چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

بیانیه 113

بطور جد جان بهنام ابراهیم زاده در خطر است

مدتهاست که ماموران بخصوص خدابخشی علیه بهنام ابراهیم زاده پرونده سازی می کنند و هر رو زبیشتر از قبل باعث آزار و اذیت او می شوند . خدابخشی وقاحت را به جایی رسانده که حتی اعمال ضد قانونی خود را به صورت علنی و تهدید مجدد و مستمر بهنام و حتی تهدید خانواده او اعلام می کند .
طبق قوانین و آیین نامه سازمان زندانها و قوانین مصوب جمهوری اسلامی و حتی قوانین حقوقی و قضایی داخلی و بین المللی بدون حکم مستقیم دادگاه هیچ مقامی و ماموری حق ندارد زندانی را از زندانی به زندان دیگر تبعید کند یا خارج از قانون و خارج از حکم صادره و قرائت شده در دادگاه مجازات جدیدی علیه زندانی به کار برد و قانون تفکیک جرائم را زیر پا بگذارد  چرا که تبعید یکی از مجازات های است که نیاز به حکم دادگاه دارد یعنی فقط دادگاه اجازه صدور حکم  تبعید را دارد .
اما ماموران بخصوص خدابخشی از موقعیت و مقام خود سواستفاده کرده هر روز بیشتر از قبل قوانین خود جمهوری اسلامی را زیر پا گذاشته مرتکب اعمال غیرقانونی و ضدانسانی می شوند چون تشکلها ، فعالین کارگری و فعالین حقوق بشر و همچنین نهادهای داخلی و جهانی فعالیت و حمایتهای لازم را از بهنام ابراهیم زاده به عمل نمی آورند ماموران مخصوصا" خدابخشی ضمن اعمال مجازاتهای خارج از حکم صادره و اعمال آزار و اذیت و مجازاتهای اضافه به احکام قرائت شده بدون حکم جدید و بدون تشکیل دادگاه بصورت خودسرانه علیه بهنام بکار می برند خدابخشی بی شرمانه اعلام کرده است هر کاری که بخواهیم علیه بهنام انجام خواهیم داد.
ما ضمن محکوم کردن حرکتها و اعمال ضد انسانی – غیرقانونی و بیمارگونه مامورانی چون خدابخشی اعلام می داریم هر اتفاقی برای بهنام رخ دهد و هر بلایی بر سر بهنام ابراهیم زاده بیاید تماما" مسئولیت آن به عهده جمهوری اسلامی و مقامات عالی رتبه، بخصوص قوه قضاییه می باشد و باید مقامات رژیم جمهوری اسلامی بدانند افکار جهانی و فعالین و تشکلها ی کارگری نمی پذیرند که طبق معمول مقامات جمهوری اسلامی اعلام کنند که ماموران خودسر و یا خدابخشی خودسرانه باعث بروز مشکل برای بهنام شده است چرا که ما به مسئولان و مقامات جمهوری اسلامی اعلام می کنیم هر چه زودتر جلو ماموران خود، بویژه خدابخشی را که هر روز دهها عمل غیرانسانی و غیر قانونی مرتکب می شوند را بگیرند، و آنها را مهار کنند در غیر این صورت معلوم می شود که اعمال ضد قانونی و ضد انسانی انها خودسرانه نبوده بلکه طبق دستور و یا حداقل با اطلاع صد در صد مقامات عالی رتبه است.
ما همچنین از کارگران ، فعالین کارگری ، تشکلهای کارگری ، زنان ، دانشجویان و سازمانها و احزاب و نهادهای مبارز و حقوق بشر می خواهیم برای وادار کردن جمهوری اسلامی به رعایت حداقل قوانین خودش دست به اعتراضات و اقدامات عملی علیه جمهوری اسلامی بخصوص قوه قضاییه بزنند .
از تشکلها و کارگران در داخل می خواهیم در مقابل دادگاه انقلاب ، دفاتر قوه قضاییه و زندان گوهردشت و همچنین نهادهای مربوطه اقدام به اعتراض کنند .
همچنین با نوشتن نامه های اعتراضی و جمع آوری امضا و طومار و از طریق تماس تلفنی با ادرات و نهادهای مربوطه و خبر رسانی گسترده از قانون شکنی های ماموران با برقرای تجمع ها و اعتراضات گسترده، ایجاد کمپین های حمایتی اقدام به حمایت و کمک به بهنام ابراهیم زاده کارگر زندانی بکنند کارگری که تمام جرمش حمایت از حقوق کارگران ، ایجاد تشکل کارگری و حمایت از کودکان کار و خیابان است .
همچنین از تشکلهای داخل بخصوص کمیته های دفاع از کارگران زندانی( کمیته دفاع از رضا شهابی ، کمیته دفاع از بهنام ابراهیم زاده و کمیته دفاع از کارگران دستگیر شده مهاباد) سوال می کنیم : که چرا برای حمایت از بهنام ابراهیم زاده و دیگر کارگران زندانی دست به دست هم نمی دهند و اقدام مشترک برای حمایت از آنها نمی کنند ؟ با دادن فراخوان رو به عموم کارگران و مردم  و دعوت برای دفاع و حمایت از بهنام ابراهیم زاده و همچنین دیگر کارگران زندانی بخصوص کارگران و فعالین دستگیر شده اخیر از جمله ریبوار عبداللهی، فرزاد مرادی نیا ، فردین میرکی و ... حمایت نمایند  از کمیته های فوق و دیگر تشکلهای کارگری مانند سندیکای شرکت واحد ، سندیکای هفت تپه ، سندیکای نقاشان، فلزکار و مکانیک ، سندیکای خبازان و همینطور اتحادیه آزاد کارگران ، کمیته های هماهنگی و پیگیری و...  می خواهیم متحدانه اقدام به حمایت  و دفاع از بهنام  و بقیه نمایند، اجازه  ندهند ماموران و مسئولان حکومت جمهوری اسلامی با خیالی راحت و آزادانه هر کاری که می خواهند علیه کارگران زندانی انجام دهند .
ما همچنین از سازمانها و احزاب می خواهیم با استفاده از روابط بین المللی خود اقدام به ایجاد کمپین های حمایتی کرده و از نهادها ، احزاب و تشکلهای جهانی بخواهند با اعتراضات خود به جمهوری اسلامی در دفاع از بهنام ابراهیم زاده اعتراضات  گسترده ای  را سازماندهی نمایند و یک بار دیگر قدرت همبستگی خود و جهانی را نشان بدهند تا بتوانیم بهنام را از ضربات و حرکتهای ضد انسانی و ضدقانونی مسئولان و ماموران نجات دهیم .
طی سالهای اخیر بارها ثابت شده است که اعمال و اقدامات مشترک نیروهای پیشرو کارساز بوده و جمهوری اسلامی را مجبور به عقب نشینی کرده است بیایید با تمام قدرت یک بار دیگر قدرت همبستگی و اقدامات و اعتراضات مشترک و گسترده خود را نشان دهیم .
بهنام ابراهیم زاده در اعتراض به انتقال غیر قانونی اش از سالن 12 به بند یک زندان گوهردشت و پرونده سازی علیه او و همچنین زیر پا گذاشتن قانون تفکیک جرایم 15 روز است که دست به اعتصاب غذا زده است و طی این 15 روز دو بار حال او بد شده است و حتی یکبار فشار خون او تا 6 افت کرده است اما به دلیل اینکه اعتراضی وجود ندارد ماموران بخصوص خدابخشی اهمیتی به سلامتی و جان بهنام نمی دهند .

امروز وظیفه عاجل ماست که از بهنام ابراهیم زاده به هر شکل ممکن دفاع کنیم .


شکنجه و پرونده سازی علیه بهنام ابراهیم زاده را متوقف کنید.
پیش بسوی اتحاد بیشتر برای فشار بیشتر،
پیش بسوی اعتراضات گسترده تر با شعار،
کارگر زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
25/9/1393
www.chzamani.blogspot.com

freeshahrookh@gmail.com

دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

گزارشی از یازدهمین روز اعتصاب غذای بهنام

کميته دفاع از بهنام ابراهيم زاده
اطلاعیه شماره ۳۷ کمیته دفاع از بهنام ابراهیم زاده
گزارشی از یازدهمین روز اعتصاب غذای بهنام
کارگران ، تشکل‌های کارگری ، انسان‌های شریف و آزاده
همانگونه که مطلع هستید بهنام ابراهیم زاده از روز ۱۲ آذر ماه دست به اعتصاب غذا زد و هم اکنون ۱۲ روز است که در اعتصاب غذا به سر میبرد ، روز گذشته مورخ ۲۳ آذر ماه که یازدهمین روز اعتصاب غذای بهنام بود بهنام به خاطر وخامت حال جسمی‌ به بهداری زندان منتقل شد و وقتی‌ پزشک بهداری بهنام را معاینه کرد فشار خون بهنام پائین تر از ۶ بود و به همین علت پزشکان بهداری به شدت به بهنام فشار آوردند که باید سرم وصل کند ولی‌ بهنام به هیچ عنوان این اجازه را به پزشکان بهداری نداد و در حالی‌ که از شرایط جسمی‌ خوبی‌ برخوردار نبود به بند یک زندان گوهر دشت بازگردانده شد.
همانگونه که اطلاعیه قبلی‌ هم اشاره کرده بودیم بهنام تا ۲۸ آذر ماه اگر به خواسته‌ها و مطالباتش رسیدگی نشود دست به اعتصاب غذای خشک خواهد زد. 
کمیته دفاع از بهنام ابراهیم زاده از تمامی‌ تشکل‌های کارگری و انسان‌های شریف و آزاده در ایران و جهان می‌خواهد که صدای بهنام باشند و نسبت به این وضعیت بی‌ تفاوت نباشند.   
بیست و چهارم آذر ماه ۱۳۹۳
شماره تلفن سخنگوی کمیته دفاع از بهنام ابراهیم زاده آقای محمود صالحی ٠٩٣۵٧٣۵٣۴١٢



k.d.behnam.ebrahimzadeh@gmail.com
komitehbehnam1.blogfa.com

شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

پاسخ شاهرخ زمانی به کانون مدافعان حقوق کارگر از زندان گوهر دشت :



آقای ثقفی ، زندانیان سیاسی را دست کم نگیرید!!!

در شرایطی که مجامع جهانی و انسانهای آزاده و شریف، رژیم جمهوری اسلامی را به خاطر نقض ابتدایی ترین اشکال قانونی فعالیت، سرکوب ابتدایی ترین اشکال تشکل و اعتصاب، دستگیری ، شکنجه ، صدورحکم حبسهای طولانی مدت و اعدامهای فله ای و ... زیر منگنه قرار داده است.
در شرایطی که مبارزه علیه سیاست جمهوری اسلامی در زندانها به اشکال مختلف و اکنون با اعتصاب غذای قهرمانانه زندانیان سیاسی و عادی مخصوصا" در زندانهای ارومیه و قزل حصار و حمایت مردم و خانواده ها از مبارزه انها بر ضد اعمال ضد انسانی و ضد بشری مانند اعدام، نابودی و حذف فیزیکی زندانیان زیر ضرب و شتم و یا به طرز مشکوک و انحلال بندهای مستقل سیاسی و انتقال زندانیان سیاسی به بند های اعتیاد و خطرناک و یا به اشکال دیگر که زندانیان گرفتار مرگ تدریجی می شوند و علیه سیاستی که در مجموع انکار جرم و وجود زندانیان سیاسی است و ... در جریان بوده و به اوج خود رسیده است.
 در چنین اوضاعی، مسئولین حکومت برای فرار از محکومیت جهانی،  قتل عام و شکنجه های سازمان یافته خود را سند سازی گروههای معاند نظام اعلام می کنند، از جمله آقای جواد لاریجانی بزرگترین زمین خوار ایران که پی گیری پرونده اش تا دیروز از طرف خبرنگاران تحت سوال و پرسش بود، و وی به عنوان نماینده جمهوری اسلامی در مسائل حقوق بشر در عین تایید اعدامهای فله ای سیاسی و مواد مخدر و قانون فوق ارتجاعی قصاص تاکید می کرد، که این گزارشات مال گروههای برانداز رژیم می باشد، در  حالی که زندانیان با هر وسیله و ابزاری که در اختیار دارند به شدت با جمهوری اسلامی در مبارزه تنگاتنگ قرار دارند،
در چنین  شرایطی کلام آقای ثقفی که زندانیان نمی توانند از زندان تماس گرفته و از مسائل اطلاع داشته باشند، به چه معناست ؟
آیا در جهت انکار مبارزه زندانیان نیست؟
آقای ثقفی برای  حفظ چه چیزی و برای کسب کدام هدف نوشته مرا انکار می کند و ان را به ماموران مرتبط می کند؟
آقایِ ثقفی، طی سالهای اخیر هزاران خبر و بیانیه و اطلاعیه از طرف زندانیان که از جمله تعدادی از انها مربوط به کارگران زندانی شناخته شده بوده و هست در بیرون از زندان منتشر شده اند و طبق فرمول شما آیا آن نوشته ها نیز توسط ماموران نوشته شده است ؟
یا فقط نوشته من که سر نخهای مثلث ضد کارگری کوهستانی- ثقفی - اسانلو را نقد و افشای می کند، مشمول چنین حکمی از جانب شما می باشد ؟
و اگر همه ای صد ها بیانیه و نوشته کارگران زندانی مشمول چنین حکمی است چرا تا کنون برای دفاع از کارگران و در راستای مثلا" تشکل سراسری  انجام رسالت خودتان اقدام نکرده بودید فقط وقتی خودتان به خطر افتادید به فکر افشا و نقد افتادید ؟
چه کسانی دچار چنین خود بزرگ بینی و کیش شخصیتی می شوند که خود را مهمتر از جنبش کارگری می داند؟
برای  اطلاع آقای ثقفی و کوری چشمان حاکمیت مافیای جنایتکار و ضد کارگری است که باید بگوییم :
اولا": در شرایط فعلی تنفر و نارضاینی و فلاکت عمومی که به قول رئیس زندان رجایی شهر که وی حتی به نزدیکترین مأمورانش نیز اعتماد ندارد گفته است : " ... نزدیک به هشتاد درصد مأموران زندان طرف زندانیان سیاسی مخصوصا" فعالین کارگری هستند و هر کاری را برای آنها انجام می دهند،..."  به طوریکه چند تن از ماموران در همین راستا به کمیته انظباطی احضار و یک دکتر خوب و شریف که در زندان مشغول کار بوده، پس از چند ماه انفرادی به خاطر همکاری با نیروهای سیاسی به همین زندان رجایی شهر تبعید شده اند.
آقای ثقفی که ادعای  داشتن اطلاع  از کم و کیف جنبش کارگری را دارد باید بداند که نظامیان یکی از ستونهای اصلی انقلاب اینده کارگری هستند.
ثانیا" تمام زندانیان غیر سیاسی اینجا بعنوان قربانیان این سیستم با قانون فوق ارتجاعی قصاص با 2300 اعدامی ازمیان  6000 نفر بعنوان هموطنان درد کشیده با همه ی امکانات از جمله انتقال پیام زندانیان سیاسی و همدیگر و در اختیار وبه اشتراک گذاشتن تسهیلات خود مانند تلفن و دیگر امکانات نزدیکترین دوستان زندانیان سیاسی بوده و آماده هر گونه کمک به آنها هستند، بطوریکه در همین راستا دهها نفر در 209 در اطلاعات اوین در بازداشت مجدد به سر می برند، ویا به زندانهای دیگر تبعید شده اند، به دلیل اینکه در انتقال پیام ها و دیگر موارد  به زندانیان سیاسی کمک کرده اند. آیا شما می خواهید چنین موارد عینی را به خاطر دل خواه خود و پنهان کردن انحرافتان انکار کنید؟
ثالثا" : اغلب زندانیان ملاقات هفتگی  دارند و زندانیان برای کمک به  همدیگر تا حد جانشان همکاری می کنند.
آقای ثقفی الان با این همه ارتباطات اینترنتی و دهکده جهانی بعید است که شما ندانید که اخبار صدای آمریکا به عنوان پشتیبان مثلث کوهستانی- اسانلو – ثقفی و" تشکل سراسری" شما به گوش ما نرسد،(طبق گفته مجری صدای آمریکا "... کانون مدافعان حقوق کارگر تشکلی است که شاید برای اولین بار در ایران بتواند آرزوی همه فعالین را بر اورده کند مبنی بر اینکه یک تشکل اتحادیه سراسری کارگری ایران را بوجود بیاورد..." در این گفته موارد بسیار مهم و ضد کارگری نهفته است اولا" این مجری طرحهای مورد پسند سرمایه داری تلاش میکند تاریخ جنبش کارگری را پنهان و محو کند چون قبلا" چندین بار تشکل سراسری کارگری که انقلابی و ضد سرمایه داری بود تشکل شده است چیزی که این مجری دوست ندارد کارگران آنها را بدانند، همچنین تشکل سراسری که صدای امریکا تاییدش کند معلوم است که چه تشکلی خواهد بود، اسانلو که از همان اول دروغ می گوید و از کارگران می خواهد سیاسی نباشند و انقدر به جلو می دود که از فعالین می خواهد دست از افشاگری علیه رفرمیسم بر دارند و او نیز تایید می کند که کانون چنین توانایی را دارد که تشکل سراسری بسازد یا خودش تبدیل به آن شود منتها نباید رفرمیسم ، اپورتونیست و غیره را نقد کرد چرا ؟ چون اگر نقد کنی معلوم است که چه چیزی نقد می شود آنچه که سرمایه داری تایید می کند و به آن امید بسته است نقد خواهد شد بنا براین بهتر است از قبل راه نقد بسته شود و موضوع همه با همی به جای همبستگی انقلابی کارگری جا زده شود، آری آقای ثقفی  جزئی ترین اخبار نیز به محض ورود به زندان دهان به دهان می گردد، و هر زندانی می داند هر خبر خاص را اول به کدام زندانی بگوید بنا براین هیچ احتیاجی به لپ تاپ و  یا موبایل نیست، که به گوش جمهوری اسلامی رسانده شود یا نیاز باشد ماموران امنیتی به جای زندانیان نقد بنویسند.
رابعا" با توجه به فرقه گرایی تحت کیش شخصیتی و فردگرایی در دنیای شما که احتیاج به جمع و گروه واقعی و دمکراتیک ندارید، اگر واقعا" قصد ایجاد تشکل کارگری داشته باشید لازم نیست که هر کس که عضو سندیکا یا کمیته کارگر ی است، از تشکل خودش جدا شود وبه شما پیوسته تشکل سراسری ایجاد کند بهتر است اگر شما واقعا" قصد ایجاد تشکل سراسری دارید همه تشکل های موجود را دعوت کنید چرا فقط برخی از اعضای کمیته هماهنگی که متاسفانه اکنون دچار مشکل شده است مورد توجه شما هستند؟
 اسانلو در صدای امریکا تشکیل شدن کانون را به ماجراهای سال 1383 وصل می کند ولی ما می دانیم این گفته کاملا" دروغ عمدی است تا سال 1385 شما هنوز در کمیته پیگیری حضور داشتید وتا زمانی که مجمع نیمه تمام کمیته پیگیری تشکیل نشده بود و شما بیانیه ضد پیگیری سه نفره خود را صادر نکرده بودید هیچ طرح و حرفی از تشکیل کانون در میان نبود شما حتما" به خاطر دارید که در سال 1386 سه نفر از طرف جمعی که می خواستید تشکل جدیدی بسازید که البته نامش هنوز کانون مدافعان کارگر نبود ( اگر اشتباه نکنم اسم پیشنهادی برای ان که هنوز تصویب نشده بود و در حد طرح بود چون هنوز تشکلی ایجاد نشده بود که نامش تصویب شده باشد به هر صورت فکر می کنم نامش بود" کانون مدافعین کارگری" ) در جلسه شورای همکاری که در منزل خانم محسنی بر قرار بود آمدند و از افراد حاضر در جلسه با توضیحاتی دعوت به شرکت در ساختن تشکل جدید کردند( من نیز در ان جلسه حضور داشتم) وقتی حاضرین در جلسه گفتند که به ما اجازه بدهید در جلسه بعدی این موضوع را به بحث بگذاریم و نتیجه را به شما بگوییم یکی از آن سه نفر گفت ما تشکل ها را به شرکت در تشکل جدید دعوت نمی کنیم بلکه از همه ی شما به عنوان افراد مستقل دعوت می کنیم ، در جواب یکی از حاضرین گفت همه ای افراد حاضر در اینجا عضو یک تشکلی هستند و به عنوان نماینده تشکل خود در این جلسه شرکت کرده اند و خود این جلسه متعلق به تشکلی به نام شورای همکاری است و شما برای گفتن حرف خود دو هفته قبل از شورای همکاری خواستید که زمانی برای شرکت شما در جلسه در نظر بگیرد و اکنون در جلسه نمایندگان هشت تشکل، تشکیل دهنده شورای همکاری غیر مستقیم اعلام می کنید هیچ کدام از تشکل های فوق را به رسمیت نمی شناسید و شورای همکاری را به رسمیت نمی شناسید و با عدم قبول  دعوت رسمی شورای همکاری از شما جهت حضور در شورای همکاری جهت اتحاد عمل، عملا" ما را به رسمیت نمی شناسید، اما در جلسه شورای همکاری از افراد متشکل در تشکل ها دعوت فردی می کنید این روحیه ضد تشکلی و اهانت به تشکل های موجود و اهانت به شعور نمایندگان تشکل ها است اگر می خواهید ما را به عنوان افراد دعوت کنید باید خارج از جلسه شورای همکاری باشد شما دچار تناقض هستید ،
آقای ثقفی شما هنوز هم دچار همان کیش فرد گرای و تناقض هستید که برای مثلا" ایجاد تشکل سراسری به جای اینکه رو به عموم ودعوت از همه تشکل های موجود استفاده کنید، دارید با دامن زدن به اختلافات یک تشکل موجود سو استفاده می کنید و نام عمل خود را ایجاد تشکل سراسری می گذارید این هنوز هم تناقض است، من بار ها اعلام کردم و باز هم اعلام می کنم برای ایجاد تشکل سراسری نمی توان تشکل های موجود را دور زد و با دامن زدن به اختلافات انها و انحلال انها تشکل جدید یا سراسری ایجاد کرد بلکه باید ضمن حفظ تشکل های موجود وبا ایجاد هییت های موسس اقدام به ایجاد تشکل های جدید کرد و با پیوند دادن تشکل های موجود فعلی و انهای که در اینده توسط هیات های موسس ساخته خواهند شد اقدام به ایجاد فدراسیون یعنی تشکل های سراسری نمود، هر راهی غیر از این خاک پاشیدن به چشم کارگران است،
آقای ثقفی عمل و گفته های شما بدون اینکه چنین هدفی داشته باشید کمک مستقیم و زیادی به جمهوری اسلامی می باشد.
خامسا" بنا به اظهارنظر همفکرانم گویا این نظرات برای اولین بار از طرف مهدی کوهستانی در سایت آزادی بیان چاپ شده است که سندش هم با امضای وی موجود است پس چرا باید زیر حرف خود بزنید،  جرأت داشته باشید روی نظرات خود بایستید .
آیا شما فراموش کردید حمله صد ها نیروی گارد ویژه و ماموران دیگر نهادهای امنیتی تحت فرمان و نظارت مسئولین سازمان زندانها، اداره اطلاعات و قوه قضائیه در یک طرح از پیش برنامه ریزی شده به بند 350 حمله کردند ، همه زندانیان را مورد ضرب و شتم قرار دادند بیش از 30 نفر زخمی شدند به انفرادی منتقل شدند و علیه شان پرونده سازی شد که یکی از انها بهنام ابراهیم زاده بود آیا شما نمی دانید برای چه هدفی چنین حمله ای صورت گرفت.
همه عالم و ادم می دانند که ماموران جمهوری اسلامی 17 دستگاه پارازیت انداز که یکی از انها برای یک شهرک 20000 نفری کفایت می کند دور تا دور سالن 12 گوهر دشت نصب کردند، آیا شما دلیل نصب چنین دستگاه ها را نمی دانید؟
آیا تاریخ جنبش انقلابی را که در درون ان بیژن جزنی در زیر بازجویی اقدام به هدایت هسته های چریکی کرده بود را فراموش کرده اید یا می خواهید بگویید بیژن هدایت نمی کرد بلکه ماموران ساواک این کار را می کردند، همان گونه که ماموران امنیتی نامه های مرا می نویسند؟
وقتی بیژن جزنی در ان شرایط می توانست چنان کاری را انجام بدهد چرا ما نباید بتوانیم با توجه به  انفجار تکنو لوژی یک نامه بنویسیم؟
من از زندان رجایی شهر اعلام می کنم خواهان حفظ یک پارچگی کمیته هماهنگی هستم و خواهان ایجاد اتحاد عمل بین تشکل های فعالین کارگری و تشکل های کارگری در راستای ایجاد هیت های موسس سندیکا ها وفدراسیون کارگری هستم.
برای درس گرفتن از این موضوعات و در پایان چند کلامی هم هر چند کوتاه با رفقای کاریزما دارم که در غالب جریانات و افراد به جای ارتباط زنده و سازمانگرانه با بدنه کارگری در محیطهای کار و زندگی شان به عنوان هویت اصلی اجتماعی طبقاتی مان و به جای ارتباط با برنامه با جنبش سوسیالیستی آگاهی و آگاه گرانه دانشجویی بعنوان ستون اصلی اشاعه کمونیسم، بعنوان علم رهایی بخش کارگران به اتصال ارگانیک این دو بخش( جنبش خود به خودی کارگری و جنبش سوسیالیستی ) اقدام کنیم، به کلام زیبای مارکس در مانیفست توجه کنید : " به جای نیازمندیهای حقیقی نیاز به حقیقت و به جای منافع پرولتاریا منافع ذات آدمی در قالب منافع خرده بورژوایی خود چسبیده از سازماندهی مشخص و عملی مبارزه کارگری طفره  می روند"

سخنم با شماست :

1-  آیا جنبش کارگری در عرصه سازماندهی تشکلهای پایدار به غیر از اتحادیه و حزب سیاسی سراسری درس دیگری افریده است ؟
چرا از ایجاد فدراسیون سراسری از طریق وحدت تشکلهای موجود و تمامی گرایشات صنفی – طبقاتی طفره می روید؟
2- چرا تشکلهای قانونی – نیمه علنی موجود را به جای سازماندهی سراسری از طریق عناصر پیشرو و تشکل سازی صنفی با طبقه کارگر به ارثیه پدری و دکان چند نفر کاریزما تبدیل کرده و برای حفظ امنیت آنها ازارتقاء ورشد تشکلهای موجود با نیروهای جدید به خاطر حفظ خانه نشینی آنها جلوگیری می کنید، در حالیکه با گسترش بی سابقه اعتصابات خودجوش و بدون سازماندهی بی برنامه گی و پراکنده هر روز بیشتر فرصت ها را از دست می دهیم  ولی در مقابل بی عملی ما خانه (مافیای) کارگران تجمع راه می اندازد و ... .
3- آنها که خود را نماینده سیاسی طبقه کارگر می دانند، چرا از مبارزه فکری با اپورتونیسم در اشکال گوناگون سوسیال دمکرات و انحلال طلبی طفره می روند . البته تا زمانی که ما ترکیب آگاهی و تشکل طبقاتی را به ابزار سازماندهی مبارزه ی طبقاتی و جنبش انقلابی کارگران در داخل ایجاد نکنیم  و به طور قائم به ذات در خدمت منافع فرقه ای خرده بورژوایی خود بدانیم به جای سازماندهی مبارزه فکری با انحرافاتی که در اطراف جنبش کارگری هستند، به دنبال هر کس و ناکسی می گردیم که فرقه ما را تأیید کرده و یا حداقل خنثی باشد، چه سولداریته سنتری و یا سوسیال دمکراتهای راست طرفدار خمینی و اصلاح طلب امروزو ... باشند مهم این است فرقه ما را تایید کنند در ان صورت دنباله رو او می شویم ، و اگر کسی ما را تایید نکرد یا نقد کرد او را بشدت منکوب کرده نوشته و گفته های او را به ماموران امنیتی مرتبط می دانیم،
اما تمامی رفقای آگاه گر و پیشروان کارگری طرفدار رهایی طبقه کارگر بدانند هیچ زمان مثل الان برای سازماندهی مستقل طبقاتی کارگران به خاطر اولا" رشد بی سابقه اعتصابات کارگری  ثانیا" رو شدن سیاستهای جناحهای مختلف سرمایه داری ثالثا" : پیوند راه حل کلیه مسائل و مشکلات اقتصادی اجتماعی مانند بهداشت ، درمان و آموزش و تحصیلات رایگان و ... با منافع طبقه   کارگر آماده و مهیا نبوده است .
پس به دور از هر گونه فرقه گرایی و دنباله روی از جنبش خود به خودی و قبول اختلافات موجود روی ایجاد فدراسیون سراسری کارگری از طریق تمامی تشکلهای موجود و گسترش فعالیت سازمانگرانه آنها در ایجاد هیئتهای موسس برای ایجاد سندیکا و اتحادیه و ... بدین منظور دست همیاری و همکاری به هم دهیم و نگذاریم  در صورت گشایش جو انقلابی عین سال 57 طبقه کارگر ایران دنباله رو جریانات سرمایه ساختی یا در حال ساخته شدن مانند مثلث کوهستانی- اسانلو - ثقفی دوباره به شکست کشانده شود .

شاهرخ زمانی  زندان گوهر دشت

21/9/1393

بیانیه حمایتی زندانیان گوهردشت

باید از خواسته های اعتصابیون ارومیه ، قزل حصار و بازگشت بهنام ابراهیم زاده به بند سیاسی حمایت کنیم

22 روز از اعتصاب غذای بیش از 28 نفر از زندانیان سیاسی کرد زندان ارومیه می گذرد و متاسفانه تا کنون حال یکی از آنها به گونه ای شد  که ناگزیر به بیمارستان برده شد .
همه ی کسانی که به دلیل محرومیتهای خود مجبور شدند دست به اعتصاب غذا بزنند می دانند این زندانیان چه سختی هایی را تحمل می کنند. زندانی تا مجبور نباشد برای رسیدن به خواسته اش این گونه سلامتی خود را به خطر نمی اندازد .
خواسته ی این زندانیان اعتصابی خواست تفکیک جرائم است که امری قانونی است و عدم تمکین در برابر آن اقدامی کاملا" غیرقانونی و ضدبشری است .
از دیگر سو بیش از 50 تن از زندانیان عادی قزل حصار در شرایط غیرانسانی حاکم بر روند دادرسی تا صدور حکم غیر انسانی اعدام در شرایط  اسفباری به سر می برند.

وضعیت کلی زندانهای ایران به گونه ای است که هر گاه بخواهند صدای خود را بلند کنند جز اعتصاب غذا  راهی ندارد این در حالی است که مجامع جهانی جز حرف هیچ اقدام بازدارنده ای در برابر این رژیم ضد حقوق بشری انجام نداده است و فقط به فکر منافع خود هستند و  هیچ برنامه عملی که رژیم را از لغو گسترده حقوق بشر بازدارد ندارد .
این در حالی است که امیر معزی پسر زندانی اعتصاب کننده غذا در قزل حصار را دو ماه پیش از زندان به بیرون می برند اما نام او در هیچ یک از بندها و نامه های زندانها وجود ندارد و ما به شدت نگران او هستیم .
همچنین حتما" از بهنام ابراهیم زاده فعال کارگری و حقوق بشری شنیده اید که به صورت کاملا" غیرقانونی به بند یک گوهردشت منقل شده و مجبور شده  دست به اعتصاب غذا بزند .
انتظار ما از هم میهنان گرامی و نهادهای حقوق بشری  حمایت از خواستهای قانونی همه ی این عزیزان است .

امضا کنندگان :

1- طبرزدی 2 - شاهرخ زمانی 3 – افشین فولادوند   4- خالد حردانی    5- افشین حیرتیان   6- ابوالقاسم فولادوند   7- رضا اکبری منفرد    8-  لقمان مرادی     9- زانیار مرادی  10- لطیف حسنی
11- ایرج حاتمی    12- فرید  حاجی مصلح       13- علیرضا فراهانی    14-  سعید شیرزاد   15- محمد نظری    16 – افشین بایمانی   17- اسدالله هادی  18 -کریم معروف عزیز  19- سعید ماسوری20- محمد جراحی 21- صالح کهندل



جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

احضار و بازجویی مجدد بهنام از سوی مسئولان زندان گوهر دشت

کميته دفاع از بهنام ابراهيم زاده

اطلاعیه شماره ۳۶ کمیته دفاع از بهنام ابراهیم زاده
احضار و بازجویی مجدد بهنام از سوی مسئولان  زندان گوهر دشت
کارگران ، تشکل‌های کارگری ، انسان‌های شریف و آزاده
همانگونه که مطلع هستید بهنام ابراهیم زاده از تاریخ ۱۲ آذرماه در اعتصاب غذا به سر میبرد و همین امر باعث وخامت حال جسمی‌ بهنام شده ، بهنام در تاریخ ۱۷ آذر ماه یعنی‌ ۵ روز بعد از اعتصاب غذا به حفاظت زندان احضار و مورد بازجویی مجدد قرار گرفت همچنین در روز‌های ۱۷ و ۱۸ آذر ماه به بهداری زندان احضار شد و از او خواستند که اجازه دهد تا به او سرم وصل شد اما بهنام به مسئولان بهداری اجازه این کار را نداد و روز ۱۹ آذر ماه هم که مجددا او را به بهداری احضار کردند بهنام دیگر به بهداری هم مراجعه نکرد.
بهنام روز گذشته ضمن تماس تلفنی که با خانواده خود دشت اعلام کرد اگر تا ۲۸ آذر ماه مسئولان زندان با خواسته‌های بهنام موافقت نکنند بهنام دست به اعتصاب غذای خشک خواهد زد. 
کمیته دفاع از بهنام ابراهیم زاده ضمن محکومیت این حرکت ضدّ کارگری و ضدّ انسانی‌  مسئولان زندان گوهر دشت خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط بهنام ابراهیم زاده و کلی‌ کارگران زندانی و زندانیان سیاسی است.   
بیست و یکم آذر ماه ۱۳۹۳
شماره تلفن سخنگوی کمیته دفاع از بهنام ابراهیم زاده آقای محمود صالحی ٠٩٣۵٧٣۵٣۴١٢



k.d.behnam.ebrahimzadeh@gmail.com
komitehbehnam1.blogfa.com

پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

کانون مدافعان حقوق کارگر چرا از میان دهها نقد فقط نوشته شاهرخ را جواب داده است ؟

ما نوشته یا جوابیه کانون مدافعان حقوق کارگر به نقد شاهرخ زمانی را به این دلیل در وبلاگ کمیته حمایت منتشر می کنیم که مربوط به شاهرخ و نوشته ایشان است و جوابیه ای به نوشته شاهرخ می دانیم و چون دفاع از شاهرخ را وظیفه خود می دانیم مواردی را در جهت روشن شدن مسائلی بعنوان توضیح در زیر ارایه می دهیم، که شاید اعضای کانون به اشتباه مسئولین کانون پی ببرند و از ادامه راهی که شروع کردند منصرف شوند و از کانون نیز می خواهیم حقوق دمکراتیک و موضوع خود کانون که دفاع از کارگر می باشد و با توجه به اینکه شاهرخ یک کارگر است با منتشر کردن نوشته شاهرخ در سایت کانون این ادعا مدافع کارگر بودن را با عمل به وظیفه تعیین کرده برای خود به اثبات برسانند.

کانون مدافعان حقوق کارگر چرا از میان دهها نقد فقط نوشته شاهرخ را مثلان "جواب" داده است ؟

چون مطلب یا جوابیه و یا نقدی که "کانون مدافعان حقوق کارگر" به نقد شاهرخ زمانی اشاره مستقیم کرده است و از بین دهها نقد دیگر به هیچ کدام اشاره مستقیم و واضح نکرده است ، چرا؟

ما فکر می کنیم تشخیص مسئولین کانون این است که به  افرادی که دست و بالشان باز است نباید جواب یا به قول معروف گیر بدهند چون انها دلیل و مدارک بسیاری دارند که می توانند از تشکیل شدن و از اهداف تشکیل شدن کانون موارد بسیاری و اینکه چرا قبل از تشکیل کانون مدافعان حقوق کارگر قرار بود نام دیگری داشته باشد ولی هنوز تشکیل نشده عده ای از افرادی که می خواستند تشکیلش بدهند مانند آقای فرج اللهی و ... از آقای ثقفی انشعاب کردند چون همه ی افراد در حال مباحثه و تبادل نظر بودند که نا گهان آقای ثقفی موجودیت تشکل را اعلام کرد و وقتی بقیه به او اعتراض کردند ایشان جواب داد که ما کانون را تشکیل دادیم شما هم بروید یک تشکل دیگر تشکیل بدهید، در آن زمان همه فعالین در تعجب بودند که آقای ثقفی تمام مانور هایش و خودی نشان دادن هایش به امید و با تکیه به افرادی بود که اکنون انها را دور زده است البته خیلی زود علت عجله آقای ثقفی در اعلام موجودیت کانون بدون اتمام مباحثات و دور زدن رفقایش معلوم شد ایشان به نشست تشکل های کارگری در کانادا دعوت شد بعنوان نماینده کانون مدافعان حقوق کارگر ، مشخص شد که شرط دعوت شدنش به کانادا عضویت در یک تشکل است که تمام اختیارش در دست آقای ثقفی باشد و دوستانش با طولانی کردن بحث ها جهت تشکیل چنین تشکلی بدون اینکه بدانند داشتند شانس دعوت شدن آقای ثقفی به کانادا را می سوزاندند، شاید دعوت کنندگان این بار به ایشان گفته اند بهتر است با عنوان نماینده و عضو تشکل سراسری دعوت شوی و در نتیجه اسانلو و دیگر طرفدارانش دارند زمینه را آماده می کنند. یا کارهای که آقای ثقفی در جلسات مشورتی کمیته پیگیری انجام می داد تا نگذارد کمیته پیگیری دو باره متشکل شود یا بیانیه سه نفره آقایان ثقفی ، دیوارگر و فرجی اللهی در رابطه با زمین گیر کردن کمیته پیگیری و یا مسافرت های آقای ثقفی  به عنوان نماینده کارگران به کانادا و دهها موضوع دیگر را می دانند که اگر کانون یا آقای ثقفی بخواهند مانوری در مورد نقد های شده بدهند ممکن است برای شان گران تمام شود،اما با وانمود کردن اینکه شاهرخ در زندان است دسترسی به اخبار ندارد و نمی تواند نقدی بنویسد بنا براین نقد فوق را به طور ضمنی به پلیس سیاسی و ماموران امنیتی جمهوری اسلامی منتصب می کنند تا از این طریق هم خود را انقلابی جا بزنند و هم اثر نقد را از بین ببرند، ما اعضا کمیته حمایت از شاهرخ زمانی اصالت نگارش آن نقد از طرف شاهرخ را تأیید می کنیم و شیوۀ شناخته شدۀ منسوب کردن هر نقد یا مخالفتی را به دشمنان و دستگاه های امنیتی را مکررا افشا می کنیم و اعلام می داریم که آقای ثقفی شخصا" و صد در صد می داند که این نوشته متعلق به خود شاهرخ است چون پیام مستقیم وی را آقای ر. د به ثقفی رسانده است.

کانون در شکستی که در طرح جا زدن خودش همراه با چند نفر دیگر به کمک تبلیغات گروه اسانلو به عنوان تشکل کارگری و سراسری به هر خار و خاشاکی دست می زند تا شاید فرجی کسب شود از این جهت است، که می خواهد با نقد نظرات شاهرخ با یک تیر سه نشان بزنند از یک طرف مثلا" اعلام کند بیرونی ها یا داخلی های با نام مستعار برای ما مهم نیستند و ربطی به جنبش کارگری ندارند ،که به نوشته هایشان جواب بدهیم و از طرف دیگر بگویند نقد از طرف شاهرخ نیست و از طرف سوم بگویند ما به نقد ها جواب دادیم ،

اما واقعیت امر اینکه تا زمانی که کانون خود را به عنوان تشکل فعالین مدافع کارگران می شناسد یا معرفی می کند می توان پذیرفت ولی زمانی که کانون بخواهد با این بهانه که چند نفر از اعضای کمیته هماهنگی را که اکنون دچار مشکل شده است شکار کرده خود را به عنوان تشکل سراسری کارگران جا بزند نمی توان سکوت کرده و اجازه داد در آینده آقای ثقفی خود را مانند مسافرتش به کانادا این بار به عنوان فرستاده تشکل سراسری کارگران ، نماینده کارگران ایران قالب کند همان گونه که حدود 6 یا 7 سال قبل بعنوان فرستاده کانون فوق خود را نماینده کارگران ایران اعلام کرده بود در نتیجه نباید اجازه داد جنبش کارگری دو باره، از طرف یک نفر گزیده شود. در جنبش کارگری باید هر فردی و فعالی جایگاه خودش را بشناسد تشکلهای فعالین حق ندارند خود را تشکل کارگری معرفی کنند و افراد غیر کارگر می توانند مدافع باشند ولی نمی توانند خود را نماینده کارگران یا کارگر معرفی کنند ، آقای ثقفی باید بداند ایشان می توانند بگویند مدافع کارگران و طبقه کارگر است ولی ایشان خودش نه تنها کارگر نیست بلکه نه در بخش تولیدی قرار دارد و نه در بخش خدمات بلکه یک روشنفکر است و از نظر مناسبات تولیدی نیز مالک ابزار تولید است در حالی که کارگر کسی است که مالک ابزار تولید نیست،

شاهرخ زمانی در نوشته خود در رابطه با  موضوع تشکل سراسری کارگران هیچ گونه فحش یا توهنی به  کسی نکرده است بلکه در رابطه با، رابطه فکری و جایگاه اجتماعی آقای ثقفی و مسافرت های ایشان به کانادا و دعوت های که از طرف افراد شناخته شده از ایشان شده بود و اینکه کانون نمی تواند ادعا کند که مستقل از آقای ثقفی است نزدیکی گرایشی آن را به سولیداریته سنتر بر مبنای سنخیت فکری و جایگاه اجتماعی آقای ثقفی و مسافرت های آقای ثقفی بیان کرده است ، که برای اثبات چنین برداشتی دلیل و مدارکی وجود دارد. لازم به ذکر است که پیام آقای ثقفی به دوستان شاهرخ که از آنها خواسته بود به شاهرخ بگویند که نقدش را پس بگیرد،( این پیام که به دست ما نیز رسید نشان می دهد که آقای ثقفی می دانست نقد شاهرخ واقعا" از طرف خود شاهرخ است اگر آقای ثقفی به این موضوع اشراف نداشت دلیلی وجود نداشت که پیام به شاهرخ بفرستد که از دوستانت بخواه مطلب را بردارند) که در آن پیام شاهرخ زمانی را تهدید کرده بود که اگر نقد خود را پس نگیرد علیه شاهرخ زمانی اقدام خواهیم کرد،( که نقد اخیر بخشی از آن اقدام است که در تهدید هایشان گفته بودند و جالب است خود صد درصد می دانند نوشته متعلق به شاهرخ است اما ان را بطور ضمنی به ماموران منتصب می کنند ، باید گفت احسنت به کانونی که این چنین مدافع کارگر است که به خاطر منافع شخصی و ناتوانی در جواب دادن به نقد، نوشته یک کارگر را به ماموران منتصب می کند.)

شاهرخ در مقابل تهدید های آقای ثقفی توسط چند نفر از جمله آقای ر.د پیام فرستاده به ایشان که "من در مقابل به خطر افتادن منافع طبقه کارگر هر گز سکوت نمی کنم هر کسی باشد نقدش می کنم حتی اگر به قیمت جانم تمام شود" ، همه اینها را آقای ثقفی خوب می داند ولی راهی را شروع کرده است که یا باید خودش خویش را نقد کند و از انحراف برگردد یا مجبور است به سیم آخر بزند. سوالاتی که شاهرخ در نوشته اش پرسیده ، ولی کانون حاضر نیست به آنها پاسخ بدهد ، عبارتند از :

1 - موضوع کانون دفاع از حقوق کارگر است ، آیا تهدید یک کارگر در زندان ( تهدید شاهرخ زمانی) انجام رسالت و وظیفه از طرف کانون است؟

2 - در هر حال کانون مدافعان کارگر در جوابیه ای که به نقد شاهرخ نوشته است به هیچ عنوان به مقوله ها و مفاهیم اصلی بیان کرده شاهرخ از جمله اینکه تشکل سراسری چگونه باید تشکیل شوند و یا به سوالات شاهرخ از جمله سوالات زیر جواب نداده است :

3- ایجاد تشکل های سراسری (اتحادیه ها  و فدراسیون سراسری و حزب طبقه کارگر) چگونه و با کی ؟

4 - آیا جنبش 200 ساله کارگری غیر از اتحادیه های سراسری و یا حزب سیاسی ظرف دیگری برای تشکل یابی صنفی – سیاسی کارگران در بعد سراسری تعریف کرده است؟

5 - در چنین وضعیتی سوال اساسی این است که آیا علی رغم ضرورت  کاری تبلیغی ، ترویجی و سازمانگرانه برای ایجاد و گسترش تشکل های پایدار ما کارگران، و رفتار با دشمنان قسم خورده کارگران از هر جناحی که اکنون بر علیه ما بسیج شده اند، این است که با آنها دست دوستی بدهیم ؟
6 - آیا با خاک پاشیدن به چشم پیشروان کارگری تازه کار و کم اگاه و نمک پاشیدن بر زخم پیشروان سابقه دار و با تجربه به جایی شناساندن دو ستان و دشمنان شان و کمک به انحرافات جنبش کارگری همین کارگران یقه ما را  در اینده ول خواهند کرد؟

در نوشتۀ کانون یک مغلطۀ آشکار و زیرکانه ای هم بکار رفته است که باید به آن هم پرداخت: آن برنامۀ صدای آمریکا از سری معرفی سازمان های مدنی که نام برده نبود، موضوعش معرفی کانون مدافعان نبود، بلکه مصاحبه ای با اسانلو پیرامون "پروژۀ ایجاد تشکل سراسری" بود که او هم با توجه به سابقۀ عضویتش در آن کانون، در  تعریف و تمجید و مطرح کردن کانون و متولّیش آقای ثقفی، سنگ تمام را گذاشت. و حال کانون با این مغلطه می کوشد که این سئوال بجا را که "پروژه ای" که هنوز نه به باره، نه به داره،  صدای آمریکا آن هم از زبان اسانلو مبلغ و مدافعش می شود را زیر سرپوش قرار داده و منحرف نماید،
لازم است به ترفند کانون در جواب دادن به نقد ها که از یک طرف بصورت ضمنی نوشنه شاهرخ را به ماموران امنیتی منتصب می کند از طرف دیگر به جلو دویده موضوع کمپین اسمیر را پیش می کشد و شرحی از معنا و مفهوم کمپین فوق ارایه می دهد و می گوید :
" نکته‌ی بارز تمام این گونه نوشته‌ها، استفاده از کلمات سخیف و ناسزا، توهین، تکرار اتهام‌هایی بدون مدرک و دلیل و… است. شیوه‌ای که در بازجویی‌ها و نشریاتی مانند کیهان به کرات از آن استفاده می‌شود.
این شیوه‌ی مرسوم رسانه‌های سرمایه‌داری است. چیزی که تحت عنوان کمپین اسمیر** معروف است "
کاملن نشان می دهد که آنچه می گوید در خود اوست، اولان مقاله آقای ثقفی را رسانه ای سرمایه داری ( تلویزیون صدای امریکا) تبلیغ می کند در حالی که نوشته شاهرخ را سایت های کارگری منتشر می کنند دوما" این کانون است که آگاهانه دروغ می گوید  که نوشته شاهرخ نیست و آن را منتصب به ماموران امنیتی می کنند،حال باید دید چه کسانی کمپین اسمیر را پیش می برند ، سوم اینکه انچه در بالا ما بیان کردیم برای تمامی انها دلیل و شاهد داریم.
ما از کانون مدافعان کارگر می خواهیم اگر خود را دمکرات می دانند طبق عرف دمکراتیک قبل یا بعد از نقد خود، نوشته شاهرخ را نیز منتشر کنند.

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
20/9/1393


در زیر جوابیه کانون به  نوشته شاهرخ زمانی آورده می شود.

نکاتی پیرامون وقایع اخیر در ارتباط با تشکل سراسری

کانون مدافعان حقوق کارگر
December 10, 2014
در چند هفته‌ی اخیر هجمه هایی علیه کانون مدافعان حقوق کارگر و دست اندرکاران آن به راه افتاده است. مرکز این بحث‌ها مقاله‌ای است که با نامی مستعار و غیر واقعی، در وبلاگی تازه ساخته شده که گویا صرفا برای انتشار این مقاله ساخته شده است و در آن با مشتی دروغ و افترا، به جد تلاش شده که به بدبینی و افتراق در جنبش کارگری دامن زده شود.

تا به حال کانون مدافعان حقوق کارگر به هیچ یک از این گونه فحش‌نامه‌ها و… هیچ پاسخی نداده و در آینده هم نخواهد داد. چرا که معتقد است که هیچ دلسوخته‌ی واقعی جنبش کارگری و هیچ مبارز انقلابی این شیوه‌ها را به جای نقد علمی به کار نمی‌برد و انتشار این نوع نوشته‌ها از شیوه های نهادهای امنیتی سرمایه داری است که از هراس ایجاد همگرایی در بزنگاهی منتشر می‌شود که کارگران ایران تحت فشارهای زیاد، آگاهانه اعتراضات و مبارزاتشان را علیه خصوصی‌سازی، استثمار و غارت اموال و دسترنجشان دو چندان کرده‌اند و بحث تشکل سراسری کارگری می‌تواند در ایجاد همگرایی میان این تلاش‌ها موثر باشد.
در یکی از آخرین این نوع نوشته‌ها، که نامه‌اي منتسب به آقاي شاهرخ زماني است و به ظاهر از زندان رجائي‌شهر پخش شده است، مطالبی علیه کانون مدافعان حقوق کارگر آمده که لازم است به نکاتی اشاره شود. هر چند بعید می‌دانیم که یک زندانی کارگر با چنین ادبیاتی نقد خود را بیان کند.
اولین سوالی که با دیدن این نامهمنتسب به یک زندانی پیش می‌آید این است که زندانیان سیاسی و کارگری در زندان گوهردشت که تبعیدگاه است و از نظر امکانات رفاهی و بهداشتی و غذایی نسبت به زندان اوین بسیار عقب مانده‌تر است، چگونه دسترسی به ماهواره‌ها و برنامه‌های صدای امریکا دارند؟ این دلیلی است که صحت نامه را زیر سوال می برد.
در این نامه آمده كه: “مصاحبه صدای آمریکا با منصور اسانلو و تعریف و تمجید از کانون مدافعان حقوق کارگر به عنوان شعبه‌ای از سولیداریته سنتر توسط صدای امریکا در شرایطی اتفاق می…..”
1-
گويا صداي آمريكا برنامه‌اي را براي معرفي نهادهاي مدنی دارد که چند برنامه را هم به معرفی نهادهای كارگري اختصاص داده که در قسمت‌های قبل به معرفي سنديكاي واحد و اتحاديه آزاد كارگران پرداخته و یک قسمت هم به كانون مدافعان حقوق كارگر اختصاص داده است.
لازم به ذکر است که اين گونه برنامه‌ها با تصميم فعالان كارگري ساخته نمی‌شود و هیچ یک از اعضای کانون نیز در این برنامه شرکت نداشته‌اند. به طور قطع معرفي یک نهاد یا تشکل از اين رسانه و رسانه‌های مشابه نمي‌تواند به مفهوم وابستگي آن نهاد به كشورهاي سرمايه‌داري باشد. پیش از این هم نهادهائي همانند كانون نويسندگان، اتحادیه آزاد و سندیکای شرکت واحد يا سازمان‌هاي سياسي و اجتماعي ديگر بارها از جانب اين رسانه ها معرفي شده‌اند، سازمان‌هایی که هیچ کس در مستقل بودن آنها شکی ندارد.
2-
اقاي اسانلو يكي از افراد موسس كانون مدافعان حقوق كارگر در ابتداي تاسيس اين كانون بودند؛ هم زمان رئيس سنديكاي شركت واحد هم بوده‌اند و در آن زمان از فعالان سر شناس جنبش كارگري بودند و در سال‌هايی که حکم خود را در زندان سپری می‌کردند از حمایت همه‌ی فعالان داخلی و خارجی برخوردار بودند، همانند آقای شاهرخ زمانی و دیگر زندانیان سیاسی و کارگری. در حال حاضر ايشان هيچ رابطه‌اي با كانون ندارند و بر مبناي مصوبات كانون مدافعان حقوق كارگر، این تشکل هیچ عضو خارج از کشور ندارد.
علاوه بر آن مواضع ايشان به خصوص بعد از خروج از ایران در ارتباط با زير سوال بردن مبارزه طبقاتي، با مواضع كانون خوانایي ندارد. خود ايشان هم در اين برنامه از كانون انتقاد كرده‌اند كه در مواضع اخير خود با رفرميسم و سكتاريسم مرزبندي كرده است. اين امر خود بيانگر فاصله بيشتر ايشان از مباني نظري كانون مدافعان حقوق كارگر است و علاوه بر آن، همكاري ايشان با برخي نهادهاي وابسته به سرمايه‌داري با مواضع كانون كه در نوشته‌ها و بيانيه‌هاي آن منعكس است، در دو وجه متضاد قرار دارد.
یکی دیگر از مواردی که در بسیاری از این نوشته‌ها از جمله نوشته منسوب به آقای شاهرخ زمانی آمده، وابستگی کانون به سولیداریته سنتر است.
كانون مدافعان حقوق كارگر بر اساس مصوبات خود هيچ گاه و در هيچ زمانی، هيچگونه وابستگي و كوچكترين ارتباطي با نهادهاي وابسته به سرمايه‌داري نداشته است. اين امر جدا از مصوبات، جزء اعتقادات اعضاء كانون است و در افشای چنین نهادهایی همیشه پیشگام بوده است. (مراجعه شود به راه آینده * شماره 3، آذر 85 که طی مقاله‌ای برای اولین بار نهاد سولیداریته سنتر و خطرات آن برای جنبش کارگری در ایران منتشر شد همین طور سایر مقالات منتشر شده در سایت کانون، مانند مقاله‌ی جنبش کارگری عراق، کنفرانس لیبراستار درترکیه و…)
کانون مدافعان حقوق كارگر هيچگاه و به هيچ عنوان هيچ گونه كمكي از خارج كشور دريافت نكرده و تمام هزينه‌های خود را با اتكاء به حق عضويت و كمك‌هاي اعضاء فراهم كرده و به جد اعلام می‌کند هر كس، در هر كجا، هر گونه مدركي بر خلاف آن دارد حتما موظف است رو به جنبش كارگري ارائه دهد. 
نکته‌ی بارز تمام این گونه نوشته‌ها، استفاده از کلمات سخیف و ناسزا، توهین، تکرار اتهام‌هایی بدون مدرک و دلیل و… است. شیوه‌ای که در بازجویی‌ها و نشریاتی مانند کیهان به کرات از آن استفاده می‌شود.
این شیوه‌ی مرسوم رسانه‌های سرمایه‌داری است. چیزی که تحت عنوان کمپین اسمیر** معروف است و یکی از شگردهای رسانه‌ای برای نابود کردن مخالفان است.
کانون مدافعان حقوق کارگر با این اعتقاد که نقد علمی اقدامات و تلاش های انجام شده در مسیر این همگرایی می‌تواند راهگشا باشد از همه‌ی کسانی که متعهدانه به جنبش کارگری ایران پای‌بند هستند می‌خواهد با دوری گزیدن از این گونه بحث‌های انحرافی، به نقد واقعی و علمی نظرات و عملکردها بپردازند.
تنها این گونه است که نهادهای امنیتی بار دیگر در خواهند یافت که با استفاده از این حربه‌ها نمی‌توانند مانعی در سر راه جنبش کارگری ایجاد کنند. بحث‌هایی مانند ضرورت ایجاد تشکل سراسری، نقش نهادهای سرمایه‌داری مانند سولیداریته‌سنتر، بنیاد سورس و… در به انحراف کشاندن این مبارزات و شیوه‌های آنها که کانون و دست اندرکاران کانون از اولین کسانی بودند که به جد در این زمینه کار کرده و خواهند کرد.
کانون مدافعان حقوق کارگر از انتشار مطالب و نقدهای علمی و مستند تمام فعالان کارگری استقبال می‌کند و در انتشار آنها همکاری خواهد کرد.
______________________________________________________________
*
راه آینده نشریه ای به سردبیری علیرضا ثقفی که در سال 85 و 86 منتشر و بعد از 8 شماره توقیف شد.
**
کمپین اسمیر یک تاکتیک بسیار پیچیده و بین المللی کار ساز و تاثیرگذار برای بدنام و از بین بردن آرا یک شخص یک گروه سیاسی است. یک حمله سیاسی بسیار کثیف،غیر اخلاقی، غیرمنصفانه و غیر واقعی است. کمپین اسمیر برای بی اعتبارکردن اشخاص سرشناس و معتبر و حتی برای اشخاص عادی نیز استفاده می‌شود. تاکتیک اسمیر از گفتمان عادی متفاوت است و بحث مربوط به مسائل و مباحث خاص مطرح شده را تحمل نمی کند.
در کمپین اسمیر اغلب از حمله شخصی در قالب شایعات اثبات ناپذیر و تحریف، جعل حقایق، و یا حتی دروغ آشکار استفاده می شود.هدف اسمیر منحرف کردن توجه عموم از موضوع اصلی مورد بحث و انتقال آن بر روی یک فرد یا گروه خاصی است.
تاکتیک اسمیر معمولا برای تضعیف استدلال موثر یا نقد استفاده می شود. تاکتیک اسمیر با وجود این که شکل ریاکارانه گفتمان است، اما بسیار معمول است. به عنوان مثال می توان به قضیه رالف نیدر اشاره کرد که در سال 1960قربانی این تاکتیک کثیف شد. در اوایل ماه مارس سال 1966، چندین رسانه، از جمله نیویورک تایمز، گزارش داد که جنرال موتورز سعی کرده بود به شیوه های مختلف نیدر را بی اعتبار کند، مانند استخدام کارآگاه خصوصی،بررسی گذشته نیدر و استخدام روسپی برای به دام انداختن او تا موقعیت او را به خطر اندازند. نیدر از این شرکت برای تجاوز به حریم خصوصی شکایت کرد و پرونده با $284000حل و فصل به نفع وی حل وفصل شد

سه‌شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

در زندان گوهر دشت جوان سی ساله دچار ایست قلبی شد

روز 18 9/1393 شهرام پور منصور جوان 30 ساله که زمان دستگیری 15 ساله بود، و محکوم به حبس ابد است پس از احضار به حفاظت اطلاعات زندان گوهر دشت و تحت فشار و تهدید های معاون رحیمی رئیس حفاظت اطلاعات دچار ایست قبلی شد، و در ساعت 11 شب اورژانسی به بیمارستان منتقل شد، لازم به ذکر است که شهرام طی 15 سالی که در زندان می باشد در بدترین شرایط روحی و جسمی قرار داشته است ، علی رغم اینکه او یک نوجوان بود دارای مشکلات عدیده دوران نوجوانی را داشت در زندان نیز گرفتار شکنجه های مختلفی شده بوده است همچنان که در عرف زندانهای ایران زندانیان حبس ابد پس از 10 الی 12 سال با شرایط مختلف ازاد می شوند ولی در زندان گوهر دست علاوه بر شهرام پور منصور دهها زندانی دیگر نگهداری می شوند که از 15 تا 21 سال در زندان هستند و همچنان در وضعیت مرگ تدریجی قرار دارند.

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

18/9/1393

دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

پیام شاهرخ زمانی به دانشجویان : از زندان گوهر دشت کرج


حماسه 16 آذر، اوج پیوند آگاهانه جنبش سوسیالیستی دانشجویی با جنبش کارگری – دمکراتیک گرامی باد
61 سال پیش در چنین روزی،( 16 آذر 1332) حکومت وابسته سلطنت پهلوی برای تثبیت نظام سرمایه داری وابسته ایران ، رزم انقلابی ضد سرمایه داری دانشجوی تحت رهبری دانشجویان سوسیالیست طرفدار طبقه کارگر که اعتراض به کودتای ننگین 28 مرداد بود را به خاک و خون کشید، و رفقای کمونیست مصطفی بزرگ نیا و مهدی شریعت رضوی  و مبارز ملی احمد قندچی، قهرمانان در خون خود غلطیده و سرود مرگ سرخ برای رهایی ستمدیدگان را در صفحات زرین تاریخ به ثبت رسانده و اصل تاریخی معاصر را تکرار کردند که بدون مشعل فروزان کمونیسم علمی بعنوان علم شرایط رهایی کارگران و ستمدیدگان هیچ جنبشی را سرانجام خوشی نیست.
بله!!!
جنبش آگاهانه سوسیالیستی عمدتاً در دانشگاه ها و جنبش مبارزاتی مستمر کارگران در مراکز تولیدی دو نیروی سازنده ابزاری هستند که هموار کننده راه آزادی می باشد، و این ابزار حزب طبقه کارگر است که می تواند با سازماندهی و هدایت طبقه کارگر و نیروهای همپیمان آن چنان قدرت و توازونی را نسیب کارگران کند که طبقه کارگر ستم و بهره کشی را از جامعه محو کرده و حاکمیت شورایی و دمکراتیک کارگران را مستقر نماید.
از طرف دیگر، در جامعه سرمایه داری بر اساس تضاد آشتی ناپذیر طبقاتی بین کار و سرمایه و یا مقابل ستم سرمایه داری ، بدیل سوسیالیستی قرار دارد، همچنین جنبش آگاه گرایانه دانشجویان تنها راه آزادی را در سرنگونی نظام سرمایه داری و رسیدن به آگاهی سوسیالیستی جهت نجات کل جامعه و ایفای نقش تاریخی انقلابی طبقه کارگر در انهدام ارتجاع (انواع حاکمیت سرمایه دار) و ایجاد جامعه  شورایی سوسیالیستی است که مجموعا" در خدمت نجات کل بشریت می باشد.
در دهه سی جنبش دانشجویی با چنان گستردگی کمی و کیفی دارای توازن قوا بود که دانشجویان با 30 در صد عضویت در حزب کارگری و 50 در صد در نقش سمپاتی، برای مبارزات کارگری کمک مالی جمع می کردند، دانشجویان منشاء حمایت و پشتیبانی زیادی برای کارگران بودند. تحت فعالیت جنبش دانشجویی و پیوند آن با جنبش کارگری بود که طبقه کارگر ایران به حد بسیار بالایی سازمانیافته گی دست یافته بود که درهیچ مقطع تاریخی دیگر طبقه کارگر به این درجه از سازمان یافتگی سیاسی - تشکیلاتی نرسیده است. بطوری که طبقه کارگر دستاوردهای بسیار مهمی کسب کرد. از جمله تحصیل آزادی بیان، قلم، اعتصاب، اتحادیه های سراسری، حزب کارگری، آزادی احزاب ، مطبوعات،خلع ید از شرکت های آمپریالیستی و تحمیل مترقی تر قانون کار در خاورمیانه به سرمایه داری در سال 1325 و دیگر خواسته ها. اما متاسفانه بعلت خط اپورتونیستی و سازشکارانه و دنباله روانه حزب توده بقول رفیق شهید خسرو روزبه که حزب توده " حزب رفرم بود، نه حزب انقلاب"  و بقول رفیق بیژن جزنی که" وقتی در مسکو باران می بارید اینها در تهران چتر بر می داشتند" توده ی ها به جای سازماندهی انقلاب و نابودی ریشه استبداد و بهره کشی به دنبال وزیر و وکیل و زیست مسالمت آمیز بودند، در نتیجه طبقه کارگر علیرغم وجود خصلت ها، شرایط و تجربیات مبارزاتی غنی نتوانست به وظیفه تاریخی خود عمل کند. اما تجربیات بسیاری به عنوان چراغ راه مبارزه بر جای گذاشت.
و اکنون در مقابل جنبش دانشجویی انقلابی، دانشجویان متشکل زیر نظر حکومت سرمایه داری اسلامی به شکل شبه فاشیسم عریان در شکل لباس شخصی ، حراست ، بسیج و روی دیگر آن، اصلاح طلب در خدمت بقای نظام بهره کشی، استبداد وسرمایه داری می باشند.
اصلاحات به زبان ساده یعنی آرایش و بزک چهره کریه دیکتاتوری ، استثمار و سوپاپ اطمینان در مقابل طغیان و انقلاب اجتماعی جهت جلو گیری از حاکمیت بلا واسطه کارگران در تعیین سرنوشت سیاسی - اجتماعی است، اصلاحات با دروغ و فریب و نیرنگ خود را بعنوان بدیل خوب و دمکراتیک نظام سرمایه داری به جای شکل دیکتاتوری آن تبلیغ می کند، تا سرمایه داری بتواند مبارزات ستمدیدگان را از مسیرنجات و تعین سرنوشت به دست خودشان در آغاز راه منحرف کند، تا کارگران و ستمدیدگان نتوانند از طریق ارگان های توده ای (یعنی شوراها، کمیته ها و اتحادیه ها و سندیکاهای انقلابی) خود را نجات دهند،. و بالاخره اینکه در قالب اصلاح طلبی هرگونه مشی سیاسی - انقلابی را در رسیدن به شرایط اعتلای انقلابی و تبدیل به استراتژی رهای بخش را با انتخابات و انقلابات مخملی(رژیم چنج) نفع کرده و نفع می کنند، دانشجویان انقلابی وظیفه و رسالت تاریخی دارند که ضمن رهبری و هدایت جنبش دانشجویی، همه موارد گفته شده در بالا را افشا کرده و مانند جنبش دانشجویی دهه های سی و چهل در خط انقلابی و حمایت از جنبش و طبقه کارگر قرار گرفته و حرکت کنند که طبق تجریه تاریخی این تنها راه دست یابی به آزادی و مطالبات انسانی و انقلابی است ، خوشبختانه شرایط بحران انقلابی حاکم علیرغم نبود آلترناتیو انقلابی، اما باتجربه عملی خود ستم کشان و زحمتکشان و با روی کار آمدن اصلاح طلبان در انتخابات مهندسی شده ضد مردمی، چهره ریا کاری و سازشی آنها افشا شده و وعده وعیدهای گوناگون خاتمی، احمدی نژاد و اکنون حسن کلید با تشدید شدید و تصاعدی بهره کشی و سرکوب در جهت بقاء نظام سرمایه داری توسط آنها برای مردم مشخص شده است و تحت  فشار و شفافیت افشاگرانه خود جوش عمومی مافیای ثروت و قدرت حاکم نیز کاملا" آبرو باخته است. در چنین  شرایطی جنبش انقلابی - دانشجویی براحتی می تواند با سازمانیابی دقیق و با سرعت وظایف و رسالت انقلابی و سوسیالیستی خود را و کمک در جهت ایجاد سازمان سیاسی طبقه کارگرانجام دهد.
برای جنبش آگاهگرایانه دانشجویی حد وسطی وجود ندارد. یا با درک نیاز کل جامعه به اندیشه رهایی بخش سوسیالیستی در جهت آزادی طبقه کارگر و کل بشریت به صفوف انقلابی طبقه کارگر بپیوندد، و یا در جهت رعایت منافع خورده بورژوایی و بورژوایی در صف سرمایه داری  مانده  مدافع سرمایه داری باشد.
اول، ما باید بر خلاف دشمن و نیرو های جیره خوار آن که سوسیالیسم علمی و مارکسیسم را تحریف می کنند، باید بدانیم جهت همکاری و ایجاد پیوند و ارتباط ارگانیک چه مسائلی را باید رعایت کنیم و بدانیم که تئوری پیگیرانقلابی حامل بزرگترین اندیشه های تاریخ بشری یعنی فلسفه آلمان، اقتصاد انگلیس ، سوسیالیسم فرانسه است، شناخت تئوری مبارزات طبقات اولین قدم جهت درک قهر انقلابی و نجات از سیستم ستمگرانه حاکمیت طبقاتی سرمایه داری و رسیدن به جامعه کمونیستی عاری از طبقات می باشد. بزرگترین کشف مارکس در جهت شناخت نظام مناسبات تاریخی جوامع بشری ماتریالیسم تاریخی است که بخش مهم تئوری مبارزات طبقاتی در جهت شناخت حرکت، تغییر و تکامل و تحول که نقطه شروع حرکت در جهت سازماندهی انقلاب کارگری و حرکت به سوی بر قراری جامعه سوسیالیستی می باشد. نقش دولت بعنوان ابزار سرکوب جهت حفظ حاکمیت های طبقاتی در طول تاریخ و قهر انقلابی به عنوان مادر جامعه جدید و رسیدن به حاکمیت بلا واسطه کارگران، همه و همه بخشی از اصول پایه ی  مارکسیستی می باشد، که بعنوان اسلحه برنده در دستان طبقه کارگر باید مورد استفاده قرار بگیرند،در این مبارزه و نبرد طبقاتی در شکل فکری سیاسی و اقتصادی مانند اعتصابات سیاسی و اقتصادی، قیام، نسبت به این مبارزه اشکال سازماندهی و تشکل یابی کارگران در اتحادیه ها، حزبی سیاسی، کمیته ها و شوراهای کنترل و نمایندگان دارای نهایت اهمیت می باشند. دانشجویان ما باید بعنوان مروّجان اساسی اندیشه مارکسیستی احاطه کامل به مسائل داشته باشند.
دوم، درک اینکه آزادی و نجات تمامی لایه های اجتماعی دیگر مانند ملل تحت ستم، زنان، جوانان فقط در گروی انقلاب کارگری است که آن از طریق نابودی سیستم سرمایه داری و حاکمیت شورایی – دمکراتیک کارگران می باشد، چرا که اولاً،  بر خلاف لایه های دیگر، طبقه کارگر بنا به موقعیت اجتماعی و تاریخی خود تنها نیرویی است که نجات او مساوی با نجات کل اجتماع است. ثانیاً، کارگران مالک هیچ چیزی در رابطه با ابزار تولید نیستند که انها را پایبند و محافظه کار نماید. چون کارگر، بیانگر مترقی ترین شکل تولید اجتماعی است، پس انقلابی است و به عقب نگاه نمی کند. و در مبارزه تا آخرین لحظه می رزمد. ثالثاً، بعلت همکاری دستجمعی و برادرانه و حق متقابل در روند تولید اجتماعی  و اسطوره فداکاری برای جمع وثقل تولید مایحتاج عمومی و حیاتی جامعه بدون چشم داشت خواستی در نفع شخصی، تنها نیروی پایه و اساس بر قرار کننده سوسیالیسم از طریق شورای نمایندگان بعنوان تنها نیروی انقلابی و توانمندی است که می تواند سرمایه داری را سرنگون کند. رابعاً، درد مشترک تمام مردم ستمدیده، نماینده کلیت جامع انقلابی جهانی و نماینده کارگران، جوانان کارگر، نماینده مبارزترین بخش مبارزات ملی ، زنان و جوانان در کنار مبارزه هر روزه علیه بهره کشی نظام سرمایه داری هستند. بنا بر این بر خلاف سفسطه های اپورتونیستی، پوپولیستی – مدرنی و پسا مدرنی تنها ضامن پیروزی نیروهای انقلابی در خواسته های دمکراتیک می باشد. بنابراین برای دوستان و رفقای دانشجو باید روشن باشد که کسب مطالبات دمکراتیک نیز در گروی سازماندهی طبقه کارگر است.
سوم، با توجه به مسائل بیان شده، آگاهی سوسیالیستی باز تولید شده در محیط های علمی، عمدتاً دانشگاه ها، بعنوان علم شناخت جامعه و علم سازماندهی انقلابی حاکمیت کارگر با تعیین برنامه و مشی سیاسی انقلابی رهایی بخش در پیوند ارگانیک و زنده با طبقه کارگر و تحت رهبری حزب انقلاب- سیاسی کارگران می تواند به بار نشسته و ثمر بخش باشد. پس، اولاً، هرگونه برخورد آکادمیستی و فلسوف مابانه با علم کمونیسم بعنوان علم شرایط رهایی کارگران جهان برای شکل گیری حزب رهایی بخش و سازمانده محدود است، رفقا و دوستان ما باید از جهت آگاهی و توانایی های تشکیلاتی و علمی خود را در اختیار طبقه کارگر قرار بدهند، یعنی سعی و توان سازماندهی توده ای – تشکیلاتی را در جهت پیوند در میان طبقه کارگر قرار دهند. ثانیاً، ما باید از موضع تقویت منافع سوسیالیستی کارگران وخدمت به آن مسائل دمکراتیک را حل کنیم. و در جهت تکامل و زمینه ساز و تشدید فعالیت سوسیالیستی مان برای ترویج مارکسیسم و جذب نیرو در راستای اهداف آن حرکت کنیم. ایجاد محافل مطالعاتی در میان کارگران، ایجاد سلولهای فعال در محیط کار و زندگی کارگران، ارتباط سازمان گرانه با فعالین و تشکلات توده ای کارگری ، ایجاد هیئت مؤسس های سندیکای کارگری، انتشار نشریه آگاهگرانه برای کارگران،  کمک به تشکلات کارگری موجود،درادراه سایت و نشریه و غیره. ثالثاً، بعنوان سمبل آگاهی و تشکیلات طبقاتی و به عنوان انضباط آهنین با هر گونه سستی ، درماندگی ، بی برنامه گی ، علنی گرایی و کیش شخصیت ، چهره سازی و ... قاطعانه بر خورد و مبارزه  کنیم، و نیرو های غیر انقلابی را الک کرده و دو ستون کارگری و دانشجوی را به عنوان دو ستون پایه ای و غیر متمرکز را به هم پیوند داده ارگانیزه کنیم، در این رابطه با تکیه به اصول سازماندهی مخفی، با دوری و حذف دنباله روی از کاریزما های موجود و دوری از پرستش جنبش خود به خودی و افشای جریانات به اصطلاح کارگر کارگری با انحرافات مقابله نمود.  رابعا" : در اینکه چرا جنبش سوسیالیستی دانشجویی علی رغم اشتراکات فراوان ارتباط پایدار با جنبش کارگری داخل و تشکل های کارگری نمی تواند بر قرار کند، می توان گفت چون دچار حرکت های آرتیست بازی ، حرکت های کاریزماتیک و محفل بازی ،علنی گری ، عدم انیشه رهایی انقلابی ، عدم کاربست اصول سازماندهی می باشد، برای عبور از این موانع باید از سرکوبها و مشکلات پیش آمده و از تجربیات تاریخی دور و نزدیک ، برای سازماندهی سراسری درس بگیرد، خامسا" : دوستان و رفقای مروج در کنار آموزش علوم اجتماعی و علم رهایی طبقه کارگر باید اسناد تاریخی و مبارزات گذشته و تجربیات مبارزات طبقه کارگر و اسناد تاریخی اقتصادی ، اجتماعی  و سیاسی ایران را به طبقه کارگر منتقل نمایند ، و با استفاده از اصول یاد شده باید با حرکت های فرقه گرایانه ، اکونومیستی ، سوسیال دمکراتیک ، پوپولیستی ، انحلال طلبانه به شدت مبارزه کنند ، که به قول لنین ، مبارزه با سرمایه داری بدون مبارزه با اپورتونیست غیر ممکن است.
دوستان و رفقای دانشجو :
سرمایه داری جهانی با ورود به مرحله سوم بحران ساختاری بشریت را در شرایط بربریت قرار داده است ، در این راستا سازماندهی طبقه 14 میلیونی کارگران ایرن با 50 میلیون خانوارشان بعنوان گردانی از ارتش دو و نیم میلیاردی کارگران جهان که بعنوان نیروی اصلی تولید جهان و نیروی اصلی تغییر و انقلاب و سازنده جهان سوسیالیزم است، سازماندهی آن امری حیاتی برای خروج از بحران رهبری و بحران هویت می باشد، بدون پیوند زنده و پویا و انقلابی با این طبقه و ایجاد ارتش انقلابی و سازماندهی مبارزه طبقاتی و رهایی از ستم و بهره کشی سرمایه داری راه به جایی نخواهیم برد،
پس با تمام نیرو :

پیش بسوی پیوند آگاهی سوسیالیستی با جنبش مبارزاتی کارگران
زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم
15/9/1393