چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۲ ه‍.ش.

بیانیه 82

اعتصاب غذای شاهرخ زمانی و خالد حردانی همچنان ادامه دارد.

بنا به بیانیه 81، شاهرخ زمانی و خالد حردانی که جهت اعتراض به ویران کردن سرپناه هفت خانواده در شلنگ آباد اهواز توسط مأموران جمهوری اسلامی از روز شنبه 28/2/1392 اعلام اعتصاب غذا کرده بودند ، اعتصاب غذای خود را تا پایان روز جمعه 3/3/1392 ادامه خواهند داد .
همچنین آنها نسبت به وضعیت اخیر  و  تشدید فشارهای جدید علیه زندانیان به شدت اعتراض دارند .
طبق اخبار دریافتی قسمت پشت سالن 12 زندان گوهردشت را که معروف به حسینیه است خالی کردند  و بنا به اخبار رسیده از زندان معلوم شده است که اخیرا" دستگیری های وسیعی صورت گرفته  همچنین طرحی در دست سپاه و وزارت اطلاعات است که در روزهای آتی دستگیری های گسترده تری صورت خواهد گرفت .اخبار غیررسمی دریافتی از دیگر زندانها نیز این خبر را تأیید می کند .
همچنین در بند های مختلف،سازمان زندانها و اداره اطلاعات جاسوسهای فراوانی گمارده اند که با گزارشات آنها زندانیان را هر روز بیشتر تحت فشار قرار می دهند .
از جمله سه نفر جاسوس شناخته شده در سالن 12 زندان گوهردشت با حمایتهای علنی مأموران مشغول جاسوسی هستند .
اخبار زندانهای مختلف نشان می دهند که جمهوری اسلامی در انتظار شکست برنامه های مهندسی شده انتخابات پیش رو ست و احتمال خیزش توده ای مردم را  می دهد لذا خود را برای سرکوب آماده می کند اما خود نیز می داند که دیگر توانایی سالهای قبل را ندارد و حتی درون جناح های مختلفش شکافهای شدیدی ایجاد شده است،و در همین حال دچار دهها بحران حل نشدنی است که او را به سراشیبی هل می دهند.
در مقابل چنین وضعیتی خود را برای سرکوب های شدید و انتقام گیری در زندانها آماده می نماید .
کارگران ، زنان ، معلمان ، جوانان ، دانشجویان و مردم شریف و آزادیخواه در چنین شرایطی فرزندان قهرمان شما که در زندان آگاهانه و قهرمانانه در مقابل دشمن مردم ایستاد ه اند برای ادامه مبارزه تا پیروزی احتیاج به کمک و حمایت و اعتراضات متحدانه و گسترده و برنامه ریزی شده ی شما دارند آنها را تنها نگذارید و با ترتیب دادن اعتراضات و گسترش فعالیت علیه جمهوری اسلامی به ارتقاء مبارزه اقدام نمایید .
کارگران ، تشکلها و نهادهای اجتماعی داخلی و جهانی اکنون فرصت بهتری برای گسترش مبارزات متحدانه  و میدانی است چرا که جمهوری اسلامی بیشتر از هر زمانی ضربه پذیر است .
برای حمایت از کارگران زندانی و زندانیان سیاسی اقدام به اعتراضات متحدانه و برنامه ریزی شده در مقابل دفاتر نهادهای جهانی و سفارت خانه های جمهوری اسلامی کرده و با راه انداختن اعتراضات در دانشگاهها ، مدارس ، کارخانجات و همچنین با نوشتن نامه های اعتراضی و جلب حمایت از طرف نهادهای مدنی و سیاسی مختلف داخلی و جهانی در جهت آزادی کارگران زندانی و زندانیان سیاسی اقدام نمایید .

پیش به سوی اتحاد بیش‌تر برای فشار بیش‌تر
پیش به سوی اعتراضات گسترده‌تر با شعار
کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
1/3/1392





دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

بیانیه 81


     شاهرخ زمانی و خالد حردانی دست به اعتصاب غذا زدند

به دنبال تخریب منزل ٧ شهروند عرب در محله‌ی "شلنگ‌آباد" اهواز توسط مأمورا ن شهرداری با بولدوزر ، شاهرخ زمانی و خالد حردانی در جهت حمایت از خانواده های فوق و اعتراض به عملکرد ضد انسانی مأموران جمهوری اسلامی از روز  شنبه 28/2/1392 دست به اعتصاب غذای تر زده اند .
خواسته شاهرخ و خالد از نهادها و تشکلهای داخلی و جهانی حمایت از این خانواده ها و اعتراض به عملکرد جمعی نهادها و مأموران جمهوری اسلامی است با توجه به اینکه تخریب سرپناه این هفت خانواده شهروند اهوازی تنها یک نمونه  از کارهای ضد انسانی جمهوری اسلامی است.  
در خبرها آمده است :
"مأموران شهرداری در حالی با بولدوزر اقدام به تخریب این خانه‌ها کرده‌اند، که این شهروندان نتوانسته‌اند وسایل مورد نیاز خود را از خانه‌هایشان خارج کنند.
 این ٧ خانوار هم اکنون هر کدام با چندین عائله در چادر در نزدیکی خانه‌های تخریب‌شده‌ی خود بسر می‌برند و از هرگونه امکاناتی جهت زندگی محروم می‌باشند.
تخریب منازل این شهروندان عرب از سوی مأموران شهرداری حکومت اسلامی ایران در حالی صورت می‌گیرد که هم‌اکنون کاندیداهای ریاست جمهوری در ایران شعار انتخاباتی خود را عدالت اجتماعی، ریشه‌کنی فقر و حل مشکل مسکن برای شهروندان در مناطق فقرنشین عنوان می‌کنند."
ما ضمن محکوم کردن عملکرد شهرداری اهواز در تخریب خانه هفت خانواده اهوازی از تمامی کارگران ، زنان ، دانشجویان، معلمان و جوانان و تشکلها ونهادهای اجتماعی داخلی و جهانی می خواهیم  در مقابل چنین عملکرد ضد انسانی سکوت نکرده و دست به اعتراضات عملی بزنند .
از طریق ارسال نامه های اعتراضی ، اعلام در آکسیونهای اعتراضی آتی و خبررسانی گسترده  حمایت خود را عملی نماییم

پیش به سوی اتحاد بیش‌تر برای فشار بیش‌تر
پیش به سوی اعتراضات گسترده‌تر با شعار
کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
30/2/1392

اخباری از زندان ارومیه




روز دوشنبه، مأموران زندان ارومیه، وارد بند سیاسی شده اند، زندانیان سیاسی را تک تک وارسی بدنی کرده و طی بازرسی بدنی زندانیان را به شدّت تحقیر کرده اند؛ سپس همه زندانیان را به حیاط زندان فرستاده و به مدّت سه ساعت همه اتاق ها و وسایل شخصی زندانیان این بند را زیر و رو کرده و تمامی کتاب ها، یادداشت ها، خاطرات، عکس های شخصی و خانوادگی زندانیان سیاسی را با خود برده اند. شدّت این بازرسی آن چنان بوده که بسیاری از وسایل زندانیان را شکسته و نابود کرده اند.
این بازرسی بر اساس گزارشات دروغ دو زندانی در بند سیاسی زندان ارومیه به وقوع پیوسته، که جرم شان سرقت مسلحانه است؛ یکی از آن ها عضو سپاه پاسداران بوده و دیگری از عوامل اطلاعات در حکومت اقلیم کردستان عراق، که هردو آن ها دستگیر و به بند سیاسی زندان ارومیه منتقل شده اند و اکنون نقش خبرچین برای اداره اطلاعات و آزار زندانیان سیاسی  و پخش آزادانه مواد مخدر در زندان را بر عهده دارند و ماموران و گارد ویژه زندان هم ابداً کاری به کارشان ندارد.
یکی از آن ها به نام مراد عیسایی اهل خوی حدود 34 ساله، عضو سابق سپاه پاسداران است که به  اتهام سرقت مسلّحانه دستگیر و در دادسرای نظامی به هفت سال زندان محکوم شده است.
دیگری فردی به نام ظاهر علی علی اهل قلات دیزه، از ماموران اطلاعات ایران در حکومت اقلیم کردستان بوده، که از ان منطقه اخراج شده و به سبب این که در آن منطقه ماموریت خود را به خوبی انجام نداده، دستگیر و به پنج سال زندان محکوم شده است.
طی چند ماه اخیر این دو نفر از بندهای دیگر زندان ارومیه به بند سیاسی زندان منتقل شده اند و در آن جا با دادن گزارشات دروغین، خبرچینی، و پخش آزادانه مواد مخدر در زندان، برای زندانیان سیاسی آزار و مزاحمت ایجاد کنند و چون برای اداره اطلاعات جاسوسی می کنند، مامورین زندان کاری به آن ها ندارند.
ظاهراً بر اساس گزارش این دو نفر مبنی بر این که در بند سیاسی زندان ارومیه موبایل وجود دارد، گارد ویژه زندان برای بازرسی به این بند آمده بودند، اما بعد از بازرسی چیزی پیدا نکرده اند.
افراد دیگری نیز در بند سیاسی زندان ارومیه مرتکب چنین اعمال رذیلانه و کثیفی می شوند که چنانچه به اقدامات خود پایان ندهند، نام آن ها نیز به زودی منتشر و افشا خواهد گردید.
خبر دیگری از زندان ارومیه حاکی از این امر است که مسعود شمس نژاد وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه آزاد و پیام نور ارومیه، که از وکلای زندانیان سیاسی به ویژه زندانیان سیاسی محکوم به اعدام، حبیب الله گلپری پور، حبیب الله افشاری و برادر وی علی افشاری است، هفته گذشته به اتهام همکاری با احزاب محارب کُرد دستگیر شده است. وی پارسال کاندیدای مجلس شورای اسلامی نیز شده بود، که صلاحیت اش به اتّهام بر عهده گرفتن وکالت زندانیان کرد و دفاع از "گروهک های کرد ضد انقلاب" رد شده بود.
و آخرین خبر این که یک زندانی سیاسی سابق کُرد به نام شیرزاد بیگ زاده، که سابقاً با اتهاماتی یک سال در زندان بوده،از دوم اردیبهشت مجدّداً توسط اداره اطلاعات استان ارومیه دستگیر شده و تاکنون خبر دقیقی از وضعیت وی در دست نیست. بنا بر اطلاعی که از طریق یک منبع مطلّع حاصل شده است، او در زندان ارومیه و در انفرادی به سر می برد و هم اکنون تحت شدید ترین شکنجه ها قرار دارد.

تکثیر از :

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
30/2/1392

شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

ترجمه نامه شاهرخ به بانکی مون


 A :

M. Ben Ki-moon( Secrétaire général des Nations Unis)
Mme. Navi Pillay (Haut- Commissaire des Nations Unis aux droits de l’homme)
Dr. Ahmed Shahid (Rapporteur Spécial des Nations Unies pour les droits de l’homme en Iran)


Object : Les prisonniers politiques sont en danger de mort lente

Vos Excellences Ben Ki-moon, Dr. Ahmed Shahid et Madame Navi Pillay

Nous, les prisonniers politiques et d’opinions, vous saluons chaleureusement de fin fond de la prison de la République islamique d’Iran. 

Auparavant, quelques-uns de nos camarades vous ont envoyé des lettres pour dénoncer la situation déplorable dans laquelle nous nous trouvons. Malgré nos plaintes et vos demandes aucun représentant de gouvernement iranien ne respecte les conventions internationales pourtant adhérés et appropriés par le régime. 

Récemment, en attaquant aux droits fondamentaux des êtres humains, M. Sadegh Larijani, le chef du pouvoir judiciaire s’est prononcé en faveur de la peine de mort, de la lapidation, du châtiment corporel, coups de fouet etc... et en concluant que  « nos droits ne seront pas importés ».

En Iran arrestation arbitraire et les lourdes peines à l’encontre des travailleurs, des étudiants, des militants syndicalistes, des féministes, des journalistes, des avocats, des blogueurs et des dissidents de toutes convictions sont une partie infime de la violation de nos droits. A tout cela, il faut ajouter  les exécutions quasi quotidiens, très souvent en secret.

Au mois de mars 2013 nous, les prisonniers politiques de la prison Rajai-shahr, vous avons envoyé une lettre intitulée « La vie des prisonniers politiques est en danger » Dans cette lettre  signée par Saleh Kohandel, Khaled Khordani et shahrokh Zamani, nous expliquons que la République Islamique d’Iran a l’intention et la volonté de supprimer les prisonniers politiques par des tortures physique et psychologique.

Il y a un peu plus d’un mois, Aliréza Karami kheirabadi et Mohammad Shahbazi sont assassinés dans la prison. Ces deux prisonniers politiques étaient da la confession sunnite, sans oublier les six autres compatriotes sunnites qui ont été très récemment exécutés par le régime.

Excellences,

La prison Rajai-shahr avec 250 prisonniers politiques et d’opinions, dont 45 condamnés à la perpétuité et les autres détenus purgeant des lourdes peines de 5 à 40 ans. Ils sont privés des droits les plus élémentaires, même selon les règlements pénitentiaires du régime. Pour donner un exemple ; les détenus vivent dans un espace de deux mètres carrés au lieu de 15 mètres et sont privés de congé et de visite. Ils n’ont pas assez de récréation, ne peuvent pas travailler ni à l’extérieur ni à l’intérieur et n’ont pas d’accès aux moyens éducatifs et sportifs.

Concernant la santé des prisonniers, la situation est très catastrophique. En 7 mois six personnes sont décédés à cause des maladies banales.  Tous les prisonniers sont mal nourris et souffrent de diverses maladies virales, dus à la pollution de l’environnement.

Encore plus surprenant, est la distribution organisée de stupéfiants et des pilules psychotropes pour détruire et tuer les prisonniers. A tout cela il faut ajouter le groupe de pression (une centaine de personnes) qui organise des bagarres et ils attaquent les différentes sections de la prison surtout celles des prisonniers de droit commun. Récemment à la suite de ces gendres d’rixes Namegh Mahmoudi , un homme de 62 ans a été blessé et plusieurs autres dont Rasoul et Shahram Ahmadi ont eu une hémorragie interne.

L’usage des fausses accusations par le bureau d’renseignement contre les détenus sont très fréquents, dernier exemple contre Seyf- zadeh, l’avocat des étudiants emprisonnés, ou bien contre Khaled Khordani le militant Ahwazi, Hoshang Reza Sharifi Boukani et Shahrokh Zamani le militant ouvrier.

A noter que le premier mai de cette année, le jour de la fête du travail, Shahrokh Zamani a été, de nouveau, jugé et condamné par le tribunal pour « avoir insulté le guide suprême ». Khaled Hordani est également a été jugé pour les mêmes motives.

Les preuves et témoignages sont fabriqués de toutes pièces et enregistrés avant même que l’accusé passe devant le tribunal. J’ai été moi-même victime de ce genre de procédé et ai été condamné à 11 ans de prison sans aucune charge ou pièce à conviction dans mon dossier.

Devant la cour suprême un expert, sur l’insistance de ma mère, a souligné que dans mon dossier il n’y a aucunes charges importantes contre moi. J’ai fait appel contre le jugement et depuis 18 mois, mon dossier est resté dans la 29 eme chambre de la cour suprême sans être réétudier.

Rasoul Badaghi, militant et défenseur des droits des enseignants ainsi que le droit à l’éducation gratuite pour tous a été jugé et condamné à 6 ans d’emprisonnement.

La prison Rajai-shahr est un bagne. Salah Kohandel de la prison Evin, Khaled Khordani de la prison Ahwaz et Shahrokh Zamani de la prison Tabriz ont y été transférés.

Excellences,

M. Ahmed Shahid dans son récent rapport a dénoncé la violation des droits de l’homme en Iran, en revanche M. Sahdegh Larijani a récemment souligné que la République Islamique ne croit pas à l’importation des droits humains. M. Dolat-Abadi, le procureur général a publiquement déclaré, à propos de tous les prisonniers politiques, en particulier ceux de Rajai-shahr « L’exécution est une grâce, sinon on les tue peu à peu ». En un mois, 10 détenus sont soit morts soit exécutés dont Karami Kheirabadi, Mohmmad Shahbazi, Shahram Ahmadi.

Pour empêcher les exécutions, les actes de barbarie et les pratiques inhumaines, nous devons être unis et résistants et nous avons besoins de vous.et nous vous demandons d’envoyer les émissaires et les rapporteurs pour enquêter et parallèlement de mener des démarches diplomatiques.       

Veuillez d’agréer, Excellences, mes sincères remerciements pour vos efforts.  


Shahrokh Zamani
Prison de Rajai-Shahr, Karaj, Iran
Le  4 mai 2013

پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

خبر



 آزار نامق محمودی همچنان ادامه دارد

مسئولین زندان رجایی شهر در پی ادامه آزار و اذیت زندانیان سیاسی علیرغم نوبت دکتر نامق محمودی در روز دوشنبه از بردن او به بیمارستان فارابی خودداری نمودند وی یک چشم خود را از دست داده و در حال از دست دادن چشم دیگر خود است. لازم به ذکر است وی 15 ماه قبل باید تحت معالجه و درمان قرار می گیرفت ، به دلیل دشمنی مسئولین زندان طی 15 ما گذشته یک چشمش کاملا" نابینا شد ه است.

مرگ پدر مصطفی نیلی

مصطفی نیلی از دستگیر شدگان تظاهرات 1388 که 5شنبه گذشته پدر خود را ازدست داد علیرغم تلاشهای زیاد وی و طومار زندانیان در جهت گرفتن مرخصی برای شرکت در مراسم فوت پدرش (طبق آیین نامه های داخلی زندان  مرخصی برای زندانیان در مرگ و عروسی نزدیکان صد در صد حق قانونی آنها است.) مسئولین جنایتکار زندان از دادن مرخصی خودداری کردند.
 روز سه شنبه زندانیان بند 13 مراسم باشکوهی برای بزرگداشت پدر وی برگزار کرده و در آخر مراسم سرود خواندند.
 لازم به ذکر است که مادر و پدر بسیاری از زندانیان فوت شده و آنها نتوانستند در مراسم شان شرکت کنند، از جمله مادر رسول بداغی و خالد حردانی که داغ دیدارشان بر دل آنها باقی ماند ، همچنین شاهرخ زمانی نتوانست درعروسی تنها دختر حضور داشته باشد.

پیش به سویا  تحاد بیش‌تر برای فشار بیش‌تر
پیش به سوی اعتراضات گسترده‌ تر با شعار
کارگرزندانی،زندانی سیاسی آزاد باید گرد
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
26/2/1392

یکشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

اطلاعیه ی شماره ی 51– متن سخنرانی رضا شهابی به مناسبت روز جهانی کارگر در زندان اوین



با سلام و عرض ادب به هم بندیان عزیز!
امروز 11 اردیبهشت مصادف است با اول ماه می روز جهانی کارگر. من این روز بزرگ را به هم طبقه ای هایم در سراسر دنیا، بخصوص کارگران و مردم شریف و زحمتکش ایران و شما هم بندیان عزیزم تبریک عرض می کنم. یک بار دیگر روز جهانی کارگر فرا رسید! همیشه در حالت تعقیب و گریز و باتوم در خیابان و این بار هم در زندان. از صحبت های تشریفاتی معمولی مثل تاریخچه این روز و سابقه ی برگزاریش در ایران که بگذریم – که البته دانستن اش به جای خودش مهم و آموزنده است- من این فرصت رو غنیمت می شمارم تا به دو نکته اشاره کنم:
اول اینکه امروز دیگر برای مطلع شدن از اوضاع اسف بار کارگران ایران، چندان احتیاجی به رجوع کردن به اپوزیسیون و رسانه های بیگانه نیست؛ کافیه به صفحات روزنامه ها رجوع کنید یا خیلی ساده تر از اون پای اخبار 20:30 بنشینید – حالا که نزدیک انتخاباته اصولگرا و اصلاح طلب یک بار دیگر مدافع حقوق کارگران شدند. اما چه فایده که وضع حداقل دستمزد و حقوق معوقه و حق داشتن تشکل مستقل توی این سی و چند سال به مدد مدیریت های به اصطلاح انقلابی، جنگی، سازندگی، اصلاح طلب و اصولگرا هیچ تغییر چشمگیری نکرده. توی دهه اول بعد از انقلاب ما سیاست اخراج و تصفیه کارگران معترض و آگاه به حقوق خودشون رو از محل کارشون داشتیم و ایجاد تشکل های فرمایشی مثل خانه کارگر (که اسم درستش خانه محجوبه) تا شوراهای اسلامی کار. در مورد خانه کارگر جهت اطلاع بگم که تشکل هایی که بر اساس ماده 10 احزاب در وزارت کشور به ثبت برسه اون تشکل یک تشکل حزبی و سیاسی است. بنابراین چون خانه کارگر بر اساس ماده 10 قانون احزاب و با بودجه این احزاب داره تغذیه می شه و در وزارت کشور به ثبت رسیده است یک تشکل کاملا حزبی و سیاسی است و نمی تواند یک تشکل صنفی باشد و متاسفانه ما می بینیم که تا به امروز در لوای دفاع از حقوق کارگر و با لباس کارگری کاملا در جهت منافع سرمایه داری حرکت کرده است و به ضرر منافع طبقاتی.
توی دهه دوم ما شاهد کلید خوردن طرح تعدیل ساختاری و از پی اون خصوصی سازی ها و واگذاری ها و برون سپاری های گسترده ی بنگاه های دولتی بودیم. که نتیجه مستقیم اش برای طبقه کارگر عبارت بود از: موقتی شدن قراردادهای کاری، بازخریدهای اجباری، اخراج و بیکاری های گسترده کارگران و در مقابلش کارگران برای بقای خودشان ناچار شدن به کارهای سیاه رو بیارن. توی این دوران پاسخ دولت به اعتراضات گسترده مردمی نسبت به تورم 50٪ و بیکاری های گسترده نظیر اعتراضات اسلام شهر، چیزی جز گلوله و باتوم نبود. در دولت اصلاحات هم با تداوم سیاست های تعدیل در قالب خارج کردن کارگاه های زیر ده نفر از شمول قانون کار (در دی 81) که این به نوبه خود یک ضربه مهلک و جبران ناپذیری را به کارگر و طبقه کارگر زد این سیاستها تداوم یافت. تنها خارج شدن کارگر از شمول قانون کار نبوده است. خانواده هایی متضرر شدند، خانواده هایی از تامین اجتماعی محروم شدند ، خانواده هایی و فرزندان اینها از حق تحصیل و از حقوق شهروندی محروم شدند که به دنبال آن افزایش تصاعدی رقم کودکان کار و خیابان بود و بحران در خانوده ها. و این حمله را به اسم افزایش اشتغال جا زدند و در برابر اعتراضات گسترده ی مردمی و کارگری، بار دیگر گلوله نصیب کارگران شد. (مثل مورد سرکوب کارگران خاتون آباد در زمستان 82)
در دولت فخیمه ی عدالت محور احمدی نژاد هم رویه های گذشته در شکل خشن تری ادامه پیدا کرد. احمدی نژاد در واقع آخرین قسمت از سریال تعدیل ساختاری بود که با هدفمند کردن یارانه ها و واگذاری بنگاه های تولیدی، تیر خلاص را به طبقه کارگر شلیک کرد. یک عده می گفتند که احمدی نژاد برآمده از بطن مردم است و متعلق به طبقه ی کارگر است به نوعی رئیس جمهور چپ گرا است، به مردم خدمت خواهد کرد و کارگران به نون و نوا خواهند رسید. ولی عملاً دیدیم که احمدی نژاد بر عکس این گفته ها عمل کرد و اتفاقاً تا جایی که جا داشت ما توی این دولت دستگیر شدیم و حبس کشیدیم؛ با برگزاری هر گونه تجمع برخورد شدیدی کرد که نمونه اش اعتصاب 4 دی سندیکای کارگران شرکت واحد و تجمع روز جهانی کارگر در سال 88 در پارک لاله بود. همچنین خصوصی سازی ها سرعت بی سابقه ای یافت و با قدرت هر چه تمام اصل 44 قانون اساسی را به اجرا گذاشتند. آقای احمدی نژاد کاملا در راستای سیاست های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول قدم برداشت به همین خاطر تنها دولتی بود که به پاس قدردانی و تشکر، دو تا تقدیر نامه از بانک جهانی دریافت کرد. در مجموع 3 سیاست در تمامی سال های پس از انقلاب و به ویژه از بعد از جنگ توسط کلیه ی دولت ها به گونه ای سیستماتیک علیه کارگران در جریان بود: 1- موقتی سازی 2- بی کارسازی 3- بی نوا سازی؛ یعنی از بین بردن هر شکلی از راه حل برای برخورداری از حداقل های انسانی از طریق نپرداختن حقوق تا ممنوعیت بهره مندی از تشکل – به همین خاطر است که امروز طبقه ی کارگر ایران، بزرگترین بخش جمعیتی را تشکیل می ده و این مسئله مهمیه که فعالان سیاسی و اجتماعی ما در جریان مبارزه با وضع موجود باید بهش توجه کنن. که وقتی از اکثریت مردم ایران حرف می زنیم به واقع چه کسانی منظورمونه!
دومین نکته تجربه ی سندیکا به مثابه ی مقاومت سازمان یافته ی طبقه کارگر ایران پس از جنگ
در برابر این هجمه ی ضد کارگری، کارگران ساکت ننشستند و غریزی و یا آگاهانه برای احقاق حقوقشون به پا خاستند. در این میان توی دهه 80 چهره های با تجربه و فعالین قدیمی کارگری  به فکر احیای یکی از سنت های مبارزاتی طبقه ی کارگر در سال های پیش از انقلاب افتادند: یعنی سندیکا. از این رو هست که من می خواهم به سندیکا اشاره کنم چون مهمترین جلوه ی مقاومت سازمان یافته ی طبقه کارگر ایران در دوران پس از جنگ بوده است.
ما زمانی اقدام به احیای سندیکا کردیم که پیش تر در سال 47 شرکت واحد دارای 3 سندیکا بود: 1- سندیکای رانندگان 2- سندیکای تعمیرکاران 3- سندیکای بلیط فروشان. اما به دنبال عملکرد غیر قانونی و منفعت طلبانه ی شوراهای اسلامی کار از دور سوم به بعد که حدوداً از سال 72 تا 83  ادامه داشت باعث شد جمعی از کارگران قدیمی و فعالان کارگری با ایجاد هیات بازگشایی سندیکاهای کارگری، اقدام به تشویق کارگران برای ایجاد تشکل های مستقل کنند. این کارگران قدیمی و فعالان کارگری اقدام به آموزش و آگاه سازی کارگران در ارتباط با سندیکا کردند. نتیجه ی این آموزشها این شد که به موجب 8500 امضایی که برای احیای سندیکای شرکت واحد جمع آوری شده بود، هیات بازگشایی در سال 84 به فکر برگزاری مجمع عمومی افتاد. البته این کار یکی و دو شبه انجام نشد بلکه با آموزش رو در رو، پخش جزوات آموزشی و ... در بین کارگران در سرویسها و خطوط و صحبت در باره مطالبات انباشته شده باعث شد که تعدادی زیادی رو به سندیکا آوردند و سندیکای شرکت واحد تشکیل شود.
پس از یک دوره مذاکرات با کارفرمایان و نهادهای مسئول به منظور احقاق حقوق معوقه ی کارگران و عدم پاسخ مناسب از سوی مسئولین، سندیکا اقدام به انجام یک سلسله اعتراضات که مجموعاً 5 واحد بود شامل شد.
اول چراغ روشن کردن همراه با توضیح
دوم عدم دریافت بلیط
سوم آموزش اعتصاب و در راستای آن اعتصاب دی ماه
چهارم اعتراض بهمن ماه
پنجم حضور 10 هزار نفری در استادیوم آزادی
دستاورد سندیکا: 1- الگویی برای دیگر کارگران و ایجاد سندیکاهای کارگری مانند نیشکر هفت تپه و فلزکار و مکانیک و .... 2- سرمشقی برای مردم که اگر متحد باشند و پیگیر، نتیجه می گیرند. 3- افزایش 50 درصدی حقوق  4- دستاورد فرهنگی و دگرگونی روابط کارگران با خانواده شان بود. و به خاطر همین تاثیرات هم بوده است که تا به امروز همسران این راننده ها پا به پای شوهرانشان دارند مبارزه می کند و به خاطر همین آگاهی بوده که تعدادی از همسران راننده های شرکت واحد و اعضای هیئت مدیره چادر به کمر بسته در جلوی منطقه 6 شرکت واحد در روز اعتصاب ایستادند و کتک خوردند و حتی همسر یکی از همکارانمان که باردار بود دچار مشکل شد. خوب جواب اینها را کی می خواست بدهد. برای همین ایستاده ایم. با قدرت در موضع خودمان ایستاده ایم و دنبال حق خودمان هستیم. همان حق ایجاد تشکل مستقل کارگری و سندیکا و دفاع از حقوق انسانی خودمان.
تجربه به ما ثابت کرده که هیچکی به داد کارگران نمی رسه مگر خودشون. اگر توی این سال ها وضع طبقه کارگر بدتر شده به این دلیل نیست که فقط خواسته به نیروی خودش متکی باشه، بر عکس ما اونجایی ضرر کردیم که به نیرو و توان خودمون شک کردیم و افسارمون را دادیم به دست این کاندیدا و اون کاندیدا. تجربه سندیکا به ما و همه مردم نشان داد که اگر اراده کنیم و پی گیر باشیم می توانیم. ایراد و اشکال اگر هست، فارغ از سرکوب، بر می گرده به تاکتیک های مبارزاتی ما و نه استراتژیمون که عبارت باشه از رهایی طبقه کارگر توسط خود طبقه کارگر. ما معتقدیم این شعار را باید در دستور کار قرار داد و تا تحقق اش لحظه ای از پا ننشست و ناامید نشد.
بر این اساس من به عنوان یک کارگر خواهان:
١- افزایش دستمزدها بر اساس ماده ۴١ قانون کار
٢- تشکیل تشکل های مستقل و مورد نظر کارگران و به رسمیت شناختن این تشکل ها توسط دولت.
٣- حق اعتصاب و اعتراض و تجمع و راهپیمایی.
۴- تضمین امنیت شغلی همه ی کارگران به ویژه لغو هر گونه قرارداد موقت و سفید امضاء و حذف واسطه های پیمانکاری.
۵- متوقف کردن اخراج ها و بیکارسازی های گسترده.
٦- لغو سه جانبه گرایی که همیشه در نهایت به نفع سرمایه داران بوده است.
٧- ایجاد کار برای هر کارگر آماده به کار و بیمه بیکاری برای کلیه کارگران بیکار.
٨- تساوی حقوق زن و مرد و رفع هر گونه ستم به زنان به ویژه ستم مضاعف کارفرمایان بر زنان کارگر.
٩- پایان دادن به دستگیری کارگران و آزادی بی قید و شرط تمام کارگران زندانی از جمله غالب حسینی، علی آزادی، شاهرخ زمانی، محمد جراحی، بهنام ابراهیم زاده ... و بازگشت به کار همۀ آنها یا پرداخت ۵٠ درصد حقوق طبق ماده ١٧ قانون کار و پرداخت حق بیمه به همسر و فرزندان تا زمان رفع محکومیت.
١٠-  لغو کار کودکان و ایجاد شرایط مادی و روحی مناسب برای رشد کودکان آسیب دیده و بی سرپرست.
١١- گنجاندن روز کارگر در تقویم کشوری به عنوان روز تعطیل رسمی.
١٢- توقف خشونت ها و تبعیض دولتی و غیر دولتی علیۀ کارگران مهاجر به ویژه کارگران افغان و برخورداری کامل آنها از حقوق شهروندی و کارگری.
١٣ - لغو احکام ناعادلانه قضایی شامل اعدام، شلاق، جریمه، حبس، تبعید و غیره علیه فعالین کارگری، سیاسی و اجتماعی.
١۴ - لغو مجازات مرگ.
هستیم.
در نهایت به شورای امنیت سازمان ملل و بویژه قدرتهای غربی و آمریکا اعلام می کنیم که ما کارگران ضمن محکوم کردن سیاستهای جنگ طلبانه و ماجراجویانۀ جناحهایی از دولت ایران، خواستار لغو تحریم های اقتصادی که مستقیماً خانواده های طبقه کارگر و مردم زحمتکش را نشانه گرفته هستیم و هر گونه طرح و بحث و لفاظی دربارۀ حملۀ نظامی و حتی اندیشیدن به این بلای خانمانسوز را شدیداً محکوم می کنیم و با تمام توان و امکانات خود در برابر هر گونه تجاوز احتمالی به کشور و جامعه ایران ایستادگی می کنیم.
نان من کو؟
کار من کو؟
تشکل  مستقل من کو؟
با درود به همه کارگران و گرامی داشت یاد و خاطره ی تمام مبارزان کارگر و فعالین کارگری به ویژه شهید کارگر ستار بهشتی که ازهم بندیانم بود
زنده باد کارگر!
زنده باد اتحاد کارگران!
زنده باد آزادی و برابری!
زنده باد جنبش کارگری!
رضا شهابی- زندان اوین 11/2/92

کمیته ی دفاع از رضا شهابی- 22 اردیبهشت 1392
شماره تلفن سخنگوی کمیته دفاع از رضا شهابی، آقای محمود صالحی: ٠٩٣۵٧٣۵٣۴١٢
k.d.shahabi@gmail.com
www.k-d-shahabi.blogspot.com

فرا خوان :



گسترش فعالیت به مناسبت سالگرد دستگیری...
قابل توجه دوستان و رفقا ی انقلابی :
ضمن تشکر و قدر دانی از تمامی دوستان ، رفقا و تشکل ها و نهاد های داخلی و جهانی که تا کنون کمک و حمایت های بسیاری در جهت دفاع از حق آزادی کارگران زندانی و زندانیان سیاسی بخصوص شاهرخ زمانی و محمد جراحی انجام داده اند، اعلام می داریم تا آزادی زندانیان همچنان باید به مبارزه خود ادامه دهیم و مبارزه و تلاش های خود را هر روز بیش از پیش  متحد و گسترده تر نمایم.
به سالگرد دستگیری شاهرخ زمانی و دوستان او در سال 1390 نزدیک می شویم جمهوری سرمایه داری اسلامی در راستای سرکوب سیستماتیک و برنامه ریزی شده کارگران مبارز، شاهرخ زمانی کارگر نقاش عضو هیات باز گشایی سندیکای نقاشان و عضو شورای نمایندگان کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری(به 11 سال زندان محکوم شده است) ،محمد جراحی کارگر اخراجی عسلویه و عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری (به 5 سال زندان محکوم شده)، سید بیوک سیدلر کارگر شرکت قطار های صبا( تبرئه شده است) ، نیما پوریعقوب دانشجو و فعال کارگری(به 6 سال زندان محکوم شده است ولی از ایران توانست خارج شود) ، ساسان واهبی وش دانشجو و فعال کارگری(به 6 ماه زندان محکوم و زندان را تمام کرده آزاد شد) را در تاریخ 17/3/1390 دستگیر کرده و اقدام به پرونده سازی با اتهامات دروغین علیه آنها نمود، طی 4 ماه اعمال انواع شکنجه آنها را بدون مدرک و اسناد لازم ( از جمله حتی شاهرخ برگه های باز جویی را به دلیل اینکه همه اتهامات دروغ بودند امضا نکرده است) در دادگاه فرمایشی تحت ریاست قاضی بی اختیاری،( طبق اعترافات خود قاضی) محاکمه کرده و به 22و نیم سال زندان محکوم نمود، طی مراحل محاکمه در دادگاه بدوی، دادگاه تجدید نظر خواهی ، دادگاه دیوان عالی و دادگاه اجرای احکام  فقط 117 روز یعنی کمتر از 4 ماه طول کشید چنین عجله ای با توجه به عرف دادگاه های ایران تماما" نشان دهنده فرمایشی بودن دادگاه های فوق است و نشان می دهد که حکم های فوق بدون توجه به پرونده ها و مدارک و دفاعیات متهمین ، فقط بر پایه اتهامات ساختگی و دروغین و حتی بدون قرائت پرونده ها در دادگاه های تجدید نظر و دیوان عالی بر قرار و صادر و تائید شده است. حتی پس از اتمام دادگاه ها و تثبیت حکم ها باز از سر زندانیان دست بر نداشته اند و شاهرخ را از بندی به بند دیگر و از زندانی به زندان دیگر حتی بدون حکم دادگاه های فرمایشی تبعید کرده و همچنان شکنجه های روحی و روانی و ایجاد خطر ادامه داشته و دارد، و اخیرا" او را باز به دادگاه دیگری احضار کرده و طبق پرونده سازی جدیدی با اتهام دروغین دیگری با عنوان توهین به رهبری می خواهند تحت محاکمه مجدد قرار بدهند چرا که کارگران مبارز حتی در زندان نیز همچنان می رزمند و دشمن در مقابل روحیه مستحکم و اراده راسخ انها شکست خورده است. برای مقابله با حکومت سرمایه داری اسلامی به عنوان دشمن کارگران و کسب آزادی کارگران مبارز و زندانیان سیاسی ما در کمیته حمایت از شاهرخ زمانی از تمامی فعالین می خواهیم تلاش و فعالیت خود را به مناسبت سالگرد دستگیری او و دوستانش افزایش بدهند .
در این راستا از تمامی کارگران ، فعالین کارگری ، کمونیستها و سوسیالیستها ، نهادها و سازمانهای مختلف می خواهیم در صورتی که قصد انجام کاری ولو کوچک دارند جهت هماهنگی و تاثیرگذاری و پربار شدن تاثیرات کارهای اجرایی موارد اجرایی خود را به ما نیز اطلاع دهند .
با توجه به اینکه سال قبل کمیته حمایت از شاهرخ زمانی به مناسبت سالگرد دستگیری شاهرخ و دوستانش دفترچه شعری تنظیم و تقدیم جنبش کارگری کرد،( http://chzamani.blogspot.com/p/blog-page_13.html)امسال نیز در نظر داریم چنین کارهایی را انجام دهیم در نتیجه از تمامی دوستان و رفقا می خواهیم کارهای مختلف خود را در این راستا برای ما ارسال نمایند تا آنها را تنظیم و طی دفترچه هایی منتشر نماییم در رابطه با موارد زیر می توانید آثاری تیهه و ارسال نمایید :
1-      شعر در رابطه با شاهرخ ،محمد جراحی و دیگر کارگران
2-     مقاله در مورد شاهرخ زمانی ، محمد جراحی و کارگران زندانی و زندانیان سیاسی
3-     مقاله یا شعرهایی در مورد زندان و زندانیان
4-     داستان کوتاه در مورد زندانیان ، طنز و کاریکاتور
5-     نقاشی یا آثار هنری دیگر در رابطه با زندانیان سیاسی
6-     مطالبی در رابطه با نقد و انتقاد در مورد عملکرد کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
7-     مطالبی در رابطه با کارهای انجام شده و کارهایی که باید انجام می شد و یا کارهایی که باید انجام شود
8-     پیشنهادهایی که می تواند کمک و حمایت از زندانیان کارگری و سیاسی را بهتر و ثمربخش تر نماید
9-     کلیپ هایی در رابطه با شاهرخ زمانی و دیگر زندانیان
10-تنظیم کارهای عملی میدانی در کشورها و شهرهای مختلف برای تشدید و گسترش اعتراضات در جهت حمایت از زندانیان
11-تهیه گزارشات مفید و مختصر از کارهای انجام شده تا کنون و کارهای که در حال انجام هستند
12-جمع آوری کمک های مالی برای شاهرخ زمانی و محمد جراحی
13-دیگر کارهایی که دوستان و رفقا تشخیص می دهند که می تواند کمکی در جهت حمایت و آزادی شاهرخ زمانی و دیگر کارگران زندانی و زندانیان سیاسی باشد
14-لازم به ذکر است  که دوستان داخل کشور می توانند به تشخیص خود با نام مستعار مطالب خود را ارسال نمایند و در صورت ممکن اعتراضاتی در تاریخ های 17 تا 20 خرادا برگزار نمایند.
15-ما از تمامی دوستان ، رفقا ، سازمانها و نهادهای کارگری و آزادیخواه و نهادهای بین مللی و احزاب و سازمانهای کارگری تمامی جهان می خواهیم با برنامه ریزی های متمرکز و متحدانه به دستگیری ، شکنجه ، محاکمه و زندانی کردن و پرونده سازی های دروغین علیه کارگران، بخصوص شاهرخ زمانی و دوستش محمد جراحی هرچه بیشتر آماده شوند.
با ایجاد اکسیونها ، سمینارها و تجمع ها در مقابل نهادهای حقوق بشر و سفارت خانه های جمهوری اسلامی دست به اعتراضات گسترده بزنیم.
همچنین از تمامی کارگران و تشکل های توده ای و سیاسی کارگران و نهادهای حمایتی و آزادیخواهی ایران و جهان می خواهیم به آکسیون اعتراضی به آل ای او (13 ژوئن) پیوسته و موضوع حمایت از کارگران زندانی و زندانیان سیاسی بخصوص شاهرخ زمانی و محمد جراحی را نیز هر چه بیشتر پیش ببریم .
نوشتن و ارایه ولو یک بیت شعر یا یک صفحه مطلب حمایتی یا انتقادی از طرف هر دوست و رفیقی می تواند ضمن شرکت شما در حمایت از آزادیخواهی و حمایت از جنبش کارگری باعث حمایت گسترده از شاهرخ و دوستانش شود و در نبرد میان انقلابیون و جمهوری اسلامی ارتجاعی یک گام به جلو باشد .
دوستان و رفقا :
قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.
 حمایتهای کوچک ، حتی ارایه یک پیشنهاد می تواند دریای بیکرانی از حمایتها را به بار آورد و آنگاه شاهد آزادی عزیزان زندانی خواهیم شد .
از نظر ما هر گام کوچک در این جهت قابل تقدیر و قدردانی و بسیار مثبت و ثمربخش خواهد بود .
توضیح : 1-دوستان و رفقا می توانند مطالب خود را منتشر نمایند ولی لازم  است قبل یا بعد از انتشار نسخه ای از آن را جهت درج در دفترچه های سالگرد دستگیری شاهرخ زمانی و دوستانش برای کمیته حمایت از شاهرخ زمانی ارسال نمایندتا بتوانیم به مطالبی که در این رابطه نوشته شده اند دسترسی داشته باشیم .
توضیح 2 – لازم است تمامی اعضای کمیته حمایت از شاهرخ زمانی در اطلاع رسانی ، توضیح و تشریح و جمع آوری آثار منتشر شده در جهت موضوعات این فراخوان هر چه بیشتر فعال گردند
توضیح 3 - از تمامی دوستان و رفقا می خواهیم در بالای آثار خود و هم چنین در قسمت موضوع ایمیل ارسالی خود که به منظور سالگرد دستگیری شاهرخ و دوستانش تهیه کرده اند بنویسند " مبارزه سیاسی نباید جرم  محسوب شود "و همچنین مهلت ارسال برای آثار مورد نظر از امروز تا تاریخ 17 3/1392 در نظر گرفته شده است
توضیح 4 – شاهرخ و دوستانش در تاریخ 17 تا 19 /3/1390 دستگیر شدند در تاریخ 27/5/1390 دادگاه برگزار شد حکم در تاریخ 6/6/1390 صادر و در تاریخ 27/6/1390 ابلاغ گردید و در همین تاریخ اعتراض کتبی داده شد شاهرخ در تاریخ 27/7/1390 با 200 میلیون وثیقه موقتا" آزاد شد و محمد جراحی نیز با وثیقه 100 میلیون در تاریخ 11/7/1390 موقتا" آزاد گردید و در تاریخ 25/10/1390 هر دو نفر مجددا" دست گیر شدند هم اکنون شاهرخ زمانی در بند 4 سالن 12 زندان گوهر دشت به سر می برد و محمد جراحی در بند کاردرمانی زندان مرکزی تبریز زندانی است.
پیش به سوی اتحاد بیش‌تر برای فشار بیش‌تر
پیش به سوی اعتراضات گسترده‌تر با شعار
کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

20/2/1392