده‌ها نفر نیز به حبس ابد. از جمله محکومین به اعدام، زانیار و لقمان مرادی، ارژنگ داوودی، جمشید و جهانگیر دهقانی می‌باشند. ده‌ها نفر نیز به حبس ابد محکوم بوده و الباقی نیز به احکام زندان از ۱۵ تا ۲۰ سال محکوم گشته‌اند.
تعداد زیادی که محکومیت‌های سنگین دارند با بیماری‌های مزمنی مثل بیماری‌های قلبی، عروقی و سرطان مواجه هستند و از سوی پزشکی قانونی مورد تایید رژیم تاییدیه‌ی عدم توان تحمل کیفر دریافت کرده‌اند. حسن طفاح، فواد مقدم، عفیف نعیمی و ماشاالله حائری از این جمله هستند. اما دادستانی تهران و همان دستگاه اطلاعاتی که خود در صدور احکام سنگین و غیرقانونی شکنجه‌ی این زندانیان نقش اصلی را داشته‌اند، مانع از آزادی و مرخصی این زندانیان می‌شوند. همان‌گونه که اشاره شد، در صورت حضور گزارش‌گر حقوق بشری در ایران، شرایط غیرانسانی حاکم در این تبعیدگاه، کیفیت بسیار نامناسب غذا، عدم ارائه‌ی درمان پزشکی، عدم رعایت استانداردهای سلول‌های محل زندگی، عدم ارائه‌ی امکانات آموزشی، ورزشی و سایر مواردی که حتی در آیین‌نامه‌ی سازمان زندان‌ها تاکید شده است را به آن‌ها نشان خواهیم داد. اما لازم است اشاره کنیم، به دلیل همین ظرایط غیرانسانی تاکنون چندین نفر از جمله منصور رادپور، علیرضا کرمی خیرآبادی، افشین اسانلو و محسن دگمه‌چی (در زندان اوین) دچار مرگ تدریجی شده و از بین رفته‌اند و بیم آن می‌رود که چند نفر دیگر از جمله حسن طفاح و ماشاالله حائری نیز مشمول این مرگ‌های خاموش شوند که البته مسول اصلی آن رژیم و به ویژه قوه‌ی قضائیه و دستگاه اطلاعاتی آن می‌باشد.

بی‌صبرانه در انتظار گزارش‌گران اعزامی از سوی سازمان ملل متحد هستیم که با حضورشان در زندان رجایی‌شهر کرج به آن‌ها موارد نقض حقوق بشر را نشان دهیم. بدین ترتیب اثبات خواهد شد که آن‌چه آقای احمد شهید در گزارش‌های مستند خود آورده، صرفا قطره‌ای از دریای جنایاتی است که رژیم مذهبی حاکم بر ایران بر علیه بشریت مرتکب شده است.